Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English
Persian
look at me
بمن نگاه کن ظ 7بمن نگاه کنید
Other Matches
leontief table
نگاه کنید به :
i say
نگاه کنید
vide infara
را نگاه کنید
supra
ببالا نگاه کنید
keek
باچشم نیم باز نگاه ک ردن ازسوراخ نگاه کردن
gloats
نگاه از روی کینه و بغض نگاه عاشقانه و حاکی ازعلاقه
gloat
نگاه از روی کینه و بغض نگاه عاشقانه و حاکی ازعلاقه
gloated
نگاه از روی کینه و بغض نگاه عاشقانه و حاکی ازعلاقه
gloating
نگاه از روی کینه و بغض نگاه عاشقانه و حاکی ازعلاقه
Look at the watch.
نگاه کنید به ساعت
[مچی]
ببینید ساعت چند است.
glance
نگاه نگاه مختصر
glances
نگاه نگاه مختصر
glanced
نگاه نگاه مختصر
equation of exchange
همچنین نگاه کنید به "رابطه فیشر "معادله مبادلات بیان رابطه بین حجم پول در گردش سرعت گردش پول
leers
نگاه کج
leers
نگاه چپ
leered
نگاه چپ
glimpsed
نگاه کم
leered
نگاه کج
glimpse
نگاه کم
leer
نگاه چپ
gander
: نگاه
glimpses
نگاه کم
leer
نگاه کج
i say
نگاه کن
glimpsing
نگاه کم
slants
نگاه کج
slanted
نگاه کج
leering
نگاه کج
slant
نگاه کج
gloatingly
با نگاه
regards
نگاه
ganders
: نگاه
looks
نگاه
leering
نگاه چپ
by sight
از نگاه
regard
نگاه
view
نگاه
looked
نگاه
look here
نگاه کن
look
نگاه
regarded
نگاه
observantion
نگاه
to dwell on
نگاه کردن
oblong
نگاه ممتد
to set eyes on
نگاه کردن
leer
نگاه دزدکی
oeillade
نگاه عاشقانه
oblongs
نگاه ممتد
stares
رک نگاه کردن
to keep in
نگاه داشتن
leer
نگاه کج کردن
leered
نگاه کج کردن
come-ons
نگاه دعوتآمیز
glaringly
با نگاه خیره
come-on
نگاه دعوتآمیز
to give support to
نگاه داشتن
to hang up
نگاه داشتن
leered
نگاه دزدکی
tackle
نگاه داشتن
parthian glance
اخرین نگاه
tackled
نگاه داشتن
peeper
نگاه کننده
tackles
نگاه داشتن
tackling
نگاه داشتن
sheep's eye
نگاه دزدکی
to keep any one waiting
نگاه داشتن
keek
نگاه دزدانه
sheep's eye
نگاه عاشقانه
retrospection
نگاه به قهقرا
keeps
نگاه داشتن
retain
نگاه داشتن
to catch a glimpse of
نگاه مختصرکردن
retained
نگاه داشتن
retaining
نگاه داشتن
to lock out
نگاه داشتن
retains
نگاه داشتن
looker
نگاه کننده
stare
رک نگاه کردن
pryingly
با نگاه دقیق
keep
نگاه داشتن
stared
رک نگاه کردن
to look daggers
چپ چپ نگاه کردن
to put to a pause
نگاه داشتن
holders
نگاه دارنده
holder
نگاه دارنده
upholders
نگاه دارنده
to lay fast
نگاه داشتن
upholder
نگاه دارنده
kept
نگاه داشته
refrained
نگاه داشتن
refraining
نگاه داشتن
refrains
نگاه داشتن
to look on with
نگاه کردن
voyeurs
نگاه کننده
voyeur
نگاه کننده
retrospect
نگاه به گذشته
look down
با نگاه از رو بردن
sheep's eyes
