English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (32 milliseconds)
English Persian
shoplifting بلند کردن جنس از مغازه
Other Matches
Laundry / Dry cleaners مغازه لباسشویی و مغازه خشکشویی
shop مغازه گردی کردن دکه
shops مغازه گردی کردن دکه
shopped مغازه گردی کردن دکه
shoplifting دزدی از دکانها و مغازه ها سرقت از دکانها و مغازه ها
window shop به کالاهای درون ویترین مغازه نگاه کردن
universal سیستم کدگزاری میلهای چاپی استاندارد برای مشخص کردن محصولات در یک مغازه
clackvalve دریچه لولاداروسفت که چون بلند کنندباصدای بلند بجای خودمیافتد
touting بلند جار زدن باصدای بلند انتشار دادن
touts بلند جار زدن باصدای بلند انتشار دادن
tout بلند جار زدن باصدای بلند انتشار دادن
touted بلند جار زدن باصدای بلند انتشار دادن
dirndl نوعی دامن بلند با کمر بلند
heaved بلند کردن
elevates بلند کردن
hoist بلند کردن
heighten بلند کردن
elevating بلند کردن
heave بلند کردن
to kick up با پا بلند کردن
heightened بلند کردن
heightening بلند کردن
to throw up بلند کردن
hoists بلند کردن
heightens بلند کردن
elevate بلند کردن
exalts بلند کردن
walk off with بلند کردن
lifting بلند کردن
lift بلند کردن
throw up بلند کردن
erected بلند کردن
lifted بلند کردن
hoisted بلند کردن
lifts بلند کردن
exalting بلند کردن
erecting بلند کردن
heists بلند کردن
heist بلند کردن
erects بلند کردن
exalt بلند کردن
erect بلند کردن
upraise بلند کردن
steals بلند کردن چیزی
chairlifts سردست بلند کردن
steal بلند کردن چیزی
lift fire بلند کردن اتش
hoist وسیله بلند کردن
hydraulic lift بلند کردن اب به نیروی اب
soar بلند پروازی کردن
soared بلند پروازی کردن
hoists وسیله بلند کردن
turn down <idiom> کم کردن صدای بلند
soars بلند پروازی کردن
craned وسیله بلند کردن
chairlift سردست بلند کردن
cranes وسیله بلند کردن
craning وسیله بلند کردن
crane وسیله بلند کردن
hoisted وسیله بلند کردن
hoists بلند کردن وسایل سنگین
harangue باصدای بلند نطق کردن
harangued باصدای بلند نطق کردن
harangues باصدای بلند نطق کردن
haranguing باصدای بلند نطق کردن
to put forth بلند کردن نمایش دادن
to make a dust گردو خاک بلند کردن
hoisted بلند کردن وسایل سنگین
raise a dust گرد و خاک بلند کردن
bank کپه کردن بلند شدن
pedestals بلند کردن ترفیع دادن
vociferate با صدای بلند ادا کردن
pedestal بلند کردن ترفیع دادن
sound off باصدای بلند صحبت کردن
hoist بلند کردن وسایل سنگین
banks کپه کردن بلند شدن
shopper مغازه رو
shoppers مغازه رو
shopped مغازه
shop مغازه
shops مغازه
craning باجرثقیل بلند کردن یاتکان دادن
to pick up women <idiom> دختر بلند کردن [اصطلاح روزمره]
cranes باجرثقیل بلند کردن یاتکان دادن
craned باجرثقیل بلند کردن یاتکان دادن
lifts بلند کردن شریک رقص اززمین
bite off more than one can chew <idiom> با یک دست چندتا هندوانه بلند کردن
ululate باصدای بلند ناله وزاری کردن
lay hands one someone دست روی کسی بلند کردن
lifting بلند کردن شریک رقص اززمین
lifted بلند کردن شریک رقص اززمین
long ball [شوت کردن بلند توپ] [فوتبال]
crane باجرثقیل بلند کردن یاتکان دادن
lift بلند کردن شریک رقص اززمین
shopwalker راهنمای مغازه
salesclerk فروشنده مغازه
to shut up a shop مغازه ای را بستن
