Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (38 milliseconds)
English
Persian
jingle
جرنگ جرنگ کردن طنین زنگ ایجاد کردن جرنگیدن
jingled
جرنگ جرنگ کردن طنین زنگ ایجاد کردن جرنگیدن
jingles
جرنگ جرنگ کردن طنین زنگ ایجاد کردن جرنگیدن
jingling
جرنگ جرنگ کردن طنین زنگ ایجاد کردن جرنگیدن
Other Matches
tinkled
صدای جرنگ صدای جرنگ جرنگ کردن طنین داشتن
tinkles
صدای جرنگ صدای جرنگ جرنگ کردن طنین داشتن
tinkle
صدای جرنگ صدای جرنگ جرنگ کردن طنین داشتن
tinkling
صدای جرنگ صدای جرنگ جرنگ کردن طنین داشتن
clangor
جرنگ جرنگ طنین ناقوس ها
clangour
جرنگ جرنگ طنین ناقوس ها
jingly
دارای صدای جرنگ جرنگ
clanging
صدای جرنگ جرنگ
clangs
صدای جرنگ جرنگ
clanged
صدای جرنگ جرنگ
clang
صدای جرنگ جرنگ
jingle
صدای جرنگ جرنگ
jingled
صدای جرنگ جرنگ
jingling
صدای جرنگ جرنگ
jingles
صدای جرنگ جرنگ
tinkling
جرنگ جرنگ
chink
جرنگ جرنگ
chinked
جرنگ جرنگ
tinkle
جرنگ جرنگ
chinking
جرنگ جرنگ
tinkles
جرنگ جرنگ
tintinnabulation
جرنگ جرنگ
tinkled
جرنگ جرنگ
chinks
جرنگ جرنگ
tinkly
جرنگ جرنگی
clings
صدای جرنگ
cling
صدای جرنگ
resonances
ایجاد طنین
resonance
ایجاد طنین
tinkled
دارای طنین کردن
tinkling
دارای طنین کردن
tinkle
دارای طنین کردن
tinkles
دارای طنین کردن
tolling
طنین موزون باصدای ناقوس یا زنگ اعلام کردن
tolls
طنین موزون باصدای ناقوس یا زنگ اعلام کردن
toll
طنین موزون باصدای ناقوس یا زنگ اعلام کردن
preclude
مانع جلو راه ایجاد کردن مسدود کردن
precluded
مانع جلو راه ایجاد کردن مسدود کردن
precludes
مانع جلو راه ایجاد کردن مسدود کردن
precluding
مانع جلو راه ایجاد کردن مسدود کردن
yowls
صداهای ناهنجار ایجاد کردن ناله و شیون کردن
yowl
صداهای ناهنجار ایجاد کردن ناله و شیون کردن
yowled
صداهای ناهنجار ایجاد کردن ناله و شیون کردن
yowling
صداهای ناهنجار ایجاد کردن ناله و شیون کردن
deluged
غرق کردن طوفان ایجاد کردن
deluges
غرق کردن طوفان ایجاد کردن
deluging
غرق کردن طوفان ایجاد کردن
deluge
غرق کردن طوفان ایجاد کردن
din
طنین بلند طنین افکندن
counter shed
پودکشی
[عمل رد کردن پود بین تارها که در آن با ضربی کردن تارها، فضای خالی ایجاد می شود.]
create
ایجاد کردن
engendered
ایجاد کردن
engendering
ایجاد کردن
creating
ایجاد کردن
engenders
ایجاد کردن
engender
ایجاد کردن
creates
ایجاد کردن
develop
ایجاد کردن
develops
ایجاد کردن
screeching
ایجاد کردن
screeches
ایجاد کردن
screech
ایجاد کردن
screeched
ایجاد کردن
reflectorize
ایجاد انعکاس کردن
breaches
ایجاد شکاف کردن
put out
منتشرساختن ایجاد کردن
constructs
ایجاد کردن ساخت
To set(create,establish)a precedent.
