Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (3 milliseconds)
English
Persian
marginal checking
بررسی مرزی
Other Matches
analogue
یک حالت بررسی در مودم برای بررسی پورت سریال کامپیوتر یا ترمینال
analogues
یک حالت بررسی در مودم برای بررسی پورت سریال کامپیوتر یا ترمینال
feasibility
بررسی هزینه ها و مزیت برای بررسی شروع مجدد پروژه
inferences
بررسی اطلاع بدست آمده بدون بررسی اطلاعات شخصی درباره کسی
inference
بررسی اطلاع بدست آمده بدون بررسی اطلاعات شخصی درباره کسی
analog
یک حالت بررسی در مودم برای بررسی پورت سریال کامپیوتر محلی یا ترمینال
link
برنامههای بررسی کامپیوتری برای بررسی اینکه هر قطعه در ارتباط با دیگران خوب کار میکند یا نه
leap frog test
و داده می نویسد و می خواندن و برای بررسی اختلاف مقایسه میکند تا تمام محل ها بررسی شوند
automatic
کامپیوتری که امکانات آزمایش را بررسی میکند و میتواند یک مدار پیچیده یا PCB را برای خطاها بررسی کند
automatics
کامپیوتری که امکانات آزمایش را بررسی میکند و میتواند یک مدار پیچیده یا PCB را برای خطاها بررسی کند
systems analysis
1-بررسی فرایند یا سیسیتم برای مشاهده اینکه آیا میتواند در حین اجرا کاراتر باشد. 2-بررسی سیستم موجود با هدف بهبود یا جایگزینی آن
edited
فرآیندی که بررسی میکند آیا داده جدید نیازهای لازم را دارد پیش از اینکه کل داده و محتوای اطلاعی آن بررسی شود
edit
فرآیندی که بررسی میکند آیا داده جدید نیازهای لازم را دارد پیش از اینکه کل داده و محتوای اطلاعی آن بررسی شود
borderline
مرزی
mete
: خط مرزی
boundary
مرزی
bordering
خط مرزی
marginal
مرزی
border
خط مرزی
boundaries
مرزی
paralic
مرزی
bordered
خط مرزی
extraterritoriality
برون مرزی
frontier
خط فاصل مرزی
oversea
برون مرزی
boundary trench
نهرچه مرزی
cleavage plane
سطح مرزی
borderline state
حالت مرزی
critical frequency
فرکانس مرزی
boundary surface
سطح مرزی
border land
زمین مرزی
border stone
سنگ مرزی
outpost
پایگاه مرزی
rubicon
مرز خط مرزی
borderline schizophrenia
اسکیزوفرنی مرزی
boundar trench
نهرچه مرزی
boundary conditions
شرایط مرزی
boundary effect
اثر مرزی
boundary layer
لایه مرزی
outposts
پایگاه مرزی
frontalier
یکان مرزی
mete
سنگ مرزی
exterritorial
برون مرزی
marginal check
مقابله مرزی
marchland
زمین مرزی
limiting voltage
ولتاژ مرزی
extraterritorial
برون مرزی
frontier treaty
معاهده مرزی
frontalier
نیروهای مرزی
border installations
تاسیسات مرزی
marginal consciousness
هشیاری مرزی
marginal check
برسی مرزی
marginal test
ازمون مرزی
analog
یک حالت بررسی در مودم برای بررسی پورت سریال مودم
analogue
یک حالت بررسی در مودم برای بررسی پورت سریال مودم
analogues
یک حالت بررسی در مودم برای بررسی پورت سریال مودم
high seas
ابهای برون مرزی
costal frontier
نوار مرزی ساحلی
surface boundary layer
لایه مرزی سطح
borderline psychosis
روان پریشی مرزی
exterritoriality
حقوق برون مرزی
frontalier
جزو یکان مرزی
barrier combat air patrol
گشتی مرزی هوایی
coastal frontier
نوار مرزی ساحلی
borderline mental deficiency
نقص عقلی مرزی
extraterritoriality
حقوق برون مرزی
laminar boundary layer
لایه مرزی خطی
inland
درون مرزی داخله
terry
سربازمدافع مرزی انگلیس
catchment
حوزه ابریز مرزی
borderline mental retardation
عقب ماندگی ذهنی مرزی
touch in goal line
ادامه خط بین خط دروازه و خط مرزی
touch in goal
محدوده بین خط دروازه و خط مرزی
monitors
1-بررسی یا آزمایش چیزی که کار میکند 2-بررسی فرایند یا تجزیه برای اطمینان از اینکه درست کار میکند
monitor
1-بررسی یا آزمایش چیزی که کار میکند 2-بررسی فرایند یا تجزیه برای اطمینان از اینکه درست کار میکند
monitored
1-بررسی یا آزمایش چیزی که کار میکند 2-بررسی فرایند یا تجزیه برای اطمینان از اینکه درست کار میکند
overseas
ماموریت برون مرزی یا خارج از کشور
boundaries
6 یا 4 امتیاز برای عبور توپ از خط مرزی
boundary
6 یا 4 امتیاز برای عبور توپ از خط مرزی
service line
خط مرزی روی زمین در بازی اسکواش دوبل
service line
حد مرزی سرویس روی دیوار مقابل اسکواش
drop shot
ضربه اهسته بالای حد مرزی و افتادن به زمین
oversea command
یکان خارج از کشور فرماندهی برون مرزی
reynolds stress
تنش برشی در لایه مرزی خطی در سیال نارون
This new frontier incident probably means war.
