English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (14 milliseconds)
English Persian
fascicule دسته یا مجموعه کوچک الیاف
fasciculus دسته یا مجموعه کوچک الیاف
Other Matches
fascicle دسته یامجموعه کوچک الیاف
wool sorting دسته بندی الیاف [بر اساس طول الیاف، ناحیه چیده شدن از بدن حیوان و رنگ پشم]
subset مجموعه کوچک داده ها که خود بخشی از یک مجموعه بزرگتر هستند
nep پرز [تل] [گلوله ای کوچک از الیاف که در سطح پارچه یا فرش بوجود می آید. این عارضه هنگامی که الیاف طول بلندتری داشته باشند به علت پیچ خوردن آنها به یکدیگر بوجود می آید.]
monofilament الیاف تک رشته بلند [این نوع از لیف که دارای طول بسیار بلندی است بصورت طبیعی فقط در الیاف ابریشم وجود داشته ولی الیاف مصنوعی یا شیمیایی می توانند بصورت الیاف بلند یا کوتاه تهیه شوند.]
flocculus دسته کوچکی از الیاف پشمی کلف خورشید
chorale دسته سرایندگان مجموعه خوانندگان
over dyeing [رنگرزی الیاف رنگ شده با دو رنگ متفاوت جهت به دست آمدن رنگ سوم. بطور مثال رنگرزی الیاف آبی با رنگینه زرد جهت سبز شدن الیاف.]
burl [nep] گلوله ای یا نپ شدن الیاف در سطح بافته شده بدلیل پیچش الیاف بدور یکدیگر
filament الیاف [بلند و ممتد مثل ابریشم و یا الیاف مصنوعی]
hand glass کوچک دسته دار
combo دسته کوچک موسیقی جاز
combos دسته کوچک موسیقی جاز
synthetic fibers الیاف شیمیایی [الیاف مصنوعی]
sprocket holes مجموعه سوراخ کوچک در هر لبه مجموعهای کاغذ که امکان چرخیدن و قرار گرفتن کاغذ در چاپگر میدهد
vat dyeing رنگرزی خمی [روشی جهت رنگرزی رنگینه هایی که براحتی در آب حل نمی شوند. الیاف رنگ شده به این طریق دارای مقاومت بالایی در مقابل شستشو و نور خورشید هستند و بیشتری برای پنبه و الیاف های سلولزی است.]
scrapbooks مجموعه عکسها وقطعاتی که از کتب مختلف بریده شده مجموعه
scrapbook مجموعه عکسها وقطعاتی که از کتب مختلف بریده شده مجموعه
restatement of the law مجموعه قواعد حقوقی مجموعه اخرین تفسیرهای ارائه شده برای قوانین
universal مجموعه کامل عناصر که یک مجموعه قوانین تشکیل میدهد
burster block مجموعه منفجر کننده مجموعه خرج تلاش
character set دخشگان مجموعه دخشه ها مجموعه کاراکترها
detachment یکان جزء یک قسمت یکان کوچک دسته یا قسمت جدا شده از یکان بزرگترقسمت قرارگاه
detachments یکان جزء یک قسمت یکان کوچک دسته یا قسمت جدا شده از یکان بزرگترقسمت قرارگاه
linter ماشینی که پس از پاک کرن پنبه الیاف کوتاه چسبیده به تخم پنبه را میگیرد الیاف کوتاه پنبه که به تخم پنبه چسبیده است
mounting دسته و پشت بند دسته شمشیر
cisc مجموعه دستورات پیچیده کامپیوتری طرحی از CPU که مجموعه دستورات آن شامل تعدادی دستورات طولانی و پیچیده است که نوشتن برنامه را ساده تر ولی سرعت اجرا را کندتر میکند
fibers الیاف
nosegay دسته گل یایک دسته علف
petty cash صندوق ویژه وجوه کوچک حساب هزینه های کوچک
fiber optics الیاف نوری
man-made fiber الیاف شیمیایی
fibrillation تشکیل الیاف
to unravel woven [knitted] fabric از هم جداکردن [الیاف]
glass fibers الیاف شیشه
raffia الیاف رافیا
man-made fiber الیاف مصنوعی
ramie الیاف گیاه
vegetable fiber الیاف گیاهی
undyed <adj.> الیاف خام
acetate fibers الیاف استاتی
ravel از هم جداکردن الیاف
vulcanized fiber الیاف وولکانیده
gemmule یاخته کوچک که ازان جانورتازه پدیدمیاید غنچه کوچک
lorgnette ذره بین یا عینک دسته داری که در اپراهاونمایشگاههابکارمیرود عینک دسته بلند
lorgnettes ذره بین یا عینک دسته داری که در اپراهاونمایشگاههابکارمیرود عینک دسته بلند
widget آلت کوچک [ابزار ] [اسباب مکانیکی کوچک]
Manila از الیاف گیاهی نساجی
bath dye حمام رنگرزی الیاف
crepe paper کاغذ الیاف درشت
stripping of dye رنگبری کردن از الیاف
