Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (10 milliseconds)
English
Persian
before flight inspection
بازدید قبل از پرواز
Search result with all words
afterflight inspection
بازدید بعد از پرواز
inflight phase
مرحله بازدید حین پرواز مرحله عملیات حین پرواز
Other Matches
physical inspection
بازدید سطحی از بدنه جنگ افزار یا وسیله بازدید بدنی بازدید تاسیسات
inspection arms
سلاح برای بازدید حاضر بازدید اسلحه اسلحه رابازدید کنید
visiting correspondent
نماینده بازدید کننده مجاز نماینده مجاز رسانههای گروهی برای بازدید از صحنه عملیات یا قسمتهای ارتشی
inflight reliability
تامین هواپیما در حین پرواز امنیت پرواز
flight coordination
هماهنگ کردن پرواز هماهنگی پرواز
contour flying
پرواز از روی عوارض زمین پرواز به طور مماس باعوارض زمین یا سینه مال
sorties
پرواز یک هواپیما یایک پرواز
runway
راه پرواز باند پرواز
sortie
پرواز یک هواپیما یایک پرواز
runways
راه پرواز باند پرواز
flying status
وضعیت پرواز از نظر جسمی و روحی وضعیت امادگی خدمه برای پرواز
contour flight
پرواز سینه مال از روی عوارض زمین پرواز در مسیرعوارض زمین
flight test
ازمایش هواپیما برای پرواز ازمایش پرواز کردن
beacon flight
پرواز با کمک برج مراقبت پرواز با استفاده از کمک برج
inspection
بازدید
reviewal
بازدید
revision
بازدید
revisions
بازدید
control
بازدید
visit
بازدید
examining
بازدید
visited
بازدید
visits
بازدید
surveying
بازدید
controlling
بازدید
examine
بازدید
review
بازدید
examined
بازدید
reviewed
بازدید
reviewing
بازدید
controls
بازدید
examines
بازدید
reviews
بازدید
location survey
بازدید در محل
man hole
چاهک بازدید
boarding visit
بازدید پس دادن
boarding call
بازدید رسمی
reconnoitring
بازدید کردن
boarding call
دعوت به بازدید
visits
بازدید دیدار
spot check
بازدید در محل
inspection well
چاه بازدید
visitor
بازدید کننده
destination inspection
بازدید در مقصد
inspection gallery
دالان بازدید
revisits
بازدید کردن
visit
بازدید دیدار
certificate of survey
گواهی بازدید
reconnoitered
بازدید کردن
visited
بازدید دیدار
inspection shaft
میله بازدید
barrier inspection
بازدید ازموانع
visitors
بازدید کننده
revisiting
بازدید کردن
spot checks
بازدید در محل
reconnoitres
بازدید کردن
surveyed
بازدید کردن
reconnoitering
بازدید کردن
surveys
بازدید کردن
examining
بازدید کردن
examined
بازدید کردن
personnel monitoring
بازدید پرسنلی
to return a visit
بازدید کردن
see over
بازدید کردن
reconnoiter
بازدید کردن
examine
بازدید کردن
survey
بازدید کردن
reconnoitred
بازدید کردن
reconnoitre
بازدید کردن
revisited
بازدید کردن
reconnoiters
بازدید کردن
inspection
بازدید معاینه
examines
بازدید کردن
home visit
بازدید خانواده
revisit
بازدید کردن
reconnaissance
بازدید مقدماتی اکتشاف
visit of courtesy
بازدید رسمی نظامی
official visit
بازدید رسمی فرمانده
man hole
دهانه بازدید ادم رو
drop by
<idiom>
بازدید از کسی با جایی
check out equipment
وسایل بازدید محل
to revisit the situation
وضعیتی را بازدید کردن
to rehash something
وضعیتی را بازدید کردن
visitors from abroad
بازدید کنندگان خارجی
monitored
بازدید کار دستگاه
monitors
بازدید کار دستگاه
monitor
بازدید کار دستگاه
reviews
بازدید انتقاد کردن
reviewing
بازدید انتقاد کردن
reviewed
بازدید انتقاد کردن
review
بازدید انتقاد کردن
surveys
بررسی کردن بازدید
surveyed
