English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
bow hand دسته مضراب
Other Matches
plectrum مضراب
picks مضراب
plectrums مضراب
pick مضراب
clavier ردیف مضراب
strums مضراب زدن
strum مضراب زدن
strummed مضراب زدن
strumming مضراب زدن
thrum مضراب زدن
keyed مضراب دار کلیددار
mounting دسته و پشت بند دسته شمشیر
nosegay دسته گل یایک دسته علف
lorgnettes ذره بین یا عینک دسته داری که در اپراهاونمایشگاههابکارمیرود عینک دسته بلند
lorgnette ذره بین یا عینک دسته داری که در اپراهاونمایشگاههابکارمیرود عینک دسته بلند
assort دسته دسته کردن
assort دسته دسته شدن
sorts دسته دسته کردن
in detail مفصلا دسته دسته
sects دسته دسته مذهبی
troop دسته دسته شدن
sect دسته دسته مذهبی
sort دسته دسته کردن
sorted دسته دسته کردن
trooping دسته دسته شدن
they came in bands دسته دسته امدند
distribute دسته دسته کردن
windrow دسته دسته کردن
groups دسته دسته کردن
classify دسته دسته کردن
scores of people دسته دسته مردم
regiments دسته دسته کردن
regiment دسته دسته کردن
shoals of people دسته دسته مردم
trooped دسته دسته شدن
group دسته دسته کردن
streams of people دسته دسته مردم
to form into groups دسته دسته کردن طبقه بندی کردن
coaction عمل دسته جمعی همکاری دسته جمعی
lied زاویه نقطه وصل دسته چوب هاکی به تیغه زاویه نقطه وصل دسته به سر چوب گلف منطقه تجمع ماهیها
lie زاویه نقطه وصل دسته چوب هاکی به تیغه زاویه نقطه وصل دسته به سر چوب گلف منطقه تجمع ماهیها
lies زاویه نقطه وصل دسته چوب هاکی به تیغه زاویه نقطه وصل دسته به سر چوب گلف منطقه تجمع ماهیها
bundles متمرکز کردن دسته کردن دسته
bundle متمرکز کردن دسته کردن دسته
bundling متمرکز کردن دسته کردن دسته
helve دسته
work team دسته
assortments دسته
processions دسته
assortment دسته
handle دسته
procession دسته
cliques دسته
clique دسته
handles دسته
cheque book دسته چک
bunch دسته
bunched دسته
groups دسته دسته
batch دسته
scores دسته دسته
tussocks دسته مو
trooping دسته
trooped دسته
troop دسته
groups دسته
batches دسته
bunches دسته
hilts دسته
bunching دسته
hilt دسته
helm دسته
helms دسته
handhold دسته
bracket دسته
handgrip دسته
tussock دسته مو
shook دسته
hosted دسته
host دسته
levers دسته
A bouquet (bunch)of flowers. دسته گه
gang دسته
gangs دسته
A bunch ( bouquet ) of flowers . دسته گل
clusters دسته
hosting دسته
hosts دسته
tuft دسته
tufts دسته
wisps دسته
wisp دسته
platoons دسته
platoon دسته
pitman دسته
ringleaders سر دسته
ringleader سر دسته
parcel دسته
passel دسته
parcels دسته
nosegay دسته گل
bail arm دسته
lever دسته
cluster bombs دسته
category دسته
bouquets دسته گل
bouquet دسته گل
cranks دسته
cranking دسته
sheaf دسته
cranked دسته
crank دسته
ranges دسته
ranged دسته
range دسته
sections دسته
drove دسته
cluster bomb دسته
cluster دسته
clan دسته
teams دسته
team دسته
kinds دسته
kindest دسته
kind دسته
clans دسته
droves دسته
section دسته
ear دسته
congregations دسته
horde دسته
setting up دسته
classing دسته
sets دسته
clumps دسته
congregation دسته
gens دسته
classes دسته
clumped دسته
clumping دسته
set دسته
hordes دسته
fascicled دسته دسته
bevy دسته
fascicle or cule دسته
ears دسته
lot دسته
fascicle دسته
brigades دسته
brigade دسته
bundling دسته
bundles دسته
bundle دسته
fasciculate دسته دسته
confraternity دسته
school دسته
schools دسته
corps دسته
rabble دسته
classis دسته
boodle دسته
clump دسته
bodle دسته
covey دسته
ilk دسته
lugging دسته
skulking دسته
lugged دسته
lug دسته
tress دسته مو
party دسته
army دسته
armies دسته
leader سر دسته
stems دسته
lugs دسته
group دسته
nib دسته
skulks دسته
skulked دسته
skulk دسته
genus دسته
stem دسته
stemmed دسته
nibs دسته
stemming دسته
detachment دسته
skein دسته
faggots دسته
class دسته
detachments دسته
classed دسته
faggot دسته
haft دسته
fagot دسته
skeins دسته
multiple contact دسته کنتاکت
portcrayon دسته مدادنقاشی
batch processing دسته پردازی
precent سر دسته شدن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com