Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 206 (11 milliseconds)
English
Persian
adverse reactions
آثار جانبی
by-effects
آثار جانبی
byeffects
آثار جانبی
secondary effects
آثار جانبی
side effects
آثار جانبی
spillover effects
آثار جانبی
Other Matches
fine art
آثار هنری نمایشگاه آثار هنری
expansion interface
حافظه جانبی وسایر دستگاههای جانبی رابه یک کامپیوتر اصلی اضافه کند
Monumental design
طرح آثار باستانی
bells and whistles
خصوصیات جانبی و پیشرفته یک برنامه کاربردی یا وسیله جانبی
sidelap
بالههای جانبی هواپیما پوشش جانبی عکسها رویهم
feretory
[صندوق آثار مقدس کلیسا]
after image
[آثار باقیمانده درچشم پس ازدیدن چیزی]
peripheral
مداری که امکان کار کامپیوتر با رسانه جانبی با کمک پورتهای سریال و موازی و سایر سیگنالهای تصدیق لازم برای واسط شدن بین وسیله جانبی
channeled
واسط بین کامپیوتر مرکز و وسایل جانبی به همراه یک کانال که سیگنالهای وضعیت را از سایر وسایل جانبی دستور میکند
channeling
واسط بین کامپیوتر مرکز و وسایل جانبی به همراه یک کانال که سیگنالهای وضعیت را از سایر وسایل جانبی دستور میکند
channelled
واسط بین کامپیوتر مرکز و وسایل جانبی به همراه یک کانال که سیگنالهای وضعیت را از سایر وسایل جانبی دستور میکند
channel
واسط بین کامپیوتر مرکز و وسایل جانبی به همراه یک کانال که سیگنالهای وضعیت را از سایر وسایل جانبی دستور میکند
channels
واسط بین کامپیوتر مرکز و وسایل جانبی به همراه یک کانال که سیگنالهای وضعیت را از سایر وسایل جانبی دستور میکند
communication
بافری در گیرنده که به یک وسیله جانبی کند اجازه قبول داده از یک وسیله جانبی سریع میدهد بدون کم کردن سرعت
side effect
عوارض جانبی
[اثر جانبی]
Are there any antiquities here?
آیا اینجا آثار باستانی
[اشیا عتیقه و جاهای قدیمی]
وجود دارد؟
wait condition
1-وضعیت غیرفعال پردازنده که منتظر ورودی از وسیله جانبی است . 2-دستور خالی برای کاهش سرعت پردازنده تا حافظه یا رسانه جانبی کندتر به آن برسد
wait state
1-وضعیت غیرفعال پردازنده که منتظر ورودی از وسیله جانبی است . 2-دستور خالی برای کاهش سرعت پردازنده تا حافظه یا رسانه جانبی کندتر به آن برسد
power down
خاموش کردن یک کامپیوتر یادستگاه جانبی اقداماتی که به هنگام خرابی برق یا قطع عملیات ممکن است توسط کامپیوتر برای حفافت حالت پردازنده و جلوگیری ازخرابی ان یا دستگاههای جانبی متصل به ان به اجرادراید
adverse reaction
عوارض جانبی
[اثر جانبی]
by-effect
عوارض جانبی
[اثر جانبی]
byeffect
عوارض جانبی
[اثر جانبی]
fall-out
[side effect]
عوارض جانبی
[اثر جانبی]
secondary effect
عوارض جانبی
[اثر جانبی]
spillover effect
عوارض جانبی
[اثر جانبی]
external
روش مرتب سازی فایل حافظه جانبی مثل دیسک طبق منبع اصلی داده واز دیسک به عنوان حافظه جانبی حین ذخیره سازی استفاده میکند
externals
روش مرتب سازی فایل حافظه جانبی مثل دیسک طبق منبع اصلی داده واز دیسک به عنوان حافظه جانبی حین ذخیره سازی استفاده میکند
side spray
بسکهای جانبی گلوله ترکشهای جانبی گلوله
Memling motif
طرح گل مملینگ
[این طرح الهام گرفته شده از آثار هنرمند بلژیکی قرن پانزدهم میلادی، هانس مملینگ است که در فرش های آن ناحیه به چشم می خورد.]
