Total search result: 197 (11 milliseconds) |
|
|
|
English |
Persian |
it gives me the hump |
جرم می گیرد |
|
|
Search result with all words |
|
class |
محدود مقدار هایی که در یک کلاس جا می گیرد |
classed |
محدود مقدار هایی که در یک کلاس جا می گیرد |
classes |
محدود مقدار هایی که در یک کلاس جا می گیرد |
classing |
محدود مقدار هایی که در یک کلاس جا می گیرد |
manager |
و بخشهای فایل را در نظر می گیرد |
managers |
و بخشهای فایل را در نظر می گیرد |
cellar |
محل ذخیره سازی موقت داده یا ثبات یا کارها که موضوعات برای درج و حذف به صورت Lifo عمل می کنند یعنی اولی که می آید آخر از همه سرویس می گیرد |
cellars |
محل ذخیره سازی موقت داده یا ثبات یا کارها که موضوعات برای درج و حذف به صورت Lifo عمل می کنند یعنی اولی که می آید آخر از همه سرویس می گیرد |
desktop |
سیستم کامپیوتر کوچک که روی میز جا می گیرد |
circular |
چرخش بیتها در کلمه که آخرین بیت در محل اولین بیت قرار می گیرد |
circulars |
چرخش بیتها در کلمه که آخرین بیت در محل اولین بیت قرار می گیرد |
slave |
محفظه داده که داده را از باس اصلی می گیرد |
slaved |
محفظه داده که داده را از باس اصلی می گیرد |
slaves |
محفظه داده که داده را از باس اصلی می گیرد |
slaving |
محفظه داده که داده را از باس اصلی می گیرد |
universal |
قطعهای که توسط CPU دستور می گیرد تا با رشتههای بیت سنکرون و آسنکرون یا خط وط ارسال لازم است |
postulate |
هر یک از احکام استدلالی که در ان علم بدون برهان پذیرفته شده و دراثبات سایر احکام مورداستفاده قرار می گیرد اصول ثابته |
postulated |
هر یک از احکام استدلالی که در ان علم بدون برهان پذیرفته شده و دراثبات سایر احکام مورداستفاده قرار می گیرد اصول ثابته |
postulates |
هر یک از احکام استدلالی که در ان علم بدون برهان پذیرفته شده و دراثبات سایر احکام مورداستفاده قرار می گیرد اصول ثابته |
postulating |
هر یک از احکام استدلالی که در ان علم بدون برهان پذیرفته شده و دراثبات سایر احکام مورداستفاده قرار می گیرد اصول ثابته |
pad |
ناحیهای از مس مسطح روی یک تخته مدار چاپی که محل اتصال سیمهای تشکیل دهنده مدار بوده و به وسیله ان انتقال میان سیمی از یک طرف تخته مدار چاپی به طرف دیگر صورت می گیرد پر کردن فیلدی از داده بافضای خالی دفترچه یادداشت |
pads |
ناحیهای از مس مسطح روی یک تخته مدار چاپی که محل اتصال سیمهای تشکیل دهنده مدار بوده و به وسیله ان انتقال میان سیمی از یک طرف تخته مدار چاپی به طرف دیگر صورت می گیرد پر کردن فیلدی از داده بافضای خالی دفترچه یادداشت |
right |
مرتب کردن متن و حروف خالی به طوری که حاشیه سمت راسب مستقیم قرار گیرد |
right |
ایجاد حاشیه سمت راست به طوری که متن به صورت صاف قرار گیرد |
righted |
مرتب کردن متن و حروف خالی به طوری که حاشیه سمت راسب مستقیم قرار گیرد |
righted |
ایجاد حاشیه سمت راست به طوری که متن به صورت صاف قرار گیرد |
righting |
مرتب کردن متن و حروف خالی به طوری که حاشیه سمت راسب مستقیم قرار گیرد |
