Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (12 milliseconds)
English
Persian
remittance
ارسال وجه واریز وجه
remittances
ارسال وجه واریز وجه
Other Matches
carrier
پروتکل ارتباطات شبکهای که از ارسال دو منبع در یک زمان جلوگیری میکند و باید منتظر شوند و سپس ارسال کنند. قابل استفاده برای کنترل ارسال داده روی شبکه ایترنت
carriers
پروتکل ارتباطات شبکهای که از ارسال دو منبع در یک زمان جلوگیری میکند و باید منتظر شوند و سپس ارسال کنند. قابل استفاده برای کنترل ارسال داده روی شبکه ایترنت
CSMA CD
پروتکل ارتباط شبکهای که مانع ارسال همزمان دو منبع میشود به این ترتیب که باید صبر کنند و در زمان مناسب ارسال کنند برای ارسال داده در اینترنت به کار می رود
landslides
واریز
settles
واریز
landslide
واریز
settlement
واریز
acquittal
واریز
settlements
واریز
settle
واریز
opens
بی دفاع واریز نش
squared
واریز کردن
settle
واریز کردن
squares
واریز کردن
even
واریز کردن
landslide
واریز زمین
quits
واریز شده
square
واریز کردن
outstandingly
واریز نشده
settles
واریز کردن
acquittals
تبرئه واریز
outstanding
واریز نشده
open
واریز نشده
open
بی دفاع واریز نش
opened
واریز نشده
opened
بی دفاع واریز نش
opens
واریز نشده
squaring
واریز کردن
split the difference
<idiom>
واریز اختلاف پول
liquidator
حساب واریز کننده
liquidators
حساب واریز کننده
solvable
واریز شدنی قابل پرداخت
xmodem
پروتکل استاندارد ارسال فایل و تشخیص خطا که در ارسال داده سنکرون
message
روش ارسال پیام ذخیره و ارسال که در Novell استفاده میشود
relays
ارسال داده ازیک منبع وسپس ارسال آن به نقط ه دیگر
relay
ارسال داده ازیک منبع وسپس ارسال آن به نقط ه دیگر
relayed
ارسال داده ازیک منبع وسپس ارسال آن به نقط ه دیگر
messages
روش ارسال پیام ذخیره و ارسال که در Novell استفاده میشود
lockout
مانع کاربر شدن از ارسال پیام به صورت ارسال پیاپی روی شبکه
jitter
خطا در خط ارسال که باعث میشود برق بیتهای داده ارسال آسیب ببیند
lockouts
مانع کاربر شدن از ارسال پیام به صورت ارسال پیاپی روی شبکه
overflows
وضعیتی در شبکه که تعداد ارسال ها از حد بیشتر باشد و به مسیر دیگری ارسال می شوند
overflowed
وضعیتی در شبکه که تعداد ارسال ها از حد بیشتر باشد و به مسیر دیگری ارسال می شوند
overflow
وضعیتی در شبکه که تعداد ارسال ها از حد بیشتر باشد و به مسیر دیگری ارسال می شوند
XON/XOFF
پروتکل ارسال آسنکرون که هر انتهای آن جریان داده را با ارسال کد مخصوص مناسب میکند
scroll
حالت ارسال که هر کلید انتخاب شده را ارسال میکند وبا گیرنده نمایش میدهد
scrolls
حالت ارسال که هر کلید انتخاب شده را ارسال میکند وبا گیرنده نمایش میدهد
constructive receipt billing
ارسال صورت اقلام ارسالی روش ارسال بارنامه
asynchronous
ارسال داده بین وسایلی که مط ابق با ساعت نیستند و هر وقت آماده بودند ارسال می شوند
budget account
حسابی در فروشگاه که وجه خرید اجناس و...به آن واریز می شود
elegit
حکم توقیف اموال مدیون تا زمان واریز بدهی خود
primary
که کانالهای B جداگانه را که میتواند ارسال سیگنال و کنترل پاس چند کیلوبایت در ثانیه را که روی کانال D ارسال می کنند را پشتیبانی کند
correct
روش کد گذاری که اجازه میدهد در حین ارسال در بیتها خطا رخ دهد و آنها را به سرعت صحیح میکند و ارسال مجددد انجام نمیدهد
corrects
روش کد گذاری که اجازه میدهد در حین ارسال در بیتها خطا رخ دهد و آنها را به سرعت صحیح میکند و ارسال مجددد انجام نمیدهد
point of sale
سیستمی که از ترمینال کامپیوتر در نقط ه فروش سایت برای ارسال الکترونیکی یا کنترل ارسال مشابه قیمت گذاری محصول و.. استفاده میشود
correcting
روش کد گذاری که اجازه میدهد در حین ارسال در بیتها خطا رخ دهد و آنها را به سرعت صحیح میکند و ارسال مجددد انجام نمیدهد
limited distance modem
وسیله ارسال داده با محدوده کوتاه که داده دیجیتال خاص را ارسال میکند و نه به صورت تقسیم شده
backwards
تصحیح خطا که توسط گیرنده تشخیص داده شده است و ارسال سیگنال به فرستنده برای ارسال مجدد داده
backward
تصحیح خطا که توسط گیرنده تشخیص داده شده است و ارسال سیگنال به فرستنده برای ارسال مجدد داده
synchronous
پروتکل ارسال داده که در lsnal معماری شبکه سیستم IBM استفاده میشود و نحوه ارسال داده سنکرون را بیان میکند
collision detection
پروتکل ارتباطات شبکهای که مانع ارسال همزمان از دو منبع میشود به این ترتیب که باید صبر کنند و سپس ارسال کنند
upload
1-ارسال فایلهای داده یا برنامه از یک کامپیوتر کوچک به CPU اصلی . 2-ارسال فایل از یک کامپیوتر به BBS یا کامپیوتر میزبان .
