Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 301 (49 milliseconds)
English
Persian
to look at somebody askance
به کسی چپ چپ نگاه کردن
Search result with all words
file
در بایگانی نگاه داشتن ضبط کردن
filed
در بایگانی نگاه داشتن ضبط کردن
browsing
نگاه کردن به فایلها یالیستهای کامپیوتر برای پیداکردن یک چیز جالب
regard
نگاه کردن
regarded
نگاه کردن
regards
نگاه کردن
surf
جستجوی وب سایت با نگاه کردن به صفحات وب به صورت نا مرتب ولی حرکت ساده بین صفحات با استفاده از اتصالات
read
1-نگاه کردن به حروف چاپ شده و فهمیدن آنها. 2-
reads
1-نگاه کردن به حروف چاپ شده و فهمیدن آنها. 2-
peek
زیرچشمی نگاه کردن
peeked
زیرچشمی نگاه کردن
peeking
زیرچشمی نگاه کردن
peeks
زیرچشمی نگاه کردن
squint
چپ نگاه کردن
squinted
چپ نگاه کردن
squints
چپ نگاه کردن
goggle
چپ نگاه کردن گشتن
goggled
چپ نگاه کردن گشتن
goggling
چپ نگاه کردن گشتن
snoop
نگاه تجسس امیز کردن
snooped
نگاه تجسس امیز کردن
snooping
نگاه تجسس امیز کردن
snoops
نگاه تجسس امیز کردن
glare
خیره نگاه کردن
glared
خیره نگاه کردن
glares
خیره نگاه کردن
eye
نگاه کردن
eyeing
نگاه کردن
eyes
نگاه کردن
eying
نگاه کردن
skew
منحرف کج نگاه کردن
skewing
منحرف کج نگاه کردن
skews
منحرف کج نگاه کردن
see
نگاه کردن
sees
نگاه کردن
pried
بادقت نگاه کردن
pried
فضولانه نگاه کردن
pries
بادقت نگاه کردن
pries
فضولانه نگاه کردن
pry
بادقت نگاه کردن
pry
فضولانه نگاه کردن
languish
باچشمان پر اشتیاق نگاه کردن
languished
باچشمان پر اشتیاق نگاه کردن
languishes
باچشمان پر اشتیاق نگاه کردن
languishing
باچشمان پر اشتیاق نگاه کردن
retain
ابقاء کردن نگاه داشتن
retained
ابقاء کردن نگاه داشتن
retaining
ابقاء کردن نگاه داشتن
retains
ابقاء کردن نگاه داشتن
celebrate
نگاه داشتن تقدیس کردن
celebrates
نگاه داشتن تقدیس کردن
celebrating
نگاه داشتن تقدیس کردن
peer
با دقت نگاه کردن
peered
با دقت نگاه کردن
peering
با دقت نگاه کردن
stare
خیره نگاه کردن
stare
رک نگاه کردن
stare
از روی تعجب ویاترس نگاه کردن
stared
خیره نگاه کردن
stared
رک نگاه کردن
stared
از روی تعجب ویاترس نگاه کردن
stares
خیره نگاه کردن
stares
رک نگاه کردن
stares
از روی تعجب ویاترس نگاه کردن
glance
نگاه مختصرکردن نظر اجمالی کردن
glanced
نگاه مختصرکردن نظر اجمالی کردن
glances
نگاه مختصرکردن نظر اجمالی کردن
gawk
بی خیال نگاه کردن
gawk
احمقانه نگاه کردن
gawked
بی خیال نگاه کردن
gawked
احمقانه نگاه کردن
gawking
بی خیال نگاه کردن
gawking
احمقانه نگاه کردن
gawks
بی خیال نگاه کردن
gawks
احمقانه نگاه کردن
gape
باشگفتی نگاه کردن
gape
خیره نگاه کردن
gaped
باشگفتی نگاه کردن
gaped
خیره نگاه کردن
gapes
باشگفتی نگاه کردن
gapes
خیره نگاه کردن
gaping
باشگفتی نگاه کردن
gaping
خیره نگاه کردن
gloat
خیره نگاه کردن
gloated
خیره نگاه کردن
gloating
خیره نگاه کردن
gloats
خیره نگاه کردن
look
نگاه کردن نگریستن
looked
نگاه کردن نگریستن
looks
نگاه کردن نگریستن
glow
نگاه سوزان کردن
glowed
نگاه سوزان کردن
glows
نگاه سوزان کردن
peep
باچشم نیم باز نگاه کردن
peep
از سوراخ نگاه کردن طلوع کردن
peeped
باچشم نیم باز نگاه کردن
peeped
از سوراخ نگاه کردن طلوع کردن
peeping
باچشم نیم باز نگاه کردن
peeping
از سوراخ نگاه کردن طلوع کردن
peeps
باچشم نیم باز نگاه کردن
Other Matches
keek
باچشم نیم باز نگاه ک ردن ازسوراخ نگاه کردن
gloating
نگاه از روی کینه و بغض نگاه عاشقانه و حاکی ازعلاقه
gloat
نگاه از روی کینه و بغض نگاه عاشقانه و حاکی ازعلاقه
gloats
نگاه از روی کینه و بغض نگاه عاشقانه و حاکی ازعلاقه
gloated
نگاه از روی کینه و بغض نگاه عاشقانه و حاکی ازعلاقه
look at me
بمن نگاه کن ظ 7بمن نگاه کنید
to plagiarize
در امتحان
[با نگاه کردن روی همسایه]
تقلب کردن
to crib
در امتحان
[با نگاه کردن روی همسایه]
تقلب کردن
to copy
در امتحان
[با نگاه کردن روی همسایه]
تقلب کردن
to set eyes on
نگاه کردن
leer
نگاه کج کردن
leers
نگاه کج کردن
squinny
کج کج نگاه کردن
To look askance. To give a dirty look.
