English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (18 milliseconds)
English Persian
write رای دادن به کسی که نامش در لیست کاندیدهای حزبی نیست حذف
writes رای دادن به کسی که نامش در لیست کاندیدهای حزبی نیست حذف
Other Matches
write-in رای دادن به کسی که نامش در فهرست کاندیدها نیست
fellow traveler کسی که عضو حزبی نیست ودر فعالیتهای ان شرکت نمیکند ولی از ان جانبداری مینماید
it is inexpedient to reply پاسخ دادن مصلحت نیست پاسخ دادن مقتضی نیست
poaching دسترسی به لیست ها که فایل یا برنامه ها به منظورجستجوی اطلاعاتی که استفاده کننده مستحق دسترسی به انها نیست
moderated list لیست پستی که تمام موضوعات آن پیش از ارسال به کاربران لیست خوانده میشود
subscribes افزودن نام به لیست پستی از لیست سرویس ها تا هر پیامی برای گروه دریافت کنید
subscribed افزودن نام به لیست پستی از لیست سرویس ها تا هر پیامی برای گروه دریافت کنید
subscribing افزودن نام به لیست پستی از لیست سرویس ها تا هر پیامی برای گروه دریافت کنید
subscribe افزودن نام به لیست پستی از لیست سرویس ها تا هر پیامی برای گروه دریافت کنید
nil pointer نشانه گر برای نشان دادن انتهای لیست زنجیره موضوعات
its name نامش
her name نامش
to ask somebody's name از کسی نامش را پرسیدن
he is john by name نامش جان است
unmoderated list لیست پست که هر مادهای که در لیست باشد را به زیرنویس دیگر منتقل میکند بدون اینکه کسی آنرا بخواند یا بررسی کند
His nave was struck off the list. نامش را از فهرست زده اند
head liner کسیکه نامش دربالای صفحهای نموداراست
push up list لیستی از اقلام که در ان هرقلم در اخر لیست وارد میشود و سایر اقلام همان مکان مربوطه در لیست راحفظ می کنند
circular list لیست مدور لیست حلقوی
quantum بسته دادهای که نامش از سیگنال مقدار گذاری شده باشد
stacked روش ذخیره داده که آخرین عنصر ذخیره ساده . همیشه در همان محل قرار دارد و بقیه لیست با یک آدرس تغییر مکان به انتهای لیست می روند
stacks روش ذخیره داده که آخرین عنصر ذخیره ساده . همیشه در همان محل قرار دارد و بقیه لیست با یک آدرس تغییر مکان به انتهای لیست می روند
stack روش ذخیره داده که آخرین عنصر ذخیره ساده . همیشه در همان محل قرار دارد و بقیه لیست با یک آدرس تغییر مکان به انتهای لیست می روند
All is not gold that glitters. <proverb> هر آنچه میدرخشد طلا نیست(هر گردى گردو نیست).
bloop عبور دادن مغناطیس از روی نوار برای پاک کردن سیگنالهایی که نیازی به آنها نیست
winchester disk دیسک سخت کوچک در یک واحد بسته که وقتی پر است یا لازم نیست , قابل جدا شدن از کامپیوتر نیست
sectarian حزبی
pans حرکت دادن ملایم پنجره دید به صورت افقی در تصویری که آن قدر بزرگ است که به یکباره قابل نمایش نیست . 2-
pan حرکت دادن ملایم پنجره دید به صورت افقی در تصویری که آن قدر بزرگ است که به یکباره قابل نمایش نیست . 2-
pan- حرکت دادن ملایم پنجره دید به صورت افقی در تصویری که آن قدر بزرگ است که به یکباره قابل نمایش نیست . 2-
watchwords شعار حزبی
wing دسته حزبی
watchworld شعار حزبی
proselytism تبلیغ حزبی
winging دسته حزبی
barred a طاق حزبی
plateform اعلامیه حزبی
caucuses انجمن حزبی
caucus انجمن حزبی
nonparty غیر حزبی
party spirit تعصب حزبی
partisanship حزبی بودن
partisanship روح حزبی
watchword شعار حزبی
party spirit طرفداری حزبی
