Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (10 milliseconds)
English
Persian
amplified
افزودن بالابردن
amplifies
افزودن بالابردن
amplify
افزودن بالابردن
amplifying
افزودن بالابردن
Other Matches
increment
افزودن چیزی یا افزودن یک عدد
increments
افزودن چیزی یا افزودن یک عدد
enthrone
بالابردن
upraised
بالابردن
to key up
بالابردن
heighten
بالابردن
uplifted
بالابردن
enhancement
بالابردن
lift
بالابردن
elevations
بالابردن
elevation
بالابردن
horse
بالابردن
to throw up
بالابردن
lifts
بالابردن
elevating
بالابردن
lifting
بالابردن
lifted
بالابردن
enthroning
بالابردن
enthrones
بالابردن
enthroned
بالابردن
to put out
بالابردن
heightened
بالابردن
heightening
بالابردن
enhanced
بالابردن
enhance
بالابردن
boost
بالابردن
boosted
بالابردن
boosting
بالابردن
enhancing
بالابردن
boosts
بالابردن
enhances
بالابردن
raises
بالابردن
raise
بالابردن
heightens
بالابردن
elevate
بالابردن
elevates
بالابردن
hoisted
با جرثقیل بالابردن
skyrockets
بسرعت بالابردن
sublimates
بالابردن متصاعدکردن
sublimate
بالابردن متصاعدکردن
hoists
با جرثقیل بالابردن
hoist
با جرثقیل بالابردن
to press up
با فشار بالابردن
skyrocketing
بسرعت بالابردن
skyrocketed
بسرعت بالابردن
sublimating
بالابردن متصاعدکردن
skyrocket
بسرعت بالابردن
sublimated
بالابردن متصاعدکردن
to run rup
جمع زدن بالابردن
raise the hand
بالابردن دست برنده
high sticking
بالابردن چوب و ضربه زدن به حریف
set the game
افزودن بر طول بازی افزودن بر طول بازی اسکواش
set the score
افزودن بر طول بازی افزودن بر طول بازی اسکواش
lay back spin
چرخش روی یک پا با تکیه بعقب و بالابردن دستها و پای دیگر
eke
افزودن
increased
افزودن
increase
افزودن
augmenting
افزودن
augmented
افزودن
add
افزودن
adding
افزودن
adds
افزودن
accelerated
افزودن
augment
افزودن
increases
افزودن
accelerating
افزودن
accelerates
افزودن
accelerate
افزودن
augments
افزودن
adject
افزودن به
aggrade
افزودن
potentize
افزودن
enhanced
افزودن
put on
افزودن
subjoin
افزودن
enhance
افزودن
add
افزودن
to eke out
افزودن
enhances
افزودن
append
افزودن
to run rup
افزودن
enhancing
افزودن
append
افزودن
appended
افزودن
subjoin
افزودن
aggrandise
افزودن
aggrandize
افزودن
Inc
افزودن
imburse
افزودن
appends
افزودن
dynamize
افزودن
appending
افزودن
eke out
افزودن به
plus
افزودن به مثبت
to pay back
برگرداندن افزودن
stock
به موجودی افزودن
stocked
به موجودی افزودن
preponderate
چربیدن بر افزودن
increased
افزودن ترقی دادن
bundle
افزودن نرم افزار
redoubling
افزودن دوبرابر کردن
adjoin
افزودن متصل شدن
adjoined
افزودن متصل شدن
increase
افزودن ترقی دادن
setting
افزودن به وقت بازی
settings
افزودن به وقت بازی
adjoins
افزودن متصل شدن
volume
کتاب برحجم افزودن
volumes
کتاب برحجم افزودن
bundles
افزودن نرم افزار
bundling
افزودن نرم افزار
apperceive
بمعلومات خود افزودن
imps
غرس کردن افزودن
increases
افزودن ترقی دادن
throwin
مشارکت کردن افزودن بر