ایجاد سابقه کردن
reflating
تورم ایجاد کردن
constructing
ایجاد کردن ساخت
tide
جزرومد ایجاد کردن
obstructs
ایجاد مانع کردن
breached
ایجاد شکاف کردن
breach
ایجاد شکاف کردن
reflecterize
ایجاد انعکاس کردن
obstruct
ایجاد مانع کردن
tempest
توفان ایجاد کردن
obstructed
ایجاد مانع کردن
reflate
تورم ایجاد کردن
obstructing
ایجاد مانع کردن
tempests
توفان ایجاد کردن
reflates
تورم ایجاد کردن
canalize
ایجاد ابراه کردن
constructed
ایجاد کردن ساخت
discomfit
ایجاد اشکال کردن
mushroomed
بسرعت ایجاد کردن
mushrooming
بسرعت ایجاد کردن
set off
<idiom>
بالانس ایجاد کردن
reflated
تورم ایجاد کردن
mushroom
بسرعت ایجاد کردن
inbreed
از یک نژاد ایجاد کردن
discomfits
ایجاد اشکال کردن
mushrooms
بسرعت ایجاد کردن
punched
سوراخ ایجاد کردن
discomfited
ایجاد اشکال کردن
punches
سوراخ ایجاد کردن
punch
سوراخ ایجاد کردن
construct
ایجاد کردن ساخت
discomfiting
ایجاد اشکال کردن
beget
بوجود اوردن ایجاد کردن
revolutionized
در کشور ایجاد شورش کردن
leave a bad taste in one's mouth
<idiom>
حس تنفر وانزجار ایجاد کردن
begetting
بوجود اوردن ایجاد کردن
wham
باتصادم ایجاد صدا کردن
delaying
خیری ایجاد کردن در چیزی
clunks
این صدا را ایجاد کردن
procreant
وابسته به ایجاد کردن یا زادن
clunk
این صدا را ایجاد کردن
delays
خیری ایجاد کردن در چیزی
delay
خیری ایجاد کردن در چیزی
work out
در اثرزحمت وکار ایجاد کردن
knock about
سرو صدا ایجاد کردن
revolutionizing
در کشور ایجاد شورش کردن
screak
صدای گوشخراش ایجاد کردن
begets
بوجود اوردن ایجاد کردن
obsessed
ایجاد عقده روحی کردن
obsesses
ایجاد عقده روحی کردن
revolutionizes
در کشور ایجاد شورش کردن
revolutionize
در کشور ایجاد شورش کردن
revolutionising
در کشور ایجاد شورش کردن
obsess
ایجاد عقده روحی کردن
revolutionised
در کشور ایجاد شورش کردن
screeck
صدای گوشخراش ایجاد کردن
revolutionises
در کشور ایجاد شورش کردن
obsessing
ایجاد عقده روحی کردن
ting
طنین طنین انداختن
nettles
ایجاد بی صبری و عصبانیت کردن برانگیختن
speech
صحبت کردن یا ایجاد کلمات با صدا
twitter
صداهای مسلسل ومتناوب ایجاد کردن
whish
: صدای حرف "سین " ایجاد کردن
blows
در اثر دمیدن ایجاد صدا کردن
nettle
ایجاد بی صبری و عصبانیت کردن برانگیختن
blow
در اثر دمیدن ایجاد صدا کردن
strangulate
خفقان ایجاد کردن گلو را فشردن
stave
شبیه لوله ایجاد سوراخ کردن
vesiculate
حفره ایجاد کردن ابدانک دارکردن
speeches
صحبت کردن یا ایجاد کلمات با صدا
loophole
سوراخ دیده بانی ایجاد کردن
loopholes
سوراخ دیده بانی ایجاد کردن
plash
صدای چلپ چلوپ ایجاد کردن
twittered
صداهای مسلسل ومتناوب ایجاد کردن
twittering
صداهای مسلسل ومتناوب ایجاد کردن
twitters
صداهای مسلسل ومتناوب ایجاد کردن
stipple
با نقطه سایه زدن یانقشی ایجاد کردن
calenture
تب نواحی حاره که دراثرگرمازدگی ایجاد میشود تب کردن
poop
قسمت بلند عقب کشتی صدای بوق ایجاد کردن
poops
قسمت بلند عقب کشتی صدای بوق ایجاد کردن
documented
ایجاد فایل جدید به ترکیب کردن دو یا چند بخش یا متن کامل
documenting
ایجاد فایل جدید به ترکیب کردن دو یا چند بخش یا متن کامل
document
ایجاد فایل جدید به ترکیب کردن دو یا چند بخش یا متن کامل
to upset the applecart
<idiom>
مشکل ایجاد کردن بویژه با بهم زدن برنامه کسی
[اصطلاح مجازی]
