Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (14 milliseconds)
English
Persian
caisson
اطاقکی که جهت دستیابی به بستر رودخانه به سمت پایین گودبرداری میشود
Other Matches
riverbed
بستر رودخانه
river bed
بستر رودخانه
river beds
بستر رودخانه
river bed level
تراز بستر رودخانه
excavation in river bed
خاکبرداری در بستر رودخانه
strath
بستر پهن مسیر رودخانه
summer bed of a river
بستر تابستانی رودخانه مسیل
snag boat
کشتی بخاری کوچک که با ان بستر رودخانه هارا ازموانع پاک می کنند
town fog
نوعی مه یخ مانند که دردرجه حرارت خیلی پایین تولید میشود و معمولا درشهرهای پر جمعیت دیده میشود
gauging section
مقطعی از کانال یا رودخانه که عمق اب یا سرعت اب اندازه گیری میشود
bed factor
ضریب بستر که بستگی به وضعیت مواد رسوبی متحرک در کف بستر دارد
sequential access
رسانه ذخیره سازی که داده در آن به ترتیب دستیابی میشود
afflux
خیزاب بالاامدن سطح اب رودخانه بوسیله کاهش عرض رودخانه
water collecting sump
پایین ترین نقطه در یک سیستم که در ان اب جمع میشود
background
که به عنوان کاری با تقدم پایین برخود میشود
backgrounds
که به عنوان کاری با تقدم پایین برخود میشود
sequential access
صف بلاکهای منتظر برای پردازش , که با روش دستیابی ترتیبی بازیابی میشود
defaults
درایو دیسکی که پیش از همه درسیستم چند دیسک دستیابی میشود.
defaulted
درایو دیسکی که پیش از همه درسیستم چند دیسک دستیابی میشود.
default
درایو دیسکی که پیش از همه درسیستم چند دیسک دستیابی میشود.
defaulting
درایو دیسکی که پیش از همه درسیستم چند دیسک دستیابی میشود.
double chamber type tunnel klin
بوته ی نوع تونلی دو اطاقکی
up the river
سوی سر چشمه رودخانه بطرف بالای رودخانه
affluent
رودخانه ای که به داخل رودخانه بزرگتر یا دریاچه بریزد.
deceleration time
زمانی که بازوی دستیابی پس از حرکت به محل صحیح دیسک سخت متوقف میشود
qsam
صف بلاکهای منتظر برای پردازش که با استفاده روش دستیابی تربیتی بازیابی میشود
certiorari
حکم فرستادن پرونده که ازمحکمه بالاتربمحکمه پایین ترابلاغ میشود
excavates
گودبرداری
excavating
گودبرداری
excavated
گودبرداری
excavation
گودبرداری
excavate
گودبرداری
liman
خلیج مصب رودخانه مدخل رودخانه
bilge
پایین ترین قسمت ساختمان هواپیما که اب کثافات و دیگرضایعات در ان جمع میشود
complete ditch
گودبرداری کامل
interdental consonant
حرف مصمتی که با گذاردن زبان در میان دندانهای بالاو پایین تلفظ میشود
vertical diagraph
شکلی از سیستم رمز دو حرفی است که یک حرف بالا و یکی پایین نوشته میشود
push down list
لیستی که از پایین به بالانوشته میشود به نحوی که هر ورودی جدید بالای لیست قرار می گیرد
cab
اطاقکی که روی بیل مکانیکی برای راننده سوار شده است
cabs
اطاقکی که روی بیل مکانیکی برای راننده سوار شده است
tabbed flap
فلپی که لبه فرار ان لولا شده و تا زاویهای بزرگتراز زاویه اصلی بطرف پایین منحرف میشود
registering
ثبات آدرس کامپیوترکه به آدرس مرجع افزوده میشود تا محل دستیابی تامین شود
register
ثبات آدرس کامپیوترکه به آدرس مرجع افزوده میشود تا محل دستیابی تامین شود
registers
ثبات آدرس کامپیوترکه به آدرس مرجع افزوده میشود تا محل دستیابی تامین شود
direct access storage device
اسباب حافظه با دستیابی مستقیم دستگاه با ذخیره دستیابی تصادفی دستگاه انباره دستیابی مستقیم
background
فرآیند با حق تقدم پایین که تا وقتی منبع فرآیند بزرگ فراهم شود پردازش میشود
backgrounds
فرآیند با حق تقدم پایین که تا وقتی منبع فرآیند بزرگ فراهم شود پردازش میشود
dma
اتصال سریع و مستقیم بین رسانه جانبی سریع و حافظه اصلی کامپیوتر که مانع دستیابی به توابع خواندن داده میشود
