Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English
Persian
corrective maintenance
جداسازی وتصحیح خرابی ها پس ازوقوع انها
Other Matches
maintainability
ویژگی مربوط به جداسازی وتعمیر یک خرابی
notobranchiate
در باب ماهیانی گفته میشود که نفس کش انها در روی پشت انها است
posts
بررسی برنامه کامپیوتری یا قطعه سخت افزاری پس از خرابی برای یافتن علت خرابی
post
بررسی برنامه کامپیوتری یا قطعه سخت افزاری پس از خرابی برای یافتن علت خرابی
post-
بررسی برنامه کامپیوتری یا قطعه سخت افزاری پس از خرابی برای یافتن علت خرابی
posted
بررسی برنامه کامپیوتری یا قطعه سخت افزاری پس از خرابی برای یافتن علت خرابی
precognition
الهام قبل ازوقوع امری
recoveries
برگرداندن فرایند یا برنامه پس ازوقوع خطاوتصحیح ان
recovery
برگرداندن فرایند یا برنامه پس ازوقوع خطاوتصحیح ان
open vertict
رای حاکی ازوقوع جرم بدون تصریح مجرم
open verdict
رای هیات منصفه حاکی ازوقوع جرم بدون تصریح مجرم
interception
جداسازی
isolation
جداسازی
sorting
جداسازی
segregation
جداسازی
disseverance
جداسازی
disconnection
جداسازی
sequestration
جداسازی
decatenate
جداسازی
separation
جداسازی
separations
جداسازی
separation factor
ضریب جداسازی
detachment
جداسازی تفکیک
isotope separation
جداسازی ایزوتوپ
oxide isolation
جداسازی اکسیدی
detarring
جداسازی قیر
frequency separation
جداسازی فرکانس
detachments
جداسازی تفکیک
dielectric isolation
جداسازی با عایق
separation method
روش جداسازی
diode isolation
جداسازی دیودی
isolation
تجزیه جداسازی
dust separation
جداسازی گرد و غبار
cascade impactor
دستگاه جداسازی پی در پی ذرات
isolation
ایزوله کردن جداسازی
sieve separation
جداسازی دانه ها با الک
ingot peeling machine
دستگاه جداسازی شمش
volatility separation
جداسازی از طریق فراریت
privacy
جداسازی مبادله پیام برای تامین
physical analysis
جداسازی ذرات خاک از نظر قطر دانه ها به روش فیزیکی
they
انها
those
انها
yond
انها
most of them
بیشتر انها
who are they?
انها کی هستند
many of them
بسیاری از انها
the most that i can do
بیشتر انها
one of them
یکی از انها
neither of them know
هیچکدام از انها نمیدانند
many of them
عده زیادی از انها
i saw none of them
هیچکدام از انها را ندیدم
to pass muster
در بازدیدارتش و مانند انها
he rolled them by
سواره از پهلوی انها رد شد
brass band
ادوات انها از برنج باشد
extends
بازشدن صفها از هم یا بازکردن انها
they are of a doubtful paterni
اصل انها معلوم نیست
they came to a rupture
میانه انها بهم خورد
they were badly officered
افسران انها خوب نبودند
curtesy
زوج از انها ارث می برد
brass bands
ادوات انها از برنج باشد
extending
بازشدن صفها از هم یا بازکردن انها
extend
بازشدن صفها از هم یا بازکردن انها
pepo
کدو و خیار ومانند انها
they are cured by nature
طبیعت انها را درمان میکند
podiatry
دانش ناخوشیهای پاودرمان انها
i alone bear the brunt of it
خدمت انها بر من واجب می اید
logroll
غلتاندن الوار وانداختن انها به اب
it is a pity of them
دل ادم برای انها میسوزد
faulted
خرابی
smashes
خرابی
failure
خرابی
failures
خرابی
wreck
خرابی
wrecking
خرابی
wrecks
خرابی
desolation
خرابی
destruction
خرابی
ruination
خرابی
breakdowns
خرابی
faults
خرابی
fault
خرابی
disrepair
خرابی
malfunctioned
خرابی
malfunctions
خرابی
malfunction
خرابی
ruining
خرابی
ruin
خرابی
devastation
خرابی
ruins
خرابی
havoc
خرابی
breakdown
خرابی
godsend
خرابی
smash
خرابی
demolition
خرابی
rottenness
خرابی
eversion
خرابی
wreckage
خرابی
demolitions
خرابی
dilapidation
خرابی
onomastics
علم اشتقاق لغات و طرزاستعمال انها
tzigane
وابسته به کولیهای مجار یاموزیک انها
their principal food is rice
خوراک عمده انها برنج است
grosbeak
سهره و سینه سرخ و مانند انها
the exercised thier veto
انها حق وتوی خود را اعمال کردند
crackleware
فروفی که سطح انها ترک داریامودارمینماید
it filled their hearts with t
ترس زیاد دردل انها انداخت
pelage
پوشش جانور پستاندارخزوپشم و مانند انها
catastrophic failure
خرابی فجیع
fail-safe
با خرابی امن
fail safe
با خرابی امن
wrack
خرابی بدبختی
failure rate