sequential
پروتکل ارسال شبکه ساخت شبکه سافت VOVELL برای اجرای ارسال و دریافت شبکه IPX
destinations
محلی که چیزی ارسال میشود مکانی که داده ارسال میشود
block shipment
ارسال تدارکات به طور یکجا ارسال اماد به طور قوال
destination
محلی که چیزی ارسال میشود مکانی که داده ارسال میشود
idled
نشانه یا کدی که به معنای انجام هیچ عمل است یا کدی که وقتی ارسال میشود که هیچ دادهای برای ارسال در آن زمان آماده نیست
idle
نشانه یا کدی که به معنای انجام هیچ عمل است یا کدی که وقتی ارسال میشود که هیچ دادهای برای ارسال در آن زمان آماده نیست
idles
نشانه یا کدی که به معنای انجام هیچ عمل است یا کدی که وقتی ارسال میشود که هیچ دادهای برای ارسال در آن زمان آماده نیست
idlest
نشانه یا کدی که به معنای انجام هیچ عمل است یا کدی که وقتی ارسال میشود که هیچ دادهای برای ارسال در آن زمان آماده نیست
clearance
تسویه حساب واریز حساب فاصله ازاد لقی
red concept
جدا کردن وسایل مخابراتی ارسال پیامهای طبقه بندی شده و رمز از وسایل ارسال پیامهای کشف
modem
وسیلهای که امکان ارسال داده از طریق خط تلفن با تبدیل کردن سیگنال دودویی از کامپیوتر به سیگنال آنالوگ صوتی ه قابل ارسال روی خط تلفن است فراهم می :ند
message
نرم افزاری که پیام پستی جدید را موقت ذخیره میکند و پس به مقصد اصلی ارسال میکند. در برخی برنامههای کاربردی پست الکترونیکی چندین عامل ارسال داده وجود دارند هر یک برای یک نوع روش .
MTA
نرم افزاری که پیام پستی جدید را متوقتا ذخیره میکند و پس به مقصد صحیح می فرستد. در بیشتر برنامههای کاربردی پست الکترونیکی عوامل ارسال پیام مقصدی وجود دارند. هر یک برای یک نوع روش ارسال .
messages
نرم افزاری که پیام پستی جدید را موقت ذخیره میکند و پس به مقصد اصلی ارسال میکند. در برخی برنامههای کاربردی پست الکترونیکی چندین عامل ارسال داده وجود دارند هر یک برای یک نوع روش .
