Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
English
Persian
interactive
سازمان تخصصی که موضوعاتی شامل زبان نویسنده
Other Matches
IMA
سازمان تخصصی که حاوی موضوعاتی مثل قواعد زبان
host language
زبان برنامه نویسی که در ان زبان دیگری شامل شده و یاجاسازی گردیده است
technical language
زبان تخصصی
ri/sme
سازمان تخصصی مهندسین علاقه مند در طراحی واستفاده از روبوت هاof Society the Internationalof EngineersRobotics anufacturing
sig
Interest Special زیرمجموعهای از یک سازمان تخصصی یا کلوپ استفاده کنندگان است بااعضایی دارای علاقههای مشترک
aeronautical designation
کد تخصصی فضانوردی مدرک تخصصی هوانوردی
ansi
سازمان آمریکایی که استانداردهای نرم افزاری و کامپیوتری را مشخص میکند که آنچه مربوط به زبانهای سطح بالای برنامه نویس میشود هم شامل آن است
Pidgin English
<idiom>
انگلیسی برای ارتباط بازرگانان با زبان های متفاوت شامل گرامر ساده و لغات کم.
string
متغیر در زبان کامپیوتری که میتواند شامل حروف الفبا- عددی و نیز اعداد باشد
qwerty
صفحه کلید زبان انگلیسی برای ماشین تایپ کامپیوتر که خط اول حروف شامل QWGRTY است
penster
نویسنده بویژه نویسنده مزدور
lisp
یک زبان برنامه نویسی سطح بالا که اصولا" برای پردازش داده هایی است که شامل لیست هایی می باشند
lisps
یک زبان برنامه نویسی سطح بالا که اصولا" برای پردازش داده هایی است که شامل لیست هایی می باشند
lisping
یک زبان برنامه نویسی سطح بالا که اصولا" برای پردازش داده هایی است که شامل لیست هایی می باشند
lisped
یک زبان برنامه نویسی سطح بالا که اصولا" برای پردازش داده هایی است که شامل لیست هایی می باشند
report program generator
زبان برنامه نویسی درکامپیوترهای شخصی برای آماده کردن گزارشات تجاری که به دادههای درون فایل , پایگاه داده ها و...امکان شامل شدن میدهد
association for computers and humanities
یک سازمان بین المللی که مشوق تحقیقات در زبان مطالعات ادبی تاریخی انسان شناسی و علوم اجتماعی به کمک کامپیوتر واستفاده از ان در افرینش ومطالعه هنر و موسیقی ورقص میباشد
boxed
موضوعاتی که همه در یک جعبه قرار دارند
sub domain
سطح دوم آدرس دهی در اینترنت که مربوط به نام سازمان در یک سازمان بزرگتر است
central treaty organization
سازمان پیمان مرکزی سازمان دفاعی متشکل ازایران
intermediate
فضای موقت حافظه برای موضوعاتی که پردازش می شوند
ranged
مجموعه موضوعاتی که خریدار از بین آنها انتخاب میکند
range
مجموعه موضوعاتی که خریدار از بین آنها انتخاب میکند
ranges
مجموعه موضوعاتی که خریدار از بین آنها انتخاب میکند
secret police
سازمان پلیس مخفی سازمان کاراگاهی
basics
توابع سیستم که واسط بین دستورات زبان سطح بال و وسایل جانبی سیستم هستند که ورودی و خروجی وسایل را کنترل می کنند و اغلب شامل کنترل صفخه کلید و صفحه نمایش و دیسک درایوها است
basic
توابع سیستم که واسط بین دستورات زبان سطح بال و وسایل جانبی سیستم هستند که ورودی و خروجی وسایل را کنترل می کنند و اغلب شامل کنترل صفخه کلید و صفحه نمایش و دیسک درایوها است
disassembler
برنامهای که کد زبان ماشین را گرفته و کد زبان اسمبلر راکه برنامه به زبان ماشین ازان ایجاد میشود تولید میکند
ibi
Informatics of IntergovermentalBureauسازمانی متشکل از اعضای سازمان ملل UNESCO یانمایندگی سازمان ملل متحد
central treaty organization
پاکستان وترکیه که ایالات متحده امریکانیز در ان نظارت دارد و درمانورهایش شرکت میکند .این سازمان به سال 9591تاسیس یافته و دو سازمان دفاعی دیگر غرب یعنی Natoو Seato را به هم متصل میکند