میزان خرابی
to do execution
خرابی وارداوردن
page fault
خرابی صفحه
description of error
توضیح خرابی
insulation fault
خرابی نارسانا
the mischief of it is that'
خرابی ان اینست که
failure rate
نرخ خرابی
power failure
خرابی برق
fail softly
با خرابی ملایم
disk crash
خرابی دیسک
equipment failure
خرابی تجهیزاتی
fail soft
با خرابی ملایم
fail soft
با خرابی تدریجی
fail softly
با خرابی تدریجی
car breakdown
خرابی اتومبیل
failure free
بدون خرابی
defect description
توضیح خرابی
transient failure
خرابی گذرا
error description
توضیح خرابی
fault description
توضیح خرابی
power failures
خرابی برق
collapse mechanism
مکانیزم خرابی
decaying
خرابی تنزل
decayed
خرابی تنزل
decay
خرابی تنزل
crashingly
شکستگی خرابی
crashing
شکستگی خرابی
crashes
شکستگی خرابی
decays
خرابی تنزل
crashed
شکستگی خرابی
crash
شکستگی خرابی
they rate as tonic drugs
انها جزو داروهای نیروبخش بشمار میروند
benday
جداکردن دومنطقه بوسیله ایجادشیار بین انها
interdenominational
وابسته به فرقههای مذهبی و روابط انها با یکدیگر
turret guns
توپهایی که کالیبر انها بیش از 6 اینچ است
pastry
کماج وکلوچه ومانند انها شیرینی پزی
pile group
دسته شمعهائی که سر انها رادال بتنی می پوشاند
pastries
کماج وکلوچه ومانند انها شیرینی پزی
vendor rating
رده بندی فروشندگان براساس سابقه انها
porter house
جایگاه فروش و صرف ابجووکباب و مانند انها
age grouping
طبقه بندی اقلام بر حسب عمرقانونی انها
legumen
حبه لوبیا و باقلاو مانند انها تخمدان
neck wear
کراوات و یقه و مانند انها گردن پوش
failure prediction
پیش بینی خرابی
failure logcing
ثبت وقوع خرابی
reliability
ایمنی در برابر خرابی
drinking was his ruin
باعث خرابی اوشد
ravaging
خرابی وارد اوردن
ravages
خرابی وارد اوردن
ravaged
خرابی وارد اوردن
ravage
خرابی وارد اوردن
failure safety
ایمنی در برابر خرابی
non destructive test
ازمایش بدون خرابی
land shark
کسیکه ملوانان رادردریاغارت میکندیابمال انها انگل میشود
long life itemes
اقلامی که عمر قانونی انها 5سال یا بیشتر باشد
computer literacy
دانش کامپیوترها و چگونگی استفاده از انها برای حل مسائل
expired appropriation
اقلامی که مدت اعتبار توزیع انها گذشته باشد
dispatching priority
شماره کارها برای مشخص کردن تقدم انها
bead roll
صورت مردگانی که برای ارواح انها فاتحه یادعامیخوانند
diachrony
تحلیل کلمات و پیدا کردن منشاء و ریشه انها
pragmatics
مطالعه و بررسی روابط میان علائم و استفاده انها
check flight
پروازی برای اشناشدن خدمه و یا ازمایش صلاحیت انها
liquid consonants
حروف گنگی که صدای انها روان و نرم مینماید
cunclude
تحلیل کلمات و پیدا کردن منشاء و ریشه انها
slow moving
کالاهایی که فروختن انها مدت زیادی طول میکشد
cleans
بدون کثیفی یا خرابی یا برنامه
mean time between failures
زمان میانگین بین دو خرابی
cleaned
بدون کثیفی یا خرابی یا برنامه
machined
خطای ناشی از خرابی قطعه
machines
خطای ناشی از خرابی قطعه
cleanest
بدون کثیفی یا خرابی یا برنامه
wrackful
خراب کننده مسبب خرابی
terminals
خرابی که قابل تعمیر نیست
clean
بدون کثیفی یا خرابی یا برنامه
terminal
خرابی که قابل تعمیر نیست
machine
خطای ناشی از خرابی قطعه
unliquidated damages
خسارتهایی که نحوه محاسبه و پرداخت انها در قرارداد ذکرنشده است
sickest
مریضی اعلام خراب بودن وسایل یا بدکار کردن انها
blasting machine
دستگاهی که برای منفجرکردن سنگهای معدنی جهت استخراج انها
investors
کسی که پولش را در اختیار موسسات می گذارد و سهام انها را می خرد
sick
مریضی اعلام خراب بودن وسایل یا بدکار کردن انها
investor
کسی که پولش را در اختیار موسسات می گذارد و سهام انها را می خرد
current liability
اقلامی از بدهی که پرداخت انها از محل دارایی جاری باشد
beadroll
صورت مردگانیکه باید برای ارواح انها فاتحه یادعابخوانند
ecology
علم عادت وطرز زندگی موجودات ونسبت انها با محیط
wind rose
نمودار وضع هوا ومیزان وزش بادها وجهت انها
paintress
زنی که کارش رنگ کردن سفالینه و مانند انها است
it spells ruin to the workmen
متضمن خانه خرابی کارگران است
detritus
چیزی که در نتیجه خرابی بدست اید
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com