Total search result: 301 (15 milliseconds) |
|
|
|
English |
Persian |
modern sector |
بخش جدید |
|
|
Search result with all words |
|
bridge |
سخت افزار یا نرم افزاری که به اجزای یک سیستم قدیمی اجازه استفاده در سیستم جدید میدهد |
bridged |
سخت افزار یا نرم افزاری که به اجزای یک سیستم قدیمی اجازه استفاده در سیستم جدید میدهد |
bridges |
سخت افزار یا نرم افزاری که به اجزای یک سیستم قدیمی اجازه استفاده در سیستم جدید میدهد |
New World |
نیمکره غربی یا دنیای جدید امریکا |
exchange |
دادن محصول قدیم به عنوان بخشی از پرداخت محصول جدید |
exchanged |
دادن محصول قدیم به عنوان بخشی از پرداخت محصول جدید |
exchanges |
دادن محصول قدیم به عنوان بخشی از پرداخت محصول جدید |
exchanging |
دادن محصول قدیم به عنوان بخشی از پرداخت محصول جدید |
change |
رکوردی که حاوی داده جدید برای بهنگام سازی رکورد اصلی است |
changed |
رکوردی که حاوی داده جدید برای بهنگام سازی رکورد اصلی است |
changes |
رکوردی که حاوی داده جدید برای بهنگام سازی رکورد اصلی است |
changing |
رکوردی که حاوی داده جدید برای بهنگام سازی رکورد اصلی است |
research |
توسعه محصول جدید, کشفیات و فناوری |
research |
توسعه علمی برای یادگیری حقایق جدید درباره یک موضوع مط العاتی |
researched |
توسعه محصول جدید, کشفیات و فناوری |
researched |
توسعه علمی برای یادگیری حقایق جدید درباره یک موضوع مط العاتی |
researches |
توسعه محصول جدید, کشفیات و فناوری |
researches |
توسعه علمی برای یادگیری حقایق جدید درباره یک موضوع مط العاتی |
researching |
توسعه محصول جدید, کشفیات و فناوری |
researching |
توسعه علمی برای یادگیری حقایق جدید درباره یک موضوع مط العاتی |
message |
نرم افزاری که پیام پستی جدید را موقت ذخیره میکند و پس به مقصد اصلی ارسال میکند. در برخی برنامههای کاربردی پست الکترونیکی چندین عامل ارسال داده وجود دارند هر یک برای یک نوع روش . |
messages |
نرم افزاری که پیام پستی جدید را موقت ذخیره میکند و پس به مقصد اصلی ارسال میکند. در برخی برنامههای کاربردی پست الکترونیکی چندین عامل ارسال داده وجود دارند هر یک برای یک نوع روش . |
join |
دستور تولید فایل جدید که از یک فایل اضافه شده به دیگری بدست می آید |
joined |
دستور تولید فایل جدید که از یک فایل اضافه شده به دیگری بدست می آید |
joins |
دستور تولید فایل جدید که از یک فایل اضافه شده به دیگری بدست می آید |
list |
لیستی که فضای خالی برای رکوردهای جدید در ساختارش ندارد |
relative |
دادهای که اطلاعات مختصات جدید دررابط ه با مختصات قبلی میدهد |
merge |
برنامه کاربردی نرم افزاری که فایلهای ذخیره شده در فایل جدید ادغام شده اند |
merges |
برنامه کاربردی نرم افزاری که فایلهای ذخیره شده در فایل جدید ادغام شده اند |
test |
داده با نتایج از پیش تعیین شده که امکان آزمایش برنامه جدید را فراهم میکند |
tested |
داده با نتایج از پیش تعیین شده که امکان آزمایش برنامه جدید را فراهم میکند |
tests |
داده با نتایج از پیش تعیین شده که امکان آزمایش برنامه جدید را فراهم میکند |
installation |
تنظیم سیستم کامپیوتر جدید |
installations |
تنظیم سیستم کامپیوتر جدید |
launch |
جاانداختن کالا در بازار عرضه نمودن کالای جدید دربازار |
launch |
قرار دادن محصول جدید در بازار |
launched |
جاانداختن کالا در بازار عرضه نمودن کالای جدید دربازار |
