English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English Persian
daisy cutter اسبی که پایش راکم از زمین بلندمیکند
Other Matches
He planted both his feet firmly in the ground . دوتا پایش را محکم کاشت روی زمین
layaway plan <idiom> قرض راکم کم پرداختن
large spread فاصله گلوله ها راکم کنید
We should be leaving now. باید زحمت راکم کنیم (خداحافظی )
to reduce an establishment کارمندان یا هزینه بنگاهی راکم کردن
surveillance پایش
monitor پایش [پزشکی ]
he is on his last legs پایش لب گوراست
he isout of step پایش غلط است
He sprained (twisted) his ankle. پایش پیچ خورد
Just under his nose. درست پایین پایش
medical monitor دستگاه پایش [پزشکی]
Nobody can catch up with him. کسی به پایش نمی رسد
He tripped and fell . پایش گیر کرد وزمین خورد
his leg rested on a stone پایش روی سنگی قرار گرفته بود
equine اسبی
horsey اسبی
kelpy جن اسبی
kelpie جن اسبی
horse car واگن اسبی
horsecar واگن اسبی
ponytail ارایش دم اسبی گیسو
ponytails ارایش دم اسبی گیسو
horse اسبی وابسته به اسب
to ride on a horse روی اسبی سوارشدن
to ride on a horse اسبی را سوار شدن
horseshoe shaped section مقطع نعل اسبی
horsehead nebula ابری کله اسبی
horseshoe magnet اهنربای نعل اسبی
dragon گردان سوار اسبی
dragons گردان سوار اسبی
prancer اسبی که روی دو پا بلندمیشود
to put money on a horse روی اسبی گرو بستن
highweight اسبی که زیادترین وزن راگرفته
maiden اسبی که هنوز برنده نشده
maidens اسبی که هنوز برنده نشده
tramway واگن راه اهن برقی یا اسبی
to p a vehicle or horse جلو گردونه یا اسبی را نگاه داشتن
stealer اسبی که بطور غیرمنتظره پیروز شده
to chant a horse بازبان بازی یاتعریف اسبی رافروختن
limulus خرچنگ نعل اسبی وبزرگ سواحل امریکا
also eligible اسبی که درصورت حذف یک اسب دیگر میتواند جای انرابگیرد
albanega [دیوار لچکی بین قوس نعل اسبی غربی و قاب مستطیل اطراف آن]
sleeper میلهای در بولینگ که پشت میله دیگر مانده اسبی که پس از چندبار ناکامی پیروزمیشود
sleepers میلهای در بولینگ که پشت میله دیگر مانده اسبی که پس از چندبار ناکامی پیروزمیشود
green چمن صاف و نرم و کوتاه اطراف سوراخ اسبی که هنوزدر مسابقه ازموده نشده میدان تیراندازی صحرایی
greenest چمن صاف و نرم و کوتاه اطراف سوراخ اسبی که هنوزدر مسابقه ازموده نشده میدان تیراندازی صحرایی
clowned دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
clowning دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
clown دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
touch judge هریک از داوران مامورمراقبت در طرفین زمین برای تماس توپ با زمین
clowns دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
ground return انعکاسات سطح زمین روی صفحه رادار امواج انعکاسی زمین
control equipment ابزار وارسی ابزار پایش
pancakes در رهگیری هوایی یعنی می خواهم به زمین بنشینم یا به زمین بنشینید
pancake در رهگیری هوایی یعنی می خواهم به زمین بنشینم یا به زمین بنشینید
geotaxis گرایشی که نیروی جاذبه زمین انراهدایت میکند زمین گرایی
center field قسمت دوردست زمین پایگاه 2و چپ و راست زمین بیس بال
hercules نوعی موشک زمین به زمین با بردزیاد هواپیمای باری هرکولس
inductive earthing زمین پیچکی زمین کردن نقطه ستاره بایک بوبین
regulus نوعی موشک اتمی هدایت شونده زمین به زمین که بانیروی جت حرکت میکند
frost heave برامدگی زمین یا سنگفرش که دراثر یخ زدن ایجاد میگردد یخ زدگی وبادکردگی زمین
nap of the earth از نزدیک زمین در سطح زمین پرواز سینه مال
honest john نوعی موشک برد کوتاه زمین به زمین توپخانه
off side سمت راست زمین کریکت مقابل زمین توپزن
tellurian ساکن زمین دستگاه سنجش حرکات زمین
geognosy زمین شناسی از لحاظ ساختمان و ترکیب زمین
to break up از هم جدا شدن [پوسته زمین] [زمین شناسی]
perelotok زمین یا قشر یخ زده زمین قشر زمستانی زمین
styx نوعی موشک زمین به زمین دریایی
sergeants گروهبان موشک زمین به زمین سارجنت
sergeant گروهبان موشک زمین به زمین سارجنت
rolling terrain زمین با پستی و بلندی کم زمین هموار
covenant runing with land شرط منضم به مالکیت زمین تعهد یا شرطی است مربوط به زمین که جزء لازم ولایتجزای ان محسوب میشودو بنابراین به تنهائی قابل انتقال نیست
no man's land زمین بلاصاحب و غیر مسکون باریکه زمین حد فاصل بین نیروی متخاصم و نیروی خودی
