English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (13 milliseconds)
English Persian
salomon damper خفه کن دینامیکی برای بالانس میل لنگ و از بین بردن نیرهای نوسانی
Other Matches
dynamic lift برای دینامیکی
gust alleviation سیستم دینامیکی برای کاهش اثر تندبادهای قائم روی هواپیما
satyagraha اصطلاح ابداعی گاندی پیشوای نهضت ملی هند برای به کار بردن قدرت روحی به جای خشونت وشدت عمل برای وصول به اهداف سیاسی و اجتماعی
It's to take away. برای بردن است.
laughter مسابقه اسان برای بردن
pantechnicon van یکجوربارکش برای بردن اثاثیه
dynamical variable متغیر دینامیکی
dynamic strength مقاومت دینامیکی
regenetative braking ترمز دینامیکی
dynamic equilibrium تعادل دینامیکی
compandor رگولاتور دینامیکی
dynamic braking ترمز دینامیکی
dynamic factor ضریب دینامیکی
volume compressor محدودکننده دینامیکی
dynamic microphone میکروفون دینامیکی
dynamic pressure فشار دینامیکی
contract control کنترل دینامیکی
sinking line نخی برای فرو بردن زیر اب
serve گذراندن به سر بردن صودمند بودن برای
match point اخرین امتیاز برای بردن مسابقه
serves گذراندن به سر بردن صودمند بودن برای
match points اخرین امتیاز برای بردن مسابقه
importing بردن محصولات به کشوری برای فروش
imported بردن محصولات به کشوری برای فروش
laparotomy شکافتن شکم برای پی بردن به بیماری
import بردن محصولات به کشوری برای فروش
served گذراندن به سر بردن صودمند بودن برای
volume expander منبسط کننده دینامیکی
dynamic damper مستهلک کننده دینامیکی
dynamic expander بسط دهنده دینامیکی
polyonymy بکار بردن چند نام برای یک چیز
fin جلو و عقب بردن بازو در اب برای حرکت
fins جلو و عقب بردن بازو در اب برای حرکت
make something out <idiom> ازپیش بردن برای دیدن یا خواندن چیزی
polyonging بکار بردن چند نام برای یک چیز
tumbrel or bril ارابه دو چرخه برای بردن مهمات و ادوات
dipsey sinker نوعی وزنه برای فرو بردن قلاب ماهیگیری
rest and recuperation عقب بردن پرسنل برای استراحت و تجدید قوا
cool out راه بردن اسب برای خشک شدن عرق
herbicide عاملی که برای از بین بردن علف ها وگیاهان بکارمیرود
herbicides عاملی که برای از بین بردن علف ها وگیاهان بکارمیرود
to offshore something چیزی را [برای سود بیشتر] به خارج [از کشور] بردن [اقتصاد]
poise واحد ویسکوزیته دینامیکی درسیستم غیر متریک
mirror writing shadow reading کامپیوتر میزبان با دو دیسک فیزیکی برای بالا بردن سرعت دسترسی
lift بالا بردن انگشت و رها کردن گوی بولینگ برای ایجاد پیچ
lifted بالا بردن انگشت و رها کردن گوی بولینگ برای ایجاد پیچ
lifting بالا بردن انگشت و رها کردن گوی بولینگ برای ایجاد پیچ
lifts بالا بردن انگشت و رها کردن گوی بولینگ برای ایجاد پیچ
bombed out تابعی در برنامه برای ایجاد خرابی و از بین بردن داده در یک زمان مشخص
bombed تابعی در برنامه برای ایجاد خرابی و از بین بردن داده در یک زمان مشخص
bombs تابعی در برنامه برای ایجاد خرابی و از بین بردن داده در یک زمان مشخص
bomb تابعی در برنامه برای ایجاد خرابی و از بین بردن داده در یک زمان مشخص
handstands بالانس
swan support بالانس قو
handstand بالانس
swan balance بالانس قو
headstand بالانس سر
headstands بالانس سر
