| Total search result: 201 (10 milliseconds) |
|
|
|
| English |
Persian |
| The two are rhyming words . |
این دو لغت هم قافیه هستند |
|
|
|
|
| Other Matches |
|
| feminine rhyme |
قافیه وروی قافیه وردیف |
| standard |
محدوده رنگها که در یک سیستم مشخص فراهم هستند و توسط تمام برنامه ها قابل اشتراک هستند |
| standards |
محدوده رنگها که در یک سیستم مشخص فراهم هستند و توسط تمام برنامه ها قابل اشتراک هستند |
| rhyming |
قافیه |
| rimeless or rhyme |
بی قافیه |
| rimeless |
بی قافیه |
| rhymes |
قافیه |
| rhyme |
قافیه |
| rime |
قافیه |
| rhyming |
هم قافیه شدن |
| rhymes |
قافیه ساختن |
| rhyme |
هم قافیه شدن |
| rhymes |
هم قافیه شدن |
| verser |
قافیه پرداز |
| rimy |
قافیه دار |
| rhyming |
قافیه ساختن |
| versifier |
قافیه پرداز |
| rimer or rhymer |
قافیه پرداز |
| rimer |
قافیه پرداز |
| verseman |
قافیه پرداز |
| rhymester |
قافیه ساز |
| rhyme scheme |
قافیه بندی |
| rhumer |
قافیه پرداز |
| rhyme |
قافیه ساختن |
| rime |
هم قافیه شدن |
| to give rimes |
قافیه شدن |
| stress verse |
قافیه مشدد |
| to put in rime |
قافیه ناقص |
| blank verse |
شعر بی قافیه |
| stress verse |
قافیه موکد |
| To miss the bus . To slip up . |
قافیه را باختن |
| versification |
قافیه سازی |
| rime |
سخن قافیه دار |
| rime |
نظم قافیه ساختن |
| rhythmization |
سجع و قافیه سازی |
| rime |
قافیه دار کردن |
| versification |
شاعری قافیه پردازی |
| internal rhyme |
قافیه ماقبل اخر |
| crambo |
بازی قافیه جویی |
| rhyme |
شعر سخن قافیه دار |
| hai ku |
شعر بی قافیه سه سطری ژاپنی |
| to rime away one's time |
وقت خود را به قافیه سازی |
| rhymes |
شعر سخن قافیه دار |
| rhyming |
شعر سخن قافیه دار |
| blank verse |
شعر بی قافیه پنج وزنی |
| cad |
محصول کمکی کامپیوتر واسط ی که بین کامپیوتر هایی که برای طراحی هستند و آنهایی که برای تولید محصول هستند |
| cads |
محصول کمکی کامپیوتر واسط ی که بین کامپیوتر هایی که برای طراحی هستند و آنهایی که برای تولید محصول هستند |
| I am in a tight corner . I am hard put to it . |
قافیه برمن تنگ شده است |
| rondelet |
غزل تهلیل دار دو قافیه هفت بندی |
| rimester |
قافیه ساز شاعر بی استعداد وکم مایه شاعرک |
| masculinerhme |
قافیه کلماتی که نه به eبلکه بهجای تکیه دار منتهی میشود |
| trochee |
وتد یا قافیه دو هجایی که هجای اولش بلند یا موکدوهجای دومش کوتاه یاخفیف باشد |
| free verse |
شعر ازاد وبی نظم وقاعده شعر بی قافیه |
| to rime one word with another |
یک کلمه رابا کلمه دیگر قافیه اوردن |
| they are all of one mind |
هستند |
| plants indigenous to that soil |
هستند |
| ScriptX |
هستند |
| are |
هستند |
| they are well matched |
هم کفو هستند |
| they are at loggerheads |
هر دو سنگ یک من هستند |
| there are numbers who |
بسیاری هستند که |
| who are they? |
انها کی هستند |
| Such people are wicked . |
اینگونه آدمها شر هستند |
| The roads are obstructed. |
جاده ها مسدود هستند. |
| 5, 7, 9 are odd numbers . |
5؟7؟9 اعداد فرد هستند |
| analog |
ی از حالت آنالوگ هستند |
| they are well matched |
حریف یکدیگر هستند |
| such as are happy |
انهایی که خوشبخت هستند |
| analogues |
ی از حالت آنالوگ هستند |
