Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (35 milliseconds)
English
Persian
To forge a document (documents).
سند ومدرک سازی کردن
Other Matches
substantiates
با دلیل ومدرک اثبات کردن
substantiated
با دلیل ومدرک اثبات کردن
substantiating
با دلیل ومدرک اثبات کردن
substantiate
با دلیل ومدرک اثبات کردن
rectification
یکسو سازی همسو سازی مستقیم سازی
calk
بتونه کاری کردن زیرپوش سازی کردن مسدود کردن
junk
پاک کردن یا حذف کردن از فایل ذخیره سازی که دیگر استفاده نمیشود
calculating
دوباره سازی یا ایجاد داده جدید از طریق فشرده سازی وقایع عددی معین
pilot materials
وسایل و دست ابزارهای ماشین سازی یا مدل سازی
simulating
شبیه سازی کردن تشبیه کردن
simulate
شبیه سازی کردن تشبیه کردن
simulates
شبیه سازی کردن تشبیه کردن
floor
کف سازی کردن
floored
کف سازی کردن
floors
کف سازی کردن
ordnance plant
کارخانجات اسلحه سازی یامهمات سازی
jagger
الت کنگره سازی یادندانه سازی
copies
بدل سازی کردن
simulating
وانمود سازی کردن
copying
بدل سازی کردن
simulate
وانمود سازی کردن
copy
بدل سازی کردن
simulates
وانمود سازی کردن
copied
بدل سازی کردن
insculp
مجسمه سازی کردن
calker
زیرپوش سازی کردن
jerry build
بنا سازی کردن
compaction
فشرده سازی متراکم کردن
imagery
شبیه سازی عکاسی کردن
subvert
درون واژگون سازی کردن
bastardization
بدل سازی حرامزاده کردن
subverting
درون واژگون سازی کردن
subverted
درون واژگون سازی کردن
subverts
درون واژگون سازی کردن
simulate
شباهت داشتن به شبیه سازی کردن
simulates
شباهت داشتن به شبیه سازی کردن
simulating
شباهت داشتن به شبیه سازی کردن
photoengrave
بوسیله عکاسی گراور سازی کردن
pre-treatment
عملیات مقدماتی و آماده سازی
[مثل شستشوی پشم قبل از رنگرزی و یا آماده سازی دار جهت چله کشی]
one level address
سازماندهی فضای ذخیره سازی که هر نوع رسانه ذخیره سازی یکسان رفتار می شوند
ouster
بی بهره سازی محروم سازی
frustrations
خنثی سازی محروم سازی
imagery
مجسمه سازی شبیه سازی
frustration
خنثی سازی محروم سازی
irritancy
پوچ سازی باطل سازی
subjugation
مقهور سازی مطیع سازی
formularization
کوتاه سازی ضابطه سازی
clearance
پاک سازی تایید صلاحیت تخلیه کردن
erasable
1-رسانه ذخیره سازی که قابل استفاده مجدد است . 2-ذخیره سازی موقت
save
ذخیره سازی داده یا برنامه روی رسانه ذخیره سازی جانبی
saves
ذخیره سازی داده یا برنامه روی رسانه ذخیره سازی جانبی
saved
ذخیره سازی داده یا برنامه روی رسانه ذخیره سازی جانبی
deleting
پاک کردن متن یا فایل از یک رسانه ذخیره سازی
deleted
پاک کردن متن یا فایل از یک رسانه ذخیره سازی
deletes
پاک کردن متن یا فایل از یک رسانه ذخیره سازی
delete
پاک کردن متن یا فایل از یک رسانه ذخیره سازی
symmetrical compression