نگاه عاشقانه
peeking
نگاه دزدانه
at a glance
بیک نگاه
at first sight
بیک نگاه
gloatingly
با نگاه خیره
refrain
نگاه داشتن
an intent look
یک نگاه مشتاقانه
peeked
نگاه دزدانه
an upward glance
نگاه سربالا
peek
نگاه دزدانه
glimpse
نگاه سریع
retrospectively
با نگاه بگذشته
steely look
نگاه با اراده
preservatize
نگاه داشتن
to watch
نگاه کردن
stops
نگاه داشتن
stopping
نگاه داشتن
stopped
نگاه داشتن
stop
نگاه داشتن
glimpsed
نگاه سریع
gape seed
نگاه خیره
regarded
نگاه کردن
regard
نگاه کردن
regards
نگاه کردن
glimpsed
نگاه انی
gapeseed
نگاه خیره
retrospective view
[on]
نگاه به گذشته
leering
نگاه دزدکی
leers
نگاه کج کردن
holds
نگاه داشتن
hold
نگاه داشتن
eyes
نگاه کردن
eyeing
نگاه کردن
eye
نگاه کردن
eying
نگاه کردن
tenable
نگاه داشتنی
shim
نظر یک نگاه
leers
نگاه دزدکی
dirty look
<idiom>
چپ چپ نگاه کردن
Peeping Tom
نگاه دزد
Peeping Toms
نگاه دزد
To look askance. To give a dirty look.
چپ چپ نگاه کردن
stayed
نگاه داشتن
stay
نگاه داشتن
sees
نگاه کردن
see
نگاه کردن
leering
نگاه کج کردن
glimpsing
نگاه سریع
glimpsing
نگاه انی
gazing
نگاه خیره
squint
چپ نگاه کردن
squinted
چپ نگاه کردن
glimpse
نگاه انی
squints
چپ نگاه کردن
to stop
[doing something]
نگاه داشتن
gaze
نگاه خیره
glimpses
نگاه سریع
gazed
نگاه خیره
squinny
کج کج نگاه کردن
glimpses
نگاه انی
gazes
نگاه خیره
an am or ous glance
یک نگاه عاشقانه
peeks
نگاه دزدانه
parthian glance
نگاه هنگام جدایی
wifely
دارای نگاه زنانه
looks
نگاه کردن نگریستن
shrouded
در زیرحجاب نگاه داشتن
enwomb
در رحم نگاه داشتن
askance
با نگاه رشگ امیز
look
نگاه کردن نگریستن
regardant
نگاه کننده به عقب
looked
نگاه کردن نگریستن
squinny
زیرچشمی نگاه کردن
shroud
در زیرحجاب نگاه داشتن
eye baby
دیگری که به او نگاه میکند
gaze
بادقت نگاه کردن
gaze
خیره نگاه کردن
impark
در محوطه نگاه داشتن
inshrine
با حرمت نگاه داشتن
it is in good keep
انراخوب نگاه میدارند
journalize
دفترروزانه نگاه داشتن
peeped
نگاه زیر چشمی
inurn
در فرف نگاه داشتن
gazed
خیره نگاه کردن
gazed
بادقت نگاه کردن
gazes
خیره نگاه کردن
glim
نگاه اجمالی کردن
gorgonize
خیره نگاه کردن
he kept me waiting
مرامنتظریامعطل نگاه داشت
he looked me in the face
در روی من نگاه کرد
gazing
بادقت نگاه کردن
hold down
مطیع نگاه داشتن
gazing
خیره نگاه کردن
gazes
بادقت نگاه کردن
keek
نگاه دزدانه کردن
keep on
بازهم نگاه داشتن
peeping
نگاه دزدکی طلوع
peeping
نگاه زیر چشمی
peeped
نگاه دزدکی طلوع
peep
نگاه دزدکی طلوع
peep
نگاه زیر چشمی
glows
نگاه سوزان کردن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com