English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English Persian
dow jones/retrieval service سرویس خبری دو جونز
Other Matches
caissa الهه شطرنج مخلوق سر ویلیام جونز
broadband ISDN سرویس ارسال داده سریع که به داده و صوت اجازه ارسال در یک شبکه گسترده میدهد در حال حاضر سیستمهای Asynchronous Transfer Mode Multimegabit Data Services دو نوع از این سرویس هستند
mathematical school مکتبی که مسائل اقتصادی را از دیدگاه ریاضی مورد تجزیه و تحلیل قرار میدهد از جمله اقتصاددانان این مکتب میتوان از استانلی جونز و لئون والراس نام برد
letting سرویس خطا سرویس بد
lets سرویس خطا سرویس بد
let سرویس خطا سرویس بد
idiotism بی خبری
lob serve سرویس قوسدار بلند سرویس هوایی قوسدار
intelligence signal پیام خبری
items قطعه خبری
information capacity فرفیت خبری
press report گزارش خبری
notice board تابلوی خبری
There is something in the air. یک خبری هست
ignorance بی خبری ناشناسی
news agency آژانس خبری
news agencies آژانس خبری
item قطعه خبری
predicate خبری خبر دادن
predicated خبری خبر دادن
predicates خبری خبر دادن
predicating خبری خبر دادن
articles پیامی در یک گروه خبری
to broad cast information خبری که درهمه جا منتشرشود
article پیامی در یک گروه خبری
it was all quiet in london درلندن خبری نبود
fault خطای پا در سرویس خطای سرویس اسکواش خطای پرش اسبدوانی
faulted خطای پا در سرویس خطای سرویس اسکواش خطای پرش اسبدوانی
faults خطای پا در سرویس خطای سرویس اسکواش خطای پرش اسبدوانی
drown one's sorrows <idiom> مس میکند که بی خبری سراغش بیاید
I havent heard of her for a long time. مدتها است از او خبری ندارم
to catch napping در حال غفلت و بی خبری گرفتن
think piece مقاله خبری امیخته باافکار وتفسیرات نویسنده
biz نوعی گروه خبری که حاوی بخشهای تجاری و موقیعتهای مختلف است
list سرور در اینترنت که نامه خبری یا مقالات را به کاربران ثبت نام کرده می فرستد
comp نوعی گروهای خبری که حاوی بخشهایی درباره کامپیوتر و برنامه نویسی کامپیوتری هستند
spam مقالهای که به بیشتر از یک گروه خبری پست شود و بنابراین حاوی پیام های تجارتی است
out side دریافت کننده سرویس دریافت کننده سرویس اسکواش
news reader نرم افزاری که به کاربر امکان مشاهده لیست گروههای خبری و خواندن مقالات چاپ شده در هر گروه یا ارسال آن مقاله را میدهد
To pass the news by word of mouth . خبری را در دهان به دهان پخش کردن
after sales service سرویس
centermark خط سرویس
service سرویس
serviced سرویس
in خط سرویس
service line خط سرویس
service dog سگ سرویس
assistance dog سگ سرویس
medical response dog سگ سرویس
in- خط سرویس
lubritorium چاله سرویس
lets سرویس خطا
let سرویس خطا
side out خطای سرویس
service area منطقه سرویس
telephone service سرویس تلفن
half court زمین سرویس
kick serve سرویس پیچشی
backcourt پشت خط سرویس
american twist سرویس چرخشی
service stairs پلکان سرویس
sevice kick ضربه سرویس
short service line خط سرویس کوتاه
air line سرویس هوایی
information service سرویس اطلاعاتی
service over خطای سرویس
hand out خطای سرویس
after sales service سرویس خدماتی
aditional service سرویس اضافی
service echelon ردههای سرویس
letting سرویس خطا
truckline سرویس باربری
underhand service سرویس ساده
windmill service سرویس چکشی
cooking set سرویس پخت و پز
cannon ball سرویس چکشی
aces امتیاز سرویس
ace امتیاز سرویس
serviced سرویس کردن
service بنگاه سرویس
service سرویس کردن
serviced بنگاه سرویس
cannon balls سرویس چکشی
field service پشتیبانی سرویس رزمی
change of service تعویض سرویس والیبال
service court محل فرود سرویس
customer service technician تکنسین سرویس مشتری
cumpuserve سرویس اطلاعاتی کامپیوتر
on line information service سرویس اطلاعاتی مستقیم
