English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 206 (13 milliseconds)
English Persian
yank بیرون کشیدن بازیگر کم کار
yanked بیرون کشیدن بازیگر کم کار
yanking بیرون کشیدن بازیگر کم کار
yanks بیرون کشیدن بازیگر کم کار
Search result with all words
pull بیرون کشیدن بازیگر
pulls بیرون کشیدن بازیگر
Other Matches
extrude بیرون کشیدن
evoke بیرون کشیدن
extraction بیرون کشیدن
evokes بیرون کشیدن
elicits بیرون کشیدن
eliciting بیرون کشیدن
draw بیرون کشیدن
to fish up بیرون کشیدن
elicited بیرون کشیدن
extruding بیرون کشیدن
elicit بیرون کشیدن
draws بیرون کشیدن
evoking بیرون کشیدن
extrudes بیرون کشیدن
skink بیرون کشیدن
draw out بیرون کشیدن از
extruded بیرون کشیدن
lade بیرون کشیدن
clamps بیرون کشیدن
clamping بیرون کشیدن
clamped بیرون کشیدن
clamp بیرون کشیدن
to draw out بیرون کشیدن جداکردن
extract بیرون کشیدن استخراج
unsheathe ازغلاف بیرون کشیدن
extracted بیرون کشیدن استخراج
extracting بیرون کشیدن استخراج
extracts بیرون کشیدن استخراج
aspirating خالی کردن بیرون کشیدن
solicit بیرون کشیدن وسوسه کردن
aspirates خالی کردن بیرون کشیدن
extracted بیرون کشیدن استخراج کردن
aspirate خالی کردن بیرون کشیدن
soliciting بیرون کشیدن وسوسه کردن
solicited بیرون کشیدن وسوسه کردن
extracting بیرون کشیدن استخراج کردن
solicits بیرون کشیدن وسوسه کردن
extract بیرون کشیدن استخراج کردن
extracts بیرون کشیدن استخراج کردن
to turn out بیرون دادن بیرون کردن سوی بیرون برگرداندن بیرون اوردن امدن
jeheemy جرثقیل سنگین برای بیرون کشیدن قایقها از گل
To crane ones neck . گردن کشیدن (دراز کردن بیرون آوردن )
extruded از داخل حدیده یا قالب بیرون کشیدن اشترانق پرسه
extruding از داخل حدیده یا قالب بیرون کشیدن اشترانق پرسه
extrude از داخل حدیده یا قالب بیرون کشیدن اشترانق پرسه
extrudes از داخل حدیده یا قالب بیرون کشیدن اشترانق پرسه
send in وارد کردن بازیگر به زمین فرستادن بازیگر به میدان
stack قرار دادن یک بازیگر یا بیشترپشت بازیگر دیگر برای پنهان کردن طرح مانور از حریف
stacked قرار دادن یک بازیگر یا بیشترپشت بازیگر دیگر برای پنهان کردن طرح مانور از حریف
stacks قرار دادن یک بازیگر یا بیشترپشت بازیگر دیگر برای پنهان کردن طرح مانور از حریف
jack ring حلقهای استوانهای که جهت نصب لوله جداریا بیرون کشیدن لوله از خاک به صورت طوق محافظ از ان استفاده میشود
double footed بازیگر چپ پا- راست پا بازیگر با هردو پا
to strain at a gnat ازدروازه بیرون نرفتن وازچشم سوزن بیرون رفتن
witjout بی بدون بیرون بیرون از درخارج فاهرا
bucket جاگذاشتن میلههای 2 و 4 و5 و 8 بولینگ از بازیگر راست دست و میلههای 3 و 5 و 6و 9 از بازیگر چپ دست
buckets جاگذاشتن میلههای 2 و 4 و5 و 8 بولینگ از بازیگر راست دست و میلههای 3 و 5 و 6و 9 از بازیگر چپ دست
bouse بوسیله طناب وقرقره کشیدن بزور باطناب کشیدن میگساری کردن
weight بالا کشیدن لنگر نیروی لازم برای کشیدن زه
extravasate ازمجرای طبیعی بیرون رفتن ازمجرای خود بیرون انداختن بداخل بافت ریختن
ejected بیرون راندن بیرون انداختن
eject بیرون راندن بیرون انداختن
outward bound عازم بیرون روانه بیرون
ejects بیرون راندن بیرون انداختن
extrusion بیرون اندازی بیرون امدگی
ejecting بیرون راندن بیرون انداختن
To pamper ( solicit ) someone . To play up to someone . ناز کسی را کشیدن ( منت کشیدن )
snuffling باصدای بلند نفس کشیدن بازحمت از بینی نفس کشیدن تودماغی حرف زدن بوکشیدن
snuffled باصدای بلند نفس کشیدن بازحمت از بینی نفس کشیدن تودماغی حرف زدن بوکشیدن
snuffles باصدای بلند نفس کشیدن بازحمت از بینی نفس کشیدن تودماغی حرف زدن بوکشیدن
snuffle باصدای بلند نفس کشیدن بازحمت از بینی نفس کشیدن تودماغی حرف زدن بوکشیدن
