English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 219 (3 milliseconds)
English Persian
concentric running حرکت دورانی
concentricity حرکت دورانی
turning movement حرکت دورانی
Search result with all words
circulation حرکت دورانی سیال دراطراف یک جسم یا نقطه
circulations حرکت دورانی سیال دراطراف یک جسم یا نقطه
evolution چرخش حرکت دورانی
coffee grinder حرکت دورانی یک پای ژیمناست با دو دست روی زمین
coffee grinders حرکت دورانی یک پای ژیمناست با دو دست روی زمین
tape وسیله تبدیل حرکت دورانی به حرکت خطی
taped وسیله تبدیل حرکت دورانی به حرکت خطی
tapes وسیله تبدیل حرکت دورانی به حرکت خطی
rock حرکت دورانی بال به دور بدنه
rocked حرکت دورانی بال به دور بدنه
rocks حرکت دورانی بال به دور بدنه
concentricity test ازمایش حرکت دورانی
expansion bearing تکیه گاهی که موجب حرکت طولی یا دورانی میشود
kelly قطعهای از لوله حفاری که باعث میشود علاوه برحرکت دورانی مته در جهت عمود نیز حرکت نماید
vertical envelopement حرکت دورانی قائم
vortex flow جریان سیال با حرکت ترتیبی دورانی و انتقالی
Other Matches
differential ailerons ارتباط شهپرها به قسمتی که زاویه حرکت شهپری که به طرف بالا حرکت میکند اززاویه شهپر دیگر که بطرف پایین حرکت میکند بیشتر است
mawashi دورانی
dollyo دورانی
vertiginous دورانی
rotary دورانی
out flanking دورانی
circular frequency تکرار دورانی
rotary pump پمپ دورانی
rotary drilling حفاری دورانی
revolution سرعت دورانی
dollyo chagi ضربه دورانی پا
mawashi geri ضربه دورانی پا
cyclic pitch گام دورانی
rotation flow شارش دورانی
cyclical budget بودجه دورانی
cyclical unemployment بیکاری دورانی
rotary switch کلید دورانی
turning movement احاطه دورانی
revolutions سرعت دورانی
revolving گردنده دورانی
centrifugal pump پمپ دورانی
rotational inertia لختی دورانی
eyre گردش دورانی
diode lamp دیود دورانی
rotational چرخشی دورانی
encirclement احاطه دورانی
turbo compressor کمپرسور دورانی
rotation inertia لختی دورانی
moom dolly chagi ضربه پا به عکس دورانی
kwon toul chigi ضربه مشت دورانی
gyratory crusher سنگ شکن دورانی
gyratory breaker سنگ شکن دورانی
circular flow of income گردش دورانی درامد
moom dollyo bandea dollyo chagi ضربه پا برعکس دورانی
circular dischroism دو رنگ نمایی دورانی
cyclic pitch control کنترل گام دورانی
semi roller پرتاب دورانی گوی بولینگ
cycle :بصورت دورانی فاهر شدن
cycles :بصورت دورانی فاهر شدن
cycled :بصورت دورانی فاهر شدن
semi spinner پرتاب دورانی گوی بولینگ
screwing حرکات دورانی یخهای دریایی
rotaglider گلایدرهایی که دارای بالهای دورانی ازاد هستند
gear ratio نسبت سرعتهای دورانی محورهای ورودی و خروجی یک جعبه دنده
blast hole drill مته دورانی که با هوای فشرده خورده سنگها را ازسوراخ خارج میکند
waves حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
waving حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
wave حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
waved حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
feints فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
feinting فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
feinted فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
feint فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
mouse نرخ حرکت نشانه گر در صفحه نمایش در مقایسه با مسافتی که شما mouse رد حرکت می دهید
mouses نرخ حرکت نشانه گر در صفحه نمایش در مقایسه با مسافتی که شما mouse رد حرکت می دهید
route order ترتیب حرکت در روی جاده حرکت به ستون راه
trackball وسیلهای برای حرکت نشانه گر روی صفحه که با حرکت دادن توپ موجود در محفظه کنترل می شوند
cruises سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
stroke حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
stroking حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
fish tailing حرکت نوسانی یا تاب [تریلر در حال حرکت]
cruise سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
stroked حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
move off the ball حرکت سریع از نقطه معین پس از حرکت توپ
strokes حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
cruising سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
cruised سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
