Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 304 (14 milliseconds)
English
Persian
secessionist
تجزیه طلب
secessionists
تجزیه طلب
segregative
تجزیه طلب
separatist
تجزیه طلب
Search result with all words
decomposing
تجزیه کردن و جدا کردن عناصر اصلی یک ماده مرکب
monitor
1-بررسی یا آزمایش چیزی که کار میکند 2-بررسی فرایند یا تجزیه برای اطمینان از اینکه درست کار میکند
monitored
1-بررسی یا آزمایش چیزی که کار میکند 2-بررسی فرایند یا تجزیه برای اطمینان از اینکه درست کار میکند
monitors
1-بررسی یا آزمایش چیزی که کار میکند 2-بررسی فرایند یا تجزیه برای اطمینان از اینکه درست کار میکند
analyse
تجزیه کردن
analyse
با تجزیه ازمایش کردن
analysed
تجزیه کردن
analysed
با تجزیه ازمایش کردن
analyses
تجزیه کردن
analyses
با تجزیه ازمایش کردن
analysing
تجزیه کردن
analysing
با تجزیه ازمایش کردن
analyzed
تجزیه کردن
analyzed
با تجزیه ازمایش کردن
analyzes
تجزیه کردن
analyzes
با تجزیه ازمایش کردن
analyzing
تجزیه کردن
analyzing
با تجزیه ازمایش کردن
refraction
تجزیه انحراف
abstract
جداکردن تجزیه کردن
abstracting
جداکردن تجزیه کردن
abstracts
جداکردن تجزیه کردن
image
[تجزیه اطلاعات یک تصویر به وسیله الکترونیکی با کمک کامپیوتر که مشخصات و خصوصیات شی را در تصویر شامل میشود.]
images
تجزیه اطلاعات یک تصویر به وسیله الکترونیکی با کمک کامپیوتر که مشخصات و خصوصیات شی را در تصویر شامل میشود
resolution
تجزیه
resolutions
تجزیه
isolation
تجزیه جداسازی
catalysis
تجزیه
electrolysis
تجزیه جسمی بوسیله جریان برق
electrolysis
تجزیه الکتریکی
indissoluble
تجزیه نا پذیر
ferret
هواپیما یا کشتی یا خودرویی که مخصوص کشف و تعیین محل و ثبت و تجزیه و تحلیل تشعشعات الکترومغناطیسی ورادار دشمن تهیه شده باشند
ferrets
هواپیما یا کشتی یا خودرویی که مخصوص کشف و تعیین محل و ثبت و تجزیه و تحلیل تشعشعات الکترومغناطیسی ورادار دشمن تهیه شده باشند
hack
تجزیه کردن سیستم کامپیوتری به دلایل غیرقانونی
hacked
تجزیه کردن سیستم کامپیوتری به دلایل غیرقانونی
hacks
تجزیه کردن سیستم کامپیوتری به دلایل غیرقانونی
analyst
استاد تجزیه روانکاو
analysts
استاد تجزیه روانکاو
biodegradable
زیست تجزیه پذیر
break
تجزیه
breaks
تجزیه
analysis
تجزیه
analysis
شی تجزیه شده
analysis
کتاب یا موضوع تجزیه و تحلیل شده
analysis
تجزیه و تحلیل
parting
تقسیم تجزیه
partings
تقسیم تجزیه
decay
تجزیه
decayed
تجزیه
decaying
تجزیه
decays
تجزیه
dissolution
تجزیه
dispersion
اوارگی تجزیه نور
dispersion
تجزیه نور
separate
سواکردن تجزیه کردن
separate
تجزیه
separated
سواکردن تجزیه کردن
separated
تجزیه
separates
سواکردن تجزیه کردن
separates
تجزیه
liberate
تجزیه کردن
liberates
تجزیه کردن
liberating
تجزیه کردن
detach
تجزیه کردن جدا کردن دور کردن
detaches
تجزیه کردن جدا کردن دور کردن
detaching
