Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (10 milliseconds)
English
Persian
cavalcade
دسته اسب سواران
cavalcades
دسته اسب سواران
Other Matches
log jam
تصادف موج سواران
peloton
گروه دوچرخه سواران جادهای
roundups
سواران و اسبهایی که در این گردآوری شرکت دارند
roundup
سواران و اسبهایی که در این گردآوری شرکت دارند
surfari
گروه موج سواران درجستجوی منطقه مناسب
sag wagon
وسیله نقلیه که به دنبال دوچرخه سواران در جاده حرکت میکند تا کسانی را که از مسابقه خارج می شوندسوار کند
mounting
دسته و پشت بند دسته شمشیر
tour de france
مسابقه تور دو فرانس بمسافت 0004 کیلومتر در12 روز که دوچرخه سواران از کشورهای فرانسه بلژیک اسپانیا ایتالیا المان و سویس می گذرند و از سال 3091پایه گذاری شده و اغلب مسیرکوهستانی است
nosegay
دسته گل یایک دسته علف
lorgnettes
ذره بین یا عینک دسته داری که در اپراهاونمایشگاههابکارمیرود عینک دسته بلند
lorgnette
ذره بین یا عینک دسته داری که در اپراهاونمایشگاههابکارمیرود عینک دسته بلند
windrow
دسته دسته کردن
sorts
دسته دسته کردن
classify
دسته دسته کردن
streams of people
دسته دسته مردم
in detail
مفصلا دسته دسته
sorted
دسته دسته کردن
sort
دسته دسته کردن
regiments
دسته دسته کردن
sects
دسته دسته مذهبی
sect
دسته دسته مذهبی
group
دسته دسته کردن
distribute
دسته دسته کردن
groups
دسته دسته کردن
assort
دسته دسته کردن
troop
دسته دسته شدن
trooped
دسته دسته شدن
trooping
دسته دسته شدن
assort
دسته دسته شدن
regiment
دسته دسته کردن
they came in bands
دسته دسته امدند
scores of people
دسته دسته مردم
shoals of people
دسته دسته مردم
coaction
عمل دسته جمعی همکاری دسته جمعی
to form into groups
دسته دسته کردن طبقه بندی کردن
lies
زاویه نقطه وصل دسته چوب هاکی به تیغه زاویه نقطه وصل دسته به سر چوب گلف منطقه تجمع ماهیها
lied
زاویه نقطه وصل دسته چوب هاکی به تیغه زاویه نقطه وصل دسته به سر چوب گلف منطقه تجمع ماهیها
lie
زاویه نقطه وصل دسته چوب هاکی به تیغه زاویه نقطه وصل دسته به سر چوب گلف منطقه تجمع ماهیها
bundling
متمرکز کردن دسته کردن دسته
bundles
متمرکز کردن دسته کردن دسته
bundle
متمرکز کردن دسته کردن دسته
gang
دسته
drove
دسته
scores
دسته دسته
levers
دسته
nosegay
دسته گل
groups
دسته دسته
nib
دسته
nibs
دسته
batches
دسته
hosts
دسته
tussock
دسته مو
bail arm
دسته
cranks
دسته
bracket
دسته
tussocks
دسته مو
bouquet
دسته گل
bouquets
دسته گل
droves
دسته
trooping
دسته
group
دسته
stemmed
دسته
stemming
دسته
teams
دسته
lever
دسته
batch
دسته
skulks
دسته
skulking
دسته
skulked
دسته
category
دسته
stem
دسته
sheaf
دسته
trooped
دسته
kind
دسته
troop
دسته
kindest
دسته
clique
دسته
kinds
دسته
groups
دسته
team
دسته
cluster
دسته
A bunch ( bouquet ) of flowers .
دسته گل
work team
دسته
processions
دسته
assortments
دسته
congregations
دسته
procession
دسته
clan
دسته
cranked
دسته
tuft
دسته
assortment
دسته
cluster bombs
دسته
ranges
دسته
ranged
دسته
range
دسته
sections
دسته
crank
دسته
section
دسته
clusters
دسته
handle
دسته
gangs
دسته
cranking
دسته
hilts
دسته
host
دسته
hosted
دسته
hilt
دسته
helms
دسته
helm
دسته
bunching
دسته
helve
دسته
bunches
دسته
handles
دسته
cliques
دسته
clans
دسته
cluster bomb
دسته
bunch
دسته
bunched
دسته
hosting
دسته
fascicle or cule
دسته
fascicle
دسته
brigades
دسته
brigade
دسته
bundling
دسته
bundles
دسته
bundle
دسته
shook
دسته
covey
دسته
tufts
دسته
skulk
دسته
lot
دسته
fasciculate
دسته دسته
bevy
دسته
gens
دسته
platoon
دسته
corps
دسته
rabble
دسته
platoons
دسته
fascicled
دسته دسته
wisp
دسته
A bouquet (bunch)of flowers.
دسته گه
wisps
دسته
ear
دسته
ears
دسته
bodle
دسته
boodle
دسته
stems
دسته
class
دسته
detachments
دسته
detachment
دسته
cheque book
دسته چک
party
دسته
classed
دسته
confraternity
دسته
schools
دسته
classis
دسته
school
دسته
classing
دسته
classes
دسته
set
دسته
faggot
دسته
ringleader
سر دسته
faggots
دسته
ringleaders
سر دسته
parcel
دسته
fagot
دسته
haft
دسته
clump
دسته
clumped
دسته
clumping
دسته
clumps
دسته
congregation
دسته
parcels
دسته
passel
دسته
genus
دسته
handhold
دسته
ilk
دسته
lugs
دسته
handgrip
دسته
lugging
دسته
lugged
دسته
lug
دسته
army
دسته
armies
دسته
tress
دسته مو
skeins
دسته
leader
سر دسته
setting up
دسته
hordes
دسته
pitman
دسته
horde
دسته
sets
دسته
skein
دسته
platoon leader
فرمانده دسته
pestle
دسته هاون
paratoops
دسته چتربازان
drawknife
چاقوی دو دسته
clans
دار و دسته
platoon sergeant
گروهبان دسته
gangs
دسته جنایتکاران
multiple contact
دسته کنتاکت
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com