Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (10 milliseconds)
English
Persian
number
بیان کیفیت
numbers
بیان کیفیت
Search result with all words
gigo
اصط لاحی که بیان میکند دقت و کیفیت اطلاع خروجی بستگی به کیفیت ورودی دارد
Other Matches
retrain
ایجاد مجدد اتصال با کیفیت باتری وقتی که کیفیت خط خیلی بد باشد
garbage
اصط لاحی که در آن دقت و کیفیت اطلاع خروجی بستگی به کیفیت ورودی دارد
spinwriter
چاپگر کامپیوتر با کیفیت بالا نوع خاصی از چاپگرکامپیوتری با کیفیت بالا
letter quality printer
چاپگر با کیفیت حروف خوب چاپگر با کیفیت عالی
quality control tests
ازمایش کنترل کیفیت بازرسی کنترل کیفیت
to speak
[things indicating something]
بیان کردن
[رفتاری یا چیزهایی که منظوری را بیان کنند]
warned
بیان وقوع یک رویداد خط رناک . بیان وجود خط ر.
warns
بیان وقوع یک رویداد خط رناک . بیان وجود خط ر.
warn
بیان وقوع یک رویداد خط رناک . بیان وجود خط ر.
negative true logic
سیستمی منطقی که در ان یک ولتاژ بالا بیان کننده بیت صفرو یک ولتاژ پایین بیان کننده بیت یک میباشد
qualities
کیفیت
color
کیفیت
how
کیفیت
quality
کیفیت
kind
کیفیت
kindest
کیفیت
kinds
کیفیت
modality
کیفیت
state
کیفیت
state-
کیفیت
featuring
کیفیت
stated
کیفیت
states
کیفیت
stating
کیفیت
features
کیفیت
featured
کیفیت
modalities
کیفیت
feature
کیفیت
spiritusoity
کیفیت معنوی
outness
کیفیت خارجی
gestaltqualitat
کیفیت گشتالتی
qualitatively
از لحاظ کیفیت
letter quality
کیفیت حرفی
qualities
بهترین کیفیت
grade
کلاس کیفیت
grades
کلاس کیفیت
quality
بهترین کیفیت
quality certificate
گواهی کیفیت
quality assurance
اطمینان از کیفیت
print quality
کیفیت چاپ
quality engineering
مهندسی کیفیت
cutting quality
کیفیت برش
acceptable quality level
کیفیت مناسب
quality control
کنترل کیفیت
drawing quality
کیفیت کشش
ubiety
کیفیت مکان
certificate of quality
گواهی کیفیت
magnetic quantity
کیفیت مغناطیسی
letter quality
کیفیت حرف
Quality Control
کنترل کیفیت
circumstances
چگونگی کیفیت
image quality
کیفیت تصویر
speciality
اختصاص کیفیت ویژه
specialities
اختصاص کیفیت ویژه
plays
کیفیت یاسبک بازی
air quality criterion
معیار کیفیت هوا
nlq
کیفیت تقریبا" عالی
ambient quality standard
استاندارد کیفیت پرمون
quality control approval
تایید کنترل کیفیت
play
کیفیت یاسبک بازی
stamping quality
کیفیت قالب گیری
fair average quality
کیفیت متوسط مناسب
playing
کیفیت یاسبک بازی
speciosity
کیفیت معین ومشخص
gross national quality
کیفیت ناخالص ملی
high quality cast iron
چدن با کیفیت عالی
letter quality
چاپ با کیفیت خوب
specialty
اختصاص کیفیت ویژه
signal quality detector
اشکارگر کیفیت سیگنال
high quality steel
فولاد با کیفیت خوب
played
کیفیت یاسبک بازی
quality control
کنترل کیفیت مواد و یا کالاها
contractor quality control
سیستم کنترل کیفیت پیمانها
control chart
جدول کنترل کیفیت تولید
acceptable quality level
سطح کیفیت قابل قبول
thread fineness
[ضریبی جهت تعیین کیفیت نخ]
degradation
کیفیت پایین سیگنال یا تصویر
finest
کیفیت بسیار بالا و عالی
fined
کیفیت بسیار بالا و عالی
fine
کیفیت بسیار بالا و عالی
high quality sheet steel
ورق فولادی با کیفیت خوب
telemetry
اندازه گیری یک کمیت یا کیفیت
quality assurance
عملیات اطمینان از کیفیت جنس
photorealistic
که کیفیت و روشنایی عکس را دارد
layers
لایهای که کیفیت اتصال را بررسی میکند
highest
وسیله با کیفیت بالا و مشخصات خوب
drafted
چاپ با کیفیت پایین و سرعت بالا
performances
قطعه با کیفیت بالا یا با خصوصیات خوب
highs