contour flying پرواز از روی عوارض زمین پرواز به طور مماس باعوارض زمین یا سینه مال
redstone موشک زمین به زمین رداستون
pershing موشک زمین به زمین پرشینگ
lacrosse نوعی موشک زمین به زمین
pervious ground زمین تراوا زمین نفوذپذیر
biosphere قسمت قابل زندگی کره زمین که عبارتست از جوو اب و خاک کره زمین
cavalry سوار نظامی سوار اسبی
talik زمین غیر یخ زده در مناطق یخ زده یا در روی لایه منجمد زمین
contour flight پرواز سینه مال از روی عوارض زمین پرواز در مسیرعوارض زمین
little john موشک هانست جان کوچک نوعی موشک زمین به زمین توپخانه
drops گل پس از چرخیدن روی حلقه بسکتبال به زمین انداختن انداختن گوی گلف به سوراخ به زمین انداختن توپ پس ازبل گرفتن
dropped گل پس از چرخیدن روی حلقه بسکتبال به زمین انداختن انداختن گوی گلف به سوراخ به زمین انداختن توپ پس ازبل گرفتن
drop گل پس از چرخیدن روی حلقه بسکتبال به زمین انداختن انداختن گوی گلف به سوراخ به زمین انداختن توپ پس ازبل گرفتن
dropping گل پس از چرخیدن روی حلقه بسکتبال به زمین انداختن انداختن گوی گلف به سوراخ به زمین انداختن توپ پس ازبل گرفتن
butterfly saddle rug قالیچه نقش پروانه ای [این نوع از قالیچه زین اسبی بیشتر در شمال هند و تبت رواج داشته و حالت ذوزنقه ای آن شبیه پروانه می باشد]
compass rose دایره بزرگی روی کره زمین که در جهت گردش عقربه ساعت از صفر تا 063 درجه بندی شده و بعنوان مبداسنجش و تنظیم قطبنماهای هواپیما روی زمین بکارمیرود
permafrost لایه یخ زده دایمی زمین پوسته یا لایه منجمد زمین
critical point نقطه مهم و برجسته زمین نقاط حیاتی و مهم زمین
hobbledehoy کره اسبی که تازه بالغ شده ادم تازه بالغ
geomagnetism نیروی اهن ربایی زمین نیروی جاذبه زمین
topography نگارش عوارض زمین نشان دادن عوارض زمین
hydrographer نقشه کش ابهای روی زمین کسیکه عالم به تشریح ابهای روی زمین است
surface to surface missile موشک زمین به زمین
ground resolution قدرت نشان دادن قسمتهای کوچک زمین نشان دادن جزئیات زمین
He had a nast fall. بد جوری خورد زمین ( زمین بدی خورد )
everglade قطعه زمین باتلاقی علفزار زمین باتلاقی
earth's attraction جاذبه زمین قوه جاذبه زمین
surface-to-surface موشک زمین به زمین یا سطح به سطح
surface to surface موشک زمین به زمین یا سطح به سطح
surface missile موشک زمین به زمین موشک سطح به سطح موشک سطحی
grazed زمین
grazes زمین
earths زمین
graze زمین
grass roots کف زمین
geodetically زمین
acres زمین
extra terrestrial زمین
tellus زمین
cinder track زمین دو
ground line خط زمین
lackland بی زمین
cinder tracks زمین دو
acre زمین
land n زمین
terrain زمین
land زمین
ground surface کف زمین
norland زمین
floors کف زمین
soil زمین
floored کف زمین
soiling زمین
floor کف زمین
earthing زمین
this earthly round زمین
soils زمین
domain زمین
aerospace جو زمین
ground [British] [floor] کف زمین
ground زمین
earth زمین
floor کف زمین
fielded زمین
real estate زمین
domains زمین
globe زمین
ground کف زمین
rooter زمین کن
fields زمین
globes زمین
ground : زمین
field زمین
ground potential پتانسیل زمین
ends زمین حریف
ground effect اثر زمین
ground plate صفحه زمین
purchased درامدسالیانه زمین
geology زمین شناسی
purchase درامدسالیانه زمین
end زمین حریف
ended زمین حریف
purchases درامدسالیانه زمین
floored محدوده زمین
floors محدوده زمین
groundskeeper متصدی زمین
grounding brush زغال زمین
mool زمین خشک
faults شکست زمین
crust پوسته زمین
crusts پوسته زمین
grounding conductor سیم زمین
ground wire سیم زمین
ground zero صفر زمین
ground detector اشکارساز زمین
glebe زمین خاک
palsy زمین گیری
glebe زمین وقف
geotropism زمین گرایی
veldt زمین مرغزار
fault شکست زمین
faulted شکست زمین
grass زمین چمن
grasses زمین چمن
boggy زمین باطلاقی
site building زمین زیربنا
geotaxis زمین گرایی
veld زمین مرغزار
landfalls ریزش زمین
landfall ریزش زمین
ground detector تستر زمین
ground cushion بالشتک زمین
ground conection اتصال زمین
soccer field زمین فوتبال
gridition زمین فوتبال
gridiron زمین فوتبال
greenside در مجاورت زمین
underground water اب درون زمین
unplayable زمین نامناسب
geological زمین شناسی
geological زمین شناختی
graben فرو زمین
vantage ground زمین سرکوب
variable terrain زمین متغیر
variable terrain زمین دوعارضه
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com