dictionary 1-بلاکی که کلمات و معنای آنها را لیست میکند. 2-ساختار مدیرت داده که امکان مراجعه و ذخیره سازی فایلها را فراهم میکند. 3-بخشی از برنامه آزمایش دیکته :لیست کلمات صحیح برای بررسی متن وجود دارند
dictionaries 1-بلاکی که کلمات و معنای آنها را لیست میکند. 2-ساختار مدیرت داده که امکان مراجعه و ذخیره سازی فایلها را فراهم میکند. 3-بخشی از برنامه آزمایش دیکته :لیست کلمات صحیح برای بررسی متن وجود دارند
step frame استفاده از رشته ویدیویی به صورت یک فریم در هر لحظه برای زمانی که کامپیوتر قوی نیست یا آن قدر سریع نیست که تصاویر بلادرنگ را نشان دهد
factionalism اعتقاد به سیستم حزبی
to toe the line برنامه حزبی را پذیرفتن
tickets صورت نامزدهای حزبی
party politics سیاست بازیهای حزبی
ticket صورت نامزدهای حزبی
to join a party عضو حزبی شدن
name part بازی کننده نمایش که نامش را روی داستان نمایش می گذارند
pluralists وابسته به تعدد یاائتلاف حزبی
pluralist وابسته به تعدد یاائتلاف حزبی
conventions باره مسائل حزبی ناحیهای
convention باره مسائل حزبی ناحیهای
white primary اخذ اراء مقدماتی حزبی
secession تجزیه طلبی انشعاب حزبی
second مجوز دادن به تولیدکننده برای تولید یک قطعه الکترونیکی وقتی که گنجایش تولید درحد نیاز نیست
seconded مجوز دادن به تولیدکننده برای تولید یک قطعه الکترونیکی وقتی که گنجایش تولید درحد نیاز نیست
seconds مجوز دادن به تولیدکننده برای تولید یک قطعه الکترونیکی وقتی که گنجایش تولید درحد نیاز نیست
seconding مجوز دادن به تولیدکننده برای تولید یک قطعه الکترونیکی وقتی که گنجایش تولید درحد نیاز نیست
transparently برنامه کامپیوتری که بر کاربر واضح نیست یا هنگام اجرا توسط کاربر قابل مشاهده نیست
transparent برنامه کامپیوتری که بر کاربر واضح نیست یا هنگام اجرا توسط کاربر قابل مشاهده نیست
main motion [at a party conference etc.] دادخواست اصلی [در همایش حزبی و غیره]
lunatic fringe افراد افراطی وتندرو گروههای حزبی
adherence to party هواخواهی یاتبعیت ازحزبی پیوستگی به حزبی
leaving files open به معنای اینکه فایل بسته نیست یا حاوی نشانه پایان فایل نیست .
source 1-لیست کردن متن به صورت اصلی . 2-لیست کردن برنامه اصلی
his parentage isunknown اصل و نسبتش معلوم نیست پدرو مادرش معلوم نیست کی هستند
it is past all hope جای هیچ امیدواری نیست هیچ امیدی نیست
fascism نام حزبی است که موسولینی در فاصله دو جنگ عالمگیر در ایتالیا تاسیس کردو اصول عقاید و فلسفه ان رااز سیستمهای سیاسی مختلف اخذ و بر حسب احتیاج تحریف و تفسیر نمود
list لیست
tabling لیست
tables لیست
tabled لیست
table لیست
pluralist معتقد به تعدد تعدد حزبی
pluralists معتقد به تعدد تعدد حزبی
pay roll لیست حقوق
roll of honour لیست افتخار
sequential list لیست ترتیبی
program listing لیست برنامه
sublist زیر لیست
target list لیست اماجها
target list لیست هدفها
promotion list لیست ترفیعات
money list لیست حقوق
parts list لیست اجزاء
dense list لیست متراکم
trig list لیست مثلثاتی
symmetric list لیست متقارن
waiting lists لیست انتظار
waiting list لیست انتظار
price list لیست قیمت
two way list لیست دو طرفه
parts list لیست قطعات
payroll لیست حقوق
list of targets لیست اماجها
action لیست امکانات
actions لیست امکانات
listing لیست گیری
linked list لیست پیوندی
list structure ساختار لیست
load manifest لیست بارها
