Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (12 milliseconds)
English
Persian
significant
آنچه معنای مخصوصی دارد
significantly
آنچه معنای مخصوصی دارد
Other Matches
ambiguous
آنچه دو معنای ممکن دارد
significance
معنای مخصوص دارد
biased
آنچه اریب دارد
multifunction
آنچه تابعهای متعددی دارد
relevant
آنچه ارتباط مهمی دارد
distant
آنچه در محلی قرار دارد
What costs little is little esteemed .
<proverb>
آنچه کم بهاست ارج کمترى دارد .
desktop
آنچه در بالا میز قرار دارد
centralized
آنچه در یک موقعیت مرکزی قرار دارد
transients
آنچه برای مدت کوتاهی وجود دارد
transient
آنچه برای مدت کوتاهی وجود دارد
atto
معنای پیشوندی با معنای یک تریلیونم یا بیلیونیوم یک بیلیون
international standards organization
طرح شبکه استاندارد ISO که به صورت لایهای است و هر لایه کار مخصوصی دارد و به سیستمهای مختلف امکان ارتباط میدهد البته در صورتی که مط ابق با استاندارد باشند
smiley
فاهری که با حروف متن ایجاد میشود که به پیام پست الکترونیکی معنای واقعی دهد مثلاگ به معنای خنده و - غیگین است
classing
در یک زبان برنامه سازی تعریف آنچه یک تابع نرم افزاری باید انجام دهد ویا نوع دادهای که یک متغیر میتواند نگه دارد
classed
در یک زبان برنامه سازی تعریف آنچه یک تابع نرم افزاری باید انجام دهد ویا نوع دادهای که یک متغیر میتواند نگه دارد
class
در یک زبان برنامه سازی تعریف آنچه یک تابع نرم افزاری باید انجام دهد ویا نوع دادهای که یک متغیر میتواند نگه دارد
best fit
1-آنچه که تط ابق بیشتری با یک نیاز دارد 2-تابعی که کوچکترین تصادفی موجود در حافظه اصلی را انتخاب میکند برای یک صفحه مجازی در خواست شده
classes
در یک زبان برنامه سازی تعریف آنچه یک تابع نرم افزاری باید انجام دهد ویا نوع دادهای که یک متغیر میتواند نگه دارد
Tell not all you know , nor do all you can.
<proverb>
به زبان نیاور هر آنچه مى دانى,انجام نده هر آنچه مى توانى .
scalar
متغیری که یک مقدارمجزا منتسب به خود دارد. یک مقدارمجزا پایه دارد. بردار دویا چند مقدارجهت دار دارد
Whatsoever
هرچه
[هر آنچه]
[آنچه ]
smacks
مزه مخصوصی داشتن
privilege
امتیاز مخصوصی اعطاکردن
smack
مزه مخصوصی داشتن
adhoc
ویژه امر مخصوصی
to smack
[of]
مزه مخصوصی داشتن
smacked
مزه مخصوصی داشتن
functions
مشخصه مخصوصی در کامپیوتر یا پردازنده لغت
special troops
یکانهای مخصوصی که به لشگرمامور شده باشند
hairdos
ارایش موی زنان بفرم مخصوصی
hairdo
ارایش موی زنان بفرم مخصوصی
function
مشخصه مخصوصی در کامپیوتر یا پردازنده لغت
functioned
مشخصه مخصوصی در کامپیوتر یا پردازنده لغت
adm 0
موشک مخصوصی که روی هواپیمای ب- 25 سوار شده است
oilite bushing
بوش مخصوصی از جنس برنز اشباع شده با روغن
cant
باناله سخن گفتن بالهجه مخصوصی صحبت کردن
built-in
تابع مخصوصی که در برنامه پیاده سازی شده است
cleaned
دیسک مخصوصی که کثیفی را ازنوک خوندن / نوشتن پاک میکند
cleanest
دیسک مخصوصی که کثیفی را ازنوک خوندن / نوشتن پاک میکند
clean
دیسک مخصوصی که کثیفی را ازنوک خوندن / نوشتن پاک میکند
cleans
دیسک مخصوصی که کثیفی را ازنوک خوندن / نوشتن پاک میکند
non-
در معنای نه
negatives
به معنای
negative
به معنای
mono-
در معنای تک یا یک
pre-
در معنای پیش از
kilo
در معنای یک هزار
denotation
معنای صریح
kilos
در معنای یک هزار
inter-
در معنای بین
n
در معنای نانو
mini-
در معنای کوچک
positive
در معنای بله
connotations
معنای ضمنی
pre
در معنای پیش از
anti-
به معنای "مخالف "
connotation
معنای ضمنی
implication
معنای ضمنی
sub-
در معنای کمتر
implications
معنای ضمنی
fastest
آنچه به سرعت حرکت میکند. آنچه به سرعت کار میکند.
fasted
آنچه به سرعت حرکت میکند. آنچه به سرعت کار میکند.
fast
آنچه به سرعت حرکت میکند. آنچه به سرعت کار میکند.
fasts
آنچه به سرعت حرکت میکند. آنچه به سرعت کار میکند.