outed نوبت سرویس اسکواش
servicing سرویس کردن خودروها
out of hand serve سرویس پایین دست
intelligent building [ساختمانی با سرویس هوشمند]
duplicate service سرویس خدماتی دوبله
left court زمین سرویس سمت چپ
interrupt serrice routine روال سرویس وقفه
odd court زمین سرویس سمت چپ
railroad service سرویس راه اهن
in side سمت سرویس زمین
hook service سرویس برگردان والیبال
hand in سمت زمین سرویس
service ace امتیاز سرویس تنیس
communications server سرویس دهنده مخابراتی
tea services سرویس چای خوری
out- دریافت کننده سرویس
out- نوبت سرویس اسکواش
outed دریافت کننده سرویس
side out خراب کردن سرویس
service charge سرویس مهمانخانه وغیره
wide area telephone service سرویس تلفنی گسترده
infrastructure ساختار یا سرویس ابتدایی
tea set سرویس چای خوری
tea sets سرویس چای خوری
out نوبت سرویس اسکواش
out دریافت کننده سرویس
back boundary line محوطه پشت خط سرویس
tea service سرویس چای خوری
bibliographic retrieval service سرویس بازیابی کتابشناسی
supply تامین کالاها یا محصولات یا سرویس ها
ad court زمین سرویس سمت چپ تنیس
right court زمین سرویس سمت راست
replenish سرویس وسوختگیری هواپیماها تجدیدسوخت
replenished سرویس وسوختگیری هواپیماها تجدیدسوخت
replenishes سرویس وسوختگیری هواپیماها تجدیدسوخت
replenishing سرویس وسوختگیری هواپیماها تجدیدسوخت
no-man's land منطقه بین خط سرویس و خط پایانی
in side سمت سرویس زمین اسکواش
Service Included سرویس حساب شده است.
supplying تامین کالاها یا محصولات یا سرویس ها
front court محوطه جلو خط سرویس اسکواش
supplied تامین کالاها یا محصولات یا سرویس ها
half court قسمت سرویس زمین تنیس
hand in سمت زمین سرویس اسکواش
army service area منطقه سرویس نیروی زمینی
hand out خراب کردن سرویس اسکواش
service court محل فرود سرویس اسکواش
hand out حریف دریافت کننده سرویس
Is service included? آیا سرویس حساب شده است؟
down خطای سرویس توپ خارج از بازی
prestel سرویس متن تجاری تصویری در انگلستان
deuce court زمین سرویس سمت راست تنیس
self-service بدون مسئول توزیع سلف سرویس
self service بدون مسئول توزیع سلف سرویس
service line حد مرزی سرویس روی دیوار مقابل اسکواش
ten year device وسیله ای که هر ده سال یک بار احتیاج به سرویس دارد
replacement service سرویس جایگزین رفت و آمد [حمل و نقل]
replacement bus service سرویس جایگزین رفت و آمد [حمل و نقل]
travel agents بلیط فروش سرویس مسافری اژانس مسافرتی
travel agent بلیط فروش سرویس مسافری اژانس مسافرتی
America Online بزرگترین تامین کننده سرویس اینترنت در جهان
principal قسمت یا سرویس نظامی لاحق از نظر اماد و تدارکات
principals قسمت یا سرویس نظامی لاحق از نظر اماد و تدارکات
thirds شرکتی که سرویس میدهد به سیستمی فروخته شده از یک شخص
third شرکتی که سرویس میدهد به سیستمی فروخته شده از یک شخص
toss a coin for choice of service of cou شیریاخط اول بازی جهت تعیین سرویس والیبال
bundling دستگاههاجانبی و سرویس ها به عنوان قسمتی از قیمت خریدیک سیستم کامپیوتری
bundles دستگاههاجانبی و سرویس ها به عنوان قسمتی از قیمت خریدیک سیستم کامپیوتری
bundle دستگاههاجانبی و سرویس ها به عنوان قسمتی از قیمت خریدیک سیستم کامپیوتری
serviced توافق برای سرویس یک قطعه توسط مهندس در صورت خرابی آن
service توافق برای سرویس یک قطعه توسط مهندس در صورت خرابی آن
names کامپیوتری در اینترنت که حاوی سرویس نام میدان است به سایر کامپیوترها
dialup سرویس اطلاعات onlineکه باشماره گیری کامپیوترمرکزی قابل دستیابی است
telesoftware نرم افزاری که سرویس را از داده تصویری یا متن راه دور می گیرد
throws باخت عمدی پرتاب توپ به بالا در موقع سرویس فنون پرتابی
throw باخت عمدی پرتاب توپ به بالا در موقع سرویس فنون پرتابی
throwing باخت عمدی پرتاب توپ به بالا در موقع سرویس فنون پرتابی