launched |
قرار دادن محصول جدید در بازار |
launches |
جاانداختن کالا در بازار عرضه نمودن کالای جدید دربازار |
launches |
قرار دادن محصول جدید در بازار |
launching |
جاانداختن کالا در بازار عرضه نمودن کالای جدید دربازار |
launching |
قرار دادن محصول جدید در بازار |
update |
بصورت امروزی در اوردن جدید کردن |
update |
1-فایل اصلی که با افزودن مواد جدید بهنگام میشود. 2-اطلاع چاپ شده که گونه بهنگام اطلاع است .3-گونه جدید سیستم که به کاربرهای سیستم موجود ارسال میشود |
updated |
بصورت امروزی در اوردن جدید کردن |
updated |
1-فایل اصلی که با افزودن مواد جدید بهنگام میشود. 2-اطلاع چاپ شده که گونه بهنگام اطلاع است .3-گونه جدید سیستم که به کاربرهای سیستم موجود ارسال میشود |
updates |
بصورت امروزی در اوردن جدید کردن |
updates |
1-فایل اصلی که با افزودن مواد جدید بهنگام میشود. 2-اطلاع چاپ شده که گونه بهنگام اطلاع است .3-گونه جدید سیستم که به کاربرهای سیستم موجود ارسال میشود |
generator |
ای که برنامههای جدید طبق قوانین یا مشخصات ای که کاربر تنظیم کرده است تولید میکند |
generators |
ای که برنامههای جدید طبق قوانین یا مشخصات ای که کاربر تنظیم کرده است تولید میکند |
technologies |
قرار دادن یک قطعه الکترونیکی جدید در تجارت یا صنعت |
technology |
قرار دادن یک قطعه الکترونیکی جدید در تجارت یا صنعت |
revision |
چاپ جدید |
revisions |
چاپ جدید |
model |
ساختن مدل کامپیوتری محصول جدید یا سیستم اقتصادی و.. |
modeled |
ساختن مدل کامپیوتری محصول جدید یا سیستم اقتصادی و.. |
modelled |
ساختن مدل کامپیوتری محصول جدید یا سیستم اقتصادی و.. |
models |
ساختن مدل کامپیوتری محصول جدید یا سیستم اقتصادی و.. |
linear |
لیستی که فضای خالی برای رکورد جدید در ساختارش ندارد |
background |
امکانی که به کاربر داده میشود تا داده جدید را در حسن محاسبه مجدد عبارت وارد کند |
backgrounds |
امکانی که به کاربر داده میشود تا داده جدید را در حسن محاسبه مجدد عبارت وارد کند |
avalanche |
هر یک از چند پروسهای که در ان برخورد یونها یاالکترونها سبب ایجاد یونها یاالکنرونهای جدید میشود که این ذرات خود سبب برخوردهای هر چه بیشترخواهند شد |
avalanches |
هر یک از چند پروسهای که در ان برخورد یونها یاالکترونها سبب ایجاد یونها یاالکنرونهای جدید میشود که این ذرات خود سبب برخوردهای هر چه بیشترخواهند شد |
structure |
با استفاده از کابل UTP که وارد co hub میشود و طوری طراحی شده است که ترمیم آن ساده است و نیز افزودن ایستگاههای جدید یا کابلهای بیشتر هم ساده است |
structures |
با استفاده از کابل UTP که وارد co hub میشود و طوری طراحی شده است که ترمیم آن ساده است و نیز افزودن ایستگاههای جدید یا کابلهای بیشتر هم ساده است |
structuring |
با استفاده از کابل UTP که وارد co hub میشود و طوری طراحی شده است که ترمیم آن ساده است و نیز افزودن ایستگاههای جدید یا کابلهای بیشتر هم ساده است |
document |
ایجاد فایل جدید به ترکیب کردن دو یا چند بخش یا متن کامل |
documented |
ایجاد فایل جدید به ترکیب کردن دو یا چند بخش یا متن کامل |
documenting |
ایجاد فایل جدید به ترکیب کردن دو یا چند بخش یا متن کامل |
used |
آنچه جدید نیست |
release |
قراردادن محصول جدید دربازار |
released |
قراردادن محصول جدید دربازار |
releases |
قراردادن محصول جدید دربازار |
primer |