| analogue |
ی از حالت آنالوگ هستند |
series |
مداری که قط عات آن با هم سری هستند |
| ring topology |
در حلقه بهم وصل هستند |
| They are at daggers drawn. They are bitter enemies. |
بخون یکدیگه تشنه هستند |
| However difficult the circumstances [are] , ... |
هر قدر هم که شرایط دشوار هستند، ... |
| Price are fixed here . |
دراینجا قیمتها ثابت هستند |
| the ins |
انان که سر کا یا دارای متامی هستند |
| dialectical materialism |
اساسا اقتصادی یا مادی هستند . |
| numeric |
که فقط حاوی اعداد هستند |
| great dangers impend over us |
خطرهای بزرگی متوجه ما هستند |
| Take things as you find them. <proverb> |
مسائل را همانگونه نه هستند بپذیر . |
| X/OPEN |
ول ایجاد سیستمهای باز هستند |
| These football players are the pick of the bunch . |
این فوتبالیست ها گل سر سبد هستند |
| target audience |
گروه اجتماعی که هدف تبلیغ هستند |
| buffer |
کل حروفی که قابل نگهداری در بافر هستند |
| things in possession |
اموالی که بالفعل در تصرف شخص هستند |
| I musn't eat food containing ... |
من نباید غذایی را که دارای ... هستند بخورم. |
| regular guy <idiom> |
شخص مهربانی که همه با دوست هستند |
| modes |
که حاوی کد تشخیص و تصحیح خطا هستند |
| mode |
که حاوی کد تشخیص و تصحیح خطا هستند |
| What percentage of the people are literate? |
چند درصد مردم با سواد هستند ؟ |
| the strangers in tehran |
بیگانگان یاخارجی هایی که در تهران هستند |
| Prices are rising ( falling ) . |
قیمت ها درحال افزایش (کاهش ) هستند |
| the outer world |
مردمی که بیرون از محیط شخص هستند |
| The twins look just like each other. |
دوقلوها خیلی شبیه یکدیگر هستند. |
| capability |
لیستی از اعمالی که قابل انجام هستند |
| This canary and its mate are in the same cage |
این قناری وجفتش در یک قفس هستند |
| a further 50 are in prospect |
۵۰ تای دیگر مورد انتظار هستند |
| downsize |
که در آنها ایستگاههای کاری هوشمند هستند. |
| finished |
کالاهای تولیدی که آماده فروش هستند |
| Boys will be boys. |
پسرها حالا دیگه اینطور هستند. |
| outs and ins |
انانی که سر کار دارای مقامی هستند |
| array |
آرایهای که عناصرش حروف واعداد هستند |
| arrays |
آرایهای که عناصرش حروف واعداد هستند |
| bank holiday |
روزهای هفته که بانکها تعطیل هستند |
| People are looking for new ideas. |
مردم عقب فکرهای تازه هستند |
anticlastic |
[ظاهری با دو قوس که دو منحنی برخلاف هم هستند.] |
| nut structure |
ساختمانی که در ان خاکدانه ها کوچک و مکعبی هستند |
Are animals able to think ? |
آیا جانوران قادربه فکر کردن هستند ؟ |
| the iron interest |
کسانی که در معاملات اهن علاقه مند هستند |
| hylotheism |
اعتقاد به اینکه خدا و ماده یکی هستند |
| queen's ware |
فروف لعابی انگلیسی که خامهای رنگ هستند |
| sig |
علاقمند به یک نرم افزاریاسخت افزار خاصی هستند |
| repertoire |
لیست حروفی که قابل نمایش یاچاپ هستند |
| forms |
وسایل جانبی که مربوطه به خروجی چاپگر هستند. |
| formed |
وسایل جانبی که مربوطه به خروجی چاپگر هستند. |
| form |
وسایل جانبی که مربوطه به خروجی چاپگر هستند. |
| coresident |
دو یا چند برنامه که همزمان در حافظه اصلی هستند |
| rotaglider |
گلایدرهایی که دارای بالهای دورانی ازاد هستند |