economic and social council
شورای اقتصادی و اجتماعی یکی از ارکان ششگانه سازمان ملل متحد که وفیفه اش انجام امور اقتصادی واجتماعی و فرهنگی و تربیتی مربوط به سازمان ملل
international labour organization
سازمان بین المللی کار سازمانی که در جوار جامعه ملل تاسیس شد و در سال 6491 به سازمان ملل پیوست و هدف ان بهبودبخشیدن به شرایط کار ازجنبه ها مختلف و حمایت ازکارگران و منافع ایشان میباشد
stables
گروه اتومبیلهای مسابقه زیرنظریک سازمان گروه اسبهای مسابقه زیر نظر یک سازمان
stable
گروه اتومبیلهای مسابقه زیرنظریک سازمان گروه اسبهای مسابقه زیر نظر یک سازمان
structures
سازمان سازمان دادن
structuring
سازمان سازمان دادن
apparatus
[machinery]
سازمان
[سازمان اداری ]
structure
سازمان سازمان دادن
specilized
تخصصی
technological
تخصصی
technical
تخصصی
professional
تخصصی
expertism
تخصصی
qualify
تخصصی
data code
کد تخصصی
professionals
تخصصی
technologically
تخصصی
qualifies
تخصصی
specialization
تخصصی کردن
special staff
ستاد تخصصی
career courses
دورههای تخصصی
professional education
اموزش تخصصی
professional jobs
شغلهای تخصصی
skilled
متخصص تخصصی
military occupational speciality
کد تخصصی نظامی
inexpertness
ناشی گری بی تخصصی
specialty clinic
درمانگاه تخصصی بهداری
entry level jobs
شغلهای غیر تخصصی
civilian occupational specialty
کدهای تخصصی غیرنظامی
trade magazine
مجله تخصصی تجارت
paraprofessional staff
کارکنان غیر تخصصی
translators
برنامهای که برنامه زبان سطح بالا را به زبان دیگر ترجمه میکند
translator
برنامهای که برنامه زبان سطح بالا را به زبان دیگر ترجمه میکند
languages
برنامهای که را در یک زبان به دستور مشابه در زبان دیگر تبدیل میکند
language
استفاده از کامپیوتر برای ترجمه یک متن از یک زبان به زبان دیگر
language
برنامهای که را در یک زبان به دستور مشابه در زبان دیگر تبدیل میکند
assembly
زبان برنامه سازی ای که اطلاعاتی که به زبان ماشین تبدیل می کنند
languages
استفاده از کامپیوتر برای ترجمه یک متن از یک زبان به زبان دیگر
compiler
که یک برنامه اصلی را که طبق اصول زبان است به زبان ماشین تبدیل و اجرا میکند
consulting
شخصی که نصیحات تخصصی میدهد
entry group
واجدین شرایط تخصصی شغلی
converts
بازی در پست غیر تخصصی
converting
بازی در پست غیر تخصصی
converted
بازی در پست غیر تخصصی
convert
بازی در پست غیر تخصصی
student
دانشجوی دورههای تخصصی نظامی
students
دانشجوی دورههای تخصصی نظامی
snobol
Language OrientedSymbolic String اسنوبال زبان سمبولیک رشته گرا زبان نمادی با گرایش رشتهای
targetting
زبانی که زبان از زبان اصلی به آن ترجمه خواهد شد
linguo dental
زبان و دندانی با زبان و دندان درست شده
target
زبانی که زبان از زبان اصلی به آن ترجمه خواهد شد
targeted
زبانی که زبان از زبان اصلی به آن ترجمه خواهد شد
targets
زبانی که زبان از زبان اصلی به آن ترجمه خواهد شد
targeting
زبانی که زبان از زبان اصلی به آن ترجمه خواهد شد
targetted
زبانی که زبان از زبان اصلی به آن ترجمه خواهد شد
no branch
شغلی که احتیاج به رسته تخصصی ندارد
test examiner
مسئول ازمایشات مهارت تخصصی و کارایی شغلی
modula
یک زبان برنامه نویسی سطح بالا که توسط Wirth Niklasبه عنوان جانشین زبان پاسکال ساخته شده است مدولا- 2
author language
زبان برنامه نویسی که به منظور طراحی برنامههای اموزشی برای سیستم CAI یافرمان توسط کامپیوتراستفاده میشود زبان تالیف
mealymouthed
ادم چرب زبان شیرین زبان
He is speechless (inarticulate).