flank observation
دیدبانی جانبی دیدبانی از دیدگاه جانبی
bilateral
دو جانبی
spillover effect
اثر جانبی
secondary effect
اثر جانبی
fall-out
[side effect]
اثر جانبی
adverse reaction
اثر جانبی
byeffect
اثر جانبی
by-effect
اثر جانبی
lateral
جانبی
sidelong
جانبی
accessory
جانبی
contour line
خط جانبی
laterad
جانبی
auxiliary equipment
تجهیزات جانبی
trilaterality
حالت سه جانبی
ancillary equipment
وسیله جانبی
sidelooking airborne radar
رادار جانبی
side effect
نتیجه جانبی
ancillary equipment
تجهیزات جانبی
sideways sum
مجموع جانبی
side-effect
نتیجه جانبی
side-effects
اثر جانبی
side-effects
نتیجه جانبی
spillover effect
نتیجه جانبی
ventrolateral
بطنی و جانبی
accessory
وسیله جانبی
wing wall
دیواره جانبی
side effect
اثر جانبی
side view
نمای جانبی
sideband
باندهای جانبی
aisle
جانبی صحن
side reaction
واکنش جانبی
device
وسیله جانبی
side-effect
اثر جانبی
side chain
زنجیر جانبی
side friction
اصطکاک جانبی
side circuit
مدار جانبی
devices
وسیله جانبی
byeffect
عوارض جانبی
side group
گروه جانبی
aisles
جانبی صحن
lateral buckling
کمانکش جانبی
i/o
وسیله جانبی
laterality
برتری جانبی
flank speed
سرعت جانبی
adverse reactions
اثرهای جانبی
by-effects
اثرهای جانبی
byeffects
اثرهای جانبی
secondary effects
اثرهای جانبی
end gable
نمای جانبی
lateral dominance
برتری جانبی
marginal bund
خاکریز جانبی
lateral yield
له شدگی جانبی
lateral control
کنترل جانبی
lateral dispersion
پراکندگی جانبی
fall-out
[side effect]
نتیجه جانبی
by-effect
نتیجه جانبی
lateral surface
سطح جانبی
secondary effect
نتیجه جانبی
input/output
وسیله جانبی
adverse reaction
نتیجه جانبی
side effects
اثرهای جانبی
dorsolateral
پشتی و جانبی
lateral fissure
شیار جانبی
unit
وسیله جانبی
lateral shifts
تغییرات جانبی
byeffect
نتیجه جانبی
lateral load
بار جانبی
units
وسیله جانبی
cross wind
باد جانبی
peripheral
دستگاه جانبی
lateral shifts
حرکت جانبی
lateral inversion
معکوس جانبی
peripherals
دستگاههای جانبی
oblique fire
اتش جانبی
spillover effects
اثرهای جانبی
lateral pressure
فشار جانبی
crabs
حرکت جانبی ناو
side effect
اثرجانبی نتیجه جانبی
crab
حرکت جانبی ناو
sides way
تغییر مکان جانبی
sidelooking airborne radar
رادار با دید جانبی
sidelobe
بیم جانبی رادار
ventrolateral
درقسمت جانبی شکم
side-effects
اثرجانبی نتیجه جانبی
side tone
صدای جانبی گوشی
lateral magnifying power
درشت نمایی جانبی
side-effect
اثرجانبی نتیجه جانبی
lateral and sway bracing
حرکات جانبی و نوسانی
processor
پردازنده جانبی مخصوص
angle of sideslip
زاویه انحراف جانبی
peripheral equipment operator
متصدی تجهیزات جانبی
peripheral controller
کنترل کننده جانبی
diaschisis
کارکرد پریشی جانبی
girthed area
سطح جانبی
[ریاضی]
notch piers
پایههای جانبی سرریز
side chain substitution
استخلاف در زنجیر جانبی
miniperipheral
دستگاه جانبی کوچک
angle of sideslip
زاویه لغزش جانبی
lateral support
تکیه گاه جانبی
lateral-adjustment lever
سطح تنظیم جانبی
sculpture in the round
پیکره سازی همه جانبی
transverse process
زائده جانبی ستون فقرات
sidepiece
قطعه کناری بخش جانبی
asymmetrical sideband transmission
پخش باند جانبی مانده
vestigial sideband transmission
پخش باند جانبی مانده
profile
برش عمودی تصویر جانبی
profiled
برش عمودی تصویر جانبی
side overlap
پوشش جانبی عکس هوایی
profiles
برش عمودی تصویر جانبی
lateral strain
تغییر شکل نسبی جانبی
profiling
برش عمودی تصویر جانبی
B:
بیان کننده دیسک درایو جانبی
sbc
RA و رابط دستگاه جانبی RO ,Computer SmallBusiness
computer interface unit
وسیله اتصال دستگاههای جانبی به کامپیوتر
shortest
تخته جانبی که از حد معمول کوتاهتر است
processor
پردازندهای که از حافظه جانبی استفاده میکند
short
تخته جانبی که از حد معمول کوتاهتر است
failure
خرابی وسیله ناشی از اثرات جانبی
polled
بیان وضعیت وسیله جانبی در شبکه
interrupt
حق تقدم منتسب به وقفه از وسیله جانبی
interrupting
حق تقدم منتسب به وقفه از وسیله جانبی
interrupts
حق تقدم منتسب به وقفه از وسیله جانبی
sub-
کد شناسایی وسیله جانبی برای دستیابی به آن
lateral deflection of beam
تغییر شکل فرعی یا جانبی تیر
bells and whistles
صدا ودستگاههای جانبی بیشتراست نواوری
sidelobe
ستونهای جانبی انرژی انتن رادار
shorter
تخته جانبی که از حد معمول کوتاهتر است
lateral gain
پوشش جانبی زمین درعکاسی هوایی
failures
خرابی وسیله ناشی از اثرات جانبی
polls
بیان وضعیت وسیله جانبی در شبکه
poll
بیان وضعیت وسیله جانبی در شبکه
forms
وسایل جانبی که مربوطه به خروجی چاپگر هستند.