walking ring پیست بیضی شکل برای راه بردن و گرم کردن اسب پیش از مسابقه
long shot شانس کمی برای برنده شدن دارد نوعی شرط که احتمال بردن ان کم است
vacillatory نوسانی
oscillatory نوسانی
oscillating نوسانی
pendulous نوسانی
swingable نوسانی
swingy نوسانی
tiger balance بالانس ببر
frog balance بالانس قورباغهای
peach basket ویمیک بالانس
inverted cross بالانس صلیب
balances بالانس کردن
balance بالانس کردن
static balance بالانس ایستا
torsional ballance بالانس پیچشی
armstand dive بالانس برگشت
shoulder balance بالانس شانه
oscillating motion حرکت نوسانی
oscillating resistance مقاومت نوسانی
spheroidize گداختن نوسانی
pulsation welding جوشکاری نوسانی
recipocal milling فرزکاری نوسانی
undulation جنبش نوسانی
oscillating quantity کمیت نوسانی
oscillating lubricator روغن ده نوسانی
oscillating current جریان نوسانی
hand balance بالانس روی دست
moore 081 زیر بالانس
handstands بالانس روی دست
set off <idiom> بالانس ایجاد کردن
frog head balance بالانس قورباغهای روی سر
armstand dive شیرجه توام با بالانس
handstand بالانس روی دست
lateral and sway bracing حرکات جانبی و نوسانی
vacillation حرکت نوسانی دودلی
yawing انحراف نوسانی ناو
rocks تکان نوسانی دادن
rocked تکان نوسانی دادن
rock تکان نوسانی دادن
flails الت نوسانی هر چیزی
simple harmonic motion حرکت نوسانی ساده
oscillating sort مرتب کردن نوسانی
oscillating sort جور کردن نوسانی
izod pendulum hammer چکش نوسانی ایزود
flail الت نوسانی هر چیزی
flailed الت نوسانی هر چیزی
flailing الت نوسانی هر چیزی
forearm balance بالانس روی ساقهای دست
strelli غلت عقب بطرف بالانس
press-up از حالت زاویه به بالانس کشیدن
press-ups از حالت زاویه به بالانس کشیدن
press up از حالت زاویه به بالانس کشیدن
valdez پرت بالانس از حالت نشسته
undulaory موجی نوسانی موج نما
english hand balance بالانس ژیمناست روی چوب موازنه
wide arm handstand بالانس ژاپنی با دستهای فاصله دار
batten قاب نوسانی ماشین بافندگی قید
oscillator دستگاه تولید برق نوسانی دررادیو
battens قاب نوسانی ماشین بافندگی قید
candlesticks بالانس بایک شانه روی چوب موازنه
infrasonic دارای تواتر و نوسانی پایین تر از شنوایی بشر
reversals نیمی از سیکل نیروهایی که بصورت نوسانی وارد میشوند
reversal نیمی از سیکل نیروهایی که بصورت نوسانی وارد میشوند
boostrap operation عملکرد سیستم دینامیکی که دران سیکل اولیه به کمک نیرویا نیروهای خارجی شروع میشود ولی بدون ان ادامه مییابد
imbibing تحلیل بردن فرو بردن
imbibed تحلیل بردن فرو بردن
to push out پیش بردن جلو بردن
imbibes تحلیل بردن فرو بردن
imbibe تحلیل بردن فرو بردن
masochism لذت بردن از درد لذت بردن از جور وجفای معشوق یا معشوقه
tiger press حرکت از بالانس ساق دست به روی کف دست
fish tailing حرکت نوسانی یا تاب [تریلر در حال حرکت]
balances تراز کردن متعادل کردن بالانس
balance تراز کردن متعادل کردن بالانس
superheterodyne گیرنده رادیویی که در ان سیگنال دریافتی با فرکانس نوسانی موضعی به منظورایجاد فرکانس بینابین که سپس با مزیتهای متعددتقویت میشود ترکیب میگردد
kiosk فضایی در صفحه نمایش برای داده کاربر و کامپیوتر برای تامین اطلاعات کلی برای عموم
