Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (33 milliseconds)
English
Persian
To forge a document (documents).
سند ومدرک سازی کردن
Other Matches
substantiating
با دلیل ومدرک اثبات کردن
substantiate
با دلیل ومدرک اثبات کردن
substantiated
با دلیل ومدرک اثبات کردن
substantiates
با دلیل ومدرک اثبات کردن
rectification
یکسو سازی همسو سازی مستقیم سازی
calk
بتونه کاری کردن زیرپوش سازی کردن مسدود کردن
junk
پاک کردن یا حذف کردن از فایل ذخیره سازی که دیگر استفاده نمیشود
calculating
دوباره سازی یا ایجاد داده جدید از طریق فشرده سازی وقایع عددی معین
pilot materials
وسایل و دست ابزارهای ماشین سازی یا مدل سازی
simulates
شبیه سازی