Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (13 milliseconds)
English
Persian
sneak
حرکت پنهانی
sneaked
حرکت پنهانی
sneaks
حرکت پنهانی
Other Matches
differential ailerons
ارتباط شهپرها به قسمتی که زاویه حرکت شهپری که به طرف بالا حرکت میکند اززاویه شهپر دیگر که بطرف پایین حرکت میکند بیشتر است
latently
به پنهانی
furtiveness
پنهانی
concealed
پنهانی
hiding
پنهانی
taking refuge
پنهانی
cryptographic
پنهانی
deliescence
پنهانی
hugger mugger
پنهانی
hideousness
پنهانی
occultness
پنهانی
hidings
پنهانی
covert
پنهانی
under hand
درنهان به پنهانی
potential
نهانی پنهانی
cryptogram
پیام پنهانی
encryption
پنهانی کردن
privacy
پوشیدگی پنهانی
abditory
انبار پنهانی
cache memory
حافظه پنهانی
latency
مرحله پنهانی
latency
پنهانی ناپیدایی
covert operations
عملیات پنهانی
clandestine
سازمان پنهانی
to be in cahoots with somebody
[ to connive with somebody]
[to make common cause with somebody]
<idiom>
همدستی پنهانی با کسی
encryption algorithm
الگوریتم پنهانی کردن
autotelic
دارای عزم پنهانی
secrecy
پنهانی بودن سریت
undercurrent
عمل پنهانی زیر موج
undercurrents
عمل پنهانی زیر موج
to decamp
با عجله و پنهانی
[جایی را]
ترک کردن
tamper
مذاکرات پنهانی وزیر جلی داشتن
to skive off early
[British English]
با عجله و پنهانی
[جایی را]
ترک کردن
escape line
مسیر نجات پرسنل درگیر در عملیات پنهانی وچریکی
bugged
اطاق یا شیئی که حاوی یک وسیله استراق سمع پنهانی باشد
waving
حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
waves
حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
waved
حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
wave
حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
feinting
فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
feints
فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
feint
فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
feinted
فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
mouse
نرخ حرکت نشانه گر در صفحه نمایش در مقایسه با مسافتی که شما mouse رد حرکت می دهید
mouses
نرخ حرکت نشانه گر در صفحه نمایش در مقایسه با مسافتی که شما mouse رد حرکت می دهید
route order
ترتیب حرکت در روی جاده حرکت به ستون راه
trackball
وسیلهای برای حرکت نشانه گر روی صفحه که با حرکت دادن توپ موجود در محفظه کنترل می شوند
move off the ball
حرکت سریع از نقطه معین پس از حرکت توپ
cruising
سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
cruise
سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
cruises
سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
stroked
حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
cruised
سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
strokes
حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
fish tailing
حرکت نوسانی یا تاب
[تریلر در حال حرکت]
stroking
حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
taped
وسیله تبدیل حرکت دورانی به حرکت خطی
tape
وسیله تبدیل حرکت دورانی به حرکت خطی
tapes
وسیله تبدیل حرکت دورانی به حرکت خطی
stroke
حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
transfers
حرکت سمتی لوله حرکت درسمت
transfer
حرکت سمتی لوله حرکت درسمت
counter clockwise
حرکت عکس حرکت عقربههای ساعت
compound motion
حرکت صلیبی حرکت عرضی و طولی
transferring
حرکت سمتی لوله حرکت درسمت
ratline
عملیات عبور دادن مواد وپرسنل بطور پنهانی از مرزیا داخل داخل منطقه دشمن
aberration
جابجائی زاویه ای فاهری در جهت حرکت نافر که نتیجه ترکیب سرعت حرکت نافر و سیر نورمیباشد
drag
حرکت دادن mouse هنگام پایین نگهداشتن دکمه برای حرکت دادن یک تصویر یا نشانه روی صفحه
dragged
حرکت دادن mouse هنگام پایین نگهداشتن دکمه برای حرکت دادن یک تصویر یا نشانه روی صفحه
drags
حرکت دادن mouse هنگام پایین نگهداشتن دکمه برای حرکت دادن یک تصویر یا نشانه روی صفحه
mouses
وسیله نشانه گر که با حرکت دادن آنرا روی سطح مسط ح کار میکند. و با حرکت دادن آن
mouse
وسیله نشانه گر که با حرکت دادن آنرا روی سطح مسط ح کار میکند. و با حرکت دادن آن
relative
که حرکت نشانه گرروی صفحه نمایش مربوط مربوط به حرکت وسیله ورودی است
momentum
سرعت حرکت شتاب حرکت
angle of depression
میدان حرکت لوله توپ در زیرافق زاویه حرکت زیر افق لوله
skulls
حرکت دادن پارو یا دست در اب حرکت دادن قایق بجلو یا عقب
skull
حرکت دادن پارو یا دست در اب حرکت دادن قایق بجلو یا عقب
moving havens
مناطق ازاد از نظر حرکت زیردریاییها مناطق امن حرکت دریایی
to have a nibble
پنهانی تکه تکه
[کوچک]
خوردن
travelling overwatch
راهپیمایی با پوشش حرکت راهپیمایی با استفاده ازمراقبت حرکت با اتش
nodes
ابتدا یا انتهای مسیر حرکت مقاطع مسیر حرکت
bounding overwatch
حرکت خیز به خیز با پوشش حرکت با اتش و مانور
node
ابتدا یا انتهای مسیر حرکت مقاطع مسیر حرکت
quadrature encoding
سیستمی که جهت حرکت mouse را مشخص میکند. در یک mouse مکانیکی , دو احساس WS و سیگنال حرکت عمودی و افقی آنرا تشخیص می دهند. با این روش این سیگنالها ارسال می شوند
stabile
بدون حرکت بی حرکت
clandestine assembly area
منطقه تجمع قوای زیرزمینی منطقه تجمع نیروی پنهانی
aerodynamics
مبحث حرکت گازها و هوا علم مربوط به حرکت اجسام در گازها و هوا
angular momentum
اندازه حرکت زاویهای گشتاور اندازه حرکت
moment of momentum
اندازه حرکت زاویهای گشتاور اندازه حرکت
rate of march
سرعت حرکت اهنگ حرکت اهنگ راهپیمایی
clandestine
سازمان زیرزمینی نهضت زیرزمینی نهضت براندازی پنهانی
reserve price
قیمت پنهانی
[در حراجی های فرش و در بازارهای خارج استفاده می شود یعنی صاحب فرش، یک قیمت حداقل در نظر می گیرد و اگر در مزایده قیمت پیشنهادی از آن پایین تر باشد، از فروش امتناع می کند.]
