English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 301 (15 milliseconds)
English Persian
on the square بدون کجی
Search result with all words
unaccompanied بدون همراه
unaccompanied بدون مصاحب
unaccompanied بدون ملتزمین رکاب
overrun هنگامی که داده در حال ورودیا خروج از یک واحد بدون کنترل بوده و برنامه فعالیتی را اغاز میکند که نیازمندفرفیت کانال بیشتری میباشد
overrunning هنگامی که داده در حال ورودیا خروج از یک واحد بدون کنترل بوده و برنامه فعالیتی را اغاز میکند که نیازمندفرفیت کانال بیشتری میباشد
overruns هنگامی که داده در حال ورودیا خروج از یک واحد بدون کنترل بوده و برنامه فعالیتی را اغاز میکند که نیازمندفرفیت کانال بیشتری میباشد
unruffled بدون موج
well بدون اشکال اوه
wells بدون اشکال اوه
burst انتقال دستهای از داده در یک باس بدون وقفه
bursts انتقال دستهای از داده در یک باس بدون وقفه
accurate بدون هر گونه خطا
accurately به درستی و بدون هر گونه خطا
free love عشق ورزی ومجامعت بدون مراعات ایین ازدواج
unbiased بدون تبعیض
neutral بدون جانبداری خنثی
neutral بدون هیچ وضعیت یا در پایه یا ولتاژ 0
message اطلاعی که به کاربر بدون مسیریابی یا داده کنترلی شبکه
messages اطلاعی که به کاربر بدون مسیریابی یا داده کنترلی شبکه
integrated پایگاه داده که قادر به تامین اطلاعات برای نیازهای مختلف بدون داده افزودنه است
director هواپیمایی قادر به هدایت یک رسانگر بدون سرنشین یا یک موشک
directors هواپیمایی قادر به هدایت یک رسانگر بدون سرنشین یا یک موشک
machine غیراستاندارد یا آنچه روی سخت افزار یا نرم افزار تولیدکننده دیگر بدون تغییرات قابل استفاده نباشد
machine دستوری که مستقیما CPU را کنترل میکند و بدون نیاز به ترجمه تشخیص داده میشود
machine زبان برنامه نویسی که حاوی دستوراتی است به صورت کد دورویی که مستقیما توسط واحد پردازش مرکزی بدون ترجمه فهمیده میشود
machined غیراستاندارد یا آنچه روی سخت افزار یا نرم افزار تولیدکننده دیگر بدون تغییرات قابل استفاده نباشد
machined دستوری که مستقیما CPU را کنترل میکند و بدون نیاز به ترجمه تشخیص داده میشود
machined زبان برنامه نویسی که حاوی دستوراتی است به صورت کد دورویی که مستقیما توسط واحد پردازش مرکزی بدون ترجمه فهمیده میشود
machines غیراستاندارد یا آنچه روی سخت افزار یا نرم افزار تولیدکننده دیگر بدون تغییرات قابل استفاده نباشد
machines دستوری که مستقیما CPU را کنترل میکند و بدون نیاز به ترجمه تشخیص داده میشود
machines زبان برنامه نویسی که حاوی دستوراتی است به صورت کد دورویی که مستقیما توسط واحد پردازش مرکزی بدون ترجمه فهمیده میشود
logic ترمیم فرم و ساختار بدون توجه به محتوا
halt دستور برنامه از کاربر یا خطایی که باعث توقف برناه بدون ترمیم میشود
halted دستور برنامه از کاربر یا خطایی که باعث توقف برناه بدون ترمیم میشود
halts دستور برنامه از کاربر یا خطایی که باعث توقف برناه بدون ترمیم میشود
demur ایراد بدون ورود در ماهیت بدوی
demurred ایراد بدون ورود در ماهیت بدوی
demurring ایراد بدون ورود در ماهیت بدوی
demurs ایراد بدون ورود در ماهیت بدوی
cylinder 1-گروه شیارها روی دیسک . 2-شیارها روی یک وسیله چند دیسکه که بدون حرکت نوک خواندن / نوشتن قابل دستیابی است
cylinders 1-گروه شیارها روی دیسک . 2-شیارها روی یک وسیله چند دیسکه که بدون حرکت نوک خواندن / نوشتن قابل دستیابی است
fan بیشترین تعداد ورودیهای که یک مداریا قطعه میتواند بدون محدود کردن نیرویش تحمل کند
fanned بیشترین تعداد ورودیهای که یک مداریا قطعه میتواند بدون محدود کردن نیرویش تحمل کند
fanning بیشترین تعداد ورودیهای که یک مداریا قطعه میتواند بدون محدود کردن نیرویش تحمل کند
fans بیشترین تعداد ورودیهای که یک مداریا قطعه میتواند بدون محدود کردن نیرویش تحمل کند
analogue ذخیره سازی سیگنال ها در حالت طبیعی بدون تبدیل به حالت دیجیتال
analogues ذخیره سازی سیگنال ها در حالت طبیعی بدون تبدیل به حالت دیجیتال
lie نگهداشتن ناو بدون استفاده ازلنگر یا طناب مهار
lied نگهداشتن ناو بدون استفاده ازلنگر یا طناب مهار