سرو زبان ندارد ( بی زبان است)
professional slang
زبان پیشهای یا حرفهای زبان زرگری
bal
زبان ساده شده زبان اسمبلی
composer
نویسنده
authoress
نویسنده زن
writer
نویسنده
quill driver
نویسنده
writers
نویسنده
composers
نویسنده
craftsman
نویسنده
scribbler
نویسنده بد
scrivener
نویسنده
the present writer
نویسنده
wordsmith
نویسنده
writers
نویسنده ها
craftsmen
نویسنده
author
نویسنده
authors
نویسنده ها
penwoman
زن نویسنده
penman
نویسنده
report writer
نویسنده گزارش
hacked
نویسنده مزدور
fantast
نویسنده خیالپرست
devils
نویسنده مزدور
hacks
نویسنده مزدور
devil
نویسنده مزدور
neoteric
نویسنده تازه
drafter
نویسنده پیام
garreteer
نویسنده بی نوا
author
نویسنده موسس
technical writer
نویسنده فنی
hack
نویسنده مزدور
librettist
نویسنده اشعار اپرا
authorial
موبوط به مصنف یا نویسنده
librettists
نویسنده اشعار اپرا
mannerism
سبک بخصوص نویسنده
bel esprit
سخنران یا نویسنده باذوق
reporter
جمله ساز نویسنده ناصادق
miscellanist
نویسنده مطالب مختلف
nomographer
نویسنده کتاب درباره
pen name
نام مستعار نویسنده
encyclopaedist
نویسنده دایره المعارف
pen-names
نام مستعار نویسنده
idem
همان نویسنده در همانجا
hagiologist
نویسنده تاریخ اولیاوپیغمبران
headliner
نویسنده سرمقاله روزنامه
matthew
نویسنده انجیل متی
auctorial
منسوب به نویسنده یا مولف
to make good as a writer
نویسنده موفقی شدن
pen-name
نام مستعار نویسنده
mannerisms
سبک بخصوص نویسنده
interpret
ترجمه از یک زبان به زبان دیگر
interpreting
ترجمه از یک زبان به زبان دیگر
interpreted
ترجمه از یک زبان به زبان دیگر
language
مترجم زبان از یک زبان به کد ماشین .
interprets
ترجمه از یک زبان به زبان دیگر
glib
چرب زبان زبان دار
languages
مترجم زبان از یک زبان به کد ماشین .
Arabic
زبان تازی زبان عربی
magazin
نویسنده مقاله برای مجله
comedist
نویسنده نمایشهای خنده دار
city editor
نویسنده خیرمالی یاتجارتی درروزنامه
wanted clerks
دبیر یا نویسنده لازم است
He fabcies himself as a writer (author).
به خیال خودش نویسنده است
hagiographer
نویسنده شرح حال مقدسین
screenwriter
نویسنده نمایشنامههای رادیویی وتلویزیونی
phraseologist
جمله ساز نویسنده ناصادق
posthumous
منتشر شده پس از مرگ نویسنده
screenwriters
نویسنده نمایشنامههای رادیویی وتلویزیونی
memorialist
نویسنده یاد بود یا لوحه
pornographer
نویسنده مطالب قبیح یا شهوت انگیز
monographist
نویسنده شرح مفصل در باره یک موضوع
tragedian
نویسنده یا بازیگر نمایشهای تراژدی ومحزون
dramaturge
نویسنده داستانهای نمایشی شبیه ساز
belletrist
نویسنده شعر و اثارادبی زیبا ادیب
headings
تاریخ ونشانی نویسنده کاغذ باسرتوپ زدن
heading
تاریخ ونشانی نویسنده کاغذ باسرتوپ زدن
think piece
مقاله خبری امیخته باافکار وتفسیرات نویسنده
free lance
مفرد کار کردن نویسنده غیر وابسته
scottish gaelic
زبان محلی مردم اسکاتلند وابسته به زبان گالیک اسکاتلند
ethic
روش اخلاقی یک نویسنده یامکتب علمی یا ادبی و یاهنری
symbolist
نویسنده یاهنرمندی که بسبک سمبولیک اثاری خلق میکند نمادگر
publicists
نویسنده مقالات سیاسی یامقالات راجع به حقوق بین الملل
jude
یهودا نویسنده رساله یهوداکه از رسالات عهد جدیدمسیحیان است
publicist
نویسنده مقالات سیاسی یامقالات راجع به حقوق بین الملل
liter any executor
کسیکه مامور چاپ کردن تالیفات نویسنده ایی میشود
assembler
یک برنامه کامپیوتری که دستورالعملهای زبان غیر ماشین راتوسط استفاده کننده تهیه شده است به زبان ماشین تبدیل میکند برنامه مترجم
professional service
تیمهای متخصص پزشکی قسمتهای تخصصی پزشکی
holotype
نمونهای که نویسنده یا دانشمندی برای معرفی یک راسته یا دسته ازجانوران وگیاهان معین میکند
inclusive
شامل
in
شامل
self inclusive
شامل
in-
شامل
Inc
شامل
far-reaching
شامل
covering
شامل
including
شامل
comprising
شامل
containing
شامل
sweeping
شامل
copyright
که یک نویسنده یا برنامه نویس درکار خود دارد و بدون پرداخت حقوق نمیتوان از کپی گرفت
copyrights
که یک نویسنده یا برنامه نویس درکار خود دارد و بدون پرداخت حقوق نمیتوان از کپی گرفت
applying
شامل شدن
includable
شامل کردنی
engirdle
شامل بودن
butyric
شامل کره
embrace
شامل بودن
inclusive or
یای شامل
includible
شامل کردنی
ineligible
شامل نشدنی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com