| queued |
صف افراد که یکی پشت سر دیگر منتظر هستند |
| storage |
مواد مختلف که قادر به ذخیره داده هستند |
| Where are the luggage trolleys? |
چرخ دستی حمل بار کجا هستند؟ |
| They are openly seeking his being sacked. |
آنها آشکارا به دنبال اخراج شدن او هستند. |
| setting up |
تمام حروفی که قابل نمایش یا چاپ هستند |
| Where are the luggage trolleys? |
چرخ دستی اسباب و اثاثیه کجا هستند؟ |
channel |
کانالهای ارتباطی که برای امور خاص هستند |
| channeled |
کانالهای ارتباطی که برای امور خاص هستند |
| channeling |
کانالهای ارتباطی که برای امور خاص هستند |
| channelled |
کانالهای ارتباطی که برای امور خاص هستند |
| sets |
تمام حروفی که قابل نمایش یا چاپ هستند |
| queue |
صف افراد که یکی پشت سر دیگر منتظر هستند |
| queueing |
صف افراد که یکی پشت سر دیگر منتظر هستند |
| queues |
صف افراد که یکی پشت سر دیگر منتظر هستند |
| to feel a pang of guilt |
ناگهانی احساس بکنند که گناه کار هستند |
| set |
تمام حروفی که قابل نمایش یا چاپ هستند |
| channels |
کانالهای ارتباطی که برای امور خاص هستند |
| clock |
سیگنال هایی که هم سان با باس ساعت هستند |
| library |
مجموعهای از برنامه یا بلاکها که متعلق به کسی هستند |
| clocks |
سیگنال هایی که هم سان با باس ساعت هستند |
| libraries |
مجموعهای از برنامه یا بلاکها که متعلق به کسی هستند |
| queued |
لیست دادههای , که منتظر پردازش هستند , مجموعهای ازمتن ها |
| identities |
مجموعه رنگهایی که اولین و آخرین آن رنگهای سیستم هستند |
| Theyre twins and it is impossible to know one from the other . |
آنها دو قلو هستند ومعلوم نیست کدوم کدومه |
| queues |
لیست دادههای , که منتظر پردازش هستند , مجموعهای ازمتن ها |
| monogenism |
عقیده باینکه همه تژادهای ادمی از یک تخم هستند |
| resource |
گرافیکی که مفید هستند یا توسط چیزی استفاده می شوند |
| association for women in computing |
متشکل از افرادی که پردازش کامپیوتر علاقه مند هستند |
| identity |
مجموعه رنگهایی که اولین و آخرین آن رنگهای سیستم هستند |
| 1 and 2 are poles apart. <idiom> |
۱ و ۲ یک دنیا باهم فرق دارند [بسیار متفاوت هستند] . |
| cyclic item |
اقلام پیوسته اقلامی که خیلی مورد احتیاج هستند |
purpuric acid |
اسید فرضی که نمک های آن ارغوانی رنگ هستند |
| ultramontane |
وابسته به کشورها و مردمی که درانطرف کوه ها وارتفاعات هستند |
| perspectives |
ی که از دید کاربر دورتر هستند کوچکتر به نظر می آیند |
| checked |
بررسی اینکه یک پروتکل کد حرف و فرمت آن صحیح هستند |
| perspective |
ی که از دید کاربر دورتر هستند کوچکتر به نظر می آیند |
| check |
بررسی اینکه یک پروتکل کد حرف و فرمت آن صحیح هستند |
| bank holiday |
هر یک از تعطیلات رسمی که در آن مدارس و بانکها و غیره تعطیل هستند |
| queue |
لیست دادههای , که منتظر پردازش هستند , مجموعهای ازمتن ها |
| checks |
بررسی اینکه یک پروتکل کد حرف و فرمت آن صحیح هستند |
| queueing |
لیست دادههای , که منتظر پردازش هستند , مجموعهای ازمتن ها |
| I cant get into these shoes. |
این کفشها پایم نمی رود ( کوچک هستند ) |
| sequential |
فایل ذخیره شده که رکوردهای آن به ترتیب قابل دستیابی هستند |
| parallel |
تعداد وسایل جانبی که به صورت موازی به یک باس وصل هستند |
| paralleled |