کتاب راهنما یا کتار دستورات ساده و مثالها که نحوه کار برنامه یا اپراتورهای سیستم جدید را نشان میدهد |
primers |
کتاب راهنما یا کتار دستورات ساده و مثالها که نحوه کار برنامه یا اپراتورهای سیستم جدید را نشان میدهد |
recycle |
برگشتن به نقطه شروع برنامه داده پرداز الکترونیک بدون وارد شدن دادههای جدید |
recycles |
برگشتن به نقطه شروع برنامه داده پرداز الکترونیک بدون وارد شدن دادههای جدید |
recycling |
برگشتن به نقطه شروع برنامه داده پرداز الکترونیک بدون وارد شدن دادههای جدید |
draft |
بازیگر جدید تیم |
drafted |
بازیگر جدید تیم |
drafts |
بازیگر جدید تیم |
read |
بیت مشخصات فایل که وقتی تنظیم شود. مانع نوشتن داده جدید روی فایل یا ویرایش محتوای آن میشود |
reads |
بیت مشخصات فایل که وقتی تنظیم شود. مانع نوشتن داده جدید روی فایل یا ویرایش محتوای آن میشود |
fallout |
خرابی مولفههای الکترونیکی که به هنگام کنترل کیفی یک قطعه جدید از تجهیزات به وقوع می پیوندد |
mock-up |
مدل محصول جدید برای آزمایش یا نشان دادن به مشتریان موجود |
mock-ups |
مدل محصول جدید برای آزمایش یا نشان دادن به مشتریان موجود |
default |
مقداری که اگر کاربر داده جدید وارد نکند استفاده خواهد شد |
defaulted |
مقداری که اگر کاربر داده جدید وارد نکند استفاده خواهد شد |
defaulting |
مقداری که اگر کاربر داده جدید وارد نکند استفاده خواهد شد |
defaults |
مقداری که اگر کاربر داده جدید وارد نکند استفاده خواهد شد |
edit |
فرآیندی که بررسی میکند آیا داده جدید نیازهای لازم را دارد پیش از اینکه کل داده و محتوای اطلاعی آن بررسی شود |
edited |
فرآیندی که بررسی میکند آیا داده جدید نیازهای لازم را دارد پیش از اینکه کل داده و محتوای اطلاعی آن بررسی شود |
self- |
که هر قطعه جدید اطلاع را یا قانون را به پایگاه داده اضافه میکند تا دانش مهارت و کارایی آن افزوده شود |
modernism |
نو گرایی سازش دادن عقاید قدیم باافکار جدید |
New Year |
سال جدید |
constitute |
تشکیل دادن بنیاد نهادن مجوز برای تاسیس یک یکان جدید |
constituted |
تشکیل دادن بنیاد نهادن مجوز برای تاسیس یک یکان جدید |
constitutes |
تشکیل دادن بنیاد نهادن مجوز برای تاسیس یک یکان جدید |
constituting |
تشکیل دادن بنیاد نهادن مجوز برای تاسیس یک یکان جدید |
neo |
پیشوند بمعنی جدید |
Other Matches |
|
rehyphenation |
تغییرنوشتاروکد گزاری کلمات متن پس ازقرارگرفتن در قالب صفحه جدید یا درخط جدید |
imagism |
مکتب شعر جدید که قبل ازجنگ اول جهانی رایج شده وپیرو تشبیهات زنده وموضوعات جدید وبکر وازادی از قید سجع وقافیه است |
installs |
تنظیم کامپیوتر جدید طبق نیاز کاربر یا تشخیص برنامه جدید طبق تواناییهای موجود سیستم |
installing |
تنظیم کامپیوتر جدید طبق نیاز کاربر یا تشخیص برنامه جدید طبق تواناییهای موجود سیستم |
install |
تنظیم کامپیوتر جدید طبق نیاز کاربر یا تشخیص برنامه جدید طبق تواناییهای موجود سیستم |
map compilation |
تهیه نقشه جدید یا جمع اوری اطلاعات جدید برای تهیه نقشه |
novels |
جدید |
new- |
جدید |
new |
جدید |
novel |
جدید |
newest |
جدید |
unprecedentedly |
جدید |
unprecedented |
جدید |
up to date |
جدید |
recent |
جدید |
modern |
جدید |
up-to-date |
جدید |
newer |
جدید |
maiden |
جدید |
maidens |
جدید |
probe |
اکتشاف جدید |
proselyte |
جدید الایمان |
new deal |
قرار جدید |
probes |
