English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 215 (10 milliseconds)
English Persian
choice انتخاب
choicer انتخاب
choices انتخاب
choicest انتخاب
selecting انتخاب
election انتخاب
draft انتخاب
drafted انتخاب
drafts انتخاب
option انتخاب
options انتخاب
selection انتخاب
selections انتخاب
delegacy انتخاب
excerption انتخاب
Other Matches
radio button شانه دایرهای کنر یک انتخاب که در هنگام انتخاب یک مزکز سیاه دارد.دگمههای رادیویی یک روش انتخاب از بین چند موضوع است و در هر زمان فقط یک دکمه رادیویی انتخاب میشود.
target selector دوربین انتخاب هدف دوربینی که مخصوص انتخاب هدفها به وسیله توپ است
tree روش سریع انتخاب که اطلاع اولین مرتب کردن در مرحله دوم استفاده میشود تا سرعت انتخاب بالا رود
sophistication نوع انتخاب سریع که اطلاعات مرحله اول مرتب سازی در مرحله دوم به کار می رود تا سرعت انتخاب را افزایش دهد
ineligibility عدم قابلیت برای انتخاب شدن محرومیت از انتخاب شدن غیرقابل قبول
checks جعبه کوچک با یک ضربدر در آن در صورتی که عمل انتخاب شود و خالی در صورتی که عمل انتخاب نشود
check جعبه کوچک با یک ضربدر در آن در صورتی که عمل انتخاب شود و خالی در صورتی که عمل انتخاب نشود
checked جعبه کوچک با یک ضربدر در آن در صورتی که عمل انتخاب شود و خالی در صورتی که عمل انتخاب نشود
menu item یک انتخاب در فهرست انتخاب
rollover صفحه کلید با بافرکوچک موقت به طوری که میتواند داده صحیح را وقتی چندین کلید با هم انتخاب می شوند داده صحیح را وقتی چندین کلید با هم انتخاب می شوندارسال کند
controlled reprisal انتخاب بررسی شده راه کار انتخاب کنترل شده راه کار
option حق انتخاب
options حق انتخاب
suffrage حق انتخاب
franchises حق انتخاب
franchise حق انتخاب
francs حق انتخاب
franc حق انتخاب
circuit switching انتخاب مدار
dials انتخاب کردن
dialled انتخاب کردن
cooptation انتخاب درونی
dialed انتخاب کردن
dial انتخاب کردن
impluse stepping انتخاب شماره
get in انتخاب شدن
choosey انتخاب کننده
outvoter انتخاب کننده
impluse action انتخاب شماره
single انتخاب کردن
selectors انتخاب کننده
impluse selection انتخاب ایمپولز
freedom to choose ازادی در انتخاب
freedom of choice ازادی انتخاب
faulty selection انتخاب غلط
mischoice انتخاب غلط
direct selection انتخاب مستقیم
mischoose بد انتخاب کردن
cs انتخاب تراشه
self service با انتخاب ازاد
self-service با انتخاب ازاد
pickup انتخاب رشد
pitch upon انتخاب کردن
selector انتخاب کننده
chooser انتخاب کننده
choose انتخاب کردن
eligible شایسته انتخاب
eligible قابل انتخاب
natural selection انتخاب طبیعی
sifts انتخاب کردن
sifted انتخاب کردن
sift انتخاب کردن
to make a choice of انتخاب کردن
chooses انتخاب کردن
choosing انتخاب کردن
electives دارای حق انتخاب
selectively قابل انتخاب
selectively مبنی بر انتخاب
selectively انتخاب کننده
selective قابل انتخاب
selective مبنی بر انتخاب
selective انتخاب کننده
elective دارای حق انتخاب
opts انتخاب کردن
opting انتخاب کردن
opted انتخاب کردن
breaks انتخاب شود
break انتخاب شود
options شق انتخاب شده
option شق انتخاب شده
check boxes چهارگوشهای انتخاب
chip select انتخاب تراشه
icon راهنمای انتخاب
choice of technology انتخاب تکنولوژی
screens انتخاب کردن
screening, screenings انتخاب کردن
screened انتخاب کردن
opt انتخاب کردن
picked انتخاب شده
chose انتخاب کرده
choosy انتخاب کننده
ikons راهنمای انتخاب
icons راهنمای انتخاب
screen انتخاب کردن
choiceless محروم از حق انتخاب
to have one's pick انتخاب کردن
selection switch گزینه انتخاب
selected انتخاب کردن
electors انتخاب کننده
select انتخاب کردن
selectivity حسن انتخاب
cream of the crop <idiom> انتخاب عانی
the polls انتخاب گاه
hit انتخاب یک کلید
pick out <idiom> انتخاب کردن
hits انتخاب یک کلید
hitting انتخاب یک کلید