to fan the flame
برشدت چیزی افزودن
resurfaces
لایهی جدید افزودن
redouble
افزودن دوبرابر کردن
redoubled
افزودن دوبرابر کردن
redoubles
افزودن دوبرابر کردن
toincrease any one's salary
مواجب کسیرا افزودن
resurfaced
لایهی جدید افزودن
resurface
لایهی جدید افزودن
imp
غرس کردن افزودن
toincrease any one's salary
برحقوق کسی افزودن
accrete
بهم افزودن یا چسبانیدن
daylight saving time
افزودن یک ساعت بر ساعات روز
subjoin
در پایان افزودن اضافه کردن
to intensify one's actions
برشدت اقدامات خود افزودن
throw in
مطلبی بر صحبت کسی افزودن
insets
افزودن اضافه کردن گذاشتن
inset
افزودن اضافه کردن گذاشتن
indian check
سد کردن راه حریف با بالابردن چوب بالای سر او برای ضربه زدن به چوب او
elvate
بالا بردن بالابردن لوله حرکت دادن لوله جنگ افزار در برد
queue
افزودن داده یا کار بیشتر به انتهای صف
queued
افزودن داده یا کار بیشتر به انتهای صف
queueing
افزودن داده یا کار بیشتر به انتهای صف
queues
افزودن داده یا کار بیشتر به انتهای صف
forward mode
افزودن یک عدد یا اندیش و اختلاف به اصل
dates
افزودن آخرین و جدیدتری اطلاعات به چیزی
date
افزودن آخرین و جدیدتری اطلاعات به چیزی
upgrades
قدرتمندتر و بهنگام تر با افزودن قط عات جدید
upgrading
قدرتمندتر و بهنگام تر با افزودن قط عات جدید
doping
افزودن ماده شیمیایی خاص به یک قطعه
upgrade
قدرتمندتر و بهنگام تر با افزودن قط عات جدید
upgraded
قدرتمندتر و بهنگام تر با افزودن قط عات جدید
paralleled
که امکان افزودن چندین رقم همزمان میدهد
mithridatism
مصونیت از زهر بواسطه خوردن و کم کم افزودن برمقداران
insert
افزودن متن جدید درون کلمه یا جمله
parallel
که امکان افزودن چندین رقم همزمان میدهد
dates
افزودن اطلاعات به چیزی یا همیشه به روز بماند
winder
گرم شدن تدریجی بدن و افزودن برسرعت
paralleling
که امکان افزودن چندین رقم همزمان میدهد
date
افزودن اطلاعات به چیزی یا همیشه به روز بماند
parallelling
که امکان افزودن چندین رقم همزمان میدهد
parallelled
که امکان افزودن چندین رقم همزمان میدهد
parallels
که امکان افزودن چندین رقم همزمان میدهد
inserting
افزودن متن جدید درون کلمه یا جمله
inserts
افزودن متن جدید درون کلمه یا جمله
paroli
دوبرابر داو بوسیله افزودن پول برده بدان
anchor line extension kits
جعبه وسایل افزودن به طول کابل چتر نجات
saving
خودداری ازمصرف وجوه عدم تقسیم منافع و افزودن ان به سرمایه
extending
فایل که قابل افزودن است یا هیچ اندازه ماکزیمم ندارد
extend
فایل که قابل افزودن است یا هیچ اندازه ماکزیمم ندارد
insertion loss
توجه به یک سیگنال به علت افزودن یک وسیله به کانال یا مدار موجود
increments
افزودن یک به یک عدد در یک ثبات اغلب برای ادامه دادن کار
ten's complement
عددی که با افزودن یک به متمم نهم یک عدد دهدهی به دست آید
increment
افزودن یک به یک عدد در یک ثبات اغلب برای ادامه دادن کار
extends
فایل که قابل افزودن است یا هیچ اندازه ماکزیمم ندارد
update
تغییر یا افزودن داده مشخص در فایل اصلی با اطلاعات به روز شوند
updated
تغییر یا افزودن داده مشخص در فایل اصلی با اطلاعات به روز شوند