kiosks فضایی در صفحه نمایش برای داده کاربر و کامپیوتر برای تامین اطلاعات کلی برای عموم
badminton بازی انفرادی یا دو نفره در زمین به طول 04/31 متر و عرض 01/6متر برای دونفره و 81/5متر در 01/6 متر برای انفرادی و شامل سه گیم وهر گیم 51 امتیاز برای مردان و 11 امتیاز برای زنان
Beginner's All Purpose Symbolic Instruction Code زبان برنامه سازی مط ح بالا برای توسعه برنامه به صورت محاورهای برای ایجاد یک مقدمه ساده برای برنامه نویسی کامپیوتری
plug compatible دستگاه جانبی که نیازمند هیچ گونه تغییر رابط برای اتصال مستقیم به سیستم کامپیوتری یک سازنده دیگر نمیباشدهمساز برای اتصال سازگاری برای اتصال
microsoft بزرگترین طراحی و ناشر نرم افزار برای PC و Macintosh. ماکروسافت سیستم عامل را برای IBM PC سافت و پس برای ماکروسافت با مجموعهای از نرم افزارهای کاربردی
drive چنیدن درایو دیسک متصل بهم با یک کنترولی هوشمند که ازدرایوها برای ذخیره چندین کپی ازدادههای هر درایو برای اطمینان بیشتر تهیه می کنند یا بخش از هر داده روی هر درایو برای سرعت بیشتر
drives چنیدن درایو دیسک متصل بهم با یک کنترولی هوشمند که ازدرایوها برای ذخیره چندین کپی ازدادههای هر درایو برای اطمینان بیشتر تهیه می کنند یا بخش از هر داده روی هر درایو برای سرعت بیشتر
strategy طرح نقشه برای جنگ یا علم طراحی نقشه برای جنگ یاطرح نقشه برای نقل وانتقالات جنگی
strategies طرح نقشه برای جنگ یا علم طراحی نقشه برای جنگ یاطرح نقشه برای نقل وانتقالات جنگی
IrDA روش استاندارد برای انتقال اطلاعات از طریق اشعه نوری . برای انتقال اطلاعات در کامپیوترهای قابل حمل یا PDA به یک چاپگر یا صفحه تصویر. برای این منظور کامپیوتر و چاپگر باید پورت IrDA داشته باشند
infra red link روش استاندارد برای ارسال اطلاعات از اشعه نوری . که اغلب برای انتقال اطلاعات از کامپیوتر متحرک یا چاپگر یا صفحه نمایش به کار می رود. برای استفاده از ین خصوصیت کامپیوتر یا چاپگر باید پورت IrDA داشته باشد
recalls برگرداندن متن یا فایل از محل برای ذخیره سازی برای ویرایش
Ackerman's function تابع بازگشتی برای بررسی توانایی کامپیوتر برای اجرای بازگشت
recalled برگرداندن متن یا فایل از محل برای ذخیره سازی برای ویرایش
recall برگرداندن متن یا فایل از محل برای ذخیره سازی برای ویرایش
narratives یادداشتها یا دستورات اضافی برای کمک به کاربر برای اجرای سیستم
c استفاده از کامپیوتر برای کمک به دانش آموزان برای یادگیری یک موضوع
narrative یادداشتها یا دستورات اضافی برای کمک به کاربر برای اجرای سیستم
revenue tax مالیاتی که برای افزایش درامد کشور است نه برای تاثیردربازرگانی
iil دستگاه کنترل برای برای تولیدات صنعتی و سیستمهای کامپیوتر
permanent آنچه برای مدت طولانی یا برای همیشه باقی بماند
bins محلی برای کاغذهایی که باید آماده برای چاپ شوند
bin محلی برای کاغذهایی که باید آماده برای چاپ شوند
teacloths رومیزی برای میز چای دستمال برای خشکاندن فنجانها
teacloth رومیزی برای میز چای دستمال برای خشکاندن فنجانها
no show مسافری که جا برای خودمحفوظ کرده ولی برای سفرحاضر نمیشود
open سیستمی که چندین ایستگاه کاری آماده برای هر کس برای استفاده داشته باشد
liberal education اموزش و پرورشی که برای روشن کردن فکر باشد نه برای مقاصد پیشهای