righting |
ایجاد حاشیه سمت راست به طوری که متن به صورت صاف قرار گیرد |
tenor |
بازاری که در ان معامله برای اینده صورت می گیرد |
tenors |
بازاری که در ان معامله برای اینده صورت می گیرد |
tracing |
تابع برنامه گرافیکی یک تصویر bitmap می گیرد و پردازش میکند تا لبههای آنرا پیدا کند و آنها را به یک تصویر با خط عمودی تبدیل کند که راحت تر اجرا شود |
tracings |
تابع برنامه گرافیکی یک تصویر bitmap می گیرد و پردازش میکند تا لبههای آنرا پیدا کند و آنها را به یک تصویر با خط عمودی تبدیل کند که راحت تر اجرا شود |
impact |
چاپگری که متن ها و نشانه ها را با قرار دادن ریبون جوهر در کاغذ با یک حرف فنری چاپ می گیرد. مثل چاپبگر wheel-Duisy. |
impacts |
چاپگری که متن ها و نشانه ها را با قرار دادن ریبون جوهر در کاغذ با یک حرف فنری چاپ می گیرد. مثل چاپبگر wheel-Duisy. |
magnum |
بطری که دو باده در ان جای گیرد |
magnums |
بطری که دو باده در ان جای گیرد |
needle |
سوزن نازک آهنی روی چاپگر matrix-dot که یکی از نقاط را چاپ می گیرد |
needled |
سوزن نازک آهنی روی چاپگر matrix-dot که یکی از نقاط را چاپ می گیرد |
needles |
سوزن نازک آهنی روی چاپگر matrix-dot که یکی از نقاط را چاپ می گیرد |
needling |
سوزن نازک آهنی روی چاپگر matrix-dot که یکی از نقاط را چاپ می گیرد |
republic |
حکومتی که در ان سمت رئیس کشور بالوراثه منتقل نمیشود و مدت ریاست کشور نیز غالب اوقات محدود است و انتخاب رئیس کشور از طریق مراجعه به اراء عمومی صورت می گیرد |
republics |
حکومتی که در ان سمت رئیس کشور بالوراثه منتقل نمیشود و مدت ریاست کشور نیز غالب اوقات محدود است و انتخاب رئیس کشور از طریق مراجعه به اراء عمومی صورت می گیرد |
birthright |
حقوقی که در اثر تولد بخص تعلق می گیرد |
ring |
سیستم کامپیوتر راه دور که کاربر به تلفن آن یک بار تماس می گیرد و امکان شماره گیری , قط ع تماس ,انتظار و سپس بماس مجدد دارد. |
game |
وسیلهای که در دست قرار می گیرد تا نشانگر یا تصویر گرافیکی را در بازی کامپیوتری حرکت دهد |
caption |
متن مشروح در بالای پنجره با متن سفید و رنگ صفحه آبی قرار می گیرد |
captions |
متن مشروح در بالای پنجره با متن سفید و رنگ صفحه آبی قرار می گیرد |
footprint |
فضایی که یک کامپیوتر در میز می گیرد |
footprints |
فضایی که یک کامپیوتر در میز می گیرد |
master |
سیستم با کامپیوتر کنترل اصلی و یک فرعی که از اصلی دستور می گیرد |
mastered |
سیستم با کامپیوتر کنترل اصلی و یک فرعی که از اصلی دستور می گیرد |
masters |
سیستم با کامپیوتر کنترل اصلی و یک فرعی که از اصلی دستور می گیرد |
virus |
برنامهای که خود را به فایلهای اجرایی می افزاید و از خود برای سایر فایلهای اجرایی کپی می گیرد |
viruses |
برنامهای که خود را به فایلهای اجرایی می افزاید و از خود برای سایر فایلهای اجرایی کپی می گیرد |
heuristic |
آنچه از تجربیات گذشته درس گیرد |
speech |
وسیلهای که داده را از کامپیوتر می گیرد و آنرا به صورت کلمه صوتی خارج میکند |