تجزیه کردن جدا کردن دور کردن
disintegrate
تجزیه شدن
disintegrate
تجزیه کردن
disintegrates
تجزیه شدن
disintegrates
تجزیه کردن
disintegrating
تجزیه شدن
disintegrating
تجزیه کردن
dismember
تجزیه کردن
dismembered
تجزیه کردن
dismembering
تجزیه کردن
dismembers
تجزیه کردن
parse
تجزیه کردن
parse
تجزیه شدن
parsed
تجزیه کردن
parsed
تجزیه شدن
parses
تجزیه کردن
parses
تجزیه شدن
resolve
تجزیه کردن یا شدن
resolves
تجزیه کردن یا شدن
decompose
تجزیه کردن متلاشی شدن
decompose
تجزیه شدن
decompose
تجزیه کردن
decomposes
تجزیه کردن متلاشی شدن
decomposes
تجزیه شدن
decomposes
تجزیه کردن
atomic
تجزیه ناپذیر
audio
تجزیه کننده صوت که به کامپیوتر اجازه میدهد پاسخ را به درخواست ها بیان کند
segregation
تجزیه
SAS
سیستم تجزیه وتحلیل اماری
separation
تجزیه
separations
تجزیه
fission
عمل تجزیه اتمی
fission
تجزیه بمب تجزیهای شکافت هستهای
secession
تجزیه طلبی انشعاب حزبی
secession
تجزیه جدایی یک قسمت از خاک کشور و خروج ان از حاکمیت کشور منفصل منه
Other Matches
analysis staff
ستاد تجزیه و تحلیل کننده گروه تجزیه و تحلیل کننده
spectrophotometry
اسپکتروفتومتر
[در این روش با تجزیه رنگ ها و مقایسه آن نمونه های مرجع، نوع رنگینه بکار رفته مشخص می شود. این روش خصوصا در تجزیه رنگ های فرش های قدیمی و شناخت رنگینه های آن مورد استفاده قرار می گیرد.]
crater analysis
تجزیه و تحلیل قیف انفجار تجزیه و تحلیل قیف حاصله از انفجار گلوله ها
shake down
تجزیه
sequestration
تجزیه
dissection
تجزیه
severance
تجزیه
anatomy
تجزیه
disintegration
تجزیه
cracking
تجزیه
dialysis
تجزیه
decoupling
تجزیه
analyzer
تجزیه گر
break up
تجزیه
anatomies
تجزیه
dissociation
تجزیه
parsing
تجزیه
break down
تجزیه
decomposition
تجزیه
osmose
نفوذ کردن در بوسیله تراوش تجزیه کردن بوسیله نفوذ تجزیه کردن
study
تجزیه کردن
evaluate
تجزیه کردن
dissolvable
تجزیه شدنی
dissoluble
تجزیه پذیر
dissociative
تجزیه کننده
dissect
[analyse]
تجزیه کردن
assay
تجزیه کردن
elution analysis
تجزیه شویشی
elemental analysis
تجزیه عنصری
electron decay
تجزیه الکترون
electrolytic decomposition
تجزیه الکترولیت
fibrinolysis
تجزیه فیبرین
market segmentation
تجزیه بازار
fractionating column
ستون تجزیه
analyse
[British]
تجزیه کردن
bolt
[examine]
تجزیه کردن
disintegrable
تجزیه پذیر
dispersion of light
تجزیه نور
microcomoser
تجزیه کننده
scrutinize
تجزیه کردن
double decomposition
تجزیه مضاعف
decomposer
تجزیه کننده
decomposable
قابل تجزیه
survey
تجزیه کردن
chemical analysis
تجزیه شیمیایی
chemical analyse
تجزیه شیمیایی
capillarity analysis
تجزیه مویینهای
microconsumer
تجزیه کننده
look into
تجزیه کردن
investigate
تجزیه کردن
disembody
تجزیه کردن
check
تجزیه کردن
determine
تجزیه کردن
enquire into
تجزیه کردن
examine