چپ چپ نگاه کردن
leering
نگاه کج کردن
to watch
نگاه کردن
to look daggers
چپ چپ نگاه کردن
to dwell on
نگاه کردن
dirty look
<idiom>
چپ چپ نگاه کردن
to look on with
نگاه کردن
leered
نگاه کج کردن
ogle
نگاه عاشقانه کردن با چشم غمزه کردن
ogled
نگاه عاشقانه کردن با چشم غمزه کردن
ogles
نگاه عاشقانه کردن با چشم غمزه کردن
ogling
نگاه عاشقانه کردن با چشم غمزه کردن
gazing
بادقت نگاه کردن
gazes
بادقت نگاه کردن
gorgonize
خیره نگاه کردن
glim
نگاه اجمالی کردن
gaze
خیره نگاه کردن
gaze
بادقت نگاه کردن
gazed
خیره نگاه کردن
gazed
بادقت نگاه کردن
thumb one's nose
<idiom>
با تنفر نگاه کردن
gazes
خیره نگاه کردن
to look through ones fingers
نگاه دزدانه کردن
gazing
خیره نگاه کردن
to run through
نگاه اجمالی کردن در
squinny
زیرچشمی نگاه کردن
to look at each other
به یکدیگر نگاه کردن
to have a look at something
بچیزی نگاه کردن
to make eyes at
عاشقانه نگاه کردن
to stael a look
دزدانه نگاه کردن
glowering
خیره نگاه کردن
look up
نگاه کردن مراجعهای
to look forward
نگاه کردن انتظارداشتن
look about
بهر سو نگاه کردن
to look down
با نگاه مطیع کردن
keek
نگاه دزدانه کردن
to look behind
پشت سر را نگاه کردن
glower
خیره نگاه کردن
glowered
خیره نگاه کردن
to look a bout
بهر سو نگاه کردن
glowers
خیره نگاه کردن
peeps
از سوراخ نگاه کردن طلوع کردن
gazes
چشم دوختن زل زل نگاه کردن
glower
اخم کردن نگاه خیره
leer
از گوشه چشم نگاه کردن
glowered
اخم کردن نگاه خیره
to look one up and down
بالاوپایین کسیرا نگاه کردن
glowers
اخم کردن نگاه خیره
teleview
به برنامههای تلویزیونی نگاه کردن
glowering
اخم کردن نگاه خیره
keep tabs on
<idiom>
نگاه کردن ،زیر نظرگرفتن
gazing
چشم دوختن زل زل نگاه کردن
give someone a black look
با خشم به کسی نگاه کردن
oeillade
با کرشمه نگاه کردن غمزه
to d. into a book
نگاه مختصر بکتابی کردن
to drink in with ones eyes
بچشم خریداری نگاه کردن
gaze
چشم دوختن زل زل نگاه کردن
gawping
مات و احمقانه نگاه کردن
leering
از گوشه چشم نگاه کردن
gawped
مات و احمقانه نگاه کردن
to look forward expectantly to the future
با انتظار به آینده نگاه کردن
gawp
مات و احمقانه نگاه کردن
gazed
چشم دوختن زل زل نگاه کردن
leers
از گوشه چشم نگاه کردن
gawps
مات و احمقانه نگاه کردن
leered
از گوشه چشم نگاه کردن
to shut in
تو نگاه داشتن از خروج جلوگیری کردن
to look at
نگاه کردن به
[نگریستن به]
[به نظر آمدن]
to paint a rosy picture of something
امیدوارانه به چیزی
[موضوعی]
نگاه کردن
to make eyes at
به چشم خاطرخواهی یاخریداری نگاه کردن
To look fondly at someone .