lies نگهداشتن ناو بدون استفاده ازلنگر یا طناب مهار
ram حافظهای که امکان دستیابی به هر محلی به به هر ترتیبی را میدهد بدون نیاز به دستیابی به باقی مانده در اول مقایسه شود با sequatial accen memory
rammed حافظهای که امکان دستیابی به هر محلی به به هر ترتیبی را میدهد بدون نیاز به دستیابی به باقی مانده در اول مقایسه شود با sequatial accen memory
rams حافظهای که امکان دستیابی به هر محلی به به هر ترتیبی را میدهد بدون نیاز به دستیابی به باقی مانده در اول مقایسه شود با sequatial accen memory
smooth صاف کردن بدون اشکال بودن
smoothed صاف کردن بدون اشکال بودن
smoothest صاف کردن بدون اشکال بودن
smooths صاف کردن بدون اشکال بودن
background فرآیندی که در هر زمانی و بدون توجه به کاربر اجرا میشود
backgrounds فرآیندی که در هر زمانی و بدون توجه به کاربر اجرا میشود
manual ذخیره و پردازش اطلاعات بدون کمک کامپیوتر
manual انجام شده توسط اپراتور و بدون کمک ماشین
dead دستوربرنامه کار یا خطایی که باعث توقف برنامه بدون بهبود میشود
direct مستقیم یا بدون پردازش یا حرکت مستقیم
directed مستقیم یا بدون پردازش یا حرکت مستقیم
directs مستقیم یا بدون پردازش یا حرکت مستقیم
blank خالی یا بدون هر گونه نوشتاری در آن
blankest خالی یا بدون هر گونه نوشتاری در آن
penalties پرتاب خطای بدون امتیاز
penalty پرتاب خطای بدون امتیاز
unleaded بدون سرب
travelling حرکت بدون پوشش ومراقبت
perfectly بدون اشتباه یا درست
unformed بدون شکل منظم هندسی بدون سازمان
terra firma قطعه اصلی خطه بدون جزیره
bare بدون روکش
bare بدون روپوش لخت
bared بدون روکش
bared بدون روپوش لخت
barer بدون روکش
barer بدون روپوش لخت
bares بدون روکش
bares بدون روپوش لخت
barest بدون روکش
barest بدون روپوش لخت
baring بدون روکش
baring بدون روپوش لخت
amorphous بدون تقسیم بندی
bluntly بدون تعارف ونزاکت
Taoism روش فکری منسوب به lao-tseفیلسوف چینی که مبتنی است بر اداره مملکت بدون وجوددولت و بدون اعمال فرمها واشکال خاص حکومت
spineless بدون ستون فقرات
freedom آزاد بودن برای انجام کاری بدون محدودیت
freedoms آزاد بودن برای انجام کاری بدون محدودیت
freely بدون محدودیت
eternities بدون سرانجام وسراغاز
eternity بدون سرانجام وسراغاز
harmlessly بدون صدمه
promptly بدون معطلی
disingenuous بدون صراحت لهجه
disingenuous دورو بدون صمیمیت
irresponsibly بدون داشتن مسئولیت
Other Matches
without any reservation بدون هیچ قید وشرط بدون استثنا مطلقا
informally بدون تشریفات بدون رعایت مراسم اداری یا قانونی
flattest ضربه بدون ایجاد پیچ در گوی بیلیارد حالت کشیده و بدون انحنای بادبان دریای ارام سطح اب مناسب ماهیگیری
flat ضربه بدون ایجاد پیچ در گوی بیلیارد حالت کشیده و بدون انحنای بادبان دریای ارام سطح اب مناسب ماهیگیری
independently آزاد یا بدون کنترل یا بدون اتصال
of no interest بدون اهمیت [بدون جلب توجه]
parataxis مرتب شدن بدون ربط منطقی توالی دو عبارت یا جمله بدون ربط یا عوامل دستوری دیگر
lynch law مجازات بدون دادرسی که مردم از پیش خود معین کنند, مجازات مجرمین بدون رسیدگی قضایی وقانونی
unstressed بدون اضطراب بدون کشش
offhand بدون مقدمه بدون تهیه
achylous بدون کیلوس بدون قیلوس
unbranched بدون انشعاب بدون شعبه
recoilless جنگ افزار بدون عقب نشینی بدون عقب نشینی
inoperculate بدون سرپوش جانور بدون سرپوش
wanting بدون
and no mistake بدون شک
bottomless بدون ته
ex بدون
ex- بدون
unstressed بدون مد
i'll warrant بدون شک
obtrusively بدون حق
to a certainty بدون شک
sans بدون
doubtlessly بدون شک
acheilos بدون لب
without بدون
acheilous بدون لب
undoubtedly بدون شک
goalless بدون گل
undoubted بدون شک
indubitable بدون شک
but بدون
not nearctic بدون
ametabolous بدون دگردیسی
ametabolic بدون دگردیسی
constantly بدون تغییر
unceasing بدون وقفه
unmanned بدون سرنشین
air dry بدون رطوبت
consistently بدون تناقض
unexceptional بدون استثنا
achromic بدون ترخیم
prosaically بدون لطافت
vainly بدون نتیجه
acid free بدون اسید