teleinformatic services هر وسیلهای مثل تلکس , رونوشت که از ارتباطات راه دور سرویس می گیرد
dial up service سرویس اطلاعات onlineکه باشماره گیری کامپیوترمرکزی قابل دستیابی است
name کامپیوتری در اینترنت که حاوی سرویس نام میدان است به سایر کامپیوترها
bay یک بخش برای کار ویژه [مانند سرویس یا انبار یا هواپیما وغیره]
voices سرویس پاسخگوی کامپیوتری با استفاده از صدای سنتز شده برای پاسخ به سوالات
public سرویس ارسال داده برای عموم . مثل سیستم تلفن اصلی در یک کشور
floater هواپیمای بدون موتور سرویس ارام والیبال توپ باحرکت کند در هوا
voice سرویس پاسخگوی کامپیوتری با استفاده از صدای سنتز شده برای پاسخ به سوالات
voicing سرویس پاسخگوی کامپیوتری با استفاده از صدای سنتز شده برای پاسخ به سوالات
host computer کامپیوتری در شبکه که حاوی سرویس خاص یا زبان برنامه نویس برای همه کاربران است
host computers کامپیوتری در شبکه که حاوی سرویس خاص یا زبان برنامه نویس برای همه کاربران است
heaps مدت زمان که نور نوار یا ویدیو پیش از سرویس شدن تا تعمیر میتواند کار کند
heaping مدت زمان که نور نوار یا ویدیو پیش از سرویس شدن تا تعمیر میتواند کار کند
heap مدت زمان که نور نوار یا ویدیو پیش از سرویس شدن تا تعمیر میتواند کار کند
priorities ترتبی که وسایل جانبی مختلف که سیگنال وقفه فرستاده اند ,سرویس می گیرند , طبق اهمیت ضروریت آنها.
priority ترتبی که وسایل جانبی مختلف که سیگنال وقفه فرستاده اند ,سرویس می گیرند , طبق اهمیت ضروریت آنها.
controlled airspace قسمتی از هوا یا فضا در ابعادو اندازههای معین که سرویس کنترل هوایی برای ان تدارک دیده شده است
multidrop line پیکربندی سیستم مخابراتی که یک کانال یا خط منفرد رابرای سرویس دادن به ترمینالها بکار می برد خطی با چند افت
to make a complaint [about] شکایت کردن [درباره] [مثال: ناراضی بودن درباره کالا یا سرویس]
subscribing افزودن نام به لیست پستی از لیست سرویس ها تا هر پیامی برای گروه دریافت کنید
subscribes افزودن نام به لیست پستی از لیست سرویس ها تا هر پیامی برای گروه دریافت کنید
subscribed افزودن نام به لیست پستی از لیست سرویس ها تا هر پیامی برای گروه دریافت کنید
subscriber 1-شخصی که یک تلفن دارد.2-شخصی که مبلغی می پردازد تا به سرویس مثل BBS دستیابی یابد
dow jones information service سرویس اطلاعات که شامل اطلاعات جاری قیمت انبار وسایر خبرهای مالی است
subscribe افزودن نام به لیست پستی از لیست سرویس ها تا هر پیامی برای گروه دریافت کنید
subscribers 1-شخصی که یک تلفن دارد.2-شخصی که مبلغی می پردازد تا به سرویس مثل BBS دستیابی یابد
alerting service قسمت اعلام اماده باش سرویس اعلام خطر
squash tennis بازی شبیه به اسکواش درهمان محوطه بین 2 نفر که امتیاز فقط بوسیله سرویس کننده به دست می اید و توپ وراکت فرق دارند
inning گیمی که بازیگر سرویس زده و ان را باخته فرصت برای نوبت هر بازی بیلیارد یاکروکه یک بخش از بازی بولینگ
point of presence شماره دستیابی تلفن برای تامین کننده سرویس که برای اتصال به اینترنت از طریق مودم به کار می رود
cross compiling assembling روشی که توسط ان یک فرد ازمینی کامپیوتر و کامپیوتربزرگ یا سرویس اشتراک زمانی استفاده میکند تابرنامه هایی را نوشته واصلاح کند و بعدا" درریزکامپیوتر بکار ببرد
service شرکتی که سرویس خاص مانند خارج کردن فایلهای DTP به مجموعههای تایپ , تبدیل فایلها یا ایجاد اسلاید از فایلهای گرافیکی را بر عهده دارد
serviced شرکتی که سرویس خاص مانند خارج کردن فایلهای DTP به مجموعههای تایپ , تبدیل فایلها یا ایجاد اسلاید از فایلهای گرافیکی را بر عهده دارد
cellars محل ذخیره سازی موقت داده یا ثبات یا کارها که موضوعات برای درج و حذف به صورت Lifo عمل می کنند یعنی اولی که می آید آخر از همه سرویس می گیرد
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com