Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 301 (16 milliseconds)
English
Persian
corbel-course
زیر سری متصل
Search result with all words
expansion
خط وط آدرس و داده متصل یه یک اتصال به کارتهای وسیع اجاره کنترل و دستیابی به داده حافظه را می دهند
expansion
تخته مدار چاپ شده متصل به سیستم برای افزایش کارایی آن
fax
کامپیوتر متصل به شبکه و همراه کارت فکس که توسط تمام کاربران شبکه اشتراکی است
faxed
کامپیوتر متصل به شبکه و همراه کارت فکس که توسط تمام کاربران شبکه اشتراکی است
faxes
کامپیوتر متصل به شبکه و همراه کارت فکس که توسط تمام کاربران شبکه اشتراکی است
faxing
کامپیوتر متصل به شبکه و همراه کارت فکس که توسط تمام کاربران شبکه اشتراکی است
card
تخته مدار چاپ شده که به سیستم متصل است برای افزایش کارایی آن
cards
تخته مدار چاپ شده که به سیستم متصل است برای افزایش کارایی آن
direct objects
نرم افزاری که با استاندارد COBRA اشیا را بهم متصل میکند
indirect objects
نرم افزاری که با استاندارد COBRA اشیا را بهم متصل میکند
object
نرم افزاری که با استاندارد COBRA اشیا را بهم متصل میکند
objected
نرم افزاری که با استاندارد COBRA اشیا را بهم متصل میکند
objecting
نرم افزاری که با استاندارد COBRA اشیا را بهم متصل میکند
objects
نرم افزاری که با استاندارد COBRA اشیا را بهم متصل میکند
join
متصل کردن
join
متصل کردن یا وصل کردن چندین چیز مهم
joined
متصل کردن
joined
متصل کردن یا وصل کردن چندین چیز مهم
joins
متصل کردن
joins
متصل کردن یا وصل کردن چندین چیز مهم
voice
کامپیوتر متصل به دستگاه تلفن که وقتی شخص آنجا نیست به تلفنهای او پاسخ میدهدو امکان ضبط پیام ها را بوجود می آورد.
voices
کامپیوتر متصل به دستگاه تلفن که وقتی شخص آنجا نیست به تلفنهای او پاسخ میدهدو امکان ضبط پیام ها را بوجود می آورد.
voicing
کامپیوتر متصل به دستگاه تلفن که وقتی شخص آنجا نیست به تلفنهای او پاسخ میدهدو امکان ضبط پیام ها را بوجود می آورد.
mesh
که هر وسیله مستقیما به وسایل دیگر در شبکه متصل است
meshes
که هر وسیله مستقیما به وسایل دیگر در شبکه متصل است
meshing
که هر وسیله مستقیما به وسایل دیگر در شبکه متصل است
link
متصل کردن
machine
کامپیوتر یا سیستم یا پردازندهای که از قط عات مختلف متصل بهم برای انجام یک عمل تشکیل شده است
machined
کامپیوتر یا سیستم یا پردازندهای که از قط عات مختلف متصل بهم برای انجام یک عمل تشکیل شده است
machines
کامپیوتر یا سیستم یا پردازندهای که از قط عات مختلف متصل بهم برای انجام یک عمل تشکیل شده است
connection
اتصال یا چیزی که متصل میشود
connexions
اتصال یا چیزی که متصل میشود
global
1-پشتیبان همه دادههای ذخیره شده گره ها یا ایستگاههای کاری متصل به شلکه 2-پشتیبان همه فایلهای دیسک سخت یا فایل سرور
globally
1-پشتیبان همه دادههای ذخیره شده گره ها یا ایستگاههای کاری متصل به شلکه 2-پشتیبان همه فایلهای دیسک سخت یا فایل سرور
tie
متصل کردن مهار کردن مهار
ties
متصل کردن مهار کردن مهار
thin
روی یک مادهای برای ایجاد قط عات متصل مورد نیاز
thinned
روی یک مادهای برای ایجاد قط عات متصل مورد نیاز
thinners
روی یک مادهای برای ایجاد قط عات متصل مورد نیاز
thinnest
روی یک مادهای برای ایجاد قط عات متصل مورد نیاز
thins
روی یک مادهای برای ایجاد قط عات متصل مورد نیاز
graphics
در کامپیوتر که دستورات نرم افزاری را به سگنالهای الکتریکی تبدیل می کنند که گرافیک را روی صفحه تصور متصل نشان میدهد