talent scout
کسیکه اشخاص لایق وذیفن رابرای کار مخصوصی کشف واستخدام کند
talent scouts
کسیکه اشخاص لایق وذیفن رابرای کار مخصوصی کشف واستخدام کند
nimbus
وندی به معنای باران زا
atto
پیشوندی به معنای 01 به توان 81-
quad
در معنای چهار بار
ampersand
علامت چاپی & به معنای "و"
nimbuses
وندی به معنای باران زا
nano
پیشوندی به معنای یک بیلیونیم
suffixix
لفظ معنای الحاقی
micro-
در معنای یک میلیونیوم واحد
g
در معنای یک هزار میلیون
tera
پیشوندی به معنای یک تریلیونیم
quads
در معنای چهار بار
nano
پیشوندی به معنای 01 به توان 9-
hecto
پیشوندی به معنای یکصد
micro-
در معنای خیلی کوچک
semi-
در معنای نصف یا بخش
ultra-
در معنای بسیار بزرگ
adding
فایل مخصوصی که در آن رکوردها پیش از بهنگام سازی پایگاه داده اصلی ذخیره می شوند
bookmark
کد یک متن در بخش مخصوصی از آن که به کاربر اجازه میدهد بعداگ به همان نقط ه مراجعه کند
Briefcase utility
در ویندوز امکان مخصوصی برای به روز نگه داشتن فایلهای کامپیوتر قابل حمل یا PC
bookmarks
کد یک متن در بخش مخصوصی از آن که به کاربر اجازه میدهد بعداگ به همان نقط ه مراجعه کند
adds
فایل مخصوصی که در آن رکوردها پیش از بهنگام سازی پایگاه داده اصلی ذخیره می شوند
add
فایل مخصوصی که در آن رکوردها پیش از بهنگام سازی پایگاه داده اصلی ذخیره می شوند
semantics
معنای کلمات یا نشانها در برنامه ها
multi-
در معنای زیاد یا بیشتر از یکی
counter-
پیشوندی به معنای مخالف یاضد
multi
در معنای زیاد یا بیشتر از یکی
pico
پیشوندی به معنای 01 به توان منفی 21
a word with a pejorative connotation
واژه ای با معنای ضمنی منفی
super-
در معنای خیلی خوب یا قدرتمند
point designation
شبکه بندی مخصوصی که برای تعیین نقاط نسبت به هم روی عکس هوایی کشیده میشود
N.A
مخفف به معنای غیر قابل اجرا
kara
به معنای رنگ سیاه
[در زبان ترکی]
null
حرفی که معنای هیچ چیز میدهد.
m
علامت اختصاری مگا به معنای یک میلیون
fullest
کامپیوتر همراه با کارت مخصوصی که به قدری سریع است که تصاویر ویدیویی متحرک را می گیرد و نمایش میدهد.
mat
زیرپایی یا تشک مخصوصی که بازیگر باگذاشتن پای خودروی ان بازی بولینگ روی چمن را اغاز میکند
mats
زیرپایی یا تشک مخصوصی که بازیگر باگذاشتن پای خودروی ان بازی بولینگ روی چمن را اغاز میکند
full
کامپیوتر همراه با کارت مخصوصی که به قدری سریع است که تصاویر ویدیویی متحرک را می گیرد و نمایش میدهد.
erase character
حرفی که به معنای انجام هیچ کار است
alinik design
واژه ترکی به معنای طرح محرابی یا جانمازی
. The car is gathering momentum.
اتوموبیل دارد دور بر می دارد
RTFM
خلاصه معروف درپیام به معنای " خواندن دستور کار"
u
جانشینی برای حرف یونانی "mu" به معنای میکرو یاریز میباشد
zone bits
بیتهای مخصوصی که درکنار بیتهای عددی برای نمایش کاراکترهای الفبایی بکار میروند
clevis bolt
پیچ مخصوصی با سر گردشکافدار برای نشستن پیچ گوشتی
kb
واحد اندازه گیری رسانه با فرفیت بالا با معنای هزار بایت
IF statement
عبارت برنامه نویس کامپیوتری به معنای انجام یک عمل در صورتی که یک موقعیت درست است .