orientation of fibers نظم و یکنواختی الیاف در نخ
coir الیاف سخت وزبر
dyeability قابلیت رنگرزی الیاف
hydrophobic [الیاف مصنوعی ضد جذب آب]
shrinkage جمع شدن الیاف
decorticate بصورت الیاف در اوردن از
viscose rayon الیاف سلولزی مصنوعی
manila rope الیاف یا طناب مانیلا
piassava الیاف نخل پیاساوا
bleaching رنگ زدایی الیاف
cotton-carder جدا کننده الیاف
adhesion of fibers خاصیت چسبندگی الیاف به یکدیگر
yarn الیاف داستان افسانه امیز
flaxy filaments رشته هایا الیاف کتان
spun glass شیشه مذاب الیاف مانند
yarns الیاف داستان افسانه امیز
polyester الیاف یاپارچه پولی استر
tow پس مانده الیاف کتان یا شاهدانه
plucker ماشین الیاف بازکن پشم
density تراکم الیاف [در یک مساحت معین]
acetate rayon process فرایند تهیه الیاف استاتی
tows پس مانده الیاف کتان یا شاهدانه
jigger بادبان کوچک یکجور کرجی کوچک
pig board تخته کوچک برای موجهای کوچک
increments فواصل کوچک کیسههای کوچک خرج
increment فواصل کوچک کیسههای کوچک خرج
carding موازی کردن الیاف قبل از ریسندگی
curing time مدت زمان پخت الیاف در رنگرزی
vegetable fiber الیاف سلولزی [مثل پنبه و کنف]
protein fiber الیاف پروتئینی [مانند ابریشم و پشم]
cellulose الیاف سلولز [در پنبه کنف و غیره]
mildew کپک و قارچ بر روی الیاف پنبه
oakum الیاف قیراندود کنف مخصوص درزگیری
oakum پس مانده الیاف شاهدانه کنف لایی
close grain دارای الیاف یا بلورهاویاساختمان فریف وبهم پیوسته
close grained دارای الیاف یا بلورهاویاساختمان فریف وبهم پیوسته
ingrain نخی که قبلا الیاف ان رنگ شده است
tip fading [رنگ پریدگی الیاف در مجاورت نور آفتاب]
dacron نام تجارتی الیاف مصنوعی پارچه داکرون
kapok الیاف ابریشمی درخت پنبه یادرخت ابریشم
henequen الیاف محکم وزرد رنگ گیاه صباره
natural fiber الیاف طبیعی [مثل پشم، پنبه و ابریشم]
blade کاردک تیز جهت بریدن الیاف اضافی
flock [الیاف ریز و خرد شده که قابلیت ریسندگی دارند.]
yacht rope طناب ساخته شده از الیاف نرم و سفید مانیل
cable assembly مجموعه کابل و پیچ مجموعه کابل
gynoecium مجموعه الت مادگی گل مجموعه مادگی
knobble برامدگی کوچک گره کوچک
pannikin لیوان کوچک پیمانه کوچک
regiments دسته دسته کردن
group دسته دسته کردن
shoals of people دسته دسته مردم
scores of people دسته دسته مردم
regiment دسته دسته کردن
troop دسته دسته شدن
trooped دسته دسته شدن
groups دسته دسته کردن
trooping دسته دسته شدن
sort دسته دسته کردن
sect دسته دسته مذهبی
they came in bands دسته دسته امدند
assort دسته دسته شدن
distribute دسته دسته کردن
classify دسته دسته کردن
assort دسته دسته کردن
sorted دسته دسته کردن
windrow دسته دسته کردن
sects دسته دسته مذهبی
streams of people دسته دسته مردم
in detail مفصلا دسته دسته
sorts دسته دسته کردن
patina [جرم، کبره و کثیف شدن الیاف پشم در اثر مرور زمان]
carding brush شانه حلاجی یا کیله جهت موازی کردن الیاف به روش دستی
sliver فتیله نخ [الیاف کشیده شده و موازی که هنوز تاب داده نشده اند.]
to form into groups دسته دسته کردن طبقه بندی کردن
coaction عمل دسته جمعی همکاری دسته جمعی
unidirectional composite ساختاری که همه الیاف یارشتههای ان موازی بوده ومعمولا در جهت نیروی وارده میباشند
acrylic fibers الیاف مصنوعی اکریلیک [گاه در فرش بصورت تقلبی به جای پشم استفاده می شود]
braids الیاف بافته شده با روکش لاستیکی برای دربر گرفتن وتقویت لولههای هیدرولیکی
braided الیاف بافته شده با روکش لاستیکی برای دربر گرفتن وتقویت لولههای هیدرولیکی
braid الیاف بافته شده با روکش لاستیکی برای دربر گرفتن وتقویت لولههای هیدرولیکی
S-twist [S-spun] نخ چپ تاب [جهت پیچیدن الیاف بدور یکدیگر در این نوع نخ مانند حرف اس لاتین است.]
