Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 285 (44 milliseconds)
English
Persian
clinch
بغل کردن حریف
clinched
بغل کردن حریف
clinches
بغل کردن حریف
clinching
بغل کردن حریف
Search result with all words
hooking
سد کردن غیرمجاز حریف باچوب
dribble
رد کردن توپ از حریف
dribbled
رد کردن توپ از حریف
dribbles
رد کردن توپ از حریف
dribbling
رد کردن توپ از حریف
protection
سد کردن راه حریف نسبت به مهاجمی که در شرف پاس دادن است
stack
قرار دادن یک بازیگر یا بیشترپشت بازیگر دیگر برای پنهان کردن طرح مانور از حریف
stacked
قرار دادن یک بازیگر یا بیشترپشت بازیگر دیگر برای پنهان کردن طرح مانور از حریف
stacks
قرار دادن یک بازیگر یا بیشترپشت بازیگر دیگر برای پنهان کردن طرح مانور از حریف
croquet
بازی غیررسمی روی چمن با چوبی شبیه چوب چوگان و گویهای چوبی و 9 دروازه فلزی و 2 میله بصورت دور کردن گوی حریف با ضربه بوسیله تماس با گوی خود
clinch
نزدیک شدن شمشیرباز به حریف بگونه ایکه رد و بدل کردن ضربه ناممکن شود
clinched
نزدیک شدن شمشیرباز به حریف بگونه ایکه رد و بدل کردن ضربه ناممکن شود
clinches
نزدیک شدن شمشیرباز به حریف بگونه ایکه رد و بدل کردن ضربه ناممکن شود
clinching
نزدیک شدن شمشیرباز به حریف بگونه ایکه رد و بدل کردن ضربه ناممکن شود
squeeze
سد کردن مدافع حریف با دونفر
squeezed
سد کردن مدافع حریف با دونفر
squeezes
سد کردن مدافع حریف با دونفر
squeezing
سد کردن مدافع حریف با دونفر
loop
حریف را دورزدن بمنظور سد کردن راه حریف دیگر
looped
حریف را دورزدن بمنظور سد کردن راه حریف دیگر
loops
حریف را دورزدن بمنظور سد کردن راه حریف دیگر
stunt
حرکت و پرش مدافع برای گیج کردن حریف مهاجم
stunting
حرکت و پرش مدافع برای گیج کردن حریف مهاجم
stunts
حرکت و پرش مدافع برای گیج کردن حریف مهاجم
interference
سد کردن غیرمجاز راه حریف
parried
دفع کردن حمله حریف
parries
دفع کردن حمله حریف
parry
دفع کردن حمله حریف
parrying
دفع کردن حمله حریف
jab
بلند کردن گوی با چوب از جلوچوب حریف
jabbed
بلند کردن گوی با چوب از جلوچوب حریف
jabbing
بلند کردن گوی با چوب از جلوچوب حریف
jabs
بلند کردن گوی با چوب از جلوچوب حریف
mark
نشانه کردن حریف
marks
نشانه کردن حریف
clip
سد کردن راه حریف از پشت باانداختن خود به زمین
clipped
سد کردن راه حریف از پشت باانداختن خود به زمین
clippings
سد کردن راه حریف از پشت باانداختن خود به زمین
clips
سد کردن راه حریف از پشت باانداختن خود به زمین
overplay
حریف را ناچار به تغییر محل کردن
overplayed
حریف را ناچار به تغییر محل کردن
overplaying
حریف را ناچار به تغییر محل کردن
overplays
حریف را ناچار به تغییر محل کردن
disengage
رد کردن شمشیراز زیرشمشیر حریف برای حمله
disengages
رد کردن شمشیراز زیرشمشیر حریف برای حمله
disengaging
رد کردن شمشیراز زیرشمشیر حریف برای حمله
double
مسابقه پاروزنی 2 نفره حمله با دوبار رد کردن شمشیر از زیر شمشیر حریف
doubled
مسابقه پاروزنی 2 نفره حمله با دوبار رد کردن شمشیر از زیر شمشیر حریف
doubled up
