Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English
Persian
speedup
ازدیاد تولید یا سرعت وغیره
Other Matches
skyrockets
ازدیاد سریع قیمت وغیره
skyrocketing
ازدیاد سریع قیمت وغیره
skyrocketed
ازدیاد سریع قیمت وغیره
skyrocket
ازدیاد سریع قیمت وغیره
underdistance
روش تمرینی دونده درمسافتی کمتر از معمول مسابقه برای ازدیاد سرعت
speed limits
حداکثر سرعت مجز در جاده ها وغیره
speed limit
حداکثر سرعت مجز در جاده ها وغیره
optimize
کامپایلری که کد ماشین را که تولید میکند آنالیز میکند و سرعت و کارایی آنرا افزایش میدهد
refresh memory
واحد حافظه با سرعت بالابرای تولید مجدد تصویر ناحیهای از حافظه کامپیوترکه مقادیری را نگهداری میکند
proliferation
ازدیاد
plethora
ازدیاد
augmentation
ازدیاد
quantity theory of money
حاصلضرب حجم در سرعت گردش پول برابر است باحاصلضرب سطح عمومی قیمت و تولید واقعی نظریه مقداری پول که درحقیقت عقیده اقتصاددانان کلاسیک را درباره پول نشان میدهد را میتوان بصورت زیرنوشت : یعنی PQ = V
hyperinsulinism
ازدیاد انسولین
hyperesthesia
ازدیاد حساسیت
overvoltage
ازدیاد فشار
hyperaesthesia
ازدیاد حساسیت
increasable
قابل ازدیاد
elongation
ازدیاد طول
capacity cost
هزینه تولید وقتی که واحدتولید کننده حداکثر فرفیت خودرا برای تولید به کار برد هزینه تولید با حداکثر فرفیت
emmenagogue
داروهای ازدیاد قاعدگی
unit elongation
ازدیاد طول ویژه
magnetic elongation
ازدیاد طول مغناطیسی
hyperglycemia
ازدیاد قند خون
extensometer
ازدیاد طول سنج
swelling pressure
فشار در اثر ازدیاد حجم
hyperthyroid
ازدیاد فعالیت غذه درقی
hydrocephalus
ازدیاد غیر عادی مایع
strain
دگروشی ازدیاد طول ویژه
hydrocephaly
ازدیاد غیر عادی مایع
strains
دگروشی ازدیاد طول ویژه
plethora
ازدیاد خون در یک نقطه افراط
pilot line operation
کار تولید حداقل کالاهای نظامی فقط به منظور حفظ سیستم تولید
embryophyte
گیاهی که تولید گیاهک تخم زانموده و درنتیجه تولید بافتهای اوندی مینماید
speed ring
طوقه تطبیق سرعت توپ پدافند هوایی طبله سرعت نما
combined speed indicator
عقربه نشان دهنده سرعت علمی و عملی سرعت نمای مرکب
components
1-قطعهای که وارد آخرین تولید میشود 2-وسیله اکترونیک که یک سیگنال الکتریکی تولید میکند
component
1-قطعهای که وارد آخرین تولید میشود 2-وسیله اکترونیک که یک سیگنال الکتریکی تولید میکند
inflow ratio
نسبت سرعت واقعی رتورکرافت به سرعت محیطی نوک تیغه ها
producer's goods
هرچیزی که تولید کننده یا صاحب کارخانه در جهت تولید جنس دیگری ازان استفاده کند
indicated airspeed
سرعت تعیین شده بوسیله سرعت نمای هواپیما
burning rate
سرعت سوزش مهمات یا خرج سرعت مصرف سوخت
lymphocytosis
ازدیاد گلبولهای سفید یک هستهای خون
air hose coupling
دستگاه نشان دهنده ازدیاد باد
frost hoil
ازدیاد حجم دراثر یخبندان بادکردگی
dragged
وضع سرعت حرکت طعمه مصنوعی بیش از سرعت جریان اب بوی روباه روی زمین
drag
وضع سرعت حرکت طعمه مصنوعی بیش از سرعت جریان اب بوی روباه روی زمین
drags
وضع سرعت حرکت طعمه مصنوعی بیش از سرعت جریان اب بوی روباه روی زمین
seconded