updates
تغییر یا افزودن داده مشخص در فایل اصلی با اطلاعات به روز شوند
source
نرم افزارای که به کاربر امکان تغییر دادن , حذف و افزودن دستورات در فایل اصلی برنامه میدهد
extensible
زبان برنامه نویسی کامپیوتری که به کاربر امکان افزودن نوع داده و دستورات خاص خود را میدهد
texts
سیستم پردازش گر کلمه که به کاربر امکان افزودن , حذف کردن ,جابجایی , درج و تصحیح بخشهایی از متن میدهد
text
سیستم پردازش گر کلمه که به کاربر امکان افزودن , حذف کردن ,جابجایی , درج و تصحیح بخشهایی از متن میدهد
memo field
فیلدی در پایگاه داده یا پنجره متن در یک برنامه کاربردی که به کاربر امکان افزودن دستورات یا ماکرو درباره ورودی میدهد
privilege
ساخت پردازنده Intel که در حالت محافظت شده است و به برنامه امکان افزودن بخشهای حیاتی محیط عملیات را میدهد
two's complement
افزودن یک به متمم یک یک عدد دودویی , برای نمایش اعداد دودویی منفی
cost plus pricing
تعیین قیمت فروش با افزودن ضریب مخصوص منفعت به قیمت تمام شده
aliasing
افزودن سیگنالهای صوتی بین الگوهای صوتی برای ایجاد صدای ملایم تر
highs
عملی که در آن افزودن رقم نقل به جمع کننده باعث رقم نقلی خروجی شود
highest
عملی که در آن افزودن رقم نقل به جمع کننده باعث رقم نقلی خروجی شود
high
عملی که در آن افزودن رقم نقل به جمع کننده باعث رقم نقلی خروجی شود
subscribes
افزودن نام به لیست پستی از لیست سرویس ها تا هر پیامی برای گروه دریافت کنید
subscribing
افزودن نام به لیست پستی از لیست سرویس ها تا هر پیامی برای گروه دریافت کنید
subscribe
افزودن نام به لیست پستی از لیست سرویس ها تا هر پیامی برای گروه دریافت کنید
subscribed
افزودن نام به لیست پستی از لیست سرویس ها تا هر پیامی برای گروه دریافت کنید
appreciating
بربهای چیزی افزودن قدر چیزی را دانستن
appreciated
بربهای چیزی افزودن قدر چیزی را دانستن
appreciate
بربهای چیزی افزودن قدر چیزی را دانستن
appreciates
بربهای چیزی افزودن قدر چیزی را دانستن
dithering
ترکیب نقطههای رنگارنگ برای یک رنگ جدید یک روش گرافیکی کامپیوتر برای افزودن شدت نور نمایش
special drawing rights
این اصطلاحات شامل افزودن قدرت وام دهی صندوق وافزایش میعان پولی جهان در این زمینه بوده است
expandable
با افزودن نرم افزار یا سخت افزار
extending
در یک IBM PC روش استاندار معروف برای افزودن حافظه زیادی بیشتر از مگا بایت که توسط چندین سیستم عامل یا برنامه قابل استفاده مستقیم است
extends
در یک IBM PC روش استاندار معروف برای افزودن حافظه زیادی بیشتر از مگا بایت که توسط چندین سیستم عامل یا برنامه قابل استفاده مستقیم است
extend
در یک IBM PC روش استاندار معروف برای افزودن حافظه زیادی بیشتر از مگا بایت که توسط چندین سیستم عامل یا برنامه قابل استفاده مستقیم است
expanded memory system
کارت اضافی برای افزودن حافظه اضافی به IBM PC. حافظه از استاندارد EMS پیروی میکند
structure
با استفاده از کابل UTP که وارد co hub میشود و طوری طراحی شده است که ترمیم آن ساده است و نیز افزودن ایستگاههای جدید یا کابلهای بیشتر هم ساده است
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com