slave
صفحه نمایش CRT ثانوی متصل به دیگری که دقیقاگ همان اطلاعات را نشان میدهد
slaved
صفحه نمایش CRT ثانوی متصل به دیگری که دقیقاگ همان اطلاعات را نشان میدهد
slaves
صفحه نمایش CRT ثانوی متصل به دیگری که دقیقاگ همان اطلاعات را نشان میدهد
slaving
صفحه نمایش CRT ثانوی متصل به دیگری که دقیقاگ همان اطلاعات را نشان میدهد
interlock
متصل شدن
interlocked
متصل شدن
interlocking
متصل شدن
interlocks
متصل شدن
adjacent
دو میدان متصل به دو گروه مجاور
advanced
پروتکلهای IBM که امکان اتصال Peer-to-Peer را بین ایستگاههای کاری متصل به شبکه SNA فراهم می کنند که LU هم نامیده می شوند
share
که توسط کاربران متعدد متصل به شبکه قابل دستیابی است
shared
که توسط کاربران متعدد متصل به شبکه قابل دستیابی است
shares
که توسط کاربران متعدد متصل به شبکه قابل دستیابی است
distribute
سیستم کامپیوتری که از بیش از یک پردازنده در محلهای مختلف استفاده میکند و همه به کامپیوتر متصل اند
distributes
سیستم کامپیوتری که از بیش از یک پردازنده در محلهای مختلف استفاده میکند و همه به کامپیوتر متصل اند
distributing
سیستم کامپیوتری که از بیش از یک پردازنده در محلهای مختلف استفاده میکند و همه به کامپیوتر متصل اند
connect
متصل کردن
connect
اتصال دادن متصل کردن مربوط کردن
connects
متصل کردن
connects
اتصال دادن متصل کردن مربوط کردن
clung
متصل
remote
روش ارتباط بین دو برنامه که روی دو کامپیوتر اجرا شوند که متصل هستند. یک تابع نرم افزاری از کامپیوتر دیگر روی شبکه می پرسد تا مشکل را پردازش کند ونتیجه را نمایش دهد. در برنامههای server-client به کار می رود
remote
ترمینال کامپیوتری متصل به سیستم کامپیوتری راه دور
remoter
روش ارتباط بین دو برنامه که روی دو کامپیوتر اجرا شوند که متصل هستند. یک تابع نرم افزاری از کامپیوتر دیگر روی شبکه می پرسد تا مشکل را پردازش کند ونتیجه را نمایش دهد. در برنامههای server-client به کار می رود
remoter
ترمینال کامپیوتری متصل به سیستم کامپیوتری راه دور
remotest
روش ارتباط بین دو برنامه که روی دو کامپیوتر اجرا شوند که متصل هستند. یک تابع نرم افزاری از کامپیوتر دیگر روی شبکه می پرسد تا مشکل را پردازش کند ونتیجه را نمایش دهد. در برنامههای server-client به کار می رود
remotest
ترمینال کامپیوتری متصل به سیستم کامپیوتری راه دور
feed
روش وارد کردن کاغذ به چاپگر. دندانه چرخ چاپگر به دندانه سوراخهای لبه کاغذ متصل میشود
feeds
روش وارد کردن کاغذ به چاپگر. دندانه چرخ چاپگر به دندانه سوراخهای لبه کاغذ متصل میشود
yoke
جفت یا گروهی ازهدهای خواندن- نوشتن که به یکدیگر متصل هستند و برروی دو یا چند شیار نوار یادیسک مغناطیسی حرکت می کنند
joint
متصل
peripheral
که به سیستم کامپیوتری اصلی متصل است . 2-هر وسیلهای که امکان ارتباط بین سیستم و خودش را فراهم کند ولی توسط سیستم اجرا نمیشود
peripheral
آنچه ضروری نیست یا متصل به چیز دیگری است
applies
متصل کردن
apply
متصل کردن
applying
متصل کردن
serial
eruoM متصل به پورت سری PC که داده محل را از طریق پورت سریال منتقل میکند
serials
eruoM متصل به پورت سری PC که داده محل را از طریق پورت سریال منتقل میکند
prefix
کلمه متصل به ابتدای کلمه بعد که به آن معنای خاص می بخشد
prefixes
کلمه متصل به ابتدای کلمه بعد که به آن معنای خاص می بخشد
shield
صفحه فلزی متصل به زمین برای اینکه ولتاژ خط رناک یا واسط ها به قطعه الکترونیکی نرسند
shields