مجوز دادن به تولیدکننده برای تولید یک قطعه الکترونیکی وقتی که گنجایش تولید درحد نیاز نیست
second
مجوز دادن به تولیدکننده برای تولید یک قطعه الکترونیکی وقتی که گنجایش تولید درحد نیاز نیست
seconds
مجوز دادن به تولیدکننده برای تولید یک قطعه الکترونیکی وقتی که گنجایش تولید درحد نیاز نیست
seconding
مجوز دادن به تولیدکننده برای تولید یک قطعه الکترونیکی وقتی که گنجایش تولید درحد نیاز نیست
true air speed
سرعت حقیقی هواپیما یا سرعت تنظیم شده ان
machine number
عدد نسبت سرعت هواپیما به سرعت صوت
rate of flame propagation
سرعت پخش شدن شعله سرعت احتراق
tachometer
اندازه گیر سرعت چرخش سرعت سنج
hypervitaminosis
ناراحتیهای حاصله در اثر ازدیاد ویتامین در بدن
hydrocele
دچار ازدیاد فشارمایع در داخل بطنهای مغز
euler theorem
در صورتی که تابع تولید همگن درجه یک باشد بر اساس قضیه اولر کل تولید مساوی مجموع پرداختی ها به عوامل تولیدمیباشد
backed bow
کمان نوار پیچی شده برای ازدیاد مقاومت
production overheads
هزینههای بالاسری تولید هزینههای سربار تولید هزینههای غیرمستقیم تولید
variable ratio
گیربکسهایی که در ان به منظور ثابت نگاه داشتن سرعت برونگذاشت نسبت تبدیل صرف نظر از سرعت درون گذاشت تغییر میکند
rate of pouring
سرعت سیلان سرعت جاری شدن
muzzle velocity
سرعت دهانهای سرعت اولیه گلوله
input
فضای ذخیره سازی موقت داده دریافتی با سرعت کند وسیله ورودی /خروجی . پس با سرعت بیشتر به حافظه اصلی ارسال میشود
inputted
فضای ذخیره سازی موقت داده دریافتی با سرعت کند وسیله ورودی /خروجی . پس با سرعت بیشتر به حافظه اصلی ارسال میشود
increasing cost industry
حالتی است که چند موسسه به صنعت خاصی بپردازند ودر نتیجه محدودیت عوامل تولید و کمبود انها هزینه تولید بالا رود
planar
روش تولید مدارهای مجتمع بار اعمال مواد شیمیایی به یک قطعه سیلیکن برای تولید قطعه متفاوت
derived demand
تقاضابرای یک عامل تولید که خوداز تقاضا برای کالایی که ان عامل تولید در ان بکار میرودناشی میشود .
cost fraction
نتیجه مستقیم هزینههای مستقیم تولید یا خدمت به تعداد واحدهای تولید شده یاکمیت خدمات
declassified cost
هزینه کالای تولید شده که دران سهم هر یک از عوامل تولید مشخص شده باشد
support
CI مخصوص که با cpu کار میکند و یک تابع جمع یا عملیات استاندارد را به سرعت انجام میدهد و سرعت پردازش را افزایش میدهد
chocked nozzle
خروجی موتور جت که سرعت جریان گازهای خروجی دران به سرعت صوت رسیده است
subsonic
با سرعت کمتر از سرعت صوت
accelerating
سرعت دادن سرعت گرفتن
accelerates
سرعت دادن سرعت گرفتن
accelerated
سرعت دادن سرعت گرفتن
accelerate
سرعت دادن سرعت گرفتن
oem
شرکتی ه قط عاتی تولید میکند که بخشهای اصلی را تولید کنندههای دیگر ساخته اند و محصول را برای کاربر خاص ایجاد میکند
mach hold
بستن سرعت ماخ به هواپیما بستن سرعت لازم به هواپیمابه طور خودکار
dragger
شرکت کننده در مسابقه اتومبیلرانی سرعت شرکت کننده درمسابقه سرعت موتورسیکلت رانی شرکت کننده در مسابقه قایقرانی سرعت
zero wait state
که آن قدر سریع است که با سرعت قط عات دیگر در کامپیوتر کار میکند و نیاز نیست به صورت مصنوعی سرعت آن کم شود یا وضعیت انتظار درج شود
matrixes