compound motion حرکت صلیبی حرکت عرضی و طولی
transferring حرکت سمتی لوله حرکت درسمت
transfers حرکت سمتی لوله حرکت درسمت
counter clockwise حرکت عکس حرکت عقربههای ساعت
transfer حرکت سمتی لوله حرکت درسمت
aberration جابجائی زاویه ای فاهری در جهت حرکت نافر که نتیجه ترکیب سرعت حرکت نافر و سیر نورمیباشد
drags حرکت دادن mouse هنگام پایین نگهداشتن دکمه برای حرکت دادن یک تصویر یا نشانه روی صفحه
dragged حرکت دادن mouse هنگام پایین نگهداشتن دکمه برای حرکت دادن یک تصویر یا نشانه روی صفحه
drag حرکت دادن mouse هنگام پایین نگهداشتن دکمه برای حرکت دادن یک تصویر یا نشانه روی صفحه
mouse وسیله نشانه گر که با حرکت دادن آنرا روی سطح مسط ح کار میکند. و با حرکت دادن آن
mouses وسیله نشانه گر که با حرکت دادن آنرا روی سطح مسط ح کار میکند. و با حرکت دادن آن
relative که حرکت نشانه گرروی صفحه نمایش مربوط مربوط به حرکت وسیله ورودی است
momentum سرعت حرکت شتاب حرکت
angle of depression میدان حرکت لوله توپ در زیرافق زاویه حرکت زیر افق لوله
moving havens مناطق ازاد از نظر حرکت زیردریاییها مناطق امن حرکت دریایی
skull حرکت دادن پارو یا دست در اب حرکت دادن قایق بجلو یا عقب
skulls حرکت دادن پارو یا دست در اب حرکت دادن قایق بجلو یا عقب
travelling overwatch راهپیمایی با پوشش حرکت راهپیمایی با استفاده ازمراقبت حرکت با اتش
node ابتدا یا انتهای مسیر حرکت مقاطع مسیر حرکت
bounding overwatch حرکت خیز به خیز با پوشش حرکت با اتش و مانور
nodes ابتدا یا انتهای مسیر حرکت مقاطع مسیر حرکت
quadrature encoding سیستمی که جهت حرکت mouse را مشخص میکند. در یک mouse مکانیکی , دو احساس WS و سیگنال حرکت عمودی و افقی آنرا تشخیص می دهند. با این روش این سیگنالها ارسال می شوند
stabile بدون حرکت بی حرکت
aerodynamics مبحث حرکت گازها و هوا علم مربوط به حرکت اجسام در گازها و هوا
angular momentum اندازه حرکت زاویهای گشتاور اندازه حرکت
rate of march سرعت حرکت اهنگ حرکت اهنگ راهپیمایی
moment of momentum اندازه حرکت زاویهای گشتاور اندازه حرکت
convoy schedule برنامه کلی حرکت ستون دریایی برنامه حرکت کاروان دریایی
raster سیستم اسکن کردن تمام صفحه نمایش CRT تمام صفحه , پیش نمایش CRT با یک اشعه تصویر با حرکت افقی روی آن و حرکت به پایین در انتهای هر خط
hamilton's equations of motion معادلات هامیلتونی حرکت معادلات حرکت هامیلتونی معادلات بندادی حرکت
k day روز حرکت کاروان دریایی روز شروع حرکت کاروان
move on ازجای خود حرکت دادن ازجای خود حرکت کردن
convoy route مسیر حرکت ستون دریایی مسیر حرکت کاروان دریایی
power traverse مکانیسم حرکت سمت برقی دستگاه برقی حرکت سمت
departure حرکت
progressing حرکت
inert بی حرکت
maneuver حرکت
moved حرکت
traversing حرکت
ambulation حرکت
progresses حرکت
progressed حرکت
motioning حرکت
progress حرکت
move حرکت
agoing در حرکت
motioned حرکت
departures حرکت
vapid بی حرکت
haviour حرکت
shifts حرکت
shifted حرکت
shift حرکت
demeanour حرکت
demeanor حرکت
running در حرکت
geste حرکت
behaviour حرکت
travels حرکت
gest حرکت
stationary بی حرکت
traverse حرکت
traveled حرکت
traversed حرکت
agog در حرکت
afloat در حرکت
stock-still بی حرکت
motion حرکت
as you were حرکت از نو
moves حرکت
behavior حرکت
moveless بی حرکت
frozen بی حرکت
motionless بی حرکت
behaviuor حرکت
traverses حرکت
travel حرکت
hold still <idiom> بی حرکت
scrolling حرکت
circulations حرکت
circulation حرکت
stir حرکت
stirred حرکت
stirrings حرکت
square move حرکت
vowel point حرکت
animal حس و حرکت
animals حس و حرکت
locomotion حرکت
animations حرکت
stock still بی حرکت
stirabout حرکت
animation حرکت
statist بی حرکت
stirs حرکت
stiller بی حرکت
immobile بی حرکت
still بی حرکت
motions حرکت
sedentary بی حرکت
oi در حرکت
gesture حرکت
gestured حرکت
gesturing حرکت
otiose بی حرکت
on the move در حرکت
patting بی حرکت
stills بی حرکت
movement حرکت
patted بی حرکت
pats بی حرکت
pat بی حرکت
stillest بی حرکت
dynamics مکانیک حرکت
mobile قابل حرکت
trends مسیر حرکت
trend مسیر حرکت
slack گیر در حرکت
sail حرکت کردن
translations حرکت انتقالی
silences ایست بی حرکت
translation حرکت انتقالی
silencing ایست بی حرکت
mobiles قابل حرکت
silenced ایست بی حرکت
slackest گیر در حرکت
slacks گیر در حرکت
administrative movement حرکت اداری
bobs حرکت تندوسریع
bobbing حرکت تندوسریع
bob حرکت تندوسریع
movement حرکت دادن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com