Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (21 milliseconds)
English
Persian
prepare
تغییردادن وضع اتومبیل معمولی برای مسابقه
prepares
تغییردادن وضع اتومبیل معمولی برای مسابقه
preparing
تغییردادن وضع اتومبیل معمولی برای مسابقه
Other Matches
set up
اماده کردن اتومبیل برای مسابقه درمسیر معین
stocker
اتومبیل مسافرتی بدون تغییریا تغییرات جزئی برای مسابقه
sedans
اتومبیل مسافرتی که ممکن است با تغییراتی برای مسابقه اماده شود
sedan
اتومبیل مسافرتی که ممکن است با تغییراتی برای مسابقه اماده شود
lap money
جایزه نقدی برای موفقیت درهر دور مسابقه اتومبیل رانی
pit
منطقه خارج ازمسیر برای رسیدگی به انها که ضمن مسابقه اتومبیل رانی به کمک نیازدارند شکاف عمودی درکوه
pits
منطقه خارج ازمسیر برای رسیدگی به انها که ضمن مسابقه اتومبیل رانی به کمک نیازدارند شکاف عمودی درکوه
senior
مسابقه گلف برای بازیگران بالاترازسن معین بازیگر سالمند مسابقه دو برای بالاترین سطح بدون شرط سنی
seniors
مسابقه گلف برای بازیگران بالاترازسن معین بازیگر سالمند مسابقه دو برای بالاترین سطح بدون شرط سنی
slingshot
مانور اتومبیل عقبتر برای عبور از اتومبیل جلو با استفاده از کاهش فشار هوا
slingshots
مانور اتومبیل عقبتر برای عبور از اتومبیل جلو با استفاده از کاهش فشار هوا
formula car
اتومبیل مسابقه
racing car
اتومبیل مسابقه
indy car
نوعی اتومبیل مسابقه
auto racing
مسابقه اتومبیل رانی
prototypes
نوعی اتومبیل مسابقه
sprinting
مسابقه اتومبیل رانی
prototype
نوعی اتومبیل مسابقه
sprint car
اتومبیل روباز مسابقه
superspeedway
مسیر مسابقه معمولی 2 در5/2 مایل با کنارههای باشیب تند
kart
نوعی اتومبیل کوچک مسابقه
indianapolis 00
نوعی اتومبیل مسابقه 005مایلی
hooligans
مسابقه جبرانی در مسیرخاکی برای اتومبیلهایی که در مسابقه اصلی شکست خورده اند
hooligan
مسابقه جبرانی در مسیرخاکی برای اتومبیلهایی که در مسابقه اصلی شکست خورده اند
tug of war
مسابقه طناب کشی مسابقه برای برتری یافتن
pace car
اتومبیل راهنمای اتومبیلهای مسابقه در رژه
grand touring car
نوعی اتومبیل مسابقه مسافتهای طولانی
midget
نوعی اتومبیل مسابقه باچرخهای روباز
dragster
نوعی اتومبیل مخصوص مسابقه سرعت
midgets
نوعی اتومبیل مسابقه باچرخهای روباز
dirt track car
نوعی اتومبیل مسابقه در جادههای گلی و شنی
tirm oval
پیست مسابقه اتومبیل رانی به شکل مثلث با گوشههای قوسی
tracked
پیست مسابقه اتومبیل رانی یا اسبدوانی مسیر بیضی شکل دو و میدانی
tracks
پیست مسابقه اتومبیل رانی یا اسبدوانی مسیر بیضی شکل دو و میدانی
track
پیست مسابقه اتومبیل رانی یا اسبدوانی مسیر بیضی شکل دو و میدانی
I'd like a shampoo for normal hair.
من یک شامپو برای موهای معمولی میخواهم.