بررسی کردن بازدید
annual general inspection
بازدید عمومی سالیانه
barrier inspection
بازدید کنار جاده
perambulation
دور زنی بازدید
survey
بررسی کردن بازدید
to revisit an issue
مسئله ای را بازدید کردن
step in
بازدید مختصر وکوتاهی کردن
refer
مراجعه کردن بازدید مجدد
to revisit something
بازدید کردن چیزی
[مجازی]
refers
مراجعه کردن بازدید مجدد
inspection gallery
دالان بازرسی گالری بازدید
referred
مراجعه کردن بازدید مجدد
man hole
دریچه بازدید سوراخ ادم رو
visit and search
بازدید و تجسس کردن ناو
gam
گرد امدن بازدید کردن
to revisit a subject of research
سوژه پژوهشی را دوباره بازدید کردن
check off list
برگ بازدید قسمتهای یک ناویا هواپیما
muster roll
دفتر بازدید افسران وسربازان در یک یکان نظامی
showdowns
چیدن کلیه تجهیزات برای بازدید نمایشی
showdown
چیدن کلیه تجهیزات برای بازدید نمایشی
to revisit a criminal case
[judicial proceedings]
یک پرونده جنایی
[رسیدگی قضائی]
را بازدید کردن
saints
نوعی وسیله بازدید از وضع کار اقمار مصنوعی
saint
نوعی وسیله بازدید از وضع کار اقمار مصنوعی
station time
زمان اماده شدن برای پرواز زمان بارگیری و اماده شدن هواپیما برای پرواز
rig the ship
فرمان ناو را برای بازدیداماده کنید اماده کردن ناوبرای بازدید
fly
پرواز
flightless
بی پرواز
ceilings
حد پرواز
ceiling
حد پرواز
flight
پرواز
trips
پرواز
tripped
پرواز
flight decks
پل پرواز
flying
پرواز
sorties
پرواز
sortie
پرواز
flight line
خط پرواز
flight deck
پل پرواز
trip
پرواز
night flying
شب پرواز کن
night flying
پرواز
blast off
پرواز
blast-off
پرواز
dead reckonning
پرواز کور
flyable
قابل پرواز
flighty deck
اطاق پرواز
flight manual
دستورالعمل پرواز
flight navigator
هدایتگر پرواز
high flying
بلند پرواز
flightworthy
قابل پرواز
flight operations
عملیات پرواز
flight path
مسیر پرواز
flight platform
سکوی پرواز
flight ration
جیره پرواز
flying ground
میدان پرواز
flight control
کنترل پرواز
flight engineer
مهندس پرواز
flight gear
لباس پرواز
flight computer
کامپیوتر پرواز
flight clearance
اجازه پرواز
flight leader
فرمانده پرواز
aspirational
[British E]
<adj.>
بلند پرواز
flege
قابل پرواز
flight level
سقف پرواز
flight level
سطح پرواز
cruising altitude
ارتفاع پرواز
flying officer
افسر پرواز
mission ready
اماده پرواز
to take wing
پرواز کردن
visual flight
پرواز بصری
volant
پرواز کننده
volitant
پرواز کننده
instrument flight
پرواز کور
instrument fkight
پرواز کور
in-flight
حین پرواز
single flight
پرواز رفت
to take off
پرواز کردن
to launch into the air
پرواز کردن
take off
پرواز کردن
on the wing
پرواز کننده
path of flight
مسیر پرواز
post flight
بعد از پرواز
preflight
قبل از پرواز
soarer
پرواز کننده
sortie reference
شماره پرواز
space flight
پرواز فضایی
return flight
پرواز برگشت
free flight
پرواز ازاد
flying speed
سرعت پرواز
flying shot
تیر سر پرواز
fly
پرواز کردن
flybys
پرواز در ارتفاع کم
runway
خیابان پرواز
flypast
پرواز در ارتفاع کم
flyby
پرواز در ارتفاع کم
runways
باند پرواز
altivolant
بلند پرواز
high-flying
بلند پرواز
ambitious
بلند پرواز
ceilings
سقف پرواز
ceiling
سقف پرواز
kite
پرواز کردن
flypasts
پرواز در ارتفاع کم
icarian
بلند پرواز
runways
خیابان پرواز
scamper
پرواز سریع
administrative flight
پرواز اداری
scampered
پرواز سریع
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com