auxiliaries
پشتیبان یا وسیله جانبی در صورت بروز مشکل
port
یچ ای که به کاربر امکان میدهد که وسیله جانبی که کامپیوتر
vendors
کمپانی فروش وسائل جانبی کامپیوتر فروشنده
controller
سخت افزار یا نرم افزاری که یک وسیله جانبی
auxiliary
پشتیبان یا وسیله جانبی در صورت بروز مشکل
stair towers turrets
برجهای پله دار جانبی هشتی ورودی
form
وسایل جانبی که مربوطه به خروجی چاپگر هستند.
formed
وسایل جانبی که مربوطه به خروجی چاپگر هستند.
vendor
کمپانی فروش وسائل جانبی کامپیوتر فروشنده
controllers
سخت افزار یا نرم افزاری که یک وسیله جانبی
outputs
کانال ارتباطی که خروجی را به رسانه جانبی می برد
peripheral
انتقال داده بین CPU و رسانه جانبی
peripheral
فرفیت ذخیره سازی موجود در وسیله جانبی
output
کانال ارتباطی که خروجی را به رسانه جانبی می برد
input/output
کلمهای که بیتهایش وضعیت رسانه جانبی را شرح میدهد.
devices
مشخصه یکتا و کد انتخاب شده برای هر وسیله جانبی
load
فرمانی انتقال اطلاعات ازحافظه جانبی به حافظه اصلی
loads
فرمانی انتقال اطلاعات ازحافظه جانبی به حافظه اصلی
enhancement
امکان جانبی که خروجی یا کارایی یک وسیله را افزایش میدهد
peripheral
رسانه جانبی که با سرعت بالا با کامپیوتر کار میکند
PCMCIA
حافظه یا وسیله جانبی که با استاندارد PCMCIA مط ابقت دارد
device
مشخصه یکتا و کد انتخاب شده برای هر وسیله جانبی
hardware
دیسکها و مکانیزم هایی که یک کامپیوتر و وسایل جانبی آنرا می سازد
eia interface
یک رابط استاندارد میان دستگاههای جانبی وریزکامپیوترها و مدمها وترمینالها
peripheral
قطعه خارجی پردازنده مرکزی که حاوی خصوصیات جانبی است
peripheral
1-وسایل جانبی که در کامپیوتر استفاده می شوند مثل چاپگر یا اسکنر. 2-
accessorize
اضافه کردن وسایل جانبی و تزئینات به لباس و اتاق و غیره
external
سیگنال وقفه از رسانه جانبی برای بیان توجه لازم
adapter
کارت واسط جانبی که به وسایل ناهماهنگ امکان ارتباط میدهد
externals
سیگنال وقفه از رسانه جانبی برای بیان توجه لازم
parallels
تعداد وسایل جانبی که به صورت موازی به یک باس وصل هستند
parallelling
تعداد وسایل جانبی که به صورت موازی به یک باس وصل هستند
parallelled
تعداد وسایل جانبی که به صورت موازی به یک باس وصل هستند
enhance
واسط استاندارد CPU و وسایل جانبی مثل درایوهای دیسک
paralleling
تعداد وسایل جانبی که به صورت موازی به یک باس وصل هستند
parallel
تعداد وسایل جانبی که به صورت موازی به یک باس وصل هستند
processor
که طبق سرعت پردازنده و نه رسانه جانبی تنظیم شده است
enhanced
واسط استاندارد CPU و وسایل جانبی مثل درایوهای دیسک
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com