تعداد وسایل جانبی که به صورت موازی به یک باس وصل هستند |
| serial |
فایل ذخیره شده که رکوردهای آن به ترتیب قابل دستیابی هستند |
| haplont |
موجوداتی که دارای تعداد کروموزوم هایی مانندسلولهای جنسی هستند |
| serials |
فایل ذخیره شده که رکوردهای آن به ترتیب قابل دستیابی هستند |
| tabling |
مجموعه نتایج ذخیره شده که به سرعت قابل دستیابی هستند |
| evolutionism |
روش فکری کسانی که در جمیع امورمعتقد به سیر تکاملی هستند |
| microcomputer |
ریزکامپیوتری که قط عات آن روی یک تخته مدار چاپ شده هستند |
| tables |
مجموعه نتایج ذخیره شده که به سرعت قابل دستیابی هستند |
| paralleling |
تعداد وسایل جانبی که به صورت موازی به یک باس وصل هستند |
| fast |
محلهای ذخیره سازی که قابل خواندن و نوشتن سریع هستند |
| ring |
نوعی شبکه که هر ترمینال آن در حلقه یکی پس از دیگری متصل هستند |
| fasted |
محلهای ذخیره سازی که قابل خواندن و نوشتن سریع هستند |
| fastest |
محلهای ذخیره سازی که قابل خواندن و نوشتن سریع هستند |
| Well, now everyone's here, we can begin. |
خوب حالا که همه اینجا هستند ما می توانیم شروع کنیم. |
| fasts |
محلهای ذخیره سازی که قابل خواندن و نوشتن سریع هستند |
| table |
مجموعه نتایج ذخیره شده که به سرعت قابل دستیابی هستند |
| parallels |
تعداد وسایل جانبی که به صورت موازی به یک باس وصل هستند |
| synchronous |
سیستمی که در آن تمام وسایل با سیگنال ساعت اصلی همان هستند |
| parallelling |
تعداد وسایل جانبی که به صورت موازی به یک باس وصل هستند |
| rapid |
محلهای ذخیره سازی که به سرعت قابل خواندن و نوشتن هستند |
| parallelled |
تعداد وسایل جانبی که به صورت موازی به یک باس وصل هستند |
| buffer pool |
تعدادی میانگیر که در دسترس سیستم کنترل ورودی-خروجی هستند |
| tabled |
مجموعه نتایج ذخیره شده که به سرعت قابل دستیابی هستند |
| consistency check |
داده ها یا موضوعات مط ابق با قالب از پیش فرض شده هستند |
| special contracts |
منظور عقودی هستند که نام و صیغه خاص و شرایط ویژه دارند |
| backbones |
گروههای کاری و شبکههای کوچکتر به عنوان بخش هایی به آن وصل هستند |
| short timer |
پرسنلی که عمر خدمتی کوتاهی از انها مانده و به سن بازنشستگی نزدیک هستند |
| microwave hop |
یک کانال رادیویی ریزموج میان انتن بشقابی که متوجه یکدیگر هستند |
| The grass is always greener on the other side of the fence. <proverb> |
مرغ همسایه غازه [مردم دیگر همیشه در موقعیت بهتری هستند.] |
| synchronises |
اطمینان از اینکه دو یا چند وسیله یا پردازنده از زمان و عمل هم سان هستند |
| topology |
توپولوژی شبکه که تمام وسایل به یک کابل و به hub مرکزی وصل هستند |
| backbone |
گروههای کاری و شبکههای کوچکتر به عنوان بخش هایی به آن وصل هستند |
| synchronising |
اطمینان از اینکه دو یا چند وسیله یا پردازنده از زمان و عمل هم سان هستند |
| synchronised |
اطمینان از اینکه دو یا چند وسیله یا پردازنده از زمان و عمل هم سان هستند |
| synchronizes |
اطمینان از اینکه دو یا چند وسیله یا پردازنده از زمان و عمل هم سان هستند |
| synchronize |
اطمینان از اینکه دو یا چند وسیله یا پردازنده از زمان و عمل هم سان هستند |
| bar printer |
چاپگری که در آن حروفی که روی بازو هستند به کاغذ می چسبند یا چاپ می شوند |
| deque |
صفی که در آن موضوعات جدید قابل اضافه شدن حتی در انتها هستند |