lifted
بالا بردن انگشت و رها کردن گوی بولینگ برای ایجاد پیچ
lifts
بالا بردن انگشت و رها کردن گوی بولینگ برای ایجاد پیچ
lift
بالا بردن انگشت و رها کردن گوی بولینگ برای ایجاد پیچ
lifting
بالا بردن انگشت و رها کردن گوی بولینگ برای ایجاد پیچ
echo check
بررسی صحت عملیات ارسال اطلاعات که در ان اطلاعات دریافت شده به منبع اصلی برگشت داده شده و با اطلاعات اصلی مقایسه میشودمقابله به کمک طنین بررسی طنین
dithers
ایجاد منحنی یا خط ی که با اضافه کردن آن به پیکسلهای تشکیل دهنده تصویر نرم تر به نظر می رسند
dither
ایجاد منحنی یا خط ی که با اضافه کردن آن به پیکسلهای تشکیل دهنده تصویر نرم تر به نظر می رسند
thermal transfer
روش چاپ که در آن رنگها با ذوب کردن واکس رنگی روی کاغذ ایجاد میشود
thermal wax transfer printer
روش چاپ که در آن رنگها با ذوب کردن واکس رنگی روی کاغذ ایجاد میشود
thermal wax
روش چاپ که در آن رنگها با ذوب کردن واکس رنگی روی کاغذ ایجاد میشود
dithered
ایجاد منحنی یا خط ی که با اضافه کردن آن به پیکسلهای تشکیل دهنده تصویر نرم تر به نظر می رسند
AT command set
مجموعهای استاندارد از دستورات برای کنترل کردن یک مودم که توسط Hayes Coprotion ایجاد شده است
algebra
ساده کردن و تغییر دادن توابع منط قی بر پایه عبارت درست و نادرست ایجاد شده اند
smoke test
بررسی تصادفی برای اینکه ماشین باید در صورتی که هنگام روشن کردن دود ایجاد نشود کار کند
piracy
کپی از چیز تازه ایجاد شده یا کپی کردن کارها
ActiveX
سیستمی که توسط ماکروسافت ایجاد شده برای ایجاد و توزیع برنامههای کوچک
perforation
عمل سوراخ کردن ایجاد سوراخ
documented
عمل اسکن کردن متنهای کاغذی برای ایجاد OLR روی محتوای آن و ذخیره سازی آن روی دیسک به طوری که قابل جستجو باشد
documenting
عمل اسکن کردن متنهای کاغذی برای ایجاد OLR روی محتوای آن و ذخیره سازی آن روی دیسک به طوری که قابل جستجو باشد
serviced
شرکتی که سرویس خاص مانند خارج کردن فایلهای DTP به مجموعههای تایپ , تبدیل فایلها یا ایجاد اسلاید از فایلهای گرافیکی را بر عهده دارد
document
عمل اسکن کردن متنهای کاغذی برای ایجاد OLR روی محتوای آن و ذخیره سازی آن روی دیسک به طوری که قابل جستجو باشد
service
شرکتی که سرویس خاص مانند خارج کردن فایلهای DTP به مجموعههای تایپ , تبدیل فایلها یا ایجاد اسلاید از فایلهای گرافیکی را بر عهده دارد
graphics
پیش نویس توابعی که دستورات گرافیکی استاندارد ایجاد میکنند مثل رسم خط و... که از طریق برنامه قابل صدا کردن هستند تا نوشتن برنامه را ساده کنند
to let somebody treat you like a doormat
<idiom>
با کسی خیلی بد رفتار کردن
[اصطلاح]
[ مثال تحقیر کردن بی محلی کردن قلدری کردن]
unmew
رها کردن ازاد کردن ول کردن مرخص کردن بخشودن صرف نظر کرن
echoed
طنین
reverberations
طنین
sonance
طنین
noises
طنین
soundest
طنین
echoing
طنین
sounds
طنین
reverberation
طنین
echo
طنین
echoes
طنین
timbre
طنین
tingle
طنین
sound
طنین
noise
طنین
sounded
طنین
tingles
طنین
tingled
طنین
tingling
طنین
deletion
روشی برای دوباره ایجاد کردن فایلهای حذف شده وقتی فایلی حذف میشود سکتورهای دیسک نگهداری می شوند چون ممکن است حذف با اشتباه صورت گرفته باشد
echoes
طنین صدا
thirl
لرزش طنین
echo suppressor
طنین زدا
echoing
طنین صدا
pealing
طنین متناوب
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com