English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English Persian
beauty sleep خواب پیش از نیمه شب
Other Matches
overlapped نیمه نیمه رویهم افتادن نیمه نیمه پوشاندن
overlaps نیمه نیمه رویهم افتادن نیمه نیمه پوشاندن
overlap نیمه نیمه رویهم افتادن نیمه نیمه پوشاندن
seahorse رجوع شود بهwalrus جانور نیمه اسب و نیمه ماهی
seahorses رجوع شود بهwalrus جانور نیمه اسب و نیمه ماهی
interlap چگونگی چند چیز که نیمه نیمه روی هم قرار میگیرند
the early bird catches the worm <proverb> کسی که بر سر خواب سحر شبیخون زد هزار دولت بیدار را به خواب گرفت
somnambulist کسیکه در خواب راه میرود وابسته به راهروی درخواب خواب گرد
night gown جامه خواب زنان و کودکان پیراهن خواب
narcolepsy حالت خواب الودگی ومیل شدیدبه خواب
pmos ترانزیستور نیمه هادی اکسید آهن که از طریق ناحیه کوچکی از نیمه هادی P هدایت میشود
cmos روشی برای ساخت تراشههای نیمه هادی نیمه هادی اکسید فلزی تکمیلی osentary
hypnoidal نومی شبیه خواب یا خواب هیپنوتیزم
hypnoid نومی شبیه خواب یا خواب هیپنوتیزم
splice نیمه نیمه رویهم گذاشتن
imbricate نیمه نیمه روی هم گذاشتن
spliced نیمه نیمه رویهم گذاشتن
semipublic نیمه عمومی نیمه دولتی
splices نیمه نیمه رویهم گذاشتن
semilustrous نیمه درخشان نیمه مجلل
splicing نیمه نیمه رویهم گذاشتن
mafrash مفرش [واژه عربی به معنی خوابگاه و یا کیسه خواب می باشد و حالت تزئینی داشته، اطراف تشک خواب و یا جای استراحت را می پوشاند.]
hypnagogic خواب اور خواب کننده
hypnogogic خواب اور خواب کننده
dreamier خواب مانند خواب الود
dreamiest خواب مانند خواب الود
dreamy خواب مانند خواب الود
dogsleep خواب زودبر خواب دروغی
morpheus الهه خواب خواب پرور
somnific خواب اور خواب الود
semi naufragium نیمه غرق شده گی کشتی نیمه کشتی شکستگی
night dress جامه خواب پیراهن خواب خواب جامه
half life نیمه عمر تشعشعی موادرادیواکتیو نیمه عمر
He is fast asleep. خواب خواب است
beneficial occupancy اشغال ساختمان نیمه تمام استفاده از ساختمان نیمه تمام
from mid may to mid june از نیمه ماه تا نیمه ماه جون
semifinal مربوط به دوره نیمه نهایی دوره نیمه نهایی
mid نیمه
semis نیمه
semi نیمه
stiffish نیمه شق
moiety نیمه
midnight نیمه شب
half deck نیمه پل
in noon of night در نیمه شب
mid- نیمه
division line خط نیمه
part way نیمه
semierect نیمه قائم
semi independent نیمه مستقل
semiactive نیمه فعال
semi literate نیمه نویسا
semicivilized نیمه متمدن
semi conductor نیمه هادی
semifinal نیمه نهایی
midsummer نیمه تابستان
semiaquatic نیمه ابزی
semiarboreal نیمه درختی
semicinductor نیمه هادی
semiautomatic نیمه خودکار
semiarid نیمه خشک
semicinductor نیمه رسانا
semidomesticated نیمه اهلی
semidome نیمه گنبد
half-mast نیمه افراشتگی
parboils نیمه پختن
parboiled نیمه پختن
parboil نیمه پختن
semidetached نیمه مجزا
semicrystalline نیمه بلورین
semierect نیمه ایستاده
semicrystalline نیمه متبلور
semiconscious نیمه بیهوش
semiconscious نیمه اگاه
semidivine نیمه الهی
semiconscious نیمه هوشیار
semicolonialism نیمه مستعمراتی
semicolonial نیمه مستعمره
parboiling نیمه پختن
semicolonial نیمه ازاد