تجزیه کردن
explore
تجزیه کردن
proximate analysis
تجزیه گروهی
inspect
تجزیه کردن
disassemble
تجزیه کردن
dialyze
تجزیه شدن
dialyze
تجزیه کردن
stripping analysis
تجزیه عریانساز
secessionism
تجزیه طلبی
resolvable
تجزیه شدنی
resolution of forces
تجزیه نیروها
resoluble
تجزیه شدنی
research and analysis
تجزیه و تحلیل
quantitative analysis
تجزیه کمی
qualitative analysis
تجزیه چونی
qualitative analysis
تجزیه کیفی
separator
دستگاه تجزیه
syllabi
تجزیه هجائی
splitting a cause of action
تجزیه دعوی
spectrum analysis
تجزیه بیناب
syllabicity
تجزیه هجایی
thermal decomposition
تجزیه گرمایی
analyze
[American]
تجزیه کردن
ultimate analysis
تجزیه نهایی
volumetric analysis
تجزیه حجمی
break down
<idiom>
تجزیه وتحلیل
spectrum analysis
تجزیه طیف
prescind
تجزیه کردن
infrangible
تجزیه ناپذیر
indiscerptibility
تجزیه ناپذیری
image resolution
تجزیه تصویر
hydrolyze
تجزیه شدن
hydrolysis
تجزیه بوسیله اب
homolysis
تجزیه شیمیایی
gravimetrical analysis
تجزیه وزنی
gravimetric analysis
تجزیه وزنی
gasometry
تجزیه گازی
gas analysis
تجزیه گاز
frequency analysis
تجزیه هارمونی ها
inseparability
تجزیه ناپذیری
instrumental analysis
تجزیه دستگاهی
inverse segregation
تجزیه وارونه
physical analysis
تجزیه فیزیکی
photodecomposition
تجزیه نوری
parting of metals
تجزیه فلزات
parser
تجزیه کننده
parse tree
درخت تجزیه
motion analysis
تجزیه حرکت
job analysis
تجزیه کار
irresolvable
تجزیه ناپذیر
irrefrangible
غیرقابل تجزیه
ionization
تجزیه اتمها
frequency analysis
تجزیه فرکانس
parsing
تجزیه کردن
analytically
از راه تجزیه
analytical balance
ترازوی تجزیه
analytical chemistry
شیمی تجزیه
decomposed
تجزیه شده
acid decomposition
تجزیه اسیدی
analyze
تجزیه کردن
analitical
مربوط به تجزیه
detachable
قابل تجزیه
analytically
بطور تجزیه
analitics
علم تجزیه
d.t.a
تجزیه گرمایی تفاضلی
cost analysis
تجزیه و تحلیل هزینه
analyte
ماده مورد تجزیه
job analysis
تجزیه و تحلیل مشاغل
cost analysis
تجزیه و تحلیل قیمت
lipolysis
تجزیه وتحلیل چربی
lysate
حاصل تجزیه سلولی
dataflow analysis
تجزیه و تحلیل داده
cryptanalysis
تجزیه و تحلیل رمز
operations analysis
تجزیه و تحلیل عملیات
mechanical analysis
تجزیه مکانیکی خاک
non degradable pollutant
الاینده تجزیه پذیر
correlation analysis
تجزیه و تحلیل همبستگی
contour analysis
تجزیه و تحلیل کرانهای
regression analysis
تجزیه و تحلیل رگرسیون
spectrum analyser
تجزیه کننده طیف
sedimentation analysis
تجزیه بروش ته نشینی
self analysis
تجزیه وتحلیل خویشتن
separatism
تفکیک تجزیه طلبی
analytics
علم تجزیه وتحلیل
continuous flow analyser
تجزیه گر جریان پیوسته
problem analysis
تجزیه و تحلیل مسئله
psycho analysis
تجزیه و تجلیل روحی