kilo
واحد اندازه گیری وسیله رسانه سازی با فرفیت بالا به معنای هزار بایت داده
IF statement
عبارت زبان برنامه نویسی سطح بالا به معنای اینکه IF چیزی قابل انجام نیست
kilos
واحد اندازه گیری وسیله رسانه سازی با فرفیت بالا به معنای هزار بایت داده
Walls have ears
<idiom>
دیوار موش دارد و موش گوش دارد
[اصطلاح]
labor theory of value
براساس این نظریه قیمتهای نسبی کالاها به مقادیر نسبی کارکه در تولید ان کالاهابکاررفته بستگی دارد بخش عمدهای از اقتصاد مارکس برپایه نظریه ارزش کارقرار دارد
soft keys
کلیدهای روی صفحه کلید که می توانند دارای معنای تعریف شدهای توسط استفاده کننده باشند
zero insertion force socket
[قطعه ای که ترمینال های اتصال متحرک دارد و امکان درج قطعه بدون اعمال نیرو دارد سپس اهرم کوچکی می چرخد تا با لبه های قطعه برخورد کند]
handshaking
استفاده از سیگنال تصدیق در معنای آمادگی بری ارسال و دریافت که به کامپیوتر اجازه میدهد یا وسیله کندتر کار کند
handshake
استفاده از سیگنال تصدیق در معنای آمادگی بری ارسال و دریافت که به کامپیوتر اجازه میدهد یا وسیله کندتر کار کند
handshakes
استفاده از سیگنال تصدیق در معنای آمادگی بری ارسال و دریافت که به کامپیوتر اجازه میدهد یا وسیله کندتر کار کند
semantics
1-بخشی از زبان که مربوط به معنای کلمات بخشهای کلمات یا ترکیبات آنهاست . 2-
prefix
کلمه متصل به ابتدای کلمه بعد که به آن معنای خاص می بخشد
prefixes
کلمه متصل به ابتدای کلمه بعد که به آن معنای خاص می بخشد
enclave economices
اقتصادهائی که عمدتا درکشورهای در حال توسعه وجود دارد در این اقتصادهاتعداد کمی مناطق پیشرفته ازنظر اقتصادی وجود دارد وبقیه مناطق که وسیعترند ازرشد و پیشرفت بسیار کمی برخوردار میباشند
grant
واگذار کردن تعهد کردن واگذاری به معنای اعم
granted
واگذار کردن تعهد کردن واگذاری به معنای اعم
grants
واگذار کردن تعهد کردن واگذاری به معنای اعم
walls here ears
دیوار موش دارد موش گوش دارد
com
پسوندی که به معنای این است که نام میدان اینترنت یک شرکت است و معمولاگ پایه آن در آمریکاست
authentic
آنچه درست است
knowledge
آنچه دانسته است
auxiliaries
آنچه کمک میکند
auxiliary
آنچه کمک میکند
exclusive
آنچه شامل نمیشود
constants
آنچه تغییر نمیکند
constant
آنچه تغییر نمیکند
unwanted
آنچه لازم نیست
lightweight
آنچه سنگین نیست
circulating
آنچه به راحتی می چرخد
lightweights
آنچه سنگین نیست
contiguous
آنچه اثر می گذارد
used
آنچه جدید نیست
protective
آنچه حافظت میکند
the long and the short of it
<idiom>
آنچه گفتنی است
the above was a summary
آنچه دربالا گفته شد
previous
آنچه زودتر رخ میدهد
incoming
آنچه از خارج می آید
producing
آنچه تولید میکند
circulars
آنچه در یک دایره می چرخد
circular
آنچه در یک دایره می چرخد
controllable
آنچه قابل کنترل است
transportable
آنچه قابل حمل است
relative
آنچه با دیگری مقایسه شود
expandable
آنچه قابل گسترش باشد
normal
معمولا یا آنچه به ترتیب رخ دهد
What soes not endure does not merit attachment .
<proverb>
آنچه نپاید دلبستگى را نشاید .
extensible
آنچه قابل گسترش است
exchangeable
آنچه قابل تغییر است
chargeable
آنچه قابل شارژ است
residual
آنچه در پشت سر باقی می ماند
common
آنچه اغلب اتفاق میافتد
commoners
آنچه اغلب اتفاق میافتد
commonest
آنچه اغلب اتفاق میافتد
variables
آنچه قابل تغییر است
variable
آنچه قابل تغییر است
efficient
آنچه که خوب کار میکند
availability
آنچه به آسانی بدست آید
electric
آنچه با الکتریسیته کار میکند
third
آنچه بعد از دومین می آید
unedited
آنچه ویرایش نشده است
computable
آنچه قابل محاسبه است
malfunctions
آنچه درست کار نکند
differential
آنچه اختلاف را نشان میدهد
continual
آنچه به طور پیاپی رخ میدهد
removable
آنچه قابل جابجایی است
Seldom seen soon forgotten .
<proverb>
از دل برود هر آنچه از دیده برفت .
What must be must be .
<proverb>
آنچه باید بشود خواهد شد .
roundest
آنچه در دایره حرکت میکند
preformatted
آنچه فرمت شده باشد
round
آنچه در دایره حرکت میکند
maskable
آنچه نادیده گرفتنی است
differentials
آنچه اختلاف را نشان میدهد
characteristic
آنچه مخصوص یا ویژه است
characteristically
آنچه مخصوص یا ویژه است
malfunctions
آنچه کامل کار نکند
simplest
آنچه پیچیده یا مشکل نباشد
simpler
آنچه پیچیده یا مشکل نباشد
simple
آنچه پیچیده یا مشکل نباشد
malfunctioned
آنچه درست کار نکند
flexible
آنچه قابل تغییر است
malfunctioned
آنچه کامل کار نکند
selectable
آنچه قابل انتخاب باشد
malfunction
آنچه درست کار نکند
malfunction
آنچه کامل کار نکند
immediate
آنچه یکباره اتفاق افتد
finished
آنچه کامل شده است
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com