convoy schedule
برنامه کلی حرکت ستون دریایی برنامه حرکت کاروان دریایی
raster
سیستم اسکن کردن تمام صفحه نمایش CRT تمام صفحه , پیش نمایش CRT با یک اشعه تصویر با حرکت افقی روی آن و حرکت به پایین در انتهای هر خط
hamilton's equations of motion
معادلات هامیلتونی حرکت معادلات حرکت هامیلتونی معادلات بندادی حرکت
move on
ازجای خود حرکت دادن ازجای خود حرکت کردن
power traverse
مکانیسم حرکت سمت برقی دستگاه برقی حرکت سمت
k day
روز حرکت کاروان دریایی روز شروع حرکت کاروان
convoy route
مسیر حرکت ستون دریایی مسیر حرکت کاروان دریایی
extends
فناوری حافظه که کارایی بهتری را فراهم میکند با قادر بودن برای یافتن و خواندن داده از محلی از حافظه در یک عمل نیز می توان آخرین قطعه داده را که پنهانی در حافظه ذخیره شده بود و آماده خواندن دوباره است ذخیره کند
extend
فناوری حافظه که کارایی بهتری را فراهم میکند با قادر بودن برای یافتن و خواندن داده از محلی از حافظه در یک عمل نیز می توان آخرین قطعه داده را که پنهانی در حافظه ذخیره شده بود و آماده خواندن دوباره است ذخیره کند
extending
فناوری حافظه که کارایی بهتری را فراهم میکند با قادر بودن برای یافتن و خواندن داده از محلی از حافظه در یک عمل نیز می توان آخرین قطعه داده را که پنهانی در حافظه ذخیره شده بود و آماده خواندن دوباره است ذخیره کند
haviour
حرکت
move
حرکت
stirabout
حرکت
travel
حرکت
stills
بی حرکت
geste
حرکت
behaviuor
حرکت
travels
حرکت
behaviour
حرکت
shifted
حرکت
behavior
حرکت
moved
حرکت
statist
بی حرکت
frozen
بی حرکت
shift
حرکت
demeanor
حرکت
traveled
حرکت
stock still
بی حرکت
stationary
بی حرکت
moveless
بی حرکت
stock-still
بی حرکت
vapid
بی حرکت
departures
حرکت
locomotion
حرکت
departure
حرکت
movement
حرکت
scrolling
حرکت
moves
حرکت
gest
حرکت
progress
حرکت
progressed
حرکت
shifts
حرکت
stillest
بی حرکت
still
بی حرکت
agog
در حرکت
afloat
در حرکت
immobile
بی حرکت
animations
حرکت
motionless
بی حرکت
animation
حرکت
progressing
حرکت
progresses
حرکت
ambulation
حرکت
traversed
حرکت
traverses
حرکت
motioning
حرکت
maneuver
حرکت
stir
حرکت
circulations
حرکت
circulation
حرکت
stirred
حرکت
traverse
حرکت
otiose
بی حرکت
motion
حرکت
inert
بی حرکت
motioned
حرکت
traversing
حرکت
demeanour
حرکت
on the move
در حرکت
patting
بی حرکت
animals
حس و حرکت
patted
بی حرکت
pats
بی حرکت
pat
بی حرکت
running
در حرکت
oi
در حرکت
sedentary
بی حرکت
vowel point
حرکت
agoing
در حرکت
stiller
بی حرکت
gesture
حرکت
gestured
حرکت
stirrings
حرکت
stirs
حرکت
hold still
<idiom>
بی حرکت
as you were
حرکت از نو
square move
حرکت
animal
حس و حرکت
gesturing
حرکت
motions
حرکت
skews
کج حرکت کردن
movement order
دستور حرکت
movement to contact
حرکت به تماس
movement response
پاسخ حرکت
lunge
حرکت لانژ
movement
حرکت دادن
downward movement
حرکت رو به پایین
movement credit
نوبت حرکت
skewing
کج حرکت کردن
kinematics
حرکت شناسی
kinephantom
حرکت خیالی
kinesiology
حرکت شناسی
larghetto
حرکت ملایم
get under way
حرکت کردن
braided
حرکت سریع
linear momentum
اندازه حرکت
linear movement
حرکت خطی
liner momentum
اندازه حرکت
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com