quiescently بدون جنبش
acold بدون احساسات
recoilless بدون لنگر
to be sure <idiom> مطمئنا ،بدون شک
under one's own steam <idiom> بدون کمک
achromatic بدون ترخیم
achlamydeous بدون پوشش
wing it <idiom> بدون آمادگی
acranial بدون کاسهء سر
in vain <idiom> بدون تفثیروموفقیت
faceless بدون ویژگی
immediately بدون واسطه
anechoic بدون انعکاس
nonsyllabic بدون هجایی
nonstop بدون توقف
unwary بدون نگرانی
indiscriminately بدون تمیز
standstill بدون حرکت
nonboresafe بدون ضامن
irrespective بدون مراعات
seamless بدون درز
non delay بدون تاخیر
bareheaded بدون کلاه
unoccupied بدون مستاجر
nothing if not <idiom> مطمئنا،بدون شک
safely بدون خطر
excluding meals بدون غذا
decaffeinated بدون کافئین
pathless بدون جاده
without milk بدون شیر
asymptomatic بدون علامت
disposed بدون پوشش
avirulent بدون شدت
awless بدون بیم
no doubt بدون تردید
faceless بدون صورت
continuously بدون توقف
toothless بدون دندانه
unsigned بدون امضاء
bachelor بدون عیال
bachelors بدون عیال
tenantless بدون مستاجر
inaction بدون فعالیت
unpromising بدون امید
termless بدون شرط
untitled بدون عنوان
untitled بدون سراغاز
vibrationless بدون لرزه
strikeless بدون ضربت
valveless بدون سوپاپ
vacant succession بدون جانشین
humble بدون ارتفاع
humblest بدون ارتفاع
unvocal بدون موسیقی
unvalued بدون ارج
unmennerly بدون اداب
unmannered بدون اداب
terrorless بدون ترس
undeviating بدون تردیدرای
undeviating بدون انحراف
toeless بدون پنجه
unadvised بدون اطلاع
notwithstanding بدون توجه
bloodless بدون خونریزی
unblushing بدون شرم
unaligned بدون صف ارایی
unfeigned بدون تصنع
insecure بدون ایمنی
unmaned بدون سرنشین
unsprung بدون فنر
unspotted بدون الودگی
indubitable بدون تردید
unlined بدون پوشش
unlined بدون استر
unfunded بدون سرمایه
unfinanced بدون پشتوانه
involuntarily بدون اراده
faultless بدون خطا
unalloyed بدون الیاژ
unequivocal بدون ابهام
unequivocally بدون ابهام
sans recours بدون رجوع
scoreless بدون امتیاز
without recourse بدون رجوع
adrift بدون هدف
workless بدون عمل
cold turkey بدون آمادگی
acarpous بدون میوه
backless بدون پشتی
backless بدون پشت
run on بدون وقفه
unselfish بدون خودخواهی
sans ceremonie بدون تشریفات
zero elasticity بدون کشش
searchless بدون جستجو
without recourse بدون حق مراجعه
stemless بدون تنه
undue بدون مداخله
unfurnished بدون اثاثیه
weanting بدون بی منهای
wayless بدون جاده
warless بدون جنگ
confidently بدون شبهه
voteless بدون رای
stemless بدون ساقه
expired بدون اعتبار
shadeless بدون سایه
unattended بدون متصدی
without justification بدون مجوز
shockless بدون ضربه
blankly بدون مقصودیامعنی
endless بدون پایان
soilless بدون خاک
inoffensive بدون زنندگی
unresponsive بدون احتیاط
tax-exempt <adj.> بدون مالیات
discontinuously بدون اتصال
with in compass بدون مبالغه
barrier-free بدون حائل
cordless <adj.> بدون سیم
non-taxable <adj.> بدون مالیات
non-assessable <adj.> بدون مالیات
taxless <adj.> بدون مالیات
free from taxes <adj.> بدون مالیات
wireless <adj.> بدون سیم
disconnectedly بدون ارتباط
dimensionless بدون بعد
static بدون تحرک
degas بدون گازکردن
dealated بدون بال
incommunicable بدون رابطه
indistinctively بدون فرق
indolently بدون درد
cordless بدون سیم
incognizant بدون شناسایی
deice بدون یخ کردن
inapproachable بدون دسترسی
diamensionless بدون بعد
diamensionless بدون اندازه
irresponsibly بدون حس مسئولیت
stateless بدون تابعیت
frozen بدون ترقی
off hand بدون آمادگی
glabrous بدون کرک
flavorless بدون مزه
problem-free <adj.> بدون زحمت
trouble-free <adj.> بدون زحمت
fruitlessly بدون نتیجه
free trader بدون گمرک
direct <adj.> بدون واسطه
free of tax بدون مالیات
free play بدون محدودیت
free from slip بدون لغزش
free from backlash بدون لقی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com