صفحه فلزی متصل به زمین برای اینکه ولتاژ خط رناک یا واسط ها به قطعه الکترونیکی نرسند
continuous
متصل
destination
صفحه مقصد در مجموعهای صفحات متصل بهم
destinations
صفحه مقصد در مجموعهای صفحات متصل بهم
joggle
متصل کردن
joggled
متصل کردن
joggles
متصل کردن
joggling
متصل کردن
seam
درز دادن بوسیله درزگیری بهم متصل کردن
seams
درز دادن بوسیله درزگیری بهم متصل کردن
weld
متصل کردن جوش دادن جوش
welded
متصل کردن جوش دادن جوش
welds
متصل کردن جوش دادن جوش
harness
نوارهایی که چتر باز و یامحموله را به چتر متصل میکند
harness
یراق کردن یراق اسب متصل به ارابه
harnessed
نوارهایی که چتر باز و یامحموله را به چتر متصل میکند
harnessed
یراق کردن یراق اسب متصل به ارابه
Other Matches
conjunct
متصل
anchored
متصل به
on line
متصل
contiguous
متصل
connected
متصل
syndetic
متصل شده
ligature
دخشههای متصل
adjoined
متصل کردن
adjoins
متصل کردن
lacer
متصل کننده
interurban
متصل بشهر ها
pan
متصل کردن
splicer
متصل کننده
pan-
متصل کردن
adjoin
متصل کردن
male connector
متصل کننده نر
coherently
بطور متصل
tying
متصل کننده
attachments
نمائات متصل
off line
غیر متصل
tie down
متصل کردن
pans
متصل کردن
cartridge
بخش متصل
connective
متصل کننده
connecting arrangement
ترتیب متصل
connectedly
بطور متصل
colligate
متصل کردن
engagedness
متصل بهم
adjacent span
دهانه متصل
coupler
متصل کننده
connector
متصل کننده
adjacent span
دهانه متصل
basifixed
متصل در پایه
cartridges
بخش متصل
fixed shell
گلوله متصل
shafting
میله بهم متصل
united pawns
پیادههای متصل شطرنج
parallel
تعداد آدرسهای متصل به هم
chockablock
بهم متصل وپیوسته
adjoin
افزودن متصل شدن
connected load
بار خارجی متصل
splicing
باهم متصل کردن
parallelling
تعداد آدرسهای متصل به هم
paralleled
تعداد آدرسهای متصل به هم
splice
باهم متصل کردن
spliced
باهم متصل کردن
splices
باهم متصل کردن
connected passes pawns
پیادههای رونده متصل
connected load
بار متصل شده
paralleling
تعداد آدرسهای متصل به هم
parallels
تعداد آدرسهای متصل به هم
ballcock
سیفون و ابزار متصل به آن
enjoin
بهم متصل کردن
enjoined
بهم متصل کردن
enjoining
بهم متصل کردن
enjoins
بهم متصل کردن
adjoined
افزودن متصل شدن
parallelled
تعداد آدرسهای متصل به هم
adjoins
افزودن متصل شدن
kirkyard
گورستان متصل بکلیسا
abutted
متصل بودن یاشدن
abuts
متصل بودن یاشدن
abut
متصل بودن یاشدن
pinning
متصل کردن به گیرافتادن
catenate
پیوستن متصل کردن
pinned
متصل کردن به گیرافتادن
connecting socket
[دوشاخه متصل کننده]
ballcocks
سیفون و ابزار متصل به آن
tie in
<idiom>
به چیزدیگری متصل کردن
pin
متصل کردن به گیرافتادن
concatenated data set
مجموعه داده ها متصل شده
bond
متصل کردن چسباندن اتصال
grounded field
سیم پیچ متصل به زمین
gang hook
دو یا سه قلاب ماهیگیری متصل بهم
ligature
دو یاچند حرف متصل بهم
interconnection
بخش ماده متصل به دو وسیله
adnexa
قسمتهای متصل بهم زائده
catena
سریهای متصل شده concatenate
continous
متصل متوالی بدون وقفه
united pressed pawns
پیادههای رونده متصل شطرنج
to be connected
بهم پیوسته
[متصل]
بودن
untapped
<adj.>
متصل نشده
[در وسط مدار]
camshaft
میلهای که بچرخ دنده متصل میشود
camshafts
میلهای که بچرخ دنده متصل میشود
dowel
بامیخ پرچ بهم متصل کردن
gang hook
دو یا سه قلاب ماهی گیری متصل بهم
universal joint
دو میله متصل بهم وفا دربچرخش