speeches |
وسیلهای که داده را از کامپیوتر می گیرد و آنرا به صورت کلمه صوتی خارج میکند |
tandem |
دو پردازنده متصل به طوری که اگر اولی خراب شود, دومی جای آن را می گیرد |
tandems |
دو پردازنده متصل به طوری که اگر اولی خراب شود, دومی جای آن را می گیرد |
priorities |
شینالی به کامپیوتر که از سایر کارها پیش می گیرد |
priority |
شینالی به کامپیوتر که از سایر کارها پیش می گیرد |
originate |
با مودم دیگر که منتظر تماس است تماس برقرار می گیرد. مودم اصلی به پاسخ مودم راه دور پاسخ می فرستد |
originated |
با مودم دیگر که منتظر تماس است تماس برقرار می گیرد. مودم اصلی به پاسخ مودم راه دور پاسخ می فرستد |
originates |
با مودم دیگر که منتظر تماس است تماس برقرار می گیرد. مودم اصلی به پاسخ مودم راه دور پاسخ می فرستد |
originating |
با مودم دیگر که منتظر تماس است تماس برقرار می گیرد. مودم اصلی به پاسخ مودم راه دور پاسخ می فرستد |
misrepresentation |
در CL وقتی قلب واقعیت میتواند در محدوده مسئولیت مدنی موضوع دعوی قرار گیرد که ناشی از عمد وقصد باشد تدلیس |
transmitter |
وسیلهای که سیگنال ورودی را می گیرد , پردازش میکند |
transmitters |
وسیلهای که سیگنال ورودی را می گیرد , پردازش میکند |
input |
بخشی از حافظه اصلی که داده ارسالی از حافظه پشتیبان را می گیرد تا پردازش شود یا در بخشهای دیگر توزیع شود |
inputted |
بخشی از حافظه اصلی که داده ارسالی از حافظه پشتیبان را می گیرد تا پردازش شود یا در بخشهای دیگر توزیع شود |
store |
ذخیره داده که بعداگ در صورت نیاز مورد استفاده قرار می گیرد |
storing |
ذخیره داده که بعداگ در صورت نیاز مورد استفاده قرار می گیرد |
wand |
دستگاه کد میلهای خوان یا وسیله نوری که دردست قرار می گیرد با کدهای میلهای محصولات مغازه را بخواند |
wands |
دستگاه کد میلهای خوان یا وسیله نوری که دردست قرار می گیرد با کدهای میلهای محصولات مغازه را بخواند |
real time |
عملیات پردازشی که همان زمانی را می گیرد که مشکل باید حل شود |
real time |
زمان عمل یا پردازش که همان زمانی را می گیرد که مشکل باید حل شود. |
cycle |
زمانی که بین دو باس ساعت متمادی صورت می گیرد |
cycled |
زمانی که بین دو باس ساعت متمادی صورت می گیرد |
cycles |
زمانی که بین دو باس ساعت متمادی صورت می گیرد |
cartridge |
درایوی که یک دیسک یا نوار را در کارتریج به کار می گیرد |
cartridges |
درایوی که یک دیسک یا نوار را در کارتریج به کار می گیرد |
rent |
ان چه که به زمین به عنوان یکی ازعوامل تولید تعلق می گیرد |
graph |
وسیله چاپ با قلم که داده را از کامپیوتر می گیرد و به صورت گرافیکی نمایش میدهد |
graphs |
وسیله چاپ با قلم که داده را از کامپیوتر می گیرد و به صورت گرافیکی نمایش میدهد |
rotation |
جابجایی یک الگوی بیت درکلمه به چپ یا راست , بیت آخر قدیمی در بیت اول جدید قرار می گیرد |
full |
کامپیوتر همراه با کارت مخصوصی که به قدری سریع است که تصاویر ویدیویی متحرک را می گیرد و نمایش میدهد. |
fullest |