floor walker راهنمای مغازه
shopkeepers مغازه دار
storing مغازه دکان
store مغازه بزرگ
storing مغازه بزرگ
store مغازه دکان
shoplifters دزد مغازه
shoplifter دزد مغازه
shopkeeper مغازه دار
tuck shop مغازه قنادی
d. store مغازه بزرگ
shop lifting دزدی از مغازه ها
tuck shop مغازه حلویات
To vacate a house. خانه ای را خالی کردن ( بلند شدن از محل )
forklift ماشین مخصوص بلند کردن چیزهای سنگین
jabs بلند کردن گوی با چوب از جلوچوب حریف
jabbing بلند کردن گوی با چوب از جلوچوب حریف
jabbed بلند کردن گوی با چوب از جلوچوب حریف
jab بلند کردن گوی با چوب از جلوچوب حریف
too many irons in the fire <idiom> بایک دست چند هندوانه بلند کردن
deal lift بلند کردن وزنه تا کمر وپایین بردن
delicatessens مغازه اغذیه فروشی
haberdashery مغازه ملبوس مردانه
delicatessen مغازه اغذیه فروشی
shop assistant دستیار مغازه دار
bookshops مغازه کتاب فروشی
stock in trade موجودی کالای مغازه
soda fountain مغازه لیموناد فروشی
rotisserie مغازه خوراک پزی
soda fountains مغازه لیموناد فروشی
show case قفسه جلو مغازه
mercery مغازه پارچه فروشی
bookshop مغازه کتاب فروشی
wineshop مغازه شراب فروشی
collecting وادار کردن اسب به بلند شدن روی پاها
to go catting [to look for sexual partners] <idiom> رفتن برای دختر بلند کردن [اصطلاح روزمره]
collects وادار کردن اسب به بلند شدن روی پاها
toe raise تمرین ایستادن و بلند کردن بدن روی نوک پا
collect وادار کردن اسب به بلند شدن روی پاها
to blast something با صدای خیلی بلند بازی کردن [آلت موسیقی]
spike میخ بلند کف کفش فوتبالیست هاوورزشکاران میخ دار کردن میخکوب کردن
cantina مغازه خواربار یامشروب فروشی
five and ten مغازه اجناس ارزان قیمت
clerk کارمند دفتری فروشنده مغازه
clerks کارمند دفتری فروشنده مغازه
burse مغازه یابازار خرید وفروش
to call the roll حاضر غایب کردن [نام افراد در گروهی را بلند خواندن]
extend وادار کردن اسب به چهارنعل رفتن باپاهای کشیده و بلند
extending وادار کردن اسب به چهارنعل رفتن باپاهای کشیده و بلند
extends وادار کردن اسب به چهارنعل رفتن باپاهای کشیده و بلند
poop قسمت بلند عقب کشتی صدای بوق ایجاد کردن
poops قسمت بلند عقب کشتی صدای بوق ایجاد کردن
The goods in this shop could not be flogged. اجناس این مغازه باد کرده
sales register صندوق پول یا ماشین دخل مغازه
shopworn کهنه ورنگ رفته در اثرماندن در مغازه
to pick up somebody [to find sexual partners] بلند کردن کسی [زنی] [برای رابطه جنسی] [اصطلاح روزمره]
cash register ماشین ثبت خرید وفروش روزانه مغازه
cash registers ماشین ثبت خرید وفروش روزانه مغازه
this shope has a well assorted(I'll-assorted)stock. اجناس این مغازه جور ( ناجور )است
The shops will be open daily except Sundays / excluding Sundays / outside of Sundays [American E] . مغازه ها به جز یکشنبه ها روزانه باز خواهند بود.
pos محلی در مغازه که قیمت کالاها پرداخت میشود
This shop deals in goods of all sorts . دراین مغازه همه چیز معامله می شود
point of sale محل ای در مغازه برای پرداخت قیمتهای کالاها
lever اهرم کردن بااهرم بلند کردن بااهرم تکان دادن
levers اهرم کردن بااهرم بلند کردن بااهرم تکان دادن
foot pound مقدار نیروی لازم برای بلند کردن وزنه یک پوندی بارتفاع یک فوت.