چاپگری که حروف توسط مجموعهای از نقاط کنار هم تولید می شوند و صفحه را خط به خط تولید می کنند. این چاپگر برای چاپ با ریبون یا thermal یا چاپ الکترواستاتیک به کار می رود
matrix
چاپگری که حروف توسط مجموعهای از نقاط کنار هم تولید می شوند و صفحه را خط به خط تولید می کنند. این چاپگر برای چاپ با ریبون یا thermal یا چاپ الکترواستاتیک به کار می رود
air plot wind velocity
سرعت باد در مسیر هواپیما سرعت باد محاسبه شده
transonic
سرعت سیال بین مافوق صوت و زیر سرعت صوت
cut off velocity
سرعت موشک در لحظه جداشدن موتور سرعت صعودنهایی موشک
acceleration principle
یعنی سرمایه گذاری مساوی است باحاصلضرب ضریب شتاب میزان سرمایه گذاری لازم برای افزایش یک واحد تولید در تغییرات در تولید
fasts
وسیله جانبی که با کامپیوتر ارتباط دار د باسرعت زیاد و فقط با سرعت مداریهای الکترونیکی محدود میشود مثلاگ یک وسیله کند مثل کارت خوان که حرت مکانیکی سرعت را مشخص میکند
fastest
وسیله جانبی که با کامپیوتر ارتباط دار د باسرعت زیاد و فقط با سرعت مداریهای الکترونیکی محدود میشود مثلاگ یک وسیله کند مثل کارت خوان که حرت مکانیکی سرعت را مشخص میکند
fast
وسیله جانبی که با کامپیوتر ارتباط دار د باسرعت زیاد و فقط با سرعت مداریهای الکترونیکی محدود میشود مثلاگ یک وسیله کند مثل کارت خوان که حرت مکانیکی سرعت را مشخص میکند
fasted
وسیله جانبی که با کامپیوتر ارتباط دار د باسرعت زیاد و فقط با سرعت مداریهای الکترونیکی محدود میشود مثلاگ یک وسیله کند مثل کارت خوان که حرت مکانیکی سرعت را مشخص میکند
spermary
غده تولید کننده منی محل تولید منی
airspeeds
سرعت هواپیما در لحظه پرش با چتر سرعت پرش
airspeed
سرعت هواپیما در لحظه پرش با چتر سرعت پرش
declared speed
سرعت اعلام شده به ناوگان سرعت استاندارد ناوگان
supersonic
هواپیمای مافوق سرعت صوت با سرعت مافوق سرعت صوت
family
محدوده ماشین ها از یک تولید کننده که با سایر محصولات در همان خط از همان تولید کننده سازگارند
families
محدوده ماشین ها از یک تولید کننده که با سایر محصولات در همان خط از همان تولید کننده سازگارند
mixed capitalism
نظام اقتصادی که در ان بیشتروسایل و ابزار تولید درمالکیت خصوصی قرار داشته و بازار چگونگی تعیین قیمت و تولید را به عهده دارد ولی با وجود این دولت نیز ازطریق سیاستهای پولی مالی و قوانین مختلف درفعالیتهای اقتصادی تاثیرمیگذارد
fullest
مدار تفریق دودویی که اختلاف دو ورودی را تولید میکند و یک رقم نقلی ورودی می پذیرد و در صورت لزوم رقم ثقلی خروجی تولید میکند
full
مدار تفریق دودویی که اختلاف دو ورودی را تولید میکند و یک رقم نقلی ورودی می پذیرد و در صورت لزوم رقم ثقلی خروجی تولید میکند
command speed
سرعت تعیین شده هواپیما سرعت پیش بینی شده برای هواپیما
gnp gap
شکاف تولید ناخالص ملی اختلاف بین تولید ناخالص ملی واقعی وتولیدناخالص ملی بالقوه
ground speed
سرعت دویدن هواپیما در روی باند سرعت دویدن روی باند سرعت گرفتن هواپیما روی زمین
aircraft block speed
سرعت خالص هواپیما سرعت هواپیما از نظرتئوریکی
sustained rate
سرعت حرکت مداوم سرعت تکرار مداوم
etcaetera
وغیره
et cetera
وغیره
And so on and so forth. Etcetera et cetera .