سیستم فشرده سازی که همان توان پردازش و زمان را برای فشرده سازی و از حالت فشرده در آوردن تصویر نیاز دارد
compacting
کاهش فضای ذخیره سازی داده با کد کردن آن به روشهای مختلف
compact
کاهش فضای ذخیره سازی داده با کد کردن آن به روشهای مختلف
pave
[صاف کردن و یکنواخت سازی لبه یا انتهای فرش با قیچی]
compacted
کاهش فضای ذخیره سازی داده با کد کردن آن به روشهای مختلف
compacts
کاهش فضای ذخیره سازی داده با کد کردن آن به روشهای مختلف
media
کپی کردن داده از یک بایت رسانه ذخیره سازی به دیگری
nonerasable storage
رسانه ذخیره سازی که قابل پاک کردن یا استفاده مجدد نیست
storage
رسانه ذخیره سازی که قابل پاک کردن یا استفاده مجدد نیست
maintenance
فرآیند بهنگام سازی فایل با تغییر دادن یا اضافه کردن یا حذف ورودی ها
sorts
الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند
sort
الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند
sorted
الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند
hitting
داده بازیابی شده از حافظه پنهان و نه رسانه ذخیره سازی . برای بیان اینکه در زمان صرفه جویی شده و پنهان سازی مفید بوده است
hit
داده بازیابی شده از حافظه پنهان و نه رسانه ذخیره سازی . برای بیان اینکه در زمان صرفه جویی شده و پنهان سازی مفید بوده است
hits
داده بازیابی شده از حافظه پنهان و نه رسانه ذخیره سازی . برای بیان اینکه در زمان صرفه جویی شده و پنهان سازی مفید بوده است
sweep
تجسس منطقه با رادار مین روبی کردن پاک کردن منطقه عملیات پاک سازی
electronic
کامپیوتر دیجیتالی با قط عات الکترونیکی حالت ساده با CPU و حافظه اصلی و فضای ذخیره سازی و دستگاه ورودی / خروجی . که توسط قط عات الکترونیکی و مدارهای مجتمع پیاده سازی می شوند
desert
[طراحی محوطه سازی در قرن هجدهم میلادی با نگاه کردن به طبیعت وحشی و دست نخورده]
dump
1-دادهای که از یک وسیله به دیگری برای ذخیره سازی کپی شده است . 2-انتقال داده به دیسک برای ذخیره سازی . 3-چاپ محتوای کل یابخشی از داده در حافظه
Indeo
فناوری نرم افزاری ساخت Intel که به کامپیوتر امکان ذخیره سازی و اجرای تصاویر ویدیویی فشرده را میدهد با استفاده از روشهای نرم افزاری فشرده سازی
external
روش مرتب سازی فایل حافظه جانبی مثل دیسک طبق منبع اصلی داده واز دیسک به عنوان حافظه جانبی حین ذخیره سازی استفاده میکند
externals
روش مرتب سازی فایل حافظه جانبی مثل دیسک طبق منبع اصلی داده واز دیسک به عنوان حافظه جانبی حین ذخیره سازی استفاده میکند
addressed
قرار دادن محل داده در باس آدرس برای مشخص کردن کلمهای در حافظه یا رسانه ذخیره سازی که باید به آن دستیابی شود
address
قرار دادن محل داده در باس آدرس برای مشخص کردن کلمهای در حافظه یا رسانه ذخیره سازی که باید به آن دستیابی شود
addresses
قرار دادن محل داده در باس آدرس برای مشخص کردن کلمهای در حافظه یا رسانه ذخیره سازی که باید به آن دستیابی شود
To cook the books.
