English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 133 (8 milliseconds)
English Persian
software oriented نرم افزارگرا
Other Matches
oriented گرویده
oriented متمایل به
oriented جهت دار
target-oriented <adj.> هدف گرا
goal oriented هدف گرا
goal oriented مقصد گرا
object oriented استفاده میکند
computer oriented کامپیوتر گرا
goal-oriented <adj.> مقصد گرا
target-oriented <adj.> مقصد گرا
object oriented استفاده میکند تا شکل تصویر را شرح دهد به جای اینکه در شکل پیکس ایجاد کند
goal-oriented <adj.> هدف گرا
mission , oriented لازم برای انجام ماموریت ضروری برای انجام ماموریت
market oriented در جهت بازار
market oriented بازاری
motor oriented حرکت گرا
object oriented روش برنامه نویسی مثل ++C که هر قطعه برنامه به عنوان یک شی که در ارتباط با سایر اشیا است در برنامه به کار می رود
object oriented زبان برنامه نویسی که برای برنامه نویس شی گرا مثل C++ به کار می رود
machine oriented ماشین گرا
object oriented تصویری که از بردارهای تعریف
goal-oriented <adj.> هدف دار
target-oriented <adj.> هدف دار
sense oriented حس گرا
task oriented تکلیف گرا
transaction oriented تراکنش گر
procedure oriented رویه گرا
problem oriented مسئله گرا
application oriented کاربرد گرا
future-oriented <adj.> پایدار [نسبت به آینده]
area oriented بر مبنای خصوصیات منطقه با توجه به منطقه
future-oriented <adj.> آینده گرا
byte oriented لقمه گرا
procedure oriented language زبان رویه گرا
problem oriented language زبان باگرایش مسئله
problem oriented language زبان مسئله گرا
object oriented programming برنامه نویسی مقصود گرا
object oriented graphics نگاره سازی موضوعی
transaction oriented processing پردازش تغییرگرا
user oriented language زبان استفاده کننده گرا
word oriented computer کامپیوتر کلمه گرا
character oriented protocol پروتکل با گرایش کاراکتری پروتکل کاراکترگرا
competition oriented pricing قیمت گذاری رقابت امیز
computer oriented language زبان کامپیوترگرا
demand oriented pricing قیمت گذاری با توجه به شرایط تقاضا
human oriented language زبان ارایش یافته بشری
application oriented language زبان کاربردی
machine oriented language زبان ماشین گرا
magazines computer oriented مجلات کامپیوتری
action oriented management report گزارشی که شرایط غیرعادی رابا توجه ویژهای که نیازدارد به مدیریت هشدار میدهد
record oriented database management برنامه مدیریت پایگاه دادههای رکوردی
object oriented programming language زبان برنامه نویسی موضوعی
software مجموعه کامل برنامه ها
software که امکان اجرای کار مشخص را فراهم میکند
software هر برنامه یا گروه برنامه هایی که نحوه اجرای نرم افزار را مشخص میکند و شامل سیستم عامل , پردازشگر کلمه و برنامههای کاربردی است
software نرم افزار
table oriented database management progr برنامه مدیریت پایگاه دادههای جدولی
toolkit software بسته نرم افزاری که به شخص امکان توسعه کاربردهای خاص خود رابسیار ساده تر از حالتی که شخصا" تمام یک برنامه رامی نویسد فراهم می اورد
software protection حفافت نرم افزاری
software product محصول نرم افزاری
software portability قابلیت حمل نرم افزار
software piracy دزدی نرم افزار
software piracy سرقت نرم افزاری
software package بسته پیش نوشته نرم افزاری
software package بسته نرم افزاری
software mointor برنامهای که برای اهداف سنجش بکار می رود
software mointor دیده بان نرم افزاری
software mointor مبصر نرم افزاری
software publisher ناشر نرم افزار
software resources منابع نرم افزار
software science علم نرم افزار
unbundled software نرم افزاری که قیمت آن همراه با قیمت قطعه نیست
port [software] دریچه ای [مدار و اتصالی] که امکان ارسال و دریافت داده را میدهد [نرم افزار] [رایانه شناسی]
wizard [software] دستیار
systems software نرم افزار سیستم
system software نرم افزار سیستم
statistical software نرم افزار اماری
software transportability قابلیت انتقال نرم افزاری
software tool ابزار نرم افزار
software system سیستم نرم افزاری
software switch گزینه نرم افزاری
software security امنیت نرم افزاری
software maintenance نگهداری نرم افزار
anthropomorphic software نرم افزاری که به آنچه کاربر می گوید عکس العمل نشان میدهد
integrated software نرم افزار مجتمع
library software نرم افزار کتابخانهای
mathematical software نرم افزار ریاضی
packaged software نرم افزار بستهای
packaged software بسته پیش نوشته
presentation software برنامه نرم افزاری که به کاربر امکان ایجاد نمایش تجاری با گراف و داده و متن و تصویر میدهد
manufacturer's software نرم افزار سازنده
scalable software برنامه کاربردی گروهی که میتواند کاربردن بیشتری را روی شبکه بدون نیاز به گسترش نرم افزار جدید جا دهد
software base مبنای نرم افزار
custom software نرم افزار مشتری
compatible software نرم افزار سازگار
application software programs application
application software نرم افزار کاربردی
bespoke software نرم افزاری بکه برای یک نیاز خالص مصرف کننده نوشته شده است
beta software نرم افزاری که هنوز تمام آزمایش ها رویش تمام نشده و ممکن است هنوز مشکل داشته باشد
bundled software نرم افزاری که همراه با قیمت کامپیوتر فروخته میشود
bundled software نرم افزار همراه
business software نرم افزارهای تجاری
canned software نرم افزار اماده
communications software نرم افزار مخابراتی
software broker دلال نرم افزار
software house مرکز نرم افزاری
software documents مستندات نرم افزاری
software house خانه نرم افزاری
software encryption پنهان کردن نرم افزاری
software flexibility انعطاف پذیری نرم افزار
software ergonomics کارسنجی نرم افزار
software engineer مهندس نرم افزار
software engineering مهندس نرم افزار
software engineering مهندسی نرم افزار
software engineers مهندسین نرم افزار
software librarian بایگان نرم افزار
software company شرکت نرم افزاری
software compatability سازگاری نرم افزاری
software license مجوز نرم افزار
software compatible نرم افزار سازگار
software compatible سازگاری نرم افزاری
software compatible همسازی نرم افزاری
software contigration پیکربندی نرم افزار
software license امتیاز نرم افزار
software development توسعه نرم افزاری
software command language زبان فرمانی نرم افزاری
command driven software نرم افزار فرمان گرا
home grown software برنامههای نوشته شده توسط استفاده کنندگان سیستم کامپیوتری
home management software برنامههای طراحی شده جهت استفاده داخلی
public domain software نرم افزار همگانی
menu driven software نرم افزارهای فهرست گرا
public domain software نرم افزارعمومی یا همگانی
This software doesn't run on Windows. این نرم افزار در سیستم ویندوز کار نمی کند.
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com