background processing
کار با حق تقدم پایین که وقتی اجرا میشود که دیگر کاری با حق تقدم از آن بیشتر موجود نباشد
repeat
تعداد دفعاتی که یک حرف وارد صفحه نمایش میشود در صورتی که یک کلید ازصفحه کلید را پایین نگه دارید
repeats
تعداد دفعاتی که یک حرف وارد صفحه نمایش میشود در صورتی که یک کلید ازصفحه کلید را پایین نگه دارید
deadlock
موقعیتی که دو کاربر می خواهند به دو منبع در یک زمان دستیابی داشته باشند به هر کار یک منبع اخصای داده میشود ولی نمیتوانند ازمنابع همدیگر استفاده کنند
instantaneous access
زمان دستیابی کوتاه به رسانه با دستیابی تصادفی
raw
روش دستیابی به فایل که وقتی داده از فایل خوانده میشود نیازی به ترجمه داده یا تنظیم آن ندارد
ram
حافظهای که امکان دستیابی به هر محلی به به هر ترتیبی را میدهد بدون نیاز به دستیابی به باقی مانده در اول مقایسه شود با sequatial accen memory
rammed
حافظهای که امکان دستیابی به هر محلی به به هر ترتیبی را میدهد بدون نیاز به دستیابی به باقی مانده در اول مقایسه شود با sequatial accen memory
rams
حافظهای که امکان دستیابی به هر محلی به به هر ترتیبی را میدهد بدون نیاز به دستیابی به باقی مانده در اول مقایسه شود با sequatial accen memory
thins
وسیله RAM با سرعت دستیابی سریع با استفاده از ماتریس خانههای مغناطیسی و ماتریس بنوک خواندن و نوشتن برای دستیابی به آنها
thinnest
وسیله RAM با سرعت دستیابی سریع با استفاده از ماتریس خانههای مغناطیسی و ماتریس بنوک خواندن و نوشتن برای دستیابی به آنها
thinners
وسیله RAM با سرعت دستیابی سریع با استفاده از ماتریس خانههای مغناطیسی و ماتریس بنوک خواندن و نوشتن برای دستیابی به آنها
thinned
وسیله RAM با سرعت دستیابی سریع با استفاده از ماتریس خانههای مغناطیسی و ماتریس بنوک خواندن و نوشتن برای دستیابی به آنها
thin
وسیله RAM با سرعت دستیابی سریع با استفاده از ماتریس خانههای مغناطیسی و ماتریس بنوک خواندن و نوشتن برای دستیابی به آنها
depress
پایین دادن لوله پایین اوردن
downhaul
پایین کشیدن رشته پایین کشنده
depresses
پایین دادن لوله پایین اوردن
top
روش نوشتن برنامه ها که کل سیستم به بلاکها یا کارهای ساده تقسیم میشود. دو واحد بلاک نوشته میشود وپیش از پردازش آزمایش میشود با بعدی
groupware
نرم افزاری که توسط گروهی از افراد استفاده میشود که به شبکه وصل اند و به آنها کمک میکند تا کار خاصی را انجام دهند. حاوی توابع مفید مثل پست الکترونیکی است که توسط تمام کاربران قابل دستیابی است
down
سوی پایین بطرف پایین
isam
Access IndexedSequential روش دستیابی ترتیبی شاخص دار روش دستیابی ترتیبی فهرست دارethod
sectors
دیسکی که محلهای شروع شیار آن توسط سوراخهایی یا علامتهای فیزیکی دیگر روی دیسک نشان داده میشود و وقتی که دیسک ساخته میشود تنظیم میشود
sector
دیسکی که محلهای شروع شیار آن توسط سوراخهایی یا علامتهای فیزیکی دیگر روی دیسک نشان داده میشود و وقتی که دیسک ساخته میشود تنظیم میشود
universal
آنچه از همه جا اعمال میشود یا در هر جایی استفاده میشود یا برای چندین کار استفاده میشود
vertically
از بالا به پایین یا حرکت بالا و پایین در زاویه راست افق
beds
بستر
doss
بستر
sack
بستر
sacked
بستر
nacelle
بستر
sacks
بستر
bedfellows
هم بستر
bed
بستر
floors
بستر
bedfellow
هم بستر
abed
در بستر
headstock
بستر
head stock
بستر
floor
بستر
floored
بستر
random access memory
حافظه با دستیابی تصادفی حافظه دستیابی مستقیم
caches
مدار منط قی که زمان ذخیره سازی داده در حافظه پنهان و نیز زمان دستیابی به داده در خافظه پنهان و زمان دستیابی به رسانه کند تر را مشخص میکند
cache