کامپیوتر همراه با کارت مخصوصی که به قدری سریع است که تصاویر ویدیویی متحرک را می گیرد و نمایش میدهد. |
matter |
بخش اصلی متن روی صفحه که متن یا خط اصلی قرار می گیرد |
mattered |
بخش اصلی متن روی صفحه که متن یا خط اصلی قرار می گیرد |
mattering |
بخش اصلی متن روی صفحه که متن یا خط اصلی قرار می گیرد |
matters |
بخش اصلی متن روی صفحه که متن یا خط اصلی قرار می گیرد |
austempering |
تغییرات فیزیکی که در دمای ثابت برای بدست اوردن باینات از استنیت انجام می گیرد |
authoritarainism |
نقطه مقابل اندیویدوالیسم و عبارت ازحکومتی است که در ان ازادی فردی به طور کامل تحت الشعاع قدرت دولت قرار گیرد. قدرت دولت معمولا در گروه کوچکی از پیشوایان متمرکز ومتجلی میشود |
bar automatic |
میله فولادی که به موازات ریل راه اهن کشیده میشودو وقتی که چرخ قطاری روی ان قرار می گیرد نقاط توقف و موقعیت را مشخص می نماید |
bit mapped screen |
RA قرار گیرد |
bolshevism |
مکتبی متفرع از مارکسیسم که مبدع ان لنین بوده است و مبتنی است بر تاکید این مسئله که طبقه پرولتاریا باید با جنبش و اعمال قوه و بدون اینکه منتظر فرسودگی خودبخودی سیستم کاپیتالیستی باشد قدرت سیاسی را به دست گیرد. |
bow arm |
بازویی که کمان را می گیرد |
breadboard |
می صورت گیرد |
breasted drill |
مته دستی که ته ان به شکل بیضی است و در سینه شخص قرار می گیرد |
condensation cloud |
ابر یا بخار غلیظی از قطرات که اطراف گوی اتشین اتمی رامی گیرد |
Other Matches |
|
countershaft |
محور رابطه در یک رشته محور که بین محور ومتحرک قرار می گیرد تا نسبت سرعت زیادی را بوجود اوردو یا در محلی قرار گیرد که در ان اتصال مستقیم مشکل باشد |
laughter is infectious |
خنده همه را می گیرد |
penful |
انچه در یک قلم جا گیرد |
The fortune teller tells fortunes . |
فالگیر فال می گیرد |
what p do you receive? |
چند درصد می گیرد |
what p do you receive? |
صدی چندمی گیرد |
Our affairs are shaping well. |
کارها داردسروصورت می گیرد |
privat docent or zent |
اموزگارمجازدردانشگاه که که مواجب ازدانشجویان می گیرد |
she is too p about her dress |
زیاد درلباس دقت می گیرد |
He does not bite. |
او [مرد] گاز نمی گیرد. |
deforciant |
کسی که مالی را از دیگری بزور می گیرد |
Our organization is just standing on its own feet. |
تشکیلات ما تازه دارد جان می گیرد |
wind gauge |
دستگاهی که سرعت باد را اندازه می گیرد |
palmful |
انقدرکه دریک کف دست جای گیرد |
pyrophorus |
چیزی که در مجاورت هواخودبخود اتش گیرد |
foundation pile |
میله هایی که در فونداسیون قرار می گیرد |
Unless the dog is trodden on the tail , it will no. <proverb> |
تا پا روى دم سگ نگذارى گاز نمى گیرد . |
The poor fellow ( guy ) is restless. |
بیچاره قرار نمی گیرد ( ندارد ) |
nuclear equipoise |
گلوله اتمی که نبایستی مورداستفاده قرار گیرد |
point four |
رهبری این گونه ممالک را به دست گیرد |
advisee |