name
کلمه معمولی برای بیان آدرس در زبان ماشین
names
کلمه معمولی برای بیان آدرس در زبان ماشین
office
استفاده از ماشین و کامپیوتر برای انجام کارهای معمولی اداره
offices
استفاده از ماشین و کامپیوتر برای انجام کارهای معمولی اداره
sub woofer
هرتز , که در دستگاههای معمولی برای افزایش کیفیت صدا استفاده میشود
wand shoot
مسابقه تیراندازی با 63 تیراز مسافت 06 متری برای زنان و 001 متری برای مردان با تیر و کمان
accident ambulance
اتومبیل اضطراری برای حوادث
joyrides
سرقت اتومبیل برای خوشگذرانی و تفریح
joyride
سرقت اتومبیل برای خوشگذرانی و تفریح
running
مناسب برای مسابقه دو
laughter
مسابقه اسان برای بردن
genoa
بادبان عریض برای مسابقه
race glass
دوربین ویژه برای تماشای مسابقه
match point
اخرین امتیاز برای بردن مسابقه
match points
اخرین امتیاز برای بردن مسابقه
little brown jug
مسابقه یک مایلی برای اسبهای 3 سالهUrsa
free handicap
مسابقه با امتیاز تعادلی برای اسبها
aircraft arresting hook
مجموعه قطعاتی که برای گرفتن سرعت یا کاهش اندازه حرکت یا گشتاور هواپیما درفرود معمولی یا اضطراری باان درگیر میشوند
to bar somebody from a competition
شرکت در مسابقه ای را برای کسی ممنوع کردن
inspectors
داور برای تشخیص نقض مقررات مسابقه
inspector
داور برای تشخیص نقض مقررات مسابقه
clutch start
روشن و اماده بودن موتورسیکلت برای مسابقه
nitro
مایع قابل اشتعال مورداستفاده در اتومبیل بصورت خالص یا مخلوط برای نیروی بیشتر
block
یک دوره مسابقه بیلیارد برای رسیدن به امتیاز معین
blocked
یک دوره مسابقه بیلیارد برای رسیدن به امتیاز معین
time fire
مسابقه تیراندازی با محدودبودن زمان 02 ثانیه برای 5تیر
check point
نقطهای است برای زمانگیری قسمتی از مسابقه اتومبیلرانی
blocks
یک دوره مسابقه بیلیارد برای رسیدن به امتیاز معین
guns
اتش زدن تپانچه برای پایان مسابقه یا اغازمسابقات
photo finish
استفاده از عکس برای تعیین برنده مسابقه فشرده
solocross
مسابقه در محوطه پارکینگ برای کشف مهارت راننده
gun
اتش زدن تپانچه برای پایان مسابقه یا اغازمسابقات
blue flag
پرچم ابی برای علامت دادن بکسی که اتومبیل دیگری بدنبال و نزدیک اوست تا راه بدهد
saving
قرارداد بین سوارکاران مسابقه برای تقسیم جایزه برنده
winter book
تعیین امتیاز شرطبندی درزمستان برای مسابقه فصل بعد
power 0
تلاش برای سرعت بیشتر ضمن مسابقه با 02 پاروزن پی درپی
experimental free handicap
دادن وزن اضافی ازمایشی به اسبها برای مسابقه اینده
standard bred
اسب امریکایی پرورش یافته برای مسابقه سرعت واستقامت
stock-car
اتومبیل شبیه به اتومبیل مسافرتی با تغییراتی بمنظورسرعت
hot rod
اتومبیل شکاری وسریع السیر اتومبیل مسابقهای
stock car
اتومبیل شبیه به اتومبیل مسافرتی با تغییراتی بمنظورسرعت
stock-cars
اتومبیل شبیه به اتومبیل مسافرتی با تغییراتی بمنظورسرعت
fly casting
مسابقه پرتاب طعمه مصنوعی بدون قلاب برای سنجش دقت
handicaps
مسابقه بین بهترین اسبهابادادن وزن اضافی برای ایجاد تعادل
handicap
مسابقه بین بهترین اسبهابادادن وزن اضافی برای ایجاد تعادل
yaght club
باشگاه تفریحی قایق داران برای انجام مسابقه بین اعضا
windscreen
پنجره اتومبیل شیشه جلو اتومبیل
automobiles
اتومبیل راندن اتومبیل سوار شدن
automobile
اتومبیل راندن اتومبیل سوار شدن
windscreens
پنجره اتومبیل شیشه جلو اتومبیل
underdistance
روش تمرینی دونده درمسافتی کمتر از معمول مسابقه برای ازدیاد سرعت
bracket
رویارویی در مسابقه حذفی حرکت برای ساختن شکلی بصورت پرانتز روی یخ
starting fee
مبلغی که صاحب اسب برای کسب اجازه شرکت در مسابقه شرطبندی می پردازد
walking ring
پیست بیضی شکل برای راه بردن و گرم کردن اسب پیش از مسابقه
winging
بال شبیه به بال هواپیماوصل به اتومبیل برای کشش بیشتر
wing
بال شبیه به بال هواپیماوصل به اتومبیل برای کشش بیشتر
splits
زمان ثبت شده برای فواصل معین یک مسابقه زمان ثبت شده برای قهرمان دو 004متر
formula
مقررات مربوط به ساختمان اتومبیل مقررات مربوط به ساختمان قایق مسابقه
formulae
مقررات مربوط به ساختمان اتومبیل مقررات مربوط به ساختمان قایق مسابقه
formulas
مقررات مربوط به ساختمان اتومبیل مقررات مربوط به ساختمان قایق مسابقه
observer
گواه تعیین شده از طرف کمیته برگزارکننده مسابقه گلف برای گزارش دادن نقض مقررات به داور