مسابقه پاروزنی 2 نفره حمله با دوبار رد کردن شمشیر از زیر شمشیر حریف
spear
سد کردن راه حریف با کوفتن کلاه خود به سینه او
speared
سد کردن راه حریف با کوفتن کلاه خود به سینه او
spearing
سد کردن راه حریف با کوفتن کلاه خود به سینه او
spears
سد کردن راه حریف با کوفتن کلاه خود به سینه او
angle block
سد راه شدن از کنار برای منحرف کردن حریف
ceding parry
کنار زدن حمله و سد کردن شمشیر حریف در خط جدید
change of engagement
وادار کردن حریف به تغییرمسیر شمشیر
double leg pick up
زیر و عوض کردن دست و افت کامل حریف کشتی
finger hold
خم کردن غیرمجاز انگشت حریف
flea flicker
پاس اشفته برای گیج کردن حریف
high leg attack and shoulder control
زیر یک خم با گرفتن شانه حریف سرنگون کردن و افت کامل
hip check
سد کردن راه حریف با کمر وباسن
hook check
سد کردن راه چوب حریف ازعقب
indian check
سد کردن راه حریف با بالابردن چوب بالای سر او برای ضربه زدن به چوب او
kneeing
خطای سد کردن راه حریف بازانو
near all
نزدیک کردن شانههای حریف به تشک
poke check
فشار اوردن به گوی با چوب برای دور کردن ان از حریف
put the ball on the floor
رد کردن توپ از حریف
shoulder block
سد کردن حریف با ضربه شانه
side sweep and over under
گرفتن دست و کمرحریف کشیدن وی بطرف خودو با پای چپ زیر پای راست حریف را خالی کردن و پرتاب حریف
simple leg ride
شگک خراب کردن حریف
skate off
حرکت بطرف حریف و تماس بدنی با او برای دور کردن اواز گوی
straight arm
حریف را با مشت جلو امده ازخود دور کردن
sweat out
بازحمت حریف را از میدان بدر کردن
to overcrow one's rival
از پیروزی بر حریف شادی کردن
to turn the tables on any one
وسائل بهبودوضع خودرانسبت به وضع حریف فراهم کردن
touch football
نوعی فوتبال با 6 یا 9 بازیگردر هر تیم که سد کردن مجازاست ولی حمله بدنی مجازنیست و فقط لمس حریف کافی است
triple team
سد یا مهار کردن حریف باسه بازیگر
underhook
گرفتن سر حریف با دست راست دست چپ زیر بازوی راست حریف قلاب و با حرکت قدرتی حریف را از بغل به روی تشک پرت کردن
wraparound check
سد کردن چوب حریف گوی دارباچوب
to backtrack
<idiom>
<verb>
نقض کردن
[موضوعی در مقابل حریف]
to row back
<idiom>
<verb>
نقض کردن
[موضوعی در مقابل حریف]
Other Matches
head and arm
هنگام حمله حریف به دو خم دست و سر حریف را گرفته او رامی پیچانیم
gain ground
ضربه با پا به امید بل گرفتن ان نزدیک دروازه حریف پیشروی شمشیرباز بسوی حریف
hit
ضربه به توپ یا حریف ضربه بدنی به حریف برای خروج او از بازی ضربه
hits
ضربه به توپ یا حریف ضربه بدنی به حریف برای خروج او از بازی ضربه
hitting
ضربه به توپ یا حریف ضربه بدنی به حریف برای خروج او از بازی ضربه
face off
رویارویی دو حریف در اغاز رویارویی دو حریف در اغازبازی لاکراس اغاز بازی باپرتاب توپ واترپولو
rivalled
حریف
competitor
حریف
rivals
حریف
competitors
حریف
challenger
حریف
rivaling
حریف
rivaled
حریف
match
حریف
rival
حریف
challengers
حریف
adversaries
حریف
foe
حریف
foes
حریف
adversary
حریف
rivalling
حریف
opponents
حریف
d. cut d.