کسی که از مشاور در مدرسه یا دانشگاه کمک می گیرد |
What is worth doing is worth doing well . <proverb> |
کارى ارزش دارد که خوب انجام گیرد . |
trainbearer |
کسیکه دنباله لباس دیگری رامی گیرد |
Barking dogs seldom bite. <proverb> |
سگى که پارس مى کند بندرت گاز مى گیرد. |
He is a corrupt official . |
مأمور فاسدی است ( رشوه می گیرد وغیره ) |
He is giving her French lessons in exchange for English lessons |
به اودرس فرانسه می دهد ودرعوض انگیسی می گیرد |
object ball |
گویی که با گوی اصلی بیلیاردمورد ضربت قرار می گیرد |
dioptometer |
اسبابی که قدرت تطابق وانکسار چشم را اندازه می گیرد |
cpi |
تعداد حروف چاپ شده که در فضای یک اینچ جا می گیرد |
dutiable goods |
کالایی که حقوق گمرکی یاعوارض دیگربدان تعلق می گیرد |
Gothic Revival |
[پله های کوتاهی که یکی از آن بالای دیگری قرار می گیرد.] |
hydrolyte |
جسم یا مادهای که تحت تاثیر تجزیه بوسیله اب قرار گیرد |
gradine |
[پله های کوتاهی که یکی از آن بالای دیگری قرار می گیرد.] |
fly wheel |
چرخ دندانه داروزینی که روی محور دواری قرار می گیرد |
sprocket |
چرخ دندانه دار که سوراخ شده یا پیاپی قرار می گیرد |
jibstay |
قسمت فوقانی تیر که بادبان یک گوشه روی ان قرار می گیرد |
shooting line |
خط موازی هدف که پای کمانگیران در تیراندازی روی ان قرارمی گیرد |
sprocket wheel |
چرخ دندانه دار که سوراخ شده یا پیاپی قرار می گیرد |
nonoverlap processing |
نوشتن و پردازش داخلی فقط در یک اسلوب سری صورت می گیرد |
He always works best under pressure . |
اگر تحت فشار قرار گیرد ؟خوب کارمی کند |
spot ball |
گویی که از نقطه معین هدف ضربه با گوی اصلی بیلیاردقرار می گیرد |
teleinformatic services |
هر وسیلهای مثل تلکس , رونوشت که از ارتباطات راه دور سرویس می گیرد |
crankum |
دیواره ی باغ [که معمولا در یک ردیف هم تراز از شرق تا غرب قرار می گیرد.] |
telesoftware |
نرم افزاری که سرویس را از داده تصویری یا متن راه دور می گیرد |
letter de chancellerie |
نامهای است که در مناسبات مهم جهانی مورد استفاده قرار می گیرد |
crinkum |
دیواره ی باغ [که معمولا در یک ردیف هم تراز از شرق تا غرب قرار می گیرد.] |
defensive computing |
روش برنامه سازی که همه نوع خطای ممکن را در نظر می گیرد |
crankle |
دیواره ی باغ [که معمولا در یک ردیف هم تراز از شرق تا غرب قرار می گیرد.] |
Crinkle |
دیواره ی باغ [که معمولا در یک ردیف هم تراز از شرق تا غرب قرار می گیرد.] |
penny a liner |
کسیکه مقالات ارزان برای روزنامه می فرستد و ازروی سطر شماری پول می گیرد |
push down list |
لیستی که از پایین به بالانوشته میشود به نحوی که هر ورودی جدید بالای لیست قرار می گیرد |
intercharacter spacing |
خصوصیت کلمه پرداز که حاوی فضاهای متغیر بین کلمات است تا خط در وسط قرار گیرد |
cane pattern |
طرح بندی که بصورت تکرار نقوش با نواری نازک به شکل بند کل متن را فرا می گیرد |
push up stack |
سیستم صف ذخیره سازی موقت که آخرین موضوع اضافه شده در انتهای لیست فرار می گیرد |