stepwise elution analysis
تجزیه شستشوی پلهای
static analysis
تجزیه و تحلیل ایستا
separative
فاضل تجزیه طلب
hydrolyze
بوسیله اب تجزیه شدن
differential thermal analysis
تجزیه گرمایی تفاضلی
technical analysis
تجزیه و تحلیل تکنیکی
gradient elution analysis
تجزیه شویشی گرادیانی
atoms
قلم تجزیه ناپذیر
atom
قلم تجزیه ناپذیر
factor analysis
تجزیه و تحلیل عوامل
error analysis
تجزیه و تحلیل خطا
inseparably
بطور تجزیه ناپذیر
ionize
به یون تجزیه کردن
depth psychology
تجزیه و تحلیل روانی
thermolysis
تجزیه شیمیایی در اثرحرارت
numerical analysis
تجزیه و تحلیل عددی
individuum
هستی تجزیه ناپذیر
job analysis
تجزیه و تحلیل شغل
urinalysis
تجزیه شیمیایی ادرار
dynamic analisis
تجزیه و تحلیل پویای اقتصادی
the tule of thumb
قاعدهای که از تجزیه بدست اید
break even analysis
تجزیه و تحلیل نقطه سربسر
Error analysis
تجزیه و تحلیل خطا
[ریاضی]
thermolytic
وابسته به تجزیه در اثر گرما
divisinism
تجزیه کاری رنگ در نقاشی
ionization
یونیزه شدن تجزیه ملکولی
analyzable
قابل تجزیه و تحلیل فرگشاپذیر
cost analysis
تجزیه و تحلیل قیمت اجناس
cost analysis
تجزیه تحلیل هزینههای کار
plasmin
دیاستاز تجزیه کننده پروتئین
active material
موادی که خاصیت تجزیه دارند
histoloysis
تجزیه وتحلیل بافتهای بدن
terrain analysis
تجزیه و تحلیل زمین عملیات
material cost analysis
تجزیه و تحلیل هزینه مواد
disintegration product
محصول تجزیه و تفکیک شده
construable
قابل تجزیه تفسیر شدنی
fissionable
قابل تجزیه متلاشی شونده
system analysis
روش تجزیه وتحلیل جریان کار
chromatolysis
تجزیه وتحلیل مواد رنگی سلول
secern
تجزیه طلب شدن تمیز دادن
electrolyze
تجزیه کردن بوسیله جریان برق
irresolvable
غیر قابل تجزیه جدا نشدنی
electroanalysis
تجزیه شیمیایی بوسیله جریان برق
plasmin
دیاستاز عامل تجزیه لخته خون
photolysis
تجزیه شیمیایی بر اثر نیروی تابشی
fractionate
تجزیه وتفکیک نمودن برخه کردن
lyse
بوسیله " لیزین " تجزیه سلولی بعمل اوردن
psychanalyze
بوسیله تجزیه وتحلیل روانی معالجه کردن
polarograph
اسباب مخصوص تجزیه کمی وکیفی قطب
indiscerptible
ازهم نپاشیدنی که تجزیه انرا فانی نسازد
hemolyze
باعث تجزیه گویچه سرخ خون شدن
lixiviate
تجزیه کردن بوسیله شستشو باقلیا یا ماده حلالی
gap analysis
تجزیه و تحلیل فاصله بین پیش بینی و واقعیت
pyrolyze
تحت عمل تجزیه شیمیایی در اثر حرارت قراردادن
infrared resolution
تجزیه و تحلیل و کاوش هدف با عکاسی مادون قرمز
analog to digital converter
تجزیه و تحلیل اطلاعات برای کامپیوتر با دستگاه حافظه ان
biodegraability
قابلیت تجزیه بیولوژیکی پذیرندگی فروافت زیست شناختی
qualitative analysis
تجزیه جهت تشخیص اجزا متشکله ماده یا مخلوطی
hydrolyte
جسم یا مادهای که تحت تاثیر تجزیه بوسیله اب قرار گیرد
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com