forest
تعداد درختهای ساختار داده متصل
stemson
چوب منحنی شکل متصل بجلوکشتی
connection of loom pieces
متصل کردن قطعات دار
[قالی]
vestries
نمازخانه کوچکی که متصل بکلیسا میباشد
to plug
متصل کردن
[الکترونیک یا مهندسی برق]
vestry
نمازخانه کوچکی که متصل بکلیسا میباشد
forests
تعداد درختهای ساختار داده متصل
drained
یکی از سه ترمینال متصل ترانزیستور نوع FET
bat weight
وزنه اضافی متصل به چوب بیس بال
OLE container object
شی ای که حاوی مرجع به شی متصل است یا یک کپی از شی توکار
drains
یکی از سه ترمینال متصل ترانزیستور نوع FET
blade butt
انتهای تیغه ملخ که به توپی متصل است
plowhead
چارچوبی که گاو اهن بدان متصل میشده
stylolite
ستون سنگی همجنس صخره متصل بخود
draining
یکی از سه ترمینال متصل ترانزیستور نوع FET
faceplate
صفحه فلزی یا چوبی متصل به چرخ تراش
drain
یکی از سه ترمینال متصل ترانزیستور نوع FET
associated document
متن یا فایلی که به برنامه کاربردی اصلی اش متصل است
interplane strut
پایه هایی که دو بال هواپیماهای دوباله را به هم متصل میکند
daisy chain
خط ی که تمام خروجیهای وقفه وسایل را به CPU متصل میکند
ca
Arrangment Connecting ارایش و ترتیب به صورت پیوندی و متصل
bow line
نوعی گره برای متصل کردن هواپیما به زمین
backplane
مدار و اعضای مکانیکی که بردهای یک سیستم را متصل می کنند
associated file
متن یا فایلی که به برنامه کاربردی اصلی اش متصل است
trailer camp
محل استقرار ترایلربااتاقهای چرخدار متصل به وسائط نقلیه
thoroughbrace
تسمه چرمی متصل کننده بدنه کالسکه به فنر
combinational
مدار الکترونیکی که از چندین عنصر متصل تشکیل شده است
trailer park
محل استقرار ترایلربا اتاقهای چرخدار متصل به وسائط نقلیه
trailer court
محل استقرار ترایلر بااتاقهای چرخدار متصل به وسائط نقلیه
track bolt
پیچی که قطعات راه اهن رابه یکدیگر متصل میکند
AUI connector
اتصال D برای متصل کردن کابلهای انترنت به آداپتور شبکه
organometallic
ترکیباتی که در ان اتم فلزی به رادیکالهای الی متصل شده است
ring
نوعی شبکه که هر ترمینال آن در حلقه یکی پس از دیگری متصل هستند
bulb root
وسیلهای که توسط ان تیغههای گردنده توربین به توپی متصل میشوند
bobber
کسی یا چیزی که متصل بالاوپایین رود یا داخل وخارج شود
microprocessors
متصل به حافظه دیگر و قط عات ورودی /خروجی است تا ریزکامپیوتر را بسازد
GND
مدار الکتریکی متصل به زمین یا به نقط های با سطح ولتاژ صفر
microprocessor
متصل به حافظه دیگر و قط عات ورودی /خروجی است تا ریزکامپیوتر را بسازد
ganged
وسایل که به صورت مکانیکی متصل شده اند و با یک عمل انجام می شوند
cantilever
تیرکی که تنها در یک انتهابصورت صلب به تکیه گاهی متصل شده است
Dialer
امکانی در ویندوز که در صورت وجود مودم متصل به PC شماره گیری میکند
low power standby
خصوصیت حفظ انرژی در کامپیوترهای قابل حمل و صفحه تصویرهای متصل به آن
connector
در یک شبکه FDDI وسیلهای متصل کننده درانتهای فیبرنوری یا کابل مسی
wrist pin
پینی که در موتور رادیال دسته پیستون را به شاتون اصلی متصل میکند
master slave computer system
یک سیستم کامپیوتری متشکل از یک کامپیوتر اصلی متصل شده به یک یا چندین کامپیوترکارپذیر
tandems
دو پردازنده متصل به طوری که اگر اولی خراب شود, دومی جای آن را می گیرد
labeling
قطعهای کاغذ یا کارت متصل به چیزی برای نمایش دستورات استفاده یا یک آدرس
fishplate
