English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
assembly tools ابزار مونتاژ
Other Matches
tool دارای ابزار کردن بصورت ابزار دراوردن
assembles مونتاژ
assembled مونتاژ
assembly مونتاژ
assemble مونتاژ
assembly line خط مونتاژ
assembly lines خط مونتاژ
mounting مونتاژ
control equipment ابزار وارسی ابزار پایش
assmebling scaffold داربست مونتاژ
assembly shop کارگاه مونتاژ
final assembly مونتاژ نهایی
assembly fixture تجهیزات مونتاژ
assembly bench میز مونتاژ
subassembly مونتاژ مقدماتی
engine stand محل مونتاژ موتور
assembly order دستور مونتاژ وسایل
dismantling پیاده کردن قطعات مونتاژ
dismantle پیاده کردن قطعات مونتاژ
dismantled پیاده کردن قطعات مونتاژ
dismantles پیاده کردن قطعات مونتاژ
disassembly عکس عمل مونتاژ تجریه قطعات
This car is assembled in Iran. این اتوموبیل رادرایران سوار می کنند (مونتاژ )
fitting shop کارگاهی که در انجا اجزای ماشین را سوار میکنند کارگاه مونتاژ
clearance fit اتصالی که در ان حدود دوعضو جفت شونده همیشه مونتاژ را محکم می سازد
broach ارتفاع دندانههای ان در طول میله به تدریج زیاد میشودکه از ان به عنوان ابزار یاتیغه صیقل کاری سوراخهای روی یک فلز و یا به عنوان یک ابزار صاف بدون دندانه برنده به منظور صیقل دادن داخل سوراخهای محورهای ساعتهای مچی استفاده میشود
broached ارتفاع دندانههای ان در طول میله به تدریج زیاد میشودکه از ان به عنوان ابزار یاتیغه صیقل کاری سوراخهای روی یک فلز و یا به عنوان یک ابزار صاف بدون دندانه برنده به منظور صیقل دادن داخل سوراخهای محورهای ساعتهای مچی استفاده میشود
broaching ارتفاع دندانههای ان در طول میله به تدریج زیاد میشودکه از ان به عنوان ابزار یاتیغه صیقل کاری سوراخهای روی یک فلز و یا به عنوان یک ابزار صاف بدون دندانه برنده به منظور صیقل دادن داخل سوراخهای محورهای ساعتهای مچی استفاده میشود
broaches ارتفاع دندانههای ان در طول میله به تدریج زیاد میشودکه از ان به عنوان ابزار یاتیغه صیقل کاری سوراخهای روی یک فلز و یا به عنوان یک ابزار صاف بدون دندانه برنده به منظور صیقل دادن داخل سوراخهای محورهای ساعتهای مچی استفاده میشود
assemble یکپارچه کردن مونتاژ کردن
assembled یکپارچه کردن مونتاژ کردن
attaching مونتاژ کردن ثابت کردن
attaches مونتاژ کردن ثابت کردن
attach مونتاژ کردن ثابت کردن
assembles یکپارچه کردن مونتاژ کردن
implemented ابزار
locking device ابزار
implements ابزار
implementing ابزار
tools ابزار
device ابزار
devices ابزار
tool ابزار
implement ابزار
folding ruler خط کش [ابزار]
folding rule خط کش [ابزار]
doodad ابزار
yardstick خط کش [ابزار]
yard stick خط کش [ابزار]
instrumentation ابزار
double meter stick [American] خط کش [ابزار]
gadgets ابزار
gadget ابزار
folding meter stick خط کش [ابزار]
instrument ابزار
hardware ابزار
doodads ابزار
carpenter's rule خط کش [ابزار]
calipers کولیس [ابزار]
physical device ابزار مادی
plier انبردست [ابزار]
vernier caliper قطرسنج [ابزار]
calliper [British] کولیس [ابزار]
vernier caliper کولیس [ابزار]
calliper [British] قطرسنج [ابزار]
sliding caliper قطرسنج [ابزار]
vernier calliper [British] قطرسنج [ابزار]
calipers قطرسنج [ابزار]
vernier calliper [British] کولیس [ابزار]
sliding caliper کولیس [ابزار]
astragal ابزار فیتیله ای
tool maker ابزار مند
tool holder ابزار گیر
toll steel فولاد ابزار
tax instrument ابزار مالیاتی
skiving tool ابزار تراش
steelwork ابزار پولادین
small tool ابزار کوچک
precision tool ابزار دقیق
planishing tool ابزار پرداخت
moulding templet ابزار کشویی
tool set دست ابزار
tool sharpener ابزار چاق کن
toolbox جعبه ابزار
instrument panels پیشخوان ابزار