bread and point سیب زمینی و نانش برای خوردن و بقیه اش برای نگاه کردن است
double استفاده از دو بافر یکی برای خواندن و دیگری در همان زمان برای نوشتن
feedback اطلاعاتی از یک منبع که برای تغییر دادن چیزی یا تامین پیشنهادی برای آن میباشد
scratching حذف یاجابجایی محلی از حافظه برای ایجاد فضا برای داده دیگر
redundancies بررسی داده دریافتی برای کدهای افزوده صحیح برای تشخیص خطا
grammars امکان نرم افزاری برای بررسی متن یا حرف برای صحت گزاری آن
personal متصل یا وصل در سیستم برای مشخص کردن یا تامین اجازه برای کاربر
opens سیستمی که چندین ایستگاه کاری آماده برای هر کس برای استفاده داشته باشد
redundancy بررسی داده دریافتی برای کدهای افزوده صحیح برای تشخیص خطا
opened سیستمی که چندین ایستگاه کاری آماده برای هر کس برای استفاده داشته باشد
scratches حذف یاجابجایی محلی از حافظه برای ایجاد فضا برای داده دیگر
grammar امکان نرم افزاری برای بررسی متن یا حرف برای صحت گزاری آن
scratched حذف یاجابجایی محلی از حافظه برای ایجاد فضا برای داده دیگر
potatoes and point سیب زمینی یا نانش برای خوردن و بقیه اش برای نگاه کردن است
cat استفاده از کامپیوتر برای بررسی یک ابزار یا برنامه برای یافتن خطاهای موجود
HTTP دستوری که جستجوگر برای درخواست وب سرور اینترنت برای اطلاعات صفحه وب میدهد
doubled up استفاده از دو بافر یکی برای خواندن و دیگری در همان زمان برای نوشتن
scratch حذف یاجابجایی محلی از حافظه برای ایجاد فضا برای داده دیگر
cold thrust ازمایشی برای تعیین حداقل دمای لازم برای عبور ازادانه سیال
cats استفاده از کامپیوتر برای بررسی یک ابزار یا برنامه برای یافتن خطاهای موجود
doubled استفاده از دو بافر یکی برای خواندن و دیگری در همان زمان برای نوشتن
auto توانایی یک مدار برای احساس کردن و انتخاب خودکار نرخ صحیحی برای یک خط
autos توانایی یک مدار برای احساس کردن و انتخاب خودکار نرخ صحیحی برای یک خط
intubation فرو کردن لوله در حنجرهای برای برای نگاه داشتن .....دیفتری و مانندان
FDDI اختصاری برای استاندارد FDD1 برای ارسال داده آنالوگ به صورت دیجیتال
cold test ازمایشی برای تعیین حداقل دمای لازم برای عبور ازادانه سیال
gather shot ضربه برای نزدیک اوردن 2گوی برای کسب امتیازهای پی درپی باکارامبول
invitation عمل پردازنده برای اتصال وسیله دیگر و امکان دادن به آن برای ارسال پیام
executive information system نرم افزار ساده برای استفاده حاوی اطلاعاتی برای مدیر یا خصوصیاتی از شرکت
invitations عمل پردازنده برای اتصال وسیله دیگر و امکان دادن به آن برای ارسال پیام
precision استفاده از بیش از یک بایت داده برای ذخیره سازی عدد برای افزایش دقت
pork barrel برنامه دولتی دارای منافع مادی برای اشخاص تصویب کننده ان یا برای دولت
straight line coding برنامه نوشته شده برای جلوگیری از استفاده حلقه و انشعاب برای اجرای سریع تر
turnaround time زمان لازم برای فعال کردن برنامه برای تولید که کاربر خواسته است
VidCap برنامه کاربردی در ویدیوی ماکروسافت برای سیستم ویندوز برای نگهداری یک رشته ویدیویی
wiring ساختار فلزی برای پشتیبانی کابلهای ورودی و ایجاد اتصال برای وصل کابل ها
Kaleida Labs شرکت فروش واسط بین Apple و IBM برای تولید از برای نوشتاری چندرسانهای
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com