این رویداد مرزی جدید معنیش احتمالآ جنگ است
residue check
بررسی تشخیص خطا که در آن داده دریافتی با یک مجموعه اعداد تقسیم میشود و باقی مانده بررسی میشود با باقی مانده مورد نظر
vertical redundancy check
بررسی عمودی اشتباهات بررسی افزونگی عمودی
echo check
بررسی صحت عملیات ارسال اطلاعات که در ان اطلاعات دریافت شده به منبع اصلی برگشت داده شده و با اطلاعات اصلی مقایسه میشودمقابله به کمک طنین بررسی طنین
cyclic redundancy check
بررسی افزونگی چرخهای کاراکتر بررسی و کنترل افزونگی چرخهای
intercoastal
رفت و امد داخل مملکتی درون ساحلی درون مرزی
checks
بررسی
investigations
بررسی
investigation
بررسی
review
بررسی
check
بررسی
deliberations
بررسی
input/output
بررسی
deliberation
بررسی
surveillance
بررسی
checked
بررسی
probe
بررسی
studies
بررسی
surveyed
بررسی
vetting
بررسی
study
بررسی
surveys
بررسی
survey
بررسی
probed
بررسی
probes
بررسی
checking
بررسی
inquiries
بررسی
inquiry
بررسی
examinations
بررسی
examination
بررسی
reviewing
بررسی
reviews
بررسی
scrutiny
بررسی
handling
بررسی
reviewed
بررسی
studying
بررسی
visited
بررسی تفتیش
engineering
بررسی فنی
visit
بررسی تفتیش
built in check
بررسی توکار
empirical study
بررسی تجربی
probes
بررسی کردن
perusing
بررسی کردن
supervision
بررسی شدن
probe
بررسی کردن
peruse
بررسی کردن
perused
بررسی کردن
error checking
بررسی خطا
probed
بررسی کردن
empirical study
بررسی ازمودی
peruses
بررسی کردن
desk checking
بررسی دستی
visits
بررسی تفتیش
studies
بررسی کردن
study
بررسی کردن
studying
غور بررسی
studying
بررسی کردن
scrutiny
بررسی دقیق
area study
بررسی منطقهای
market research
بررسی بازار
area study
بررسی منطقه
appreciation of the situation
بررسی وضعیت
analyze
بررسی با جزئیات
case studies
بررسی موردی
investigations
تحقیق بررسی
case study
بررسی موردی
studies
غور بررسی
cross check
بررسی متقابل
spot checks
بررسی موضعی
spot check
بررسی موضعی
crossecheck
بررسی متقابل
study
غور بررسی
consistency check
بررسی سازگاری
cross-checks
بررسی متقابل
checking of goods
بررسی امتعه
certificate of analysis
گواهی بررسی
cross-checking
بررسی متقابل
cross-checked
بررسی متقابل
cross-check
بررسی متقابل
investigation
تحقیق بررسی
twin check
بررسی توام
survey
تحقیق بررسی
survey
بررسی کردن
3D analysis
بررسی سه بعدی
detailed analysis
بررسی دقیق
unaudited
<adj.>
بررسی نشده
unchecked
<adj.>
بررسی نشده
unevaluated
<adj.>
بررسی نشده
unexamined
<adj.>
بررسی نشده
uninspected
<adj.>
بررسی نشده
surveyed
بررسی کردن
surveyed
تحقیق بررسی
validity check
بررسی اعتبار
water level observation
بررسی تراز اب
going-over
بررسی دقیق
goings-over
بررسی دقیق
unquestioned
بررسی نشده
surveys
تحقیق بررسی
surveys
بررسی کردن
untested
<adj.>
بررسی نشده
enquire into
بررسی کردن
examine
بررسی کردن
explore
بررسی کردن
inspect
بررسی کردن
investigate
بررسی کردن
look into
بررسی کردن
scrutinize
بررسی کردن
survey
بررسی کردن
identity check
بررسی هویت
identity control
بررسی هویت
determine
بررسی کردن
parity
روش بررسی
unverified
<adj.>
بررسی نشده
analyse
[British]
بررسی کردن
analyze
[American]
بررسی کردن
assay
بررسی کردن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com