broadband ISDN
سرویس ارسال داده سریع که به داده و صوت اجازه ارسال در یک شبکه گسترده میدهد در حال حاضر سیستمهای Asynchronous Transfer Mode Multimegabit Data Services دو نوع از این سرویس هستند
despatched
ارسال کردن ارسال
despatching
ارسال کردن ارسال
dispatches
ارسال کردن ارسال
dispatch
ارسال کردن ارسال
despatches
ارسال کردن ارسال
dispatched
ارسال کردن ارسال
bandwidth
در شبکه گسترده استفاده میشود و به کاربر اجازه هر مقدار ارسال اطلاعات میدهد و شبکه برای ارسال این مقدار اطلاعات تنظیم شده است
wireless network
شبکه ایکه از کابل برای ارسال داده بین دو کامپیوتر استفاده نمیکند و بجای آن از سیگنال رادیویی برای ارسال سیگنال استفاده میکند
transmissions
وسایل ارسال داده از یک وسیله به دیگری که هر دویی یک ساعت کنترل می شوند و داده ارسال شده با سیگنال ساعت سنکرون شده است
tdm
روش ترکیب چندین سیگنال به یک سیگنال ارسال سریع . هر سیگنال ورودی الگوبرداری میشود و نتیجه ارسال میشود. گیرنده سیگنال را مجدداگ می سازد
transmission
وسایل ارسال داده از یک وسیله به دیگری که هر دویی یک ساعت کنترل می شوند و داده ارسال شده با سیگنال ساعت سنکرون شده است
settle
واریز کردن تصفیه کردن
settles
واریز کردن تصفیه کردن
settlement day
روز واریز روز پرداخت
check register
بازرسی کردن صورت حساب واریز حساب کردن واریزحساب
transmissions
ارسال
forwarding
ارسال
consignment
ارسال
transmission
ارسال
consignments
ارسال
routing
ارسال
despatch
ارسال
remitted
ارسال کردن
intromission
درج ارسال
consigning
ارسال کردن
parallel transmission
ارسال موازی
serials
ارسال سریال
forward
ارسال کردن
clear to send
ترخیص به ارسال
transmission
ارسال کردن
consigns
ارسال کردن
transmission
ارسال پیام
send
ارسال نمودن
data transmission
ارسال داده
shipping
ارسال کالاها
forwarded
ارسال کردن
consigned
ارسال کردن
serial
ارسال سریال
transmissions
ارسال پیام
consignor
ارسال کننده
consign
ارسال کردن
re route
ارسال در یک متفاوت
simultaneous
ارسال دو طرفه
blind transportation
ارسال یک جانبه
transmissions
مخابرات ارسال
error transmission
ارسال خطا
transmission
مخابرات ارسال
postage
ارسال پست
re-route
ارسال در یک متفاوت
consignation
ارسال حمل
consignable
قابل ارسال یا
re-routed
ارسال در یک متفاوت
re-routes
ارسال در یک متفاوت
answer/originate
دریافت / ارسال
transmissions
ارسال کردن
request to send
تقاضای ارسال
disseminated
ارسال کردن
free of forwarding costs
<adj.>
ارسال رایگان
free of shipping costs
<adj.>
ارسال رایگان
free shipping
<adj.>
ارسال رایگان
postage-free
<adj.>
ارسال مجانی
free of forwarding costs
<adj.>
ارسال مجانی
free of shipping costs
<adj.>
ارسال مجانی
free shipping
<adj.>
ارسال مجانی
send
ارسال داشتن
sending
ارسال داشتن
postage-free
<adj.>
ارسال رایگان
disseminates
ارسال کردن
disseminating
ارسال کردن
pumps
ارسال کردن
remit
ارسال کردن
pumped
ارسال کردن
remits
ارسال کردن
pump
ارسال کردن
remitting
ارسال کردن
shippable
<adj.>
قابل ارسال
sends
ارسال داشتن
sends
ارسال نمودن
committed
<adj.>
<past-p.>
ارسال شده
consigned
<adj.>
<past-p.>
ارسال شده
delivered
<adj.>
<past-p.>
ارسال شده
forwarded
<adj.>
<past-p.>
ارسال شده
deliverable
<adj.>
قابل ارسال
suppliable
<adj.>
قابل ارسال
consignable
<adj.>
قابل ارسال
available for delivery
<adj.>
قابل ارسال
sending
ارسال نمودن
disseminate
ارسال کردن
strobe
ارسال یک پاس
transmittal
ارسال مخابره
transmittance
ارسال مخابره
store and forward
ذخیره و ارسال
upload
ارسال فایل
transmittancy
ارسال مخابره
store and forward
انبارش و ارسال
shippable
قابل ارسال
serial transmission
ارسال سری
video transmission
ارسال ویدئویی
re-routing
ارسال در یک متفاوت
retransmission
ارسال مجدد
transmission security
تامین ارسال
data transfer rate
نرخ ارسال داده
data transfer rate
میزان ارسال داده
daisy chain
ارسال یا تغییر دهد
delivery
کالای ارسال شده
shipment
[American]
کالای ارسال شده
bit transfer rate
نرخ ارسال بیت
paralleled
که همزمان ارسال شود
parallel
که همزمان ارسال می شوند
recorded delivery
ارسال بصورت سفارشی
parallel
که همزمان ارسال شود
digital data transmission
ارسال دیجیتالی داده
despatch documents
اسناد ارسال کالا
despatch
ارسال کردن اعزام
signal
ارسال پیام به کامپیوتر
shipment sponsor
مسئول ارسال کالاها
consignment note
سند ارسال کالا
blockload
ارسال بار به طوریکجا
carriers
ارسال داده ساده
consignment
کالای ارسال شده
mailing
ارسال چیزی با پست
carrier
ارسال داده ساده
consignor
ارسال کننده کالا
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com