English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 51 (6 milliseconds)
English Persian
roll up رویهم جمع شدن
Search result with all words
wholly رویهم
lap رویهم قرار دادن
lap زیرکار رویهم افتادگی
lapped رویهم قرار دادن
lapped زیرکار رویهم افتادگی
overlay رویهم قراردادن
overlaying رویهم قراردادن
overlays رویهم قراردادن
splice نیمه نیمه رویهم گذاشتن
spliced نیمه نیمه رویهم گذاشتن
splices نیمه نیمه رویهم گذاشتن
splicing نیمه نیمه رویهم گذاشتن
accumulate رویهم انباشتن
accumulates رویهم انباشتن
accumulating رویهم انباشتن
overall رویهم رفته
overalls رویهم رفته
pyramid رویهم انباشتن
pyramids رویهم انباشتن
laps رویهم قراردادن
bank رویهم انباشتن در بانک گذاشتن
banks رویهم انباشتن در بانک گذاشتن
overlap رویهم افتادن
overlap پوشاندن پوشش دو چیز رویهم افتادن رویهم
overlap نیمه نیمه رویهم افتادن نیمه نیمه پوشاندن
overlapped رویهم افتادن
overlapped پوشاندن پوشش دو چیز رویهم افتادن رویهم
overlapped نیمه نیمه رویهم افتادن نیمه نیمه پوشاندن
overlaps رویهم افتادن
overlaps پوشاندن پوشش دو چیز رویهم افتادن رویهم
overlaps نیمه نیمه رویهم افتادن نیمه نیمه پوشاندن
overlapping رویهم افتاده
equitant رویهم قرار گرفتن برگها
girder bridge پل چند تکه قابل نصب رویهم
hotchpot سرجمع کردن دارایی رویهم ریختن اموال
laminate رویهم قرار دادن
lap joint لبه رویهم افتاده ومتصل بهم
lap joint اتصال رویهم
lap joint riveting پرچ کاری اتصال رویهم
lap seam رویهم افتادگی
lap weld جوش رویهم
lap winding سیم پیچ رویهم
lap wound armature ارمیچر رویهم
lapped seam welding جوشکاری درزی رویهم
obvolute رویهم افتاده
overhand رویهم برعکس
overlap of distillat curves رویهم افتادگی منحنیهای تقطیر
overtype mode تایپ رویهم
sidelap بالههای جانبی هواپیما پوشش جانبی عکسها رویهم
tusk tenon زبانه یا گیرهای که دارای زبانههای کوچکتری باشدبطوری که رویهم بشکل پله یاتضاریس پلهای درایند
Partial phrase not found.
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com