اکتشاف جدید |
probed |
اکتشاف جدید |
postulancy |
جدید الورودی |
new deal |
سیاست جدید |
It's not new. |
جدید نیست. |
postulant |
جدید الورود |
reorganization |
صورت جدید |
newfound |
جدید الاکتشاف |
neoteric |
جدید تازه |
reprints |
چاپ جدید |
freshmen |
جدید الورود |
freshman |
جدید الورود |
neologism |
واژه جدید |
the new testament |
عهد جدید |
fresh target |
هدف جدید |
neologisms |
واژه جدید |
modern |
جدید مدرن |
reprint |
چاپ جدید |
reprinted |
چاپ جدید |
innovations |
حرکت جدید |
innovation |
حرکت جدید |
neogenesis |
تولید جدید |
modern system |
نظام جدید |
neophyte |
جدید الایمان |
neophytes |
جدید الایمان |
recent development |
بسط جدید |
modern physics |
فیزیک جدید |
reprinting |
چاپ جدید |
rehouses |
بخانه جدید رفتن |
acclimate |
به آب و هوای جدید خو گرفتن |
rehousing |
بخانه جدید رفتن |
rehoused |
بخانه جدید رفتن |
resurface |
لایهی جدید افزودن |
resurfaced |
لایهی جدید افزودن |
rehouse |
بخانه جدید رفتن |
reseat |
صندلی جدید دادن |
restoring |
برگرداندن به وضعیت جدید |
neo- |
پیشوند بمعنی جدید |
currency |
جدید بودن نقشه |
reseated |
صندلی جدید دادن |
reseating |
صندلی جدید دادن |
reseats |
صندلی جدید دادن |
currencies |
جدید بودن نقشه |
resurfaces |
لایهی جدید افزودن |
restored |
برگرداندن به وضعیت جدید |
restores |
برگرداندن به وضعیت جدید |
neoplatonism |
مکتب افلاطونیون جدید |
neoanthropic |
شبیه انسان جدید |
neoanthropic |
وابسته به انسان جدید |
ultramodern |
خیلی جدید متجدد |
kakapo |
طوطی زلاند جدید |
involucrum |
تشکیل استخوان جدید |
imagism |
مکتب شعر جدید |
restore |
برگرداندن به وضعیت جدید |
on the bandwagon <idiom> |
مشهوریت گروه جدید |
acclimated |
به اب و هوای جدید خو گرفتن |
acclimates |
به اب و هوای جدید خو گرفتن |
acclimating |
به اب و هوای جدید خو گرفتن |
forwarding address |
آدرس پستی جدید |
one nails drives another |
غم جدید غم کهنه را بر از یاد |
bring some new facts to light <idiom> |
کشف حقایق جدید |
newfound |
جدید الاختراع تازه پیداشده |
precursor |
ماده متشکله جسم جدید |
analysis |
یات هزینههای محصول جدید |
precursors |
ماده متشکله جسم جدید |
acclimation |
اعتیاد به اب و هوای جدید سازش |
maori |
قبایل مائوری زلاند جدید |
cenogenesis |
ایجاد میشود نسل جدید |
natality |
تعداد زایش وموالید جدید |
epochs |
اغاز فصل جدید عصر |
New Testament |
کتب عهد جدید مسیحیان |
neoplatonic |
وابسته به فلسفه افلاطونی جدید |
neology |
استعمال واژه یااصطلاح جدید |
kiwi |
نوعی مرغ زلاند جدید |
kiwis |
نوعی مرغ زلاند جدید |
renaming |
دادن نام جدید به فایل |
renames |
دادن نام جدید به فایل |
granfather file |
یک طرح حفافتی که در ان سه فایل جدید |
rename |
دادن نام جدید به فایل |
epoch |
اغاز فصل جدید عصر |
renamed |
دادن نام جدید به فایل |
developments |
توسعه محصولات جدید و فن آوری ها |
get in the swing of things <idiom> |
به شرایط جدید عادت کردن |
development |
توسعه محصولات جدید و فن آوری ها |
The new bI'll was ratified. Unanimously. |
لایحه جدید باتفاق آراءتصویب شد |
infanticide |
قاتل بچه جدید الولاده |
demotic |
وابسته بحروف جدید هیروگلیفی |
zelanian |