حریف
adversarial
حریف
matches
حریف
opponent
حریف
drop
جاگذاشتن حریف
victim
حریف ضعیف
shadowed
چسبیدن به حریف
drops
جاگذاشتن حریف
victims
حریف ضعیف
razzle dazzle
فریفتن حریف
deliver a series of blows
بمباران حریف
target
سینه حریف
cope
حریف شدن
coped
حریف شدن
shadows
چسبیدن به حریف
targeted
سینه حریف
shadow
چسبیدن به حریف
adversary
حریف کشتی
targetting
سینه حریف
shadowing
چسبیدن به حریف
dropping
جاگذاشتن حریف
targetted
سینه حریف
targets
سینه حریف
charges
حمله به حریف
copes
حریف شدن
dropped
جاگذاشتن حریف
copings
حریف شدن
adversaries
حریف کشتی
targeting
سینه حریف
he was too much for me
من حریف او نبودم
sell a dummy
فریفتن حریف
ends
زمین حریف
charge
حمله به حریف
swingman
همه فن حریف
jack of all trades
همه فن حریف
opponent
حریف طرف
head butt
با سر به حریف زدن
i cannot manage him
حریف او نمیشوم
end
زمین حریف
away
زمین حریف
playing the man
بازی با حریف
opponents
حریف طرف
jacks of all trades
همه فن حریف
ended
زمین حریف
downfield
زمین حریف
He is jack of all trades . he can cope with any thing .
همه فن حریف است
hinders
مانع حریف شدن
bluff
حریف را از میدان درکردن
sparring partner
حریف مشت بازی
bluffs
حریف را از میدان درکردن
intercepted
قطع پاسکاری حریف
scout
ارزیابی حریف اینده
back sacrifice throw
افکندن حریف ازپشت
bluffed
حریف را از میدان درکردن
bluffing
حریف را از میدان درکردن
drop
پشت سر گذاشتن حریف دو
they are well matched
حریف یکدیگر هستند
hindering
مانع حریف شدن
personal foul
خطای بدنی به حریف
draws
رویارویی دو حریف در اغار
assaulted
حمله بدنی به حریف
hindered
مانع حریف شدن
kukutsu dachi
ایستادن در مقابل حریف
deceiving
فریب دادن حریف
action on the blade
تماس با شمشیر حریف
deceives
فریب دادن حریف
draw
رویارویی دو حریف در اغار
deceived
فریب دادن حریف
circle dodge
گریز از حریف در مسیرمنحنی
deceive
فریب دادن حریف
scouts
ارزیابی حریف اینده
scouted
ارزیابی حریف اینده
assault
حمله بدنی به حریف
manage a person
حریف کسی شدن
intercept
قطع پاسکاری حریف
cut down
زمین زدن حریف
assaults
حمله بدنی به حریف
deciding
نزدیک به دروازه حریف
outclasses
شکست فاحش حریف
outclassed
شکست فاحش حریف
outclass
شکست فاحش حریف
jink
فریب دادن حریف
utility
ذخیره همه فن حریف
dropping
پشت سر گذاشتن حریف دو
burn
امتیاز گرفتن از حریف
shut down
شکست دادن حریف
burns
امتیاز گرفتن از حریف
outclassing
شکست فاحش حریف
drops
پشت سر گذاشتن حریف دو
to stand up to one's opponent
با حریف روبرو شدن
stomach throw
افکندن حریف از پشت
outroll
شکست دادن حریف
block
سدکردن غیرمجاز حریف
lap
رسیدن به حریف جلویی
lapped
رسیدن به حریف جلویی
blocked
سدکردن غیرمجاز حریف
unanswered
همردیف نبودن حریف
assorted
همه فن حریف همسر
blocks
سدکردن غیرمجاز حریف
hinder
مانع حریف شدن
go behind
به پشت حریف رفتن
outplay
بازی بهتر از حریف
onside
پا به توپ در زمین حریف
dropped
پشت سر گذاشتن حریف دو
kin geri
لگد به بیضه حریف
intercepts
قطع پاسکاری حریف
intercepting
قطع پاسکاری حریف
pattern offense
موضعگیری در برابر حریف
