Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (11 milliseconds)
English
Persian
failure safety
ایمنی در برابر خرابی
reliability
ایمنی در برابر خرابی
Other Matches
post-
بررسی برنامه کامپیوتری یا قطعه سخت افزاری پس از خرابی برای یافتن علت خرابی
posts
بررسی برنامه کامپیوتری یا قطعه سخت افزاری پس از خرابی برای یافتن علت خرابی
posted
بررسی برنامه کامپیوتری یا قطعه سخت افزاری پس از خرابی برای یافتن علت خرابی
post
بررسی برنامه کامپیوتری یا قطعه سخت افزاری پس از خرابی برای یافتن علت خرابی
howitzer
توپی که طول لوله ان برابر با 02 تا03 برابر کالیبر باشد
doubled
سیستمی که فرفیت ذخیره سازی دیسک را با دو برابر کردن تعداد بیتهای روی سطح دیسک دو برابر میکند
doubled up
سیستمی که فرفیت ذخیره سازی دیسک را با دو برابر کردن تعداد بیتهای روی سطح دیسک دو برابر میکند
double
سیستمی که فرفیت ذخیره سازی دیسک را با دو برابر کردن تعداد بیتهای روی سطح دیسک دو برابر میکند
density
سیستمی که حجم ذخیره سازی درایو دیسک را با دو برابر کردن تعداد بیتهایی که روی سطح دیسک می توان گذاشت دو برابر میکند
densities
سیستمی که حجم ذخیره سازی درایو دیسک را با دو برابر کردن تعداد بیتهایی که روی سطح دیسک می توان گذاشت دو برابر میکند
isodomun
[بنایی با بلوک های سنگی برابر در طبقاطی با طول های برابر]
isodomon
[بنایی با بلوک های سنگی برابر در طبقاطی با طول های برابر]
sensitive to corrosion
حساس در برابر زنگ زدگی حساس در برابر خوردگی
triplicate
سه برابر سه برابر کردن
safety
ایمنی
security
ایمنی
immunity
ایمنی
immunology
ایمنی شناسی
arlbery strap
تسمه ایمنی
safety glass
عینک ایمنی
cold iron watch
پاس ایمنی
catching belt
کمربند ایمنی
safety belts
کمربند ایمنی
safety belt
کمربند ایمنی
emotional security
ایمنی هیجانی
security glass
شیشه ایمنی
immunodeficiency
نقص ایمنی
[پزشکی]
safety lamp
چراغ ایمنی
insecure
بدون ایمنی
crash helmets
کلاه ایمنی
goggles
عینک ایمنی
immune defect
نقص ایمنی
[پزشکی]
lifebelt
کمربند ایمنی
life line
طناب ایمنی
locking wire
سیم ایمنی
lifebelts
کمربند ایمنی
log in sequrity
ایمنی ورود
overall safety
ایمنی کامل
safe valve
دریچه ایمنی
safty face shield
ماسک ایمنی
safety wire
سیم ایمنی
safety trap
تله ایمنی
safety post
پایه ایمنی
safety motive
انگیزه ایمنی
safety hazard
مخاطره ایمنی
safety glasses
عینک ایمنی
safety glass
شیشه ایمنی
safety fuse
فیوز ایمنی
trycocks
شیر ایمنی ناو
crash helmets
کلاه خود ایمنی
immunodeficiency
کمبود ایمنی
[پزشکی]
immunologic
وابسته به ایمنی شناسی
immunochemistry
علم ایمنی شیمیایی
safety mechanism
ساز و کار ایمنی
immune defect
کمبود ایمنی
[پزشکی]
without recourse
عبارتی که درفهر نویسی اسناد قابل انتقال بکار می رود و به وسیله ان فهر نویس مسئوولیت خودرا در برابر فهر نویسان بعدی نفی میکند و تنها خودرا در برابر کسی که سند رابرایش صادر کرده است مسئول قرار میدهد
safety interlock
قفل ایمنی
[تکنیک و تکنولوژی]
combat helmet
کلاه ایمنی جنگی
[ارتش]
flame safety
ایمنی در مقابل شعله اتش
to put safety first
[foremost]
اولویت اول را به ایمنی دادن
immunochemistry
مبحث ایمنی شناسی شیمیایی
AIDS
سندرم نقص ایمنی اکتسابی
safety locking device
قفل ایمنی
[تکنیک و تکنولوژی]
machanic
کمربند ایمنی اویزان از سقف
safety locking devices
قفل های ایمنی
[تکنیک و تکنولوژی]
bindery
یات ایمنی کاربر را یادداشت کند
helmets
کلاه ایمنی اتش نشانها وکارگران
safety interlocks
قفل های ایمنی
[تکنیک و تکنولوژی]
helmet
کلاه ایمنی اتش نشانها وکارگران
buddy system
شناگران بخاطر ایمنی دو نفره کردن
strong safety
مدافع ایمنی در سمت قوی خط تهاجم حریف
ergonomics
علم و تکنولوژی ایمنی راحتی و سادگی استفاده ازماشین
splash proof enclosure
حفافت در برابر قطرات اب حفافت در برابر باران حفافت در مقابل ریزش قطرات اب
SSL
پروتکل طراحی شده توسط Netscape که حاوی اطلاعات ایمنی روی اینترنت است
failure
خرابی
devastation
خرابی
breakdowns
خرابی
breakdown
خرابی
disrepair
خرابی
failures
خرابی
malfunctions
خرابی
ruining
خرابی
malfunction
خرابی
ruins
خرابی
ruin
خرابی
destruction
خرابی
desolation
خرابی
fault
خرابی
faulted
خرابی
faults
خرابی
wreckage
خرابی
eversion
خرابی
dilapidation
خرابی
ruination
خرابی
rottenness
خرابی
demolitions
خرابی
demolition
خرابی
wrecks