Zeland New وابسته به زلاند جدید |
acclimates |
به اب وهوای جدید خو گرفتن مانوس شدن |
The new road is 40 miles long . |
جاده جدید 40 میل طول دارد |
acclimating |
به اب وهوای جدید خو گرفتن مانوس شدن |
icot |
موسسه تکنولوژی کامپیوتر نسل جدید |
prescientific |
مربوط بدوره قبل از علوم جدید |
neolithic |
وابسته به عصر حجر جدید نوسنگی |
acclimated |
به اب وهوای جدید خو گرفتن مانوس شدن |
neolith |
الت سنگی مربوط به عصرحجر جدید |
This is the site for a new scool . |
اینجامحل ( احداث) مدرسه جدید است |
technological |
تغییرروشهای صنعتی با معرفی فناوری جدید |
technologically |
تغییرروشهای صنعتی با معرفی فناوری جدید |
upgrade |
قدرتمندتر و بهنگام تر با افزودن قط عات جدید |
development |
برنامه ریزی تولید محصول جدید |
receptee |
افرادپذیرفته شده جدید یا افرادجدیدی یکان |
developments |
برنامه ریزی تولید محصول جدید |
capital budget |
بودجه اصلاحات و ایجاد تاسیسات جدید |
upgraded |
قدرتمندتر و بهنگام تر با افزودن قط عات جدید |
upgrades |
قدرتمندتر و بهنگام تر با افزودن قط عات جدید |
upgrading |
قدرتمندتر و بهنگام تر با افزودن قط عات جدید |
up to d. |
تمام شده تا تاریخ فعلی تازه جدید |
development |
زمان لازم برای توسعه محصول جدید |
developments |
زمان لازم برای توسعه محصول جدید |
I'm saving up for a new bike. |
من برای یک دوچرخه جدید صرفه جویی می کنم. |
abstract representation |
[ترکیب معماری پست مدرنیسم و نوگرایی جدید] |
force |
کد توکار که شروع صفحه جدید را نشان میدهد |
forces |
کد توکار که شروع صفحه جدید را نشان میدهد |
kaka |
طوطی سبز زیتونی رنگ زلاند جدید |
forcing |
کد توکار که شروع صفحه جدید را نشان میدهد |
recombinant |
موجود دارای صفات ارثی متشکل جدید |
insert |
افزودن متن جدید درون کلمه یا جمله |
inserting |
افزودن متن جدید درون کلمه یا جمله |
inserts |
افزودن متن جدید درون کلمه یا جمله |
to acclimate [American E] to new circumstances |
[به اوضاع شخصی جدید] خو گرفتن [جامعه شناسی] |
to become acclimatized |
[به اوضاع شخصی جدید] خو گرفتن [جامعه شناسی] |
proceed time |
زمان لازم برای معرفی به پایگاه جدید |
application study |
بررسی امکان کاربرد اقلام جدید اماد |
to acclimatize/acclimatise [British E] yourself |
[به اوضاع شخصی جدید] خو گرفتن [جامعه شناسی] |
to acclimatize/acclimatise [British E] |
[به اوضاع شخصی جدید] خو گرفتن [جامعه شناسی] |
to reprogram |
دوباره برنامه ریزی [جدید] کردن [رایانه شناسی] |
ceding parry |
کنار زدن حمله و سد کردن شمشیر حریف در خط جدید |
new- |
فرمان پاک کردن حافظه وتایپ یک برنامه جدید |
dense index |
لیستی که فضای خالی برای رکودهای جدید ندارد |
newer |
فرمان پاک کردن حافظه وتایپ یک برنامه جدید |
cum dividened |
سهام با بهره متعلقه که بانفع خریدار جدید باشد |
staged |
تغییر بین سیستم قدیم و جدید در یک سری طبقات |
vector |
آدرسی که کامپیوتر را به محل جدید حافظه هدایت میکند |
vectors |
آدرسی که کامپیوتر را به محل جدید حافظه هدایت میکند |
newest |
فرمان پاک کردن حافظه وتایپ یک برنامه جدید |
new |
فرمان پاک کردن حافظه وتایپ یک برنامه جدید |
MDs |
دستور DOS برای تولید دایرکتوری جدید در دیسک |
developments |
کامپایل و رفع عیب نرم افزار جدید را میدهد |
development |