single yarn نخ یک لا [این نخ از تابیده شدن الیاف در یک جهت بوجود می آید و قبل از مرحله چندلا تابی است.]
ferrous sulfate دندانه آهن [جهت تولید رنگ های تیره تر و کاهش تردی و شکنندگی الیاف پشم]
calendaring قرار دادن الیاف کتان یاپارچه در محلول داغ و غلیظ سود برای افزایش مقاومت وشفافیت ان
staple [الیاف کوتاه مانند پنبه و پشم که طی مراحل نخ ریسی تبدیل به نخ مناسب جهت تار و پود فرش می گردند.]
denier دنیر [واحد اندازه گیری الیاف فیلامنت مثل ابریشم که هر نهصد متر طول آن معادل یک گرم است.]
lied زاویه نقطه وصل دسته چوب هاکی به تیغه زاویه نقطه وصل دسته به سر چوب گلف منطقه تجمع ماهیها
lie زاویه نقطه وصل دسته چوب هاکی به تیغه زاویه نقطه وصل دسته به سر چوب گلف منطقه تجمع ماهیها
lies زاویه نقطه وصل دسته چوب هاکی به تیغه زاویه نقطه وصل دسته به سر چوب گلف منطقه تجمع ماهیها
hank طول مشخصی از نخ [بطور مثال یک هنک یا کلاف الیاف پنبه معادل با هشتصد و چهل یارد یا هفتصد و پنجاه و شش متر می باشد.]
applet 1-برنامههای کاربردی کوچک 2-برنامه کوچک برای بهبود کارایی برنامه کاربردی وب که توسط Activex یا برنامه جا وا تامین میشود3-
jute کنف هندی الیاف کنف که برای گونی بافی بکار میرود
bleeding [running] رنگ پس دادن الیاف و نخ های رنگ شده پس از رنگرزی و بافته شدن فرش
braid shield روکشی از الیاف بافته شده ولاستیک روی یک یا چند هادی عایق شده از یکدیگر
moult [پودنما شدن فرش در اثر از دست دادن پرزها، ریزش الیاف از سطح فرش]
carpet beetle نوعی سوسک که در حالت لارو حشره الیاف پشم را مورد تغذیه خود قرار داده و اصطلاحا باعث بیدزدگی فرش می شود
scissored wool پشم مقراضی [پشمی که با قیچی دستی چیده شده نه با ماشین برقی لذا الیاف یک ناحیه دارای طول های متفاوت می باشند.]
mohair کرک [نوعی الیاف پروتئینی نازک شبیه پشم که بیشتر از بز و شتر تهیه شده و در بافت قسمت های ظریف بکار می رود.]
bungee ریسمان الاستیکی متشکل ازرشتههای لاستیکی که توسط الیاف بافته شده نخی پوشانده شده
bundles متمرکز کردن دسته کردن دسته
bundling متمرکز کردن دسته کردن دسته
bundle متمرکز کردن دسته کردن دسته
carpet moth بید فرش که خصوصا در جاهای تاریک و کم نور الیاف پشم فرش را مورد حمله قرار می دهد
lanolin لانولین [ماده چربی موجود در سطح الیاف پشم که در صورت شسته نشدن حالت انعطاف پذیری و درخشندگی به فرش های پشمی می بخشد.]
small-scale طبلک کوچک مقیاس نقشه مقیاس کوچک
small scale طبلک کوچک مقیاس نقشه مقیاس کوچک
binders اهرم جعبه ماکو الیاف پشم که بهم پیوسته ونخ پشم را تشکیل میدهد شکم بند زنان
binder اهرم جعبه ماکو الیاف پشم که بهم پیوسته ونخ پشم را تشکیل میدهد شکم بند زنان
storage 1-حافظه داخلی کوچک با دستیابی سریع سیستم که حاوی برنامه جاری است . 2-حافظه کوچک داخلی سیستم
batch یک مجموعه
yardage مجموعه
assortments مجموعه
batches مجموعه
batches یک مجموعه
assortment مجموعه
batch مجموعه
combination مجموعه
aggregate مجموعه
aggregates مجموعه
setting up مجموعه
sets مجموعه
set مجموعه
repertoire مجموعه
series مجموعه
caboodle مجموعه
assemblies مجموعه
bundling مجموعه
bundle مجموعه
repertory مجموعه
bundles مجموعه
nap side خواب فرش [با انجام عمل پرداخت الیاف از قسمت گره بصورت راست و کشیده درآمده و ظاهر حقیقی فرش را بوجود می آورند.]
null set مجموعه پوچ
setting up دوره مجموعه
empty set مجموعه تهی
mail application programming interface مجموعه استانداردها
MAPI مجموعه استانداردها
sets دوره مجموعه
null set مجموعه تهی
partial sum پاره مجموعه
library مجموعه فایل ها
set دوره مجموعه
complexes گروهه مجموعه
igniter train مجموعه چاشنی
complex گروهه مجموعه
orthogonal set مجموعه متعامد
omnium gatherum مجموعه اشخاص
working set مجموعه دایر
posts مجموعه پستی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com