semidivine نیمه خدا
half-mast نیمه افراشتن
semi trailer نیمه یدک
semi skilled نیمه ماهر
subliminally نیمه خوداگاه
left heart نیمه چپ قلب
midway نیمه راه
before mid night قبل از نیمه شب
halvers نیمه مشترک
half way نیمه راه
half tracked نیمه شنی
half time نیمه بازی
semi finals نیمه نهایی
semi-finals نیمه نهایی
half mast high نیمه افراشته
half loaded سلاح نیمه پر
half faced نیمه کاره
halfway نیمه راه
foreconscious نیمه هشیاری
backcourt نیمه دفاعی
demigod نیمه خدا
subliminal نیمه خوداگاه
midwatch پاس نیمه شب
midyear نیمه سال
semi official نیمه رسمی
second half نیمه دوم
quasi convex نیمه محدب
quasi concave نیمه مقعر
quasi commercial نیمه بازرگانی
quasi public نیمه عمومی
quasi public نیمه دولتی
quasi private نیمه خصوصی
preconscious نیمه هشیار
partially sighted نیمه بینا
partially hearing نیمه شنوا
partial fixing نیمه گیرداری
nocturn عبادت نیمه شب
megrim درد نیمه سر
middle watch نگهبانی نیمه شب
semi نیمه تاحدی
semis نیمه تاحدی
brow ague درد نیمه سر
semiprivate نیمه خصوصی
semi-final نیمه نهایی
subarid نیمه خشک
subconsciously نیمه هشیار
semi-conscious در حال نیمه غش
subconscious نیمه اگاه
semi-conscious نیمه بیهوش
subconscious نیمه هشیار
semisynthetic نیمه مصنوعی
subconsciously نیمه اگاه
semi-precious نیمه بهادار
underemployed نیمه کار
semipro نیمه حرفهای
semipublic نیمه همگانی
sub-tropical نیمه حاره
semireligious نیمه مذهبی
semirigid نیمه سخت
semiskilled نیمه ماهر
semi-precious نیمه گرانبها
semisolid نیمه جامد
semisynthetic نیمه ترکیبی
semi-conscious نیمه هشیار
shaly clay رس نیمه بلوری
solid state نیمه هادی
subsaline نیمه شور
subovate نیمه بیضی
subfossil نیمه سنگواره
subacute نیمه حاد
drafts نیمه نهایی
drafted نیمه نهایی
draft نیمه نهایی
semivitrified نیمه شیشهای
half-timbered نیمه چوبی
part-time نیمه وقت
translucent نیمه شفاف
semiterrestrial نیمه خاکی
semitranslucent نیمه کدر
first half نیمه نخست
semitranslucent نیمه شفاف
semitransparent نیمه شفاف
half-time نیمه نخست
semitropic نیمه گرمسیری
part time نیمه وقت
subadult نیمه بالغ
aileron نیمه سنتوری
dwarf wall دیوار نیمه
half-bat آجر نیمه
half-column نیمه ستون
inchoate نیمه تمام
semimobile نیمه متحرک
semi mechanization نیمه مکانیزه
semilustrous نیمه درخشنده
semilogarithmic نیمه لگاریتمی
semilog نیمه لگاریتمی
semiliquid نیمه مایع
semilate نیمه دیررس
partial نیمه کامل
semigloss نیمه درخشان
semihard نیمه سخت
semiopaque نیمه شفاف
semiopaque نیمه کدر
semiofficial نیمه رسمی
semifixed نیمه ثابت
semihard نیمه محکم
semigloss نیمه شفاف
semipermeable نیمه تراوا
half نیمه نخست
semipermanent نیمه جاودان
aileron نیمه لچکی
semiformal نیمه رسمی
semifluid نیمه ابکی
semiparasitic نیمه انگلی
subsaturated نیمه اشباع شده
subception ادراک نیمه هشیار
submediterranean climate اقلیم نیمه مدیترانهای
fair-weather friend رفیق نیمه راهه
black tie کت نیمه رسمی مردانه
intermediate stock کالاهای نیمه تمام
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com