صفحه پولادینی که دو خط اهن یا دوتیر را بهم متصل ساخته ودر امتداد هم قرارمیدهد
PID
متصل یاد شده به سیستم برای مشخص کردن یا تامین اجازه به کاربران
drawbar
میلهای که واگونهای قطار رابه لکوموتیو متصل میکند میله اتصال واگون
reperforator
ماشینی که نوار کاغذی را سوراخ میکند ارسال کننده نوارپانچ شده متصل به هم
tandem
دو پردازنده متصل به طوری که اگر اولی خراب شود, دومی جای آن را می گیرد
back gear shaft
محور چرخ دنده هایی که به پایه نظام ماشین تراش متصل می شوند
back end server
کامپیوتر متصل به شبکه که امور مربوط به ایستگاههای کاری مشتری را انجام میدهد
label
قطعهای کاغذ یا کارت متصل به چیزی برای نمایش دستورات استفاده یا یک آدرس
multilayer
تخته مدار چاپ شده که چندین لایه یا شیارهای هادی متصل دارد
labels
قطعهای کاغذ یا کارت متصل به چیزی برای نمایش دستورات استفاده یا یک آدرس
labelled
قطعهای کاغذ یا کارت متصل به چیزی برای نمایش دستورات استفاده یا یک آدرس
crankpin
قسمت استوانهای دسته میل لنگ که میلههای رابط بدان متصل میشود
conferencing
بحث بین کاربران راه دور با استفاده از کامپیوترهای متصل به هم با مودم یا شبکه
dual
استاندار بستههای مدار مجتمع با استفاده از دو ردیف موازی از سوزنهای متصل در امتداد لبه
linkages
نرم افزار مخصوص که بخشهای کد برنامه را با توابع کتابخانه یا سایر کدها متصل میکند
linkage
نرم افزار مخصوص که بخشهای کد برنامه را با توابع کتابخانه یا سایر کدها متصل میکند
asynchronous
اتصال یک ترمینال که به یک وسیله دیگر متصل است به طوری که این دو نیاز نیست هم سان باشند
diptych
دولوحی که باهم بوسیله لولایی متصل شده و برای نوشتن بکار می رفته و تاه میشده
platforms
نرم افزار یا شبکهای که میتواند با سخت افزارهای مختلف ناسازگار کار کند و متصل شود
clients
یک ایستگاه کاری یا PC یا ترمینال متصل به شبکه که دستورات را به سرور ارسال میکند و نتایج را نمایش میدهد
client
یک ایستگاه کاری یا PC یا ترمینال متصل به شبکه که دستورات را به سرور ارسال میکند و نتایج را نمایش میدهد
hermaphroditus
پسر هرمس وافرودیت که وقتی در اب تنش را می شست بایک حوری دریایی متصل و دارای یک بدن شد
platform
نرم افزار یا شبکهای که میتواند با سخت افزارهای مختلف ناسازگار کار کند و متصل شود
dip
خصوصیت استاندارد برای بستههای مداری پیچیده که ازدوردیف سوزنهای متصل در هر طرف استفاده میکند
dips
خصوصیت استاندارد برای بستههای مداری پیچیده که ازدوردیف سوزنهای متصل در هر طرف استفاده میکند
grip length
طول قسمت رزوه نشده ساقه پیچ که معادل حداکثر ضخامت قطعات متصل شونده میباشد
agonic line
خط موسوم روی یک نقشه که نقاطی را که دارای خطا یاانحراف مغناطیسی صفر میباشند به یکدیگر متصل میکند
gates
تعداد دروازههای منط ق متصل بهم که در یک مدار مجتمع ایجاد شده تا یک تابع پیچیده را انجام دهد
gate
تعداد دروازههای منط ق متصل بهم که در یک مدار مجتمع ایجاد شده تا یک تابع پیچیده را انجام دهد
blade cuff
قطعهای که با متصل شدن به ساقه تیغه ملخ باعث افزایش عبور جریان هوا از روی موتور میشود
h engine
موتور پیستونی با دو ردیف سیلندر روبروی قائم دوتایی و با دو میل لنگ که به خروجی مرکزی متصل شده اند
add on
مدارات سیستم ها یا دستگاه های سخت افزاری که می توانند به یک کامپیوتر متصل شوند تا حافظه و کارایی آن را افزایش دهند
at
استاندارد باس IBM که برای انتقال بیتهای داده و اطلاعات آدرس از لبه متصل شونده استفاده میکند
patches