وسیله با کیفیت بالا و مشخصات خوب
carats
معیار اندازه گیری کیفیت طلا
high
وسیله با کیفیت بالا و مشخصات خوب
carat
معیار اندازه گیری کیفیت طلا
draft
چاپ با کیفیت پایین و سرعت بالا
performance
قطعه با کیفیت بالا یا با خصوصیات خوب
layer
لایهای که کیفیت اتصال را بررسی میکند
prints
کیفیت متن یا گرافیک چاپ شده
drafts
چاپ با کیفیت پایین و سرعت بالا
printed
کیفیت متن یا گرافیک چاپ شده
print
کیفیت متن یا گرافیک چاپ شده
rhetoric
علم معانی بیان معانی بیان
draft mode
چاپ با کیفیت پایین روی بعضی چاپگرها
correspondence quality
چاپ با کیفیت بالا توسط چاپگرهای لیزری
outwardness
کیفیت فاهر دلبستگی بچیزهای خارجی یامادی
qualities
بررسی اینکه کیفیت یک محصول خوب است
zygosity
کیفیت تخم لقاح شده پیوند جنسی
quality
بررسی اینکه کیفیت یک محصول خوب است
to effuse
از خود بیرون
[بروز]
دادن
[مانند مایع نور بو یا کیفیت]
sub woofer
هرتز , که در دستگاههای معمولی برای افزایش کیفیت صدا استفاده میشود
CD quality
چیزی که میتواند کیفیت ضبط مشابه با دیسک فشرده داشته باشد
traffics
مط العه زمان , نوع و کیفیت پیام ها و سیگنالهای پردازش شده در یک سیستم
trafficking
مط العه زمان , نوع و کیفیت پیام ها و سیگنالهای پردازش شده در یک سیستم
trafficked
مط العه زمان , نوع و کیفیت پیام ها و سیگنالهای پردازش شده در یک سیستم
traffic
مط العه زمان , نوع و کیفیت پیام ها و سیگنالهای پردازش شده در یک سیستم
to p off an awkward situation
حواس خود را از کیفیت بدی منحرف و به چیز دیگری متوجه کردن
TFT screen
روش ایجاد صفحه نمایش LCD با کیفیت بالا در کامپیوترهای Laptop
image
توانایی صفحه نمایش برای تولید تصویر با کیفیت خوب و بدون پرسش
guarantee
متن قانونی که صحت کار ماشین یا کیفیت خوب یک موضوع را تایید میکند
guaranteed
متن قانونی که صحت کار ماشین یا کیفیت خوب یک موضوع را تایید میکند
guarantees
متن قانونی که صحت کار ماشین یا کیفیت خوب یک موضوع را تایید میکند
images
توانایی صفحه نمایش برای تولید تصویر با کیفیت خوب و بدون پرسش
vectors
که باعث می شوند اندازه حروف تغییر کند بدون اینکه کیفیت عوض شود
image printer
چاپگر نقطه ماتریسی که قابلیت تولید خروجی متن وگرافیک با کیفیت بالا را دارد
vector
که باعث می شوند اندازه حروف تغییر کند بدون اینکه کیفیت عوض شود
letter quality printing
چاپ با چاپگر matrix-dot که نوشتار با کیفیت بهتر دارد به خوبی ماشین تایپ با افزایش فاصله بین نقاط
transport
لایه چهارم در مدل شبکه ISO/ OSI که حاوی اتصال و بررسی و کنترل های مط لوب کیفیت اتصالات است
transported
لایه چهارم در مدل شبکه ISO/ OSI که حاوی اتصال و بررسی و کنترل های مط لوب کیفیت اتصالات است
transporting
لایه چهارم در مدل شبکه ISO/ OSI که حاوی اتصال و بررسی و کنترل های مط لوب کیفیت اتصالات است
transports
لایه چهارم در مدل شبکه ISO/ OSI که حاوی اتصال و بررسی و کنترل های مط لوب کیفیت اتصالات است
letter quality printing
خصوصیت برخی چاپگرهای matria-dot که حروف با کیفیت یکسان با ماشین تایپ را با نقاط بسیار نزدیک به هم تامین میکند
multipass overlap
سیستمی که چاپ با کیفیت بهتر از چاپگر matria-dot ایجاد میکند با تکرا خط حروف ولی تغییر مکان به آرامی
monitors
واحد نمایش تصویری برای نمایش متن با کیفیت باا یا گرافیک
monitor
واحد نمایش تصویری برای نمایش متن با کیفیت باا یا گرافیک
monitored
واحد نمایش تصویری برای نمایش متن با کیفیت باا یا گرافیک
degradation
کمبود کیفیت تصویه به علت اختلال در سیگنال یا کپی گرفتن نامناسب از سیگنال ویدیویی
waste silk
ابریشم گجین
[ابریشمی که از تفاله پیله سوراخ شده بدست می آید و دارای طول های متغیر است و کیفیت مطلوبی ندارد.]