handing
میلههای تسخیرشده حریف در پایان
underdog
فرصت برد به حریف ندادن
dummy
گول زدن حریف در تجمع
clothes lines
ضبه زدن و انداختن حریف
hand
میلههای تسخیرشده حریف در پایان
clothes line
ضبه زدن و انداختن حریف
unlap
یک دور به حریف نزدیکتر شدن
double hi
ضربه شمشیر دو حریف در یک لحظه
bootleg
نوعی حمله با فریفتن حریف
double touch
ضربه شمشیر دو حریف در یک لحظه
hand out
حریف دریافت کننده سرویس
out of distance
دور بودن شمشیرباز از حریف
slashes
چرخاندن چوب به طرف حریف
slashed
چرخاندن چوب به طرف حریف
bait the hole
گول زدن مدافع حریف
hinders
جلوگیری از ضربه زدن حریف
hip rool
تاباندن حریف از روی باسن
outside hook
فت پا و بهم زدن تعادل حریف
win by retirement
پیروزی با کنار رفتن حریف
hindering
جلوگیری از ضربه زدن حریف
hindered
جلوگیری از ضربه زدن حریف
dummies
گول زدن حریف در تجمع
trompement
گریز شمشیرباز از ضربه حریف
slashing
چرخاندن چوب به طرف حریف
gang tackle
با چند بازیگر حریف را فروداوردن
hinder
جلوگیری از ضربه زدن حریف
blank
ممانعت از امتیاز گیری حریف
slash
چرخاندن چوب به طرف حریف
blankest
ممانعت از امتیاز گیری حریف
shut out
مانع پیروزی حریف شدن
holding and hitting
گرفتن حریف و ضربه زدن
shut off
بهم زدن نقشه حریف
underdogs
فرصت برد به حریف ندادن
box out
موضعگیری بین حریف و سبد
peel
گذراندن گوی حریف از دروازه کروکه
forcing shot
ضربهای که حریف را واداربه دفاع میکند
bind
کنارزدن شمشیر حریف بطرف بدن او
to row back
<idiom>
<verb>
عقب کشیدن
[از موضوعی در مقابل حریف]
to be second to none
<idiom>
هیچکس حریف او نمی شود
[اصطلاح]
stances
طرزایستادن در مقابل حریف بوکس کارگاه
stance
طرز ایستادن شمشیرباز مقابل حریف
stance
طرزایستادن در مقابل حریف بوکس کارگاه
play control foul
خطا روی حریف بدون توپ
deke
گول زدن حریف برای تغییرمحل
peels
گذراندن گوی حریف از دروازه کروکه
loose ball foul
خطا روی حریف بدون توپ
front underlock
خیمه کامل و پریدن به پشت حریف
binds
کنارزدن شمشیر حریف بطرف بدن او
to be second to no one
<idiom>
هیچکس حریف او نمی شود
[اصطلاح]
stances
طرز ایستادن شمشیرباز مقابل حریف
high sticking
بالابردن چوب و ضربه زدن به حریف
hacks
ضربه خطای دست به بازوی حریف
compound parry
دفع شمشیر حریف با دو حرکت یا بیشتر
chances
فرصت سوزاندن حریف یابل گیری
hole job
شکست دادن حریف با شروع بهتر
direct free kick
مکث مهاجم برای فریفتن حریف
stationary tactics
دردروازه ضربه ازاد از حریف گرفتن
chancing
فرصت سوزاندن حریف یابل گیری
matches
وصلت دادن حریف کسی بودن
deropement
مانور حمله با گریز ازشمشیر حریف
close in
نزدیک شدن شمشیرباز به بدن حریف
to backtrack
<idiom>
<verb>
عقب کشیدن
[از موضوعی در مقابل حریف]
wipe out
شکست دادن حریف با امتیاز زیاد
tripping
با خطا تعادل حریف را بهم زدن
multiple foul
خطای همزمان چند بازیگرروی یک حریف
man up
بازی با یک نفر بیشتر از تعدادافراد حریف
power forward
مامورجلوگیری از نزدیک شدن حریف به سبد
hack
ضربه خطای دست به بازوی حریف
impeding
خطا روی حریف بدون توپ
match
وصلت دادن حریف کسی بودن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com