ارسال الکتریکی که توسط سیمهای کوتاه متصل می شدند و امکان تشخیص سریع و ساده شبکه را فراهم می کنند
patch
ارسال الکتریکی که توسط سیمهای کوتاه متصل می شدند و امکان تشخیص سریع و ساده شبکه را فراهم می کنند
DIL
مشخصه استاندارد برای بستههای مدار پیچیده که از دو ردیف موازی سوزنهای متصل در هر طرف تشکیل شده است
adapter
در کامپیوتر که حاوی دستورات نرم افزاری مبدل به سیگنالهای الکتریکی است تا گرافیک را در صفحه تصویر متصل به آن نشان دهد
teletypewriter
صفحه کلید و چاپگر متصل به سیستم کامپیوتری که مستقیماگ یا به وسیله نوار کاغذ پانچ شده داده وارد میکند
chooser
امکانی در سیستم عامل Apple Macintosh که در آن کابر میتواند نوع چاپگر ها شبکه و سایر وسایل جانبی متصل را انتخاب کند
boarded
وسیله نصب مسط ح که روی آن قط عات الکترونیکی نصب و متصل اند
attach
1-بستن یا متصل کردن 2-وصل کردن یک گره یا ورود به یک سرور در شبکه
attaching
1-بستن یا متصل کردن 2-وصل کردن یک گره یا ورود به یک سرور در شبکه
ksr
ترمینالی که صفحه کلید و صفحه نمایش دارد و به CPU متصل است
attaches
1-بستن یا متصل کردن 2-وصل کردن یک گره یا ورود به یک سرور در شبکه
locals
وسیلهای که به صورت فیزیکی متصل است و به کنترل کامپیوتر وصل است
local
وسیلهای که به صورت فیزیکی متصل است و به کنترل کامپیوتر وصل است
board
وسیله نصب مسط ح که روی آن قط عات الکترونیکی نصب و متصل اند
personal
متصل یا وصل در سیستم برای مشخص کردن یا تامین اجازه برای کاربر
rate integration gyro
ژایرویی با یک درجه ازادی که محور خروجی ان با مایع چسبناکی به محور دوران متصل شده
plex database
ساختار پایگاه داده ها که داده ها بهم متصل می شوند
harnessing
نوارهایی که چتر باز و یامحموله را به چتر متصل میکند
anti servo tab
بالچه قابل تنظیم متصل به لبه فرار سکان که در جهت سطوح اصلی فرامین عمل کرده و درنتیجه از حساسیت انها میکاهد
Faraday cage
صفحه فلزی یا سیمی متصل به زمین که وسایل حساس را کامل حفظ میکند به طوری که هیچ واسط ی از جریان الکترومغناطیسی ایجاد نشود
Advanced Technology Attachment
واسط واسط استاندارد که به ROM-CD را درایو نوار اجازه میدهد به پورت ATA متصل شود
electrostatic
محفظه فلزی که با ماده حساس پوشیده شده است . و متصل به زمین است که آن را از واسط ها حفظ میکند
harnessing
یراق کردن یراق اسب متصل به ارابه
bulk
مین کننده اطلاع برای ایجاد صفحات متن ویدیویی -off line به کار می رود که بعد آنها را به سرعت به کامپیوتر اصلی متصل کند
electronic cottage
مفهوم اجازه دادن به کارگران برای اینکه در خانه بمانند و کارها را توسط بکارگیری ترمینالهای کامپیوتر که به یک دفترمرکزی متصل میباشد انجام دهند
lpt
در DOS نام دستگاهی است که به یکی از درگاههای موازی مربوط می گردد وچاپگرهای موازی می توانندبه ان متصل شوند
pin
یکی از چندین قطعه سیم کوچک متصل به بسته مدار مجتماع که به IC امکان اتصال به تخته مدار میدهد
pinned
یکی از چندین قطعه سیم کوچک متصل به بسته مدار مجتماع که به IC امکان اتصال به تخته مدار میدهد
pinning
یکی از چندین قطعه سیم کوچک متصل به بسته مدار مجتماع که به IC امکان اتصال به تخته مدار میدهد
daisy chain
باسهای ارتباطی که یک وسیله را به دیگری متصل میکند و هر وسیله میتواند داده را که به ماشین دیگر منتقل میشود دریافت
compacted
فشرده کردن بهم متصل کردن
female connector
دوشاخه ماده متصل کننده ماده
linkages
مجموعه اتصال اتصال متصل کردن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com