English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
annual general inspection بازدید عمومی سالیانه
Other Matches
annual general meeting مجمع عمومی سالیانه
physical inspection بازدید سطحی از بدنه جنگ افزار یا وسیله بازدید بدنی بازدید تاسیسات
inspection arms سلاح برای بازدید حاضر بازدید اسلحه اسلحه رابازدید کنید
visiting correspondent نماینده بازدید کننده مجاز نماینده مجاز رسانههای گروهی برای بازدید از صحنه عملیات یا قسمتهای ارتشی
general quarters اماده باش عمومی دریایی محلهای سکونت عمومی
introduce بدن خط رات امنیتی مربوطه برای عمومی کردن اطلاعات یا اتصال شرکت به یک شبکه عمومی
introduces بدن خط رات امنیتی مربوطه برای عمومی کردن اطلاعات یا اتصال شرکت به یک شبکه عمومی
introducing بدن خط رات امنیتی مربوطه برای عمومی کردن اطلاعات یا اتصال شرکت به یک شبکه عمومی
introduced بدن خط رات امنیتی مربوطه برای عمومی کردن اطلاعات یا اتصال شرکت به یک شبکه عمومی
common hardware ابزار و الات عمومی سخت ابزارهای عمومی
general orders دستورات عمومی دستورالعملهای عمومی
general porpose کارهای عمومی مصارف عمومی
annually سالیانه
yearly سالیانه
annual سالیانه
annuals سالیانه
annum سالیانه
year to year fluctuation نوسانات سالیانه
anniversaries سوگواری سالیانه
growth ring دایره سالیانه
annual payment قسط سالیانه
yearly instalmernts اقساط سالیانه
p.a مخفف سالیانه
anniversary سوگواری سالیانه
per annum هر سالی سالیانه
annuallyy هر ساله سالیانه
annual report گزارش سالیانه
annual payment پرداخت سالیانه
annuity مستمری سالیانه
annual training اموزش سالیانه
yearly allowance مقرری سالیانه
annual precipitation بارندگی سالیانه
octingentenary or octocen هشتصدمین جشن سالیانه
anniversaries جشن سالیانه عروسی
miaasl کتاب نماز سالیانه
annuality factor ضریب مستمر سالیانه
annuitant گیرنده مستمری سالیانه
anniversary جشن سالیانه عروسی
annual payment factor ضریب بازپرداخت سالیانه
annals وقایع سالیانه سالنامه
mass book کتاب نماز سالیانه
quinquagenary پنجاهمین جشن سالیانه
annual food plan برنامه غذایی سالیانه
annuity حقوق یا مقرری سالیانه گذراند
rentlen دارنده درامد سالیانه یاسالواره همیشگی
peter penny زکات سالیانه که بیشتر به پاپ میداند
quater cent nary جشن سالیانه چهارصدمین سال گردش
parentalia جشن سالیانه بافتخار نیاکان و مردگان
to take inventory صورت سالیانه از کالای موجودی برداشتن
annual average score میانگین نمره سالیانه تعرفه خدمتی
peter pence زکات سالیانه که پیشتربه پاپ میداند
to settle an a برای کسی مقر ری سالیانه معین کردن
wet year سالی که میزان بارندگی از حد معمول سالیانه بیشتراست
encaenia جشن سالیانه تاسیس شهر یاتقدیر کلیسا یا معبدی
national educational computing conferenc جلسه سالیانه فارغ التحصیلان علاقمند به استفاده کامپیوتر در اموزش
isothermal line خطی که بوسیله ان جاهایی که گرمای متوسط سالیانه انهایکی است
consolidated dining facility تاسیسات غذاخوری عمومی مجتمع غذاخوری عمومی
withholding taxes مالیاتی که هر ماه بابت مالیات سالیانه از حقوق کسی کسر میشود
isotherm خطی که نقاط دارای گرمای متوسط سالیانه مساوی رانشان میدهد
withholding tax مالیاتی که هر ماه بابت مالیات سالیانه از حقوق کسی کسر میشود
special degration نابودی ویژه که عبارتست ازوزن خاک فرسایش یافته سالیانه در واحد سطح
visited بازدید
visits بازدید
visit بازدید
surveying بازدید
examined بازدید
examines بازدید
reviews بازدید
control بازدید
inspection بازدید
revision بازدید
reviewal بازدید
examining بازدید
revisions بازدید
review بازدید
reviewing بازدید
controls بازدید
controlling بازدید
examine بازدید
reviewed بازدید
man hole چاهک بازدید
spot checks بازدید در محل
reconnoitered بازدید کردن
location survey بازدید در محل
spot check بازدید در محل
inspection well چاه بازدید
certificate of survey گواهی بازدید
inspection shaft میله بازدید
to return a visit بازدید کردن