lasers
چاپگر به renalntion بالا که از منبع لیزر برای چاپ با کیفیت بالای حروف با الگوی matrix-clat روی کاغذ استفاده میشود.
laser
چاپگر به renalntion بالا که از منبع لیزر برای چاپ با کیفیت بالای حروف با الگوی matrix-clat روی کاغذ استفاده میشود.
production
الگوریتم فشرده سازی با کیفیت بالای ویدیویی با استفاده ترتیب ویدیویی تمام حرکتی DIV
pile height
ارتفاع پرز
[این ارتفاع یکی از عوامل تعیین کننده قیمت و کیفیت فرش است.]
productions
الگوریتم فشرده سازی با کیفیت بالای ویدیویی با استفاده ترتیب ویدیویی تمام حرکتی DIV
verbiage
[American English]
بیان
pronunciations
بیان
choice of words
بیان
locution
بیان
word choice
بیان
wording
بیان
pronunciation
بیان
locutions
بیان
wording
بیان
diction
بیان
say so
حق بیان
interpretations
بیان
recitations
بیان
declarations
بیان
interpretation
بیان
rhetorically
بیان
recitation
بیان
explanation
بیان
say-so
بیان
say-so
حق بیان
explanations
بیان
say so
بیان
declaration
بیان
quotations
بیان
expression
بیان
expressions
بیان
expositions
بیان
dit
بیان
dite
بیان
quotation
بیان
averment
بیان
statements
بیان
experssion
بیان
diction
بیان
exposition
بیان
explication
بیان
statement
بیان
PLV
الگوریتم فشرده سای ویدیو با بالاترین کیفیت که با ترتیب ویدیو تمام متحرک DVI کار میکند
Royal Bokhara
فرش سلطنتی بخاراتی
[این واژه تجاری به فرش های ترکمنی با کیفیت بالا اطلاق می شود.]
quantifies
محدود کردن کیفیت چیزی را معلوم کردن
quantifying
محدود کردن کیفیت چیزی را معلوم کردن
quantify
محدود کردن کیفیت چیزی را معلوم کردن
quantified
محدود کردن کیفیت چیزی را معلوم کردن
presentation graphics
گرافیک تجاری با کیفیت بالا که روی نکات مطرح شده بامدیریت در زمینه طرح ها وبودجه ها تکیه خاصی دارد نگاره سازی نمایشی
nonaligned
نوک خواندن که در همان محل رسانه مغناطیسی نیست که نوک نوشتن بود. تولید کمبود کیفیت سیگنال
self-expression
بیان حال
termed
<adj.>
<past-p.>
بیان شده
stater
بیان کننده
stated
<adj.>
<past-p.>
بیان شده
formulation
بیان ریاضی
anticlimaxes
بیان قهقرایی
impart
بیان کردن
imparted
بیان کردن
mentioned
<adj.>
<past-p.>
بیان شده
named
<adj.>
<past-p.>
بیان شده
imparting
بیان کردن
imparts
بیان کردن
sweet root
شیرین بیان
frame
بیان کردن
tells
بیان کردن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com