chained list لیست زنجیری
check lists لیست مرجع
wage bill لیست حقوق
linked list لیست پیوسته
black list لیست سیاه
list of targets لیست هدفها
list processing لیست پردازی
list processing پردازش لیست
source listing لیست منبع
inventory لیست موجودی
chained list لیست زنجیرهای
circular list لیست دایرهای
linear list لیست خطی
listings لیست گیری
list لیست گرفتن
rolls of honour لیست افتخار
registers لیست یا فهرست
registering لیست یا فهرست
register لیست یا فهرست
reducing تحویل دادن کاهش دادن تنزل دادن تقلیل دادن
reduce تحویل دادن کاهش دادن تنزل دادن تقلیل دادن
reduces تحویل دادن کاهش دادن تنزل دادن تقلیل دادن
log فهرست لیست پیمودن
double linked list لیست پیوندی مضاعف
cataloging لیست قطعات کاتالوگ
logs فهرست لیست پیمودن
catalogs لیست قطعات کاتالوگ
pay order لیست پرداخت حقوق
source listing لیست برداری منبع
catalogue لیست قطعات کاتالوگ
catalogued لیست قطعات کاتالوگ
indexed list لیست شاخص دار
catalogues لیست قطعات کاتالوگ
contents لیست موضوعات در یک فایل
cataloguing لیست قطعات کاتالوگ
pay records پرونده لیست حقوق
authorized parts list لیست قطعات مجاز
manifested قطعنامه لیست مسافرین
lisping لیسپ پردازش لیست
multilinked list لیست چند پیوندی
pushup list لیست بالا فشردنی
pushdown list لیست پایین فشردنی
lisped لیسپ پردازش لیست
lisp لیسپ پردازش لیست
money list لیست پرداخت حقوق
empties لیست بدون عضو
manifesting قطعنامه لیست مسافرین
manifest قطعنامه لیست مسافرین
manifests قطعنامه لیست مسافرین
emptiest لیست بدون عضو
empty لیست بدون عضو
list processing langauge زبانهای پردازش لیست
key list لیست کلیدهای رمز
military pay order لیست حقوقی پرسنل
subscripted list لیست زیرنویس دار
pay roll لیست پرداخت حقوق
mustered لیست اسامی فراخواندن
muster لیست اسامی فراخواندن
mailing list program برنامه لیست پستی
list processing langauge زبان لیست پردازی
cataloged لیست قطعات کاتالوگ
loading list لیست بارگیری خودرو
emptied لیست بدون عضو
mustering لیست اسامی فراخواندن
lisps لیسپ پردازش لیست
excess listing لیست اقلام مازاد
musters لیست اسامی فراخواندن
emptier لیست بدون عضو
explosion لیست اجزای بکاررفته در یک محصول
bulleted list chart لیست جدولی بولت دار
manifesting فهرست بارها لیست وسایل
references لیست موضوعات مرتب شده
reference لیست موضوعات مرتب شده
manifest فهرست بارها لیست وسایل
simple list text chart جدول نوشتاری با لیست ساده
authorized stockage list لیست ذخیره انبار مجاز
BCC و لیست آنها را نشان نمیدهد
hierarchical communications system لیست دایرکتوری فایلهای دیسک
manifested فهرست بارها لیست وسایل
description لیست داده ها و خصوصیات آنها
billed ثبت شده در صورتحساب یا لیست
excess listing لیست وسایل انفرادی مازاد
backtracking عمل پیمایش معکوس یک لیست
dual دو لیست موازی جدا از اطلاعات
payroll لیست حقوق صورت پرداخت
manifests فهرست بارها لیست وسایل
descriptions لیست داده ها و خصوصیات آنها
explosions لیست اجزای بکاررفته در یک محصول
docket لیست محتوای بسته بندی برچسب
age grouping لیست تعیین عمر قانونی اقلام
detailed حسابی که همه موضوعات را لیست میکند
journal لیست تغییرات یا بهنگام سازی ها در فایل
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com