middlemen کسی که کالارا از تولید کننده خریده به مغازه دار می فروشد
demo قطعهای در مغازه که به مشتری نحوه کار آن وسیله را نشان میدهد
middleman کسی که کالارا از تولید کننده خریده به مغازه دار می فروشد
demonstrations قطعهای در مغازه که به مشتری نحوه کار آن وسیله را نشان میدهد
demonstration قطعهای در مغازه که به مشتری نحوه کار آن وسیله را نشان میدهد
monofilament الیاف تک رشته بلند [این نوع از لیف که دارای طول بسیار بلندی است بصورت طبیعی فقط در الیاف ابریشم وجود داشته ولی الیاف مصنوعی یا شیمیایی می توانند بصورت الیاف بلند یا کوتاه تهیه شوند.]
barker پوست درخت کن کسیکه دم مغازه میایستد وبرای جنسی تبلیغ میکند
packing عمل قرار دادن کالاها در جعبه و بسته بندی آنها برای مغازه ها
union shop مغازه یاکارگاهی که اعضای خارج از اتحادیه کارگری رامیپذیرد مشروط باینکه بعداعضو شوند
shaggy ugs فرش های با پرز بلند [این گونه فرش علاوه بر داشتن پرز بلند در سطح فرش، دارای مقداری پرز در پشت فرش نیز می باشد و در مناطق سردسیر بافته می شود تا گرم بوده و عایق سرما در کف اتاق باشد.]
clear دور کردن توپ از دروازه ضربه بلند دور کردن توپ ازسبد
clearest دور کردن توپ از دروازه ضربه بلند دور کردن توپ ازسبد
clearer دور کردن توپ از دروازه ضربه بلند دور کردن توپ ازسبد
clears دور کردن توپ از دروازه ضربه بلند دور کردن توپ ازسبد
It is formed by alternatively lifting and lowering one warp thread across one weft thread این است که توسط روش دیگر بلند کردن و پایین آوردن موضوع یکی پیچ و تاب در سراسر یک موضوع پود تشکیل
EFTPOS ترمینالی در POS که به یک کامپیوتر مرکزی وصل است که پول را مستقیماگ از حساب مشتری به مغازه منتقل میکند
pried بادیلم یا اهرم بلند کردن اهرم
pry بادیلم یا اهرم بلند کردن اهرم
pries بادیلم یا اهرم بلند کردن اهرم
punches کارتی همراه با محصول یک مغازه , با سوراخهای پانچ شده حاوی داده درباره محصول
punched کارتی همراه با محصول یک مغازه , با سوراخهای پانچ شده حاوی داده درباره محصول
punch کارتی همراه با محصول یک مغازه , با سوراخهای پانچ شده حاوی داده درباره محصول
sag یک بر شدن کوتاه و بلند شدن از باد رانده شدن تنزل کردن ته رفتن
sagged یک بر شدن کوتاه و بلند شدن از باد رانده شدن تنزل کردن ته رفتن
sags یک بر شدن کوتاه و بلند شدن از باد رانده شدن تنزل کردن ته رفتن
wands دستگاه کد میلهای خوان یا وسیله نوری که دردست قرار می گیرد با کدهای میلهای محصولات مغازه را بخواند
wand دستگاه کد میلهای خوان یا وسیله نوری که دردست قرار می گیرد با کدهای میلهای محصولات مغازه را بخواند
corn-effect ذرتی شدن فرش که در اثر پرداخت یا قیچی کردن نامناسب بوجود می آید و پرزهای فرش همگی دارای یک ارتفاع نبوده و ظاهر پرز فرش بلند و کوتاه می شود
leaders بخشی از نوار مغناطیسی که حاوی سیگنالی نیست و در ابتدای نوار برای شناسایی و کمک به ماشین برای بلند کردن نوار به کار می رود
leader بخشی از نوار مغناطیسی که حاوی سیگنالی نیست و در ابتدای نوار برای شناسایی و کمک به ماشین برای بلند کردن نوار به کار می رود
antilift device ماسوره ضد بلند کردن مین ماسوره ضد بالا بردن مین
longed بلند
megaphone بلند گو
forte بلند
longer بلند
mouth filling بلند
megaphones بلند گو
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com