observers
گواه تعیین شده از طرف کمیته برگزارکننده مسابقه گلف برای گزارش دادن نقض مقررات به داور
skull practice
کلاس تعلیم فنون مسابقه جلسه مشورت درباره مسابقه
sack race
مسابقه دو درحالیکه پای مسابقه دهنده در کیسه پیچیده
ponying
همراهی کردن اسب غیرمسابقهای با اسب مسابقه برای تمرین
match foursome
مسابقه بین دو تیم دونفره بایک گوی برای هر تیم
alteration
تغییردادن
interchanging
تغییردادن
shift
تغییردادن
interchanges
تغییردادن
interchange
تغییردادن
interchanged
تغییردادن
alters
تغییردادن
altered
تغییردادن
altering
تغییردادن
alter
تغییردادن
shifted
تغییردادن
affect
تغییردادن
to alter
[to]
تغییردادن
turns
تغییردادن
turn
تغییردادن
affects
تغییردادن
shifts
تغییردادن
wild cord
تیم انتخاب شده برای مسابقه اضافی در وضع تساوی طرفین براساس سوابق ان تیم
to shift one's lodging
تغییردادن منزل
selling plater
اسب مسابقه قابل خرید پس از مسابقه
opener
مسابقه نخست ازدو مسابقه متوالی
change
عوض کردن تغییردادن
changes
عوض کردن تغییردادن
moves
تغییردادن انتقال دادن
move
تغییردادن انتقال دادن
moved
تغییردادن انتقال دادن
varies
تغییر داد تغییردادن
vary
تغییر داد تغییردادن
changing
عوض کردن تغییردادن
changed
عوض کردن تغییردادن
redefining
تغییردادن تابع یا مقداریک متغیریاشی
to move a bout
پیوسته جای خود را تغییردادن
redefined
تغییردادن تابع یا مقداریک متغیریاشی
redefine
تغییردادن تابع یا مقداریک متغیریاشی
redefines
تغییردادن تابع یا مقداریک متغیریاشی
to change one's course
خط مشی یا رویه خودرا تغییردادن
master file maintenance
تغییردادن یا اصلاح فایلهای اصلی
reposition
مقام و موقعیت چیزی را تغییردادن
dip dodge
رد شدن از حریف با تغییردادن چوب لاکراس به دست دیگر
match play
مسابقه گلف بین دو نفر یا دوتیم مسابقه بولینگ بین دونفر
reprogram
تغییردادن برنامه به طوری که روی کامپیوتردیگری قابل اجرا باشد
accessed
مجاز بودن به استفاده از کامپیوتر و خواندن و تغییردادن فایلهای ذخیره شده
accesses
مجاز بودن به استفاده از کامپیوتر و خواندن و تغییردادن فایلهای ذخیره شده
accessing
مجاز بودن به استفاده از کامپیوتر و خواندن و تغییردادن فایلهای ذخیره شده
access
مجاز بودن به استفاده از کامپیوتر و خواندن و تغییردادن فایل های ذخیره شده
handicaps
مسابقه ارابه رانی با دادن امتیاز از محل شروع به نسبت مسابقه امتیاز دادن به شرکت کنندگان
handicap
مسابقه ارابه رانی با دادن امتیاز از محل شروع به نسبت مسابقه امتیاز دادن به شرکت کنندگان
stables
گروه اتومبیلهای مسابقه زیرنظریک سازمان گروه اسبهای مسابقه زیر نظر یک سازمان
stable
گروه اتومبیلهای مسابقه زیرنظریک سازمان گروه اسبهای مسابقه زیر نظر یک سازمان
normal
معمولی
routine
معمولی
routinely
معمولی
routines
معمولی
faceless
معمولی
usu
معمولی
light water
اب معمولی
ferial
معمولی
open cheque
چک معمولی
conventional
معمولی
wonted
معمولی
received
معمولی
longhand
خط معمولی
copybook
معمولی
standard
معمولی
ordinary
معمولی
standards
معمولی
run-of-the-mill
<idiom>
معمولی
dragway
مسیر مسابقه موتورسیکلت رانی سرعت مسیر مسابقه قایقرانی سرعت
dragstrip
مسیر مسابقه موتورسیکلت رانی سرعت مسیر مسابقه قایقرانی سرعت
quadrangular meet
مسابقه شنای دورهای بین 4تیم مسابقه دورهای بین 4تیم با محاسبه مجموع امتیازهای فردی
the a merchant
سوداگر معمولی
charge hand
کارگر معمولی
nonstandard
غیر معمولی
civil time
ساعت معمولی
typical
<adj.>
بافت معمولی
ranko
سرباز معمولی
meanest
پست معمولی
American bond
آجرچینی معمولی
rock brake
بسفایج معمولی
standard
طبیعی یا معمولی
ethanol
الکل معمولی
standards
طبیعی یا معمولی
meaner
پست معمولی
hepatica
غافث معمولی
complements
تعارفات معمولی
complementing
تعارفات معمولی
complemented
تعارفات معمولی
complement
تعارفات معمولی
mean
پست معمولی
white mulatto
توت معمولی
standard bar
میله معمولی
workaday
معمولی عادی
standard trench
سنگر معمولی
everyday
معمولی مبتذل
commonest
معمولی متعارفی
standard brick
اجر معمولی
onery
عادی معمولی
common whipping
بست معمولی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com