instrument panels پهنهی ابزار
fishing tackle ابزار ماهیگیری
workbox جعبه ابزار
turning tool ابزار تراشکاری
toolroom اتاق ابزار
tool maker ابزار ساز
toolhouse انبار ابزار
moulding plane رنده ابزار
folding meter stick [American] خط کش تاشو [ابزار]
drills دریل ها [ابزار]
drilling machines دریل ها [ابزار]
carpenter's rule خط کش تاشو [ابزار]
folding meter stick خط کش تاشو [ابزار]
electric drill دریل [ابزار]
drill دریل [ابزار]
drilling machine دریل [ابزار]
electric drills دریل ها [ابزار]
folding metre stick [British] خط کش تاشو [ابزار]
pocket rule خط کش تاشو [ابزار]
folding ruler خط کش تاشو [ابزار]
folding yardstick [metric] خط کش تاشو [ابزار]
folding yardstick [metric] خط کش جیبی [ابزار]
double meter stick [American] خط کش تاشو [ابزار]
folding ruler خط کش جیبی [ابزار]
pocket rule خط کش جیبی [ابزار]
folding metre stick [British] خط کش جیبی [ابزار]
folding meter stick [American] خط کش جیبی [ابزار]
boring machine دریل [ابزار]
helve دسته ابزار
putty knife کارتک [ابزار]
diamond-fret ابزار لوزی
common round ابزار فیتیله
bird's-break ابزار رخ منقاری
bench میز ابزار
astragulus ابزار فیتیله ای
angle-roll ابزار گرد
spackle knife کارتک [ابزار]
knurled tool ابزار آج دار
hawksbill ابزار رخ منقاری
hawksbeak ابزار رخ منقاری
lifting device ابزار بالا بر
spatula [American] ] کارتک [ابزار]
scraper [British کارتک [ابزار]
folding rule خط کش تاشو [ابزار]
yardstick خط کش تاشو [ابزار]
yard stick خط کش تاشو [ابزار]
boring machines دریل ها [ابزار]
centering tool ابزار تمرکز
tool kits جعبه ابزار
clone ابزار همزاد
generating tool ابزار تولید
gosseneck tool ابزار دوخمی
groupware ابزار گروهی
clone ابزار همگن
groupware گروه ابزار
hand tool ابزار دستی
hardware سخت ابزار
bag کیف ابزار
joiner's hardware ابزار نجاری
tool ابزار کار
knurled tool ابزار اج کاری
floating tool ابزار متحرک
flexible drive tool ابزار گردان
tool kit جعبه ابزار
cold heading tool ابزار سردکار
cloned ابزار همزاد
clones ابزار همگن
clones ابزار همزاد
control equipment ابزار نظارت
cloning ابزار همگن
cloned ابزار همگن
credit instrument ابزار اعتباری
cloning ابزار همزاد
head دهنه ابزار
tool box جعبه ابزار
bumping tool ابزار خم کاری
brick workers tool ابزار بنایی
tool boxes جعبه ابزار
firmware استوار- ابزار
lathe tool ابزار تراش
bags کیف ابزار
milling tool ابزار فرزکاری
metal cutting فلزبری [ابزار]
metal cutting tool ماشین ابزار
milling cutter ابزار فرزکاری
means of production ابزار تولید
operandum ابزار پاسخ
development tools ابزار توسعه
machine tool ابزار ماشینی
machine tools ابزار ماشینی
furniture ابزار اهنی
machine shop tool ابزار ماشینی
manipulandum ابزار پاسخ
bale breaker ابزار عدل بازکن
conge [ابزار ربع گرد]
drilling machine مته برقی [ابزار]
drilling machine دستگاه مته [ابزار]
screwdriver پیچ گشتی [ابزار]
turnscrew پیچ گشتی [ابزار]
screwdrivers پیچ گوشتی ها [ابزار]
boring machine دستگاه مته [ابزار]
electric drill دستگاه مته [ابزار]
drill دستگاه مته [ابزار]
turnscrews پیچ گوشتی ها [ابزار]
beak-moulding [ابزار مغزی آویزان]
folding rulers خط کش های جیبی [ابزار]
drip-cap [ابزار بند دماغه آب]
stock دسته ابزار و اسلحه
drip-mould ابزار بند آبچکان
edge-roll ابزار سه ربع گرد
gasket نوعی ابزار مخصوص
pocket rules خط کش های جیبی [ابزار]
Egyptian gorge ابزار گچ بری مصری
box section bed جعبه ماشینهای ابزار
gaskets نوعی ابزار مخصوص
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com