حساب بالاآوردن (حساب سازی کردن )
document
عمل اسکن کردن متنهای کاغذی برای ایجاد OLR روی محتوای آن و ذخیره سازی آن روی دیسک به طوری که قابل جستجو باشد
refresh
بهنگام سازی مرتب تصویری صفحه CRT با اسکن کردن هر پیکسل با اشعه تصویر برای اطمینان از اینکه تصویر قابل دیدنی است
documented
عمل اسکن کردن متنهای کاغذی برای ایجاد OLR روی محتوای آن و ذخیره سازی آن روی دیسک به طوری که قابل جستجو باشد
documenting
عمل اسکن کردن متنهای کاغذی برای ایجاد OLR روی محتوای آن و ذخیره سازی آن روی دیسک به طوری که قابل جستجو باشد
refreshes
بهنگام سازی مرتب تصویری صفحه CRT با اسکن کردن هر پیکسل با اشعه تصویر برای اطمینان از اینکه تصویر قابل دیدنی است
refreshed
بهنگام سازی مرتب تصویری صفحه CRT با اسکن کردن هر پیکسل با اشعه تصویر برای اطمینان از اینکه تصویر قابل دیدنی است
double
سیستمی که فرفیت ذخیره سازی دیسک را با دو برابر کردن تعداد بیتهای روی سطح دیسک دو برابر میکند
doubled up
سیستمی که فرفیت ذخیره سازی دیسک را با دو برابر کردن تعداد بیتهای روی سطح دیسک دو برابر میکند
doubled
سیستمی که فرفیت ذخیره سازی دیسک را با دو برابر کردن تعداد بیتهای روی سطح دیسک دو برابر میکند
conditioning
شرطی کردن شرطی سازی
densities
سیستمی که حجم ذخیره سازی درایو دیسک را با دو برابر کردن تعداد بیتهایی که روی سطح دیسک می توان گذاشت دو برابر میکند
density
سیستمی که حجم ذخیره سازی درایو دیسک را با دو برابر کردن تعداد بیتهایی که روی سطح دیسک می توان گذاشت دو برابر میکند
list
1-محاسبه مجموعهای از موضوعات داده مثل جمع و حذف و مرتب کردن و بهنگام سازی ورودی ها. 2LISP- یا زبان سطح بالا برای پردازش لیست دستورات یا داده و در یک محیط هوش مصنوعی
individualises
تک سازی
flection
خم سازی
flooring
کف سازی
individualizing
تک سازی
individualizes
تک سازی
individuation
تک سازی
individualized
تک سازی
pavements
کف سازی
pavement
کف سازی
individualization
تک سازی
bridgework
پل سازی
bridge building
پل سازی
stylization
مد سازی
individualising
تک سازی
individualize
تک سازی
truncation
بی سر سازی
retortion
خم سازی
individualised
تک سازی
retortion
کج سازی
deflexion
خم سازی
repk lection
پر سازی
local anasthesia
سر سازی
padding
له سازی
compaction
تو پر سازی
idolization
بت سازی
simplifies
ساده سازی
simplify
ساده سازی
transmogrification
دگرگون سازی
dwelling construction
اپارتمان سازی
soapmaking
صابون سازی
forging signatures
امضا سازی
anabiosis
زنده سازی
wearisomeness
کسل سازی
irksomeness
کسل سازی
throwbacks
متوقف سازی
tracucement
بدنام سازی
confectionary
شیرینی سازی
simplifying
ساده سازی
lapidification
سنگ سازی
minimization
کمینه سازی
displacement
جانشین سازی
irreticence
فاش سازی
peneplanation
دشت سازی
domestication
اهلی سازی
tubing
لوله سازی
formularization
فرمول سازی
procurance
فراهم سازی
dwelling construction
خانه سازی
scorification
تفاله سازی
transposition
جابه جا سازی
transposition
پس وپیش سازی
immunization
ایمن سازی
form work
کاذب سازی
latticing
شبکه سازی
tubulation
لوله سازی
asphalt paving
جاده سازی
ordering
مرتب سازی
schemed
سامان سازی
schemes
سامان سازی
atomization
ریز سازی
invalidation
باطل سازی
saponification
صابون سازی
sanguification
خون سازی
inurement
معتاد سازی
divestment
بی بهره سازی
divestiture
برهنه سازی
suppression
موقوف سازی
revelation
فاش سازی
revelations
فاش سازی
sound effects
صدا سازی
seduction
گمراه سازی
scheme
سامان سازی
diamond-faced
روستایی سازی
pilework foundation
پی سازی با شمع
throwback
متوقف سازی
staggered corbelling
مزغل سازی
foliation
برگ سازی
road building
جاده سازی
miseenscene
صحنه سازی
torrefaction
خشک سازی
torrefaction
برشته سازی
road construction
جاده سازی
chequer-set
مزغل سازی
enrichment
غنی سازی
modeller
قالب سازی
sedimentation
رسوب سازی
flatting
تنکه سازی
layoffs
بیکار سازی
detection
اشکار سازی
soilure
الوده سازی
trituration
نرم سازی
proportionment
متناسب سازی
punctation
نقطه سازی
computer simulation
شبیه سازی
supersession
لغو سازی
deconditioning
ناشرطی سازی
puppydom
خود سازی
minimalization
کمینه سازی
puppyhood
خود سازی
lamponery
هجونامه سازی
purification
خالص سازی
documentation
مستند سازی
pulverization
پودر سازی
microminiaturization
ریز سازی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com