با نظر خریداری بکسی نگاه کردن
pretty to look at
[to watch]
زیبا
[خوشگل]
برای نگاه کردن
to watch the clock
[با بیحوصلگی]
دائما به ساعت نگاه کردن
gange
باسیم نازک نگاه داری کردن
window shop
به کالاهای درون ویترین مغازه نگاه کردن
memorialize
برسم یادگار نگاه داشتن یاداوری کردن
to count
بشماره مردم یا سپاهی لشگر نگاه کردن
to look at somebody with contempt
به کسی با اهانت
[تحقیر آمیز]
نگاه کردن
flash blindness
کوری حاصله از نگاه کردن به برق ترکش اتمی
to look up
نگاه کردن جستجو کردن
glanced
نگاه نگاه مختصر
glances
نگاه نگاه مختصر
glance
نگاه نگاه مختصر
to save ones face
ابروی خودراحفظ کردن صورت خودرابسیلی سرخ نگاه داشتن
desert
[طراحی محوطه سازی در قرن هجدهم میلادی با نگاه کردن به طبیعت وحشی و دست نخورده]
c clamp
گیره فلزی به شکل سی برای وارد کردن فشار و نگاه داشتن قطعات کنار یکدیگر
bread and point
سیب زمینی و نانش برای خوردن و بقیه اش برای نگاه کردن است
potatoes and point
سیب زمینی یا نانش برای خوردن و بقیه اش برای نگاه کردن است
intubation
فرو کردن لوله در حنجرهای برای برای نگاه داشتن .....دیفتری و مانندان
to stop somebody or something
کسی را یا چیزی را نگاه داشتن
[متوقف کردن]
[مانع کسی یا چیزی شدن]
[جلوگیری کردن از کسی یا از چیزی]
regard
نگاه
regarded
نگاه
leered
نگاه چپ
leered
نگاه کج
gander
: نگاه
by sight
از نگاه
slant
نگاه کج
glimpsed
نگاه کم
leer
نگاه کج
slants
نگاه کج
leer
نگاه چپ
ganders
: نگاه
glimpses
نگاه کم
glimpse
نگاه کم
glimpsing
نگاه کم
i say
نگاه کن
looked
نگاه
regards
نگاه
slanted
نگاه کج
observantion
نگاه
look here
نگاه کن
look
نگاه
looks
نگاه
leers
نگاه چپ
leers
نگاه کج
leering
نگاه چپ
gloatingly
با نگاه
leering
نگاه کج
view
نگاه
to keep in
نگاه داشتن
gaze
نگاه خیره
to stop
[doing something]
نگاه داشتن
holds
نگاه داشتن
tenable
نگاه داشتنی
hold
نگاه داشتن
leered
نگاه دزدکی
to keep any one waiting
نگاه داشتن
glimpse
نگاه انی
leering
نگاه دزدکی
leers
نگاه دزدکی
retained
نگاه داشتن
to lock out
نگاه داشتن
shim
نظر یک نگاه
gazed
نگاه خیره
leer
نگاه دزدکی
sheep's eyes
نگاه عاشقانه
sheep's eye
نگاه دزدکی
sheep's eye
نگاه عاشقانه
to give support to
نگاه داشتن
to put to a pause
نگاه داشتن
glaringly
با نگاه خیره
retaining
نگاه داشتن
keeps
نگاه داشتن
keep
نگاه داشتن
refrains
نگاه داشتن
stayed
نگاه داشتن
stay
نگاه داشتن
to lay fast
نگاه داشتن
refraining
نگاه داشتن
holders
نگاه دارنده
an am or ous glance
یک نگاه عاشقانه
an intent look
یک نگاه مشتاقانه
retain
نگاه داشتن
at first sight
بیک نگاه
retains
نگاه داشتن
at a glance
بیک نگاه
steely look
نگاه با اراده
to catch a glimpse of
نگاه مختصرکردن
an upward glance
نگاه سربالا
holder
نگاه دارنده
upholders
نگاه دارنده
glimpses
نگاه سریع
glimpses
نگاه انی
gazing
نگاه خیره
glimpsed
نگاه سریع
glimpsed
نگاه انی
gazes
نگاه خیره
glimpse
نگاه سریع
glimpsing
نگاه انی
glimpsing
نگاه سریع
refrained
نگاه داشتن
retrospective view
[on]
نگاه به گذشته
kept
نگاه داشته
refrain
نگاه داشتن
voyeur
نگاه کننده
upholder
نگاه دارنده
voyeurs
نگاه کننده
i say
نگاه کنید
Peeping Tom
نگاه دزد
Peeping Toms
نگاه دزد
come-ons
نگاه دعوتآمیز
look down
با نگاه از رو بردن
oblong
نگاه ممتد
oblongs
نگاه ممتد
come-on
نگاه دعوتآمیز
gapeseed
نگاه خیره
preservatize
نگاه داشتن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com