agonise زحمت کشیدن درد کشیدن
twinges درد کشیدن تیر کشیدن
twinge درد کشیدن تیر کشیدن
off one's hands بیرون از اختیار شخص بیرون از نظارت شخص
dragged کشیدن بزور کشیدن
drags کشیدن بزور کشیدن
drag کشیدن بزور کشیدن
fielder بازیگر
stager بازیگر
puppeteers بازیگر
mummer بازیگر
actors بازیگر
actor بازیگر
player بازیگر
booter بازیگر
puppeteer بازیگر
performing بازیگر
substituting تعویض بازیگر
substituting بازیگر ذخیره
man بازیگر تیم
leading lady or man بازیگر عمده
mans بازیگر تیم
send off اخراج بازیگر
send-off اخراج بازیگر
walk-on بازیگر فرعی
substituted تعویض بازیگر
send-offs اخراج بازیگر
substituted بازیگر ذخیره
veteran بازیگر با تجربه
veterans بازیگر با تجربه
substitute تعویض بازیگر
cricketers بازیگر کریکت
outed اخراج بازیگر
club player بازیگر باشگاهی
hattrick بازیگر سه گله
headhunter بازیگر خشن
duffer بازیگر متوسط
come back بازگشت بازیگر
homeling بازیگر خودی
homebrew بازیگر محلی
oddsmaker بازیگر شاخص
cricketer بازیگر کریکت
subs تعویض بازیگر
substitute بازیگر ذخیره
subs بازیگر ذخیره
laxman بازیگر لاکراس
skull ضربه به سر بازیگر
skulls ضربه به سر بازیگر
sub بازیگر ذخیره
sub تعویض بازیگر
halfback بازیگر میانی
hatchetman بازیگر خشن
homebred بازیگر محلی
free بازیگر ازاد
backman بازیگر مدافع
tragedienne بازیگر تراژدی
frees بازیگر ازاد
dub بازیگر ضعیف
tennist بازیگر تنیس
dubs بازیگر ضعیف
protagonists بازیگر عمده
winger بازیگر گوش
uncovered بازیگر مهانشده
wingman بازیگر گوش
numbers شماره بازیگر
freeing بازیگر ازاد
number شماره بازیگر
freed بازیگر ازاد
outside forward بازیگر گوش
backup جانشین بازیگر
sand bagger بازیگر گول زن
protagonist بازیگر عمده
ball player بازیگر با توپ
out- اخراج بازیگر
extra cover بازیگر بل گیر
body checker بازیگر تنه زن
duffers بازیگر متوسط
dubbed بازیگر ضعیف
third home بازیگر مهاجم
wingers بازیگر گوش
ride the bench بازیگر ذخیره
second string بازیگر ذخیره
poloist بازیگر واترپولو
player's number شماره بازیگر
out اخراج بازیگر
caddied حامل وسایل بازیگر
caddies حامل وسایل بازیگر
back line player بازیگر خط عقب والیبال
specialty teamer بازیگر تیم ذخیره
breakaway حمله یک یا چند بازیگر
flankerback بازیگر میانی جناح
international بازیگر بین المللی
whitest بازیگر نخست شطرنج
white بازیگر نخست شطرنج
caddie حامل وسایل بازیگر
activating بازگشت بازیگر به زمین
internationals بازیگر بین المللی
theaters تماشاخانه بازیگر خانه
theatres تماشاخانه بازیگر خانه
activate بازگشت بازیگر به زمین
activated بازگشت بازیگر به زمین
theater تماشاخانه بازیگر خانه
activates بازگشت بازیگر به زمین
wood pusher بازیگر بسیارضعیف شطرنج
favorite بازیگر یا تیم محبوب
drafts بازیگر جدید تیم
drafted بازیگر جدید تیم
draft بازیگر جدید تیم
equipment bag ساک دستی بازیگر
theatre تماشاخانه بازیگر خانه
enforcer بازیگر انتقامجوی خشن
flanker بازیگر مهاجم در جناح
pantomimist بازیگر نمایش صامت
center forward بازیگر نوک حمله
importing بازیگر خارجی تیم
baseliner بازیگر انتهای زمین
cuts حذف بازیگر پس ازازمایش
cut حذف بازیگر پس ازازمایش
shamateurism استفاده از بازیگر اماتورقلابی
depths بازیگر سرنوشت ساز
depth بازیگر سرنوشت ساز
imported بازیگر خارجی تیم
import بازیگر خارجی تیم
bowled for a duck باختن بازیگر بی امتیاز
bowling bag ساک بازیگر بولینگ
body check سد کردن بازیگر توپدار
whiter بازیگر نخست شطرنج
caddy حامل وسایل بازیگر
center back بازیگر میانی خط عقب
black بازیگر دوم شطرنج
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com