terminator |
ثباتی که در آخرین وسیله SCSI قرار می گیرد در یک زنجیره و باعث ایجاد جریان اکتریکی میشود |
cycle stealing |
ناتوان سازد و پس ازان حافظه داخلی کامپیوتر دراختیار دستگاه قرار گیرد چرخه دزدی |
pingpong |
جایگرینی دو یا چند دستگاه ذخیره بنحوی که که پردازش بتواند روی یک مجموعه فایل انتهایی صورت گیرد |
destructive addition |
عمل جمع که در آن نتیجه روی یکی از عملوندها نوشته میشود یعنی دوباره نویسی صورت می گیرد |
thermate |
نوعی ماده اتشزاست که در گلولههای اتشزا مورد استفاده قرار می گیرد و معمولا مخلوط اکسیداهن و الومینیم میباشد |
straddle trench |
خندق یا نوعی سنگر عمیق خطی کوتاه که معمولا برای تهیه مستراح اردوگاهی مورد استفاده قرار می گیرد |
verbal note |
شود مورد استفاده قرار می گیرد و گاهی نیز برای ان که خلاصهای از مذاکرات شفاهی در دست باشد تنظیم می گردد |
reentrant subroutine |
زیرروالی که فقط یک نسخه ازان در حافظه اصلی قرار می گیرد و تگسط چندین برنامه دیگر به طور مشترک استفاده میشود |
rediscount rate |
نرخ بهره در مورد وامی که بانک تجارتی از بانک مرکزی می گیرد |
least significant bit |
رقم دودویی در سمت راست یک کلمه که کمترین توان کلمه را می گیرد. |
straight "A " student |
دانش آموزی [دانش جویی] که همیشه همه درسها را ۲۰ می گیرد |
A friend in need is a friend indeed.. <proverb> |
دوست آن باشد که گیرد دست دوست,در پریشان یالى و درماندگى. |
write enable ring |
حلقه پلاستیکی که باید قبل ازضبط اطلاعات روی حلقه نوارقرار گیرد |
sumptuary law |
قانونی که با منع استفاده از بعضی اموال مصرفی جلو مخارج مصرفی زیاد را می گیرد |
transient target |
هدف موقت هدف درحال حرکتی که مدت کمی در میدان دید قرار می گیرد |
filed |
زمینه اصلی فرش [که عموما تا قسمت حاشیه ادامه یافته و در بعضی از فرش ها کل بافت را در بر می گیرد.] |
tentering |
دار کشی [میخ کشی ] [اینکار برای اصلاح کجی یا سره فرش صورت می گیرد.] |
home row |
ردیفی از کلیدها روی صفحه کلید که انگشتان شخص درحالت عادی روی انها قرارمی گیرد |
He is restless. He cant keep stI'll. |
آرام نمی گیرد (یک جابد نمی شود ) |
truckle bed |
تختواب کوتاهی که زیر تختواب دیگرقرار گیرد |
Tekke motife |
نگاره تکه [این نقش در فرش های ترکمن چه در ایران و چه در ترکمنستان مورد استفاده قرار می گیرد و بصورت هشت ضلعی کنگره ای می باشد.] |
Thanks for calling back. |
با تشکر برای تماس. [به کسی گفته میشود که فرد تلفن خود را جواب نداده و بعدا دوباره تماس می گیرد.] |
tanner |
[پوست اصلاح شده توسط دباغ که گاه حاشیه فرش ها و یا در پشت فرش یا چرمسازی مورد استفاده قرار می گیرد.] |
conservation [darn] |
مرمت و رفوگری فرش که بیشتر بصورت عمل مکانیکی بوده و جهت جلوگیری از پیشرفت خرابیو اصلاح نسبی خسارت وارد شده صورت می گیرد |
arabesque [Eslimi] |
طرح اسلیمی [الهام گرفته شده از شاخک ها و پیچک های درخت مو که کل متن را به همراه نگاره های دیگر فرا می گیرد.] |