election انتخاب نماینده
switched line خط انتخاب شده
menus فهرست انتخاب
social selection انتخاب اجتماعی
economic choice انتخاب اقتصادی
seller's option انتخاب فروشنده
menu فهرست انتخاب
selection of position انتخاب موضع
project selection انتخاب پروژه
re-election تجدید انتخاب
re-election انتخاب مجدد
re election تجدید انتخاب
preselection انتخاب مقدماتی
re election انتخاب مجدد
scracity and choice کمیابی و انتخاب
elected انتخاب شده
route selection انتخاب مسیر
reelection تجدید انتخاب
elects انتخاب کردن
electing انتخاب کردن
elector انتخاب کننده
selects انتخاب کردن
elect انتخاب کردن
compilation جمع اوری و انتخاب
selection عمل یا فرآیند انتخاب
user defined تعریف یا انتخاب کاربر
hit the nail on the head <idiom> یافتن انتخاب صحیح
selections عمل یا فرآیند انتخاب
Whichever she chooses . هر کدام را که انتخاب کند
franchises ازادی حق انتخاب امتیاز
franchise ازادی حق انتخاب امتیاز
electorates هیئت انتخاب کنندگان
constituent انتخاب کننده موکل
constituents انتخاب کننده موکل
ineligible نا شایسته برای انتخاب
options عملی که انتخاب میشود
preelection promises وعدههای پیش از انتخاب
display menu فهرست انتخاب نمایشی
destine قبلا انتخاب کردن
default option انتخاب قرار دادی
eligibility شایستگی برای انتخاب
consumer's choice انتخاب مصرف کننده
consumer choice انتخاب مصرف کننده
presidential انتخاب رئیس جمهور
configure انتخاب سخت افزار
electress خانم انتخاب کننده
reelect تجدید انتخاب کردن
ineligbility ناشایستگی برای انتخاب
preelection وابسته به پیش از انتخاب
presidential election انتخاب رئیس جمهور
preselect قبلا انتخاب کردن
preselect انتخاب کردن مقدماتی
pick out انتخاب کردن دریافتن
probabilism انتخاب وجه احتمالی
main menu فهرست انتخاب اصلی
keystroke عمل انتخاب کلید
selector channel کانال انتخاب کننده
option عملی که انتخاب میشود
target designation روش انتخاب هدف
automatic message switching انتخاب خودکار پیام
target designation سیستن انتخاب هدف
electorate هیئت انتخاب کنندگان
selector switch گزینه انتخاب کننده
compilations جمع اوری و انتخاب
wale تیر افقی انتخاب کردن
Hobson's choice انتخاب از روی ناچاری ناگزیر
electing انتخاب کردن برگزیده منتخب
selections دسته یا هیات انتخاب شده
chap انتخاب کردن شکاف دادن
cap انتخاب برای تیم ملی
filter انتخاب کلمه چند بیتی
elect انتخاب کردن برگزیده منتخب
filters انتخاب کلمه چند بیتی
mix selector دستگاه انتخاب مخلوطهای بتن
click انتخاب شده حرکت کند
associated document وقتی فایل را انتخاب می کنید
clicked انتخاب شده حرکت کند
to pitch upon something چیزی را برگزیدن یا انتخاب کردن
clicks انتخاب شده حرکت کند
electronic یچ انتخاب شده و نه با روشهای مکانیکی
to ballot for بارای پنهان انتخاب کردن
qualifier انتخاب شده برای دوربرد
qualifiers انتخاب شده برای دوربرد
port به آن وصل است را انتخاب کند
elects انتخاب کردن برگزیده منتخب
preselection انتخاب از قبل [دستگاه سازی]
associated file وقتی فایل را انتخاب می کنید
menu صورت غذا فهرست انتخاب
suffragist طرفداران دادن حق رای یا حق انتخاب
selection دسته یا هیات انتخاب شده
actions در حقیقت آن منو انتخاب میشود
menus صورت غذا فهرست انتخاب
disfranchise از حق رای یا انتخاب محروم کردن
capped انتخاب برای تیم ملی
natural selection فلسفه انتخاب اصلح در طبیعت
theory of consumer's choice نظریه انتخاب مصرف کننده
selectable آنچه قابل انتخاب باشد
action در حقیقت آن منو انتخاب میشود
addressing انتخاب یک ثبات و بررسی یک بیت از آن
bank انتخاب بانک حافظه مخصوص از یک گروه
electoral college هیئت انتخاب کنندگان رئیس جمهور
banks انتخاب بانک حافظه مخصوص از یک گروه
electress خانمیکه عضوهیئت انتخاب کنندگان است
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com