مدار منط قی که زمان ذخیره سازی داده در حافظه پنهان و نیز زمان دستیابی به داده در خافظه پنهان و زمان دستیابی به رسانه کند تر را مشخص میکند
cache memory
مدار منط قی که زمان ذخیره سازی داده در حافظه پنهان و نیز زمان دستیابی به داده در خافظه پنهان و زمان دستیابی به رسانه کند تر را مشخص میکند
bed width
عرض بستر
beds
بستر پشته
bottom profile
نمایه بستر
bed materials
رسوبات بستر
bed material
رسوبات بستر
bed factor
ضریب بستر
bed
بستر پشته
childbed
بستر زایمان
bed ripples
موج بستر
card bed
بستر کارتها
bed and breakfast
بستر و صبحانه
bedder
سنگ بستر
bed waves
موج بستر
sick bed
بستر بیماری
kipped
خوابیدن بستر
kipping
در بستر رفتن
kipping
خوابیدن بستر
raod bed
بستر جاده
sand cushion
بستر ماسهای
seabed
بستر اقیانوس
seabed
بستر دریا
sea bed
بستر دریا
natural bed
بستر طبیعی
hot bed
بستر گرم
ocean floor
بستر اقیانوس
lie up
در بستر ماندن
deathbed
بستر مرگ
bedside
کنار بستر
kipped
در بستر رفتن
sub base
زیر بستر
stream bed
بستر ابراهه
decumbent
در بستر خوابیده
arroyo
بستر نهر
death bed
بستر مرگ
bedrock
بستر سنگ
astir
بیرون از بستر
bedrock
سنگ بستر
kip
در بستر رفتن
stationary bed
بستر ساکن
kip
خوابیدن بستر
the bed of a river
بستر یک رود
cuddle
در بستر راحت غنودن
bituminuos gravel base
بستر شنی قیردار
cuddled
در بستر راحت غنودن
bed load
بار متحرک بستر
iceman
یخی بستر دوران یخ
bed
بستر زیر کار
subgrade
قشر بستر جاده
he fell ill
به بستر بیماری افتاد
fluid bed vulcanization
وولکانش در بستر سیال
fluid bed polymerization
بسپارش در بستر سیال
fixed bed polymerization
بسپارش در بستر ثابت
beds
بستر زیر کار
cuddles
در بستر راحت غنودن
cuddling
در بستر راحت غنودن
bed rock ledge
لایه سنگی کف بستر
lie in
در بستر زایمان بودن ارزیدن
lie-in
در بستر زایمان بودن ارزیدن
flat bed plotter
رسام با بستر تخت مسطح
lying in
در بستر خوابی دوره نفاس
he is out and a bout
از بستر برخاسته و اماده بیرون رفتن است
river line
خط رودخانه
river gravel
شن رودخانه
glacier
رودخانه یخ
river clay
گل رودخانه
rever
رودخانه
glaciers
رودخانه یخ
rivers
رودخانه
river
رودخانه
echo
هر حرفی که به ترمینال برسد برگردانده میشود و صحت آن بررسی مجدد میشود
echoed
هر حرفی که به ترمینال برسد برگردانده میشود و صحت آن بررسی مجدد میشود
echoes
هر حرفی که به ترمینال برسد برگردانده میشود و صحت آن بررسی مجدد میشود
echoing
هر حرفی که به ترمینال برسد برگردانده میشود و صحت آن بررسی مجدد میشود
river profile
نیمرخ رودخانه
the karoon river
رودخانه کارون
along the river
درامتداد رودخانه
lethe
اب رودخانه بزرخ
levee
کناره رودخانه
river bank
ساحل رودخانه
the river karoon
رودخانه کارون
potamology
مبحث رودخانه ها
alpheus
رب النوع رودخانه
stethe
ساحل رودخانه
strand
لایه رودخانه
upstream
بالای رودخانه
ostiary
دهانه رودخانه
headwater
بالادست رودخانه
an open river
رودخانه باز
low water
فروکش اب رودخانه
river banks
ساحل رودخانه
head stream
سرچشمه رودخانه
strands
لایه رودخانه
fork of ... river
شاخه رودخانه ...
streamed
رودخانه ابراهه
water system
رودخانه و شعبات ان
river mouth
دهانه رودخانه
stream
رودخانه ابراهه
riverine
سواحل رودخانه
river line
خط ساحل رودخانه
conferva
علف رودخانه
river trip
گردش رودخانه ای
river trip
مسافرت رودخانه ای
by water
از راه رودخانه
bottom ice
یخ کف دریاچه یا رودخانه
streams
رودخانه ابراهه
bight
پیچ رودخانه
riverward
بطرف رودخانه
riparian
ساحل رودخانه زی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com