hex-column |
طرح ستونی شش وجهی [طرح سه ترنجی که بیشتر در قراچه آذربایجان و شیروان قفقاز بافته شده و متن اصلی آن را سه ترنج شش گوش در بر می گیرد.] |
tenant right |
حقی است که درانقضای مهلت مقرر بابت تغییراتی که مستاجر در عین مستاجره داده و انتفاع ازانها ناتمام مانده است به وی تعلق می گیرد |
chain stitch |
گره یا کوک زنجیره ای جهت جلوگیری از باز شدن گلیم بافت و تزیین و یا کناره بافی و شیرازه بافی مورد استفاده قرار می گیرد |
hard sectoring |
می دیسک که هر شیار به سکتورهایی تقسیم میشود و گاهی توسط مجموعهای نقاط پانچ شده اطراف hub مرکزی صورت می گیرد که هر سوراخ شروع سکتور ران نشان میدهد |
fanfold |
یک قسمت به یک جهت قسمت دیگر در جهت مخالف تا کاغذ به طور مناسب در چاپگر قرار گیرد |
In at one ear and out at the other. <proverb> |
از یک گوش مى گیرد ,از یک گوش در مى کند. |
task unit |
نیروی واگذار کننده ماموریت دریایی یکان یا بخشی ازگروه ماموریت دریایی که زیر امر فرمانده گروه قرارمی گیرد |
sinuous weft |
نخ پود زیر [این نخ چون معمولا نازکتر است در موقع پودگذاری بین تارها، حالت موجی یا سینوسی به خود می گیرد لذا به این اسم نیز نامیده می شود.] |
flatbed |
وسیلهای با شیشه مسط ح که کار هنری روی آن قرار می گیرد نوک اسکن زیر شیشه حرکت میکند و تصویر را به فایل گرافیکی تبدیل میکند |
lattice design |
طرح شبکه ای [این طرح بصورت قرینه و تکرار کل متن فرش را در بر می گیرد و از اشکال شش وجهی، نه وجهی، مربع شکل و طاق رومی برای بدنه گل ها استفاده می کند.] |
Miri design |
طرح بته میری [طرح بته جقه] [این طرح که جلوه ای از درخت سرو را نشان می دهد بصورت ردیف های تکراری و قرینه کل فرش را در بر می گیرد.] |
reed |
شانه [وسیله ای که جهت کوبیدن و محکم کردن نخ پود در چله استفاده می شود و بیشتر در دارهای مکانیکی مورد استفاده قرار می گیرد. اندازه اینگونه شانه به پهنای عرض بافت است.] |
toner |
که در چاگر لیزری استفاده میشود. تونر با بر الکتریکی روی کاغذ منتقل میشود و سپس با نوک آن به طور موقت روی کاغذ قرار می گیرد |
log wood |
درخت بقم [در بافت این گیاه ماده رنگینی بنام هماتوکسیلین وجود دارد که برای ساخت رنگینه های قرمز، بنفش، آب و خاکستری مورد استفاده قرار می گیرد و برای الیاف پشم و ابریشم مناسب است.] |
reserve price |
قیمت پنهانی [در حراجی های فرش و در بازارهای خارج استفاده می شود یعنی صاحب فرش، یک قیمت حداقل در نظر می گیرد و اگر در مزایده قیمت پیشنهادی از آن پایین تر باشد، از فروش امتناع می کند.] |
star design |
طرح ستاره ای شکل [این طرح به گونه های مختلف در فرش های مناطق مختلف مورد استفاده قرار می گیرد. گاه بصورت ترنج و گاه بصورت تزئین در متن.] |
spectrophotometry |
اسپکتروفتومتر [در این روش با تجزیه رنگ ها و مقایسه آن نمونه های مرجع، نوع رنگینه بکار رفته مشخص می شود. این روش خصوصا در تجزیه رنگ های فرش های قدیمی و شناخت رنگینه های آن مورد استفاده قرار می گیرد.] |