خرابی
wrecking
خرابی
wreck
خرابی
smashes
خرابی
godsend
خرابی
smash
خرابی
havoc
خرابی
malfunctioned
خرابی
wire locking
بستن تعدادی مهره یا پیچ به یکدیگر توسط سیم ایمنی برای جلوگیری از شل شدن انها
power failure
خرابی برق
fail-safe
با خرابی امن
insulation fault
خرابی نارسانا
fail safe
با خرابی امن
failure rate
میزان خرابی
wrack
خرابی بدبختی
decays
خرابی تنزل
decaying
خرابی تنزل
decayed
خرابی تنزل
decay
خرابی تنزل
failure free
بدون خرابی
fail softly
با خرابی تدریجی
fail softly
با خرابی ملایم
power failures
خرابی برق
car breakdown
خرابی اتومبیل
to do execution
خرابی وارداوردن
page fault
خرابی صفحه
transient failure
خرابی گذرا
catastrophic failure
خرابی فجیع
collapse mechanism
مکانیزم خرابی
disk crash
خرابی دیسک
equipment failure
خرابی تجهیزاتی
the mischief of it is that'
خرابی ان اینست که
fail soft
با خرابی ملایم
fail soft
با خرابی تدریجی
failure rate
نرخ خرابی
error description
توضیح خرابی
crashingly
شکستگی خرابی
crashing
شکستگی خرابی
fault description
توضیح خرابی
description of error
توضیح خرابی
crash
شکستگی خرابی
defect description
توضیح خرابی
crashed
شکستگی خرابی
crashes
شکستگی خرابی
failure prediction
پیش بینی خرابی
ravage
خرابی وارد اوردن
drinking was his ruin
باعث خرابی اوشد
ravaged
خرابی وارد اوردن
ravages
خرابی وارد اوردن
ravaging
خرابی وارد اوردن
failure logcing
ثبت وقوع خرابی
non destructive test
ازمایش بدون خرابی
clean
بدون کثیفی یا خرابی یا برنامه
machines
خطای ناشی از خرابی قطعه
machined
خطای ناشی از خرابی قطعه
machine
خطای ناشی از خرابی قطعه
terminals
خرابی که قابل تعمیر نیست
terminal
خرابی که قابل تعمیر نیست
mean time between failures
زمان میانگین بین دو خرابی
cleaned
بدون کثیفی یا خرابی یا برنامه
cleanest
بدون کثیفی یا خرابی یا برنامه
cleans
بدون کثیفی یا خرابی یا برنامه
wrackful
خراب کننده مسبب خرابی
autos
تا از خرابی در صورت قط ع برق جلوگیری شود
failures
خرابی وسیله ناشی از اثرات جانبی
cabled
ابزار بررسی قط عی یا خرابی در سیم کشی
failure
خرابی وسیله ناشی از اثرات جانبی
bombs
خرابی غیر عادی کامپیوتر crash
detritus
چیزی که در نتیجه خرابی بدست اید
standbys
که در صورت خرابی آماده استفاده است
corrective maintenance
جداسازی وتصحیح خرابی ها پس ازوقوع انها
auto
تا از خرابی در صورت قط ع برق جلوگیری شود
bombed
خرابی غیر عادی کامپیوتر crash
bomb
خرابی غیر عادی کامپیوتر crash
on line fault tolerant system
سیستم تحمل خرابی درون خطی
bombed out
خرابی غیر عادی کامپیوتر crash
cable
ابزار بررسی قط عی یا خرابی در سیم کشی
it spells ruin to the workmen
متضمن خانه خرابی کارگران است
maintainability
ویژگی مربوط به جداسازی وتعمیر یک خرابی
bent
اسم رمز برای خرابی وسایل
destruct
خرابی عمدی موشک قبل ازپرتاب ان
degradation
کمبود توانایی پردازش به علت خرابی
machines
خطای ناشی خرابی سخت افزار
machine
خطای ناشی خرابی سخت افزار
standby
که در صورت خرابی آماده استفاده است
machined
خطای ناشی خرابی سخت افزار
cacogenics
رشتهای از علم درباره فسادو خرابی نژاد
fails
سیستمی که پس از خرابی بخشی از آن هنوز کار میکند
failed
سیستمی که پس از خرابی بخشی از آن هنوز کار میکند
fail
سیستمی که پس از خرابی بخشی از آن هنوز کار میکند
structural damage
خسارت ناشی از خرابی یاترک خوردگی ساختمان
mtbf
زمان میانگین بین دو خرابی Failures Between eanTime
palnut
مهره نازکی معمولا از جنس فولاد پرس شده که بمنظورافزایش ایمنی و جلوگیری ازشل شدن مهرههای معمولی روی انها بسته میشود
glitch
خرابی تصادفی یا موقتی در سخت افزار گیر در برنامه
shut off mechanism
وسیلهای که در صورت بروز خرابی فرایند را متوقف میکند
contingency plan
برنامه دوم که در صورت خرابی اولی انجام خواهد شد
MTF
متوسط زمانی که یک وسیله تا پیش از خرابی کار میکند
it tends to ruin him
وسائل خانه خرابی یاهلاکت اورافراهم میکند منجرمیشودبهلاکت او
redundancies
تامین قط عات اضافی در سیستم در صورت بروز خرابی
maintainability
توانایی ترمیم سریع و کارا در صورت بروز خرابی
redundancy
تامین قط عات اضافی در سیستم در صورت بروز خرابی
maintenance
مراقب مرتب از سیستم برای جلوگیری از رویداد خرابی
standby
قطعه پشتبان که در صورت خرابی سیستم فعال میشود
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com