personnel monitoring بازدید پرسنلی
boarding visit بازدید پس دادن
boarding call دعوت به بازدید
boarding call بازدید رسمی
see over بازدید کردن
reconnoiter بازدید کردن
barrier inspection بازدید ازموانع
reconnoitering بازدید کردن
visitors بازدید کننده
reconnoitred بازدید کردن
reconnoitring بازدید کردن
revisits بازدید کردن
visitor بازدید کننده
survey بازدید کردن
revisiting بازدید کردن
revisited بازدید کردن
surveyed بازدید کردن
reconnoitres بازدید کردن
surveys بازدید کردن
reconnoitre بازدید کردن
inspection بازدید معاینه
visits بازدید دیدار
visited بازدید دیدار
inspection gallery دالان بازدید
home visit بازدید خانواده
reconnoiters بازدید کردن
examining بازدید کردن
revisit بازدید کردن
destination inspection بازدید در مقصد
examines بازدید کردن
examined بازدید کردن
examine بازدید کردن
visit بازدید دیدار
reconnaissance بازدید مقدماتی اکتشاف
official visit بازدید رسمی فرمانده
man hole دهانه بازدید ادم رو
before flight inspection بازدید قبل از پرواز
reviews بازدید انتقاد کردن
reviewing بازدید انتقاد کردن
reviewed بازدید انتقاد کردن
review بازدید انتقاد کردن
survey بررسی کردن بازدید
to revisit an issue مسئله ای را بازدید کردن
afterflight inspection بازدید بعد از پرواز
to revisit the situation وضعیتی را بازدید کردن
to rehash something وضعیتی را بازدید کردن
visitors from abroad بازدید کنندگان خارجی
barrier inspection بازدید کنار جاده
surveyed بررسی کردن بازدید
monitor بازدید کار دستگاه
drop by <idiom> بازدید از کسی با جایی
monitored بازدید کار دستگاه
monitors بازدید کار دستگاه
check out equipment وسایل بازدید محل
visit of courtesy بازدید رسمی نظامی
surveys بررسی کردن بازدید
perambulation دور زنی بازدید
refers مراجعه کردن بازدید مجدد
man hole دریچه بازدید سوراخ ادم رو
step in بازدید مختصر وکوتاهی کردن
inspection gallery دالان بازرسی گالری بازدید
visit and search بازدید و تجسس کردن ناو
referred مراجعه کردن بازدید مجدد
refer مراجعه کردن بازدید مجدد
to revisit something بازدید کردن چیزی [مجازی]
gam گرد امدن بازدید کردن
to revisit a subject of research سوژه پژوهشی را دوباره بازدید کردن
check off list برگ بازدید قسمتهای یک ناویا هواپیما
muster roll دفتر بازدید افسران وسربازان در یک یکان نظامی
showdowns چیدن کلیه تجهیزات برای بازدید نمایشی
showdown چیدن کلیه تجهیزات برای بازدید نمایشی
to revisit a criminal case [judicial proceedings] یک پرونده جنایی [رسیدگی قضائی] را بازدید کردن
saints نوعی وسیله بازدید از وضع کار اقمار مصنوعی
saint نوعی وسیله بازدید از وضع کار اقمار مصنوعی
quingentenary پانصدمین سال گردش پانصدمین جشن سالیانه
anniversary مجلس یادبود یا جشن سالیانه جشن یادگاری
anniversaries مجلس یادبود یا جشن سالیانه جشن یادگاری
rig the ship فرمان ناو را برای بازدیداماده کنید اماده کردن ناوبرای بازدید
wedding day روز عروسی جشن سالیانه عروسی
common carrier موسسه حمل و نقل عمومی شرکت حمل و نقل عمومی متصدی حمل و نقل
almanacks تقویم سالیانه تقویم نجومی
almanac تقویم سالیانه تقویم نجومی
almanacs تقویم سالیانه تقویم نجومی
overhauled سراسر بازدید کردن پیاده سوار کردن و بازدیدموتور
overhauling سراسر بازدید کردن پیاده سوار کردن و بازدیدموتور
overhauls سراسر بازدید کردن پیاده سوار کردن و بازدیدموتور
overhaul سراسر بازدید کردن پیاده سوار کردن و بازدیدموتور
common control کنترل عمومی نقشه برداری شبکه عمومی نقشه برداری شبکه جهانی نقشه برداری
the public voice عمومی
overt عمومی
outline خط عمومی
ecumenic عمومی
commonest عمومی
commonest :عمومی
wide عمومی
wider عمومی
widest عمومی
generals عمومی
popular عمومی
commoners :عمومی
general عمومی
commoners عمومی
generic عمومی
outlined خط عمومی
public عمومی
rife عمومی
hackneyed عمومی
universal عمومی
general porpose عمومی
outlining خط عمومی
outlines خط عمومی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com