وغیره وغیره
snapped
قفلکیف وغیره
dales
خلیج وغیره
dale
خلیج وغیره
snaps
قفلکیف وغیره
snapping
قفلکیف وغیره
snap
قفلکیف وغیره
pile
پرزقالی وغیره
piled
پرزقالی وغیره
sheeting
ملافه وغیره
half
جمع کننده دودویی که میتواند نتیجه جمع دو ورودی را تولید کند. و رقم نقل خروجی تولید میکند ولی نمیتواند رقم نقل ورودی بپذیرد
malthusian theory of population
فرضیه جمعیت مالتوس چون ازدیاد جمعیت جهان باتصاعد هندسی و افزایش منابع اغذیه به شکل تصاعدحسابی است باید جمعیت کنترل شود
overloaded
بار زیاد ازدیاد بار
overloads
بار زیاد ازدیاد بار
overload
بار زیاد ازدیاد بار
dragstrip
مسیر مسابقه موتورسیکلت رانی سرعت مسیر مسابقه قایقرانی سرعت
dragway
مسیر مسابقه موتورسیکلت رانی سرعت مسیر مسابقه قایقرانی سرعت
hypermnesia
ازدیاد غیر عادی خاطرات وافکار گذشته افزایش غیر عادی حافظه
station
ایستگاه اتوبوس وغیره
subsidence
تخفیف درد وغیره
stations
ایستگاه اتوبوس وغیره
stationed
ایستگاه اتوبوس وغیره
ratoon
نهال موز وغیره
Dont move . Hold it. Keep stI'll.
بی حرکت ( در عکاسی وغیره )
pillbox
قوطی حب دارو وغیره
seance
جلسه احضارارواح وغیره
propellor
پروانه هواپیماوکشتی وغیره
pillboxes
قوطی حب دارو وغیره
furnace
تون حمام وغیره
snouts
لوله کتری وغیره
snout
لوله کتری وغیره
furnaces
تون حمام وغیره
propeller
پروانه هواپیماوکشتی وغیره
shelling
پوست فندق وغیره
shell
پوست فندق وغیره
vases
گلدان نقره وغیره
vase
گلدان نقره وغیره
dower
لانه خرگوش وغیره
dossel
پشتی صندلی وغیره
dollops
دسته علف وغیره
dollop
دسته علف وغیره
clop
لنگی اسب وغیره
tamp
سوراخی را با شن وغیره پرکردن
coronal
هاله خورشید وغیره
coronel
هاله خورشید وغیره
curlicue
تزئینات خطاطی وغیره
dossal
پشتی صندلی وغیره
service charge
سرویس مهمانخانه وغیره
frontlet
پیشانی اسب وغیره
To score a goal .
گل زدن ( درفوتبال وغیره )
coequal
درشان ومقام وغیره
sash
حمایل نظامی وغیره
sashes
حمایل نظامی وغیره
trap
زانویی مستراح وغیره
tubes
لوله خمیرریش وغیره
tube
لوله خمیرریش وغیره
shells
پوست فندق وغیره
blear
تاری حاصل از اشک وغیره
nephew
پسربرادر زن و خواهر شوهر وغیره
nephews
پسربرادر زن و خواهر شوهر وغیره
copartner
سهیم وشریک در تجارت وغیره
lysis
زوال وفساد سلول وغیره
cess
سرازیری کنار رودخانه وغیره
wreckage
لاشه هواپیما یا ماشین وغیره
tailpiece
ارایش ته فصل کتاب وغیره
sick bay
بهداری کشتی ودانشکده وغیره
bisk
ماهی وغیره درست میکنند
eversion
برگرداندن پلک چشم وغیره
loge
جای ویژه در تاتر وغیره
hide
پوست خام گاووگوسفند وغیره
closure
دریچه درب بطری وغیره
closures
دریچه درب بطری وغیره
sick berth
بهداری کشتی ودانشکده وغیره
horologe
ساعت مچی ودیواری وغیره
hob
با دندانه ماشین وغیره بریدن
hobs
با دندانه ماشین وغیره بریدن
downswing
تنزل کارهای تجارتی وغیره
spinule
خارهای ریز چرخ وغیره
stancher
بند اور خون وغیره
hides
پوست خام گاووگوسفند وغیره
sick bays
بهداری کشتی ودانشکده وغیره
choreography
رقص مخصوصا درتئاتر وغیره
tank farm
محوطه مخازن نفت وغیره
float
بستنی مخلوط با شربت وغیره
floated
بستنی مخلوط با شربت وغیره
Please pay the bearer .
دروجه حامل بپردازید ( چک وغیره )
The kI'lled and the wounded.
کشته وزخمی ( در جنگ وغیره )
To turn over the pages .
ورق زدن ( کتاب وغیره )
Known and unknown .
معلوم ومجهول ( درریاضیا ؟ وغیره )
barn
انبار کاه و جو وکنف وغیره
My hair stood on end .
مو بر بدنم راست شد ( از وحشت وغیره )
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com