کامپایل و رفع عیب نرم افزار جدید را میدهد |
How much new machinery has been installed ? |
چه اندازه ماشین آلات جدید نصب شده است ؟ |
This new dance at the discotheques is all the rage . |
این رقص جدید دردیسکو تک ها مد روز شده است |
MD |
دستور DOS برای تولید دایرکتوری جدید در دیسک |
reception station |
پست پذیرش و اماده کردن افراد جدید برای اعزام |
The minister cut the tape to open a new motory( highway , freeway ) . |
وزیر با قطع نوار سه رنگ بزرگراه جدید را افتتاح کرد |
This new frontier incident probably means war. |
این رویداد مرزی جدید معنیش احتمالآ جنگ است |
mkdir |
دستور DOS برای ایجاد دایرکتوری جدید روی دیسک |
femme-fleur |
[طرح دختر رویایی در طراحی های هنرهای جدید فرانسه] |
directory |
در OS/2 , -MS DOS دستور برای تولید دایرکتوری جدید روی دیسک |
directories |
در OS/2 , -MS DOS دستور برای تولید دایرکتوری جدید روی دیسک |
R & D |
سازمانی در یک شرکت که محصولات , کشفیات آوری جدید را گشترش توسعه می بخشد |
deque |
صفی که در آن موضوعات جدید قابل اضافه شدن حتی در انتها هستند |
kaury |
کاج بلند زلاند جدید که صمغ ان برای روغن جلاوبجای کهربابکارمیرود |
partial RAM |
قطعه RAM که فقط یک بخش آن به درستی کار میکند در قط عات جدید |
directory |
در OS/2 , -MS DOS دستور سیستم برای تولید دایرکتوری جدید روی دیسک |
doubled |
صفی که دادههای جدید می توانند به آنها اضافه شوند حتی به انتها |
double |
صفی که دادههای جدید می توانند به آنها اضافه شوند حتی به انتها |
break-dancing |
گونهای رقص جدید که همراه است با عملیات آکروباتیک و چرخشهای تند |
dynamic |
تصویر مثل گراف که با ورود داده جدید بلارنگ بهنگام در می آید |
dynamically |
تصویر مثل گراف که با ورود داده جدید بلارنگ بهنگام در می آید |
nunc pro tunc |
حکم یا سند جدید الصدور که نسبت به گذشته تاثیر داشته باشد |
directories |
در OS/2 , -MS DOS دستور سیستم برای تولید دایرکتوری جدید روی دیسک |
doubled up |
صفی که دادههای جدید می توانند به آنها اضافه شوند حتی به انتها |
Windows . |
اولین نسل جدید ویندوز که حاوی امکانات OLE و کشیدن و قراردادن بود |
adjusts |
تغییر دادن چیزی تا با موقعیت جدید مط ابق شود یا بهتر کار کند |
page |
2-نشانه گر در پردازش کلمه برای نشان دادن محل شروع صفحه جدید |
adjusting |
تغییر دادن چیزی تا با موقعیت جدید مط ابق شود یا بهتر کار کند |
paged |
2-نشانه گر در پردازش کلمه برای نشان دادن محل شروع صفحه جدید |
deletion record |
یک رکورد جدید که یک رکوردموجود از فایل اصلی راجابجا کرده یا کنار می گذاردرکورد حذفی |
pages |
2-نشانه گر در پردازش کلمه برای نشان دادن محل شروع صفحه جدید |
feasibility |
امتحان و گزارش درباره کارایی و هزینه محصول جدید که آماده فروش میشود |
adjust |
تغییر دادن چیزی تا با موقعیت جدید مط ابق شود یا بهتر کار کند |
Pronoia |
واژه ای جدید: حسی که گویا از طرف دنیا برای کمک کردن وجود دارد |
push down list |
لیستی که از پایین به بالانوشته میشود به نحوی که هر ورودی جدید بالای لیست قرار می گیرد |
refinance |
تشکیلات جدید بکار تجاری خود دادن سرمایه اضافه اندوختن یابکار زدن |
refinanced |
تشکیلات جدید بکار تجاری خود دادن سرمایه اضافه اندوختن یابکار زدن |
refinances |
تشکیلات جدید بکار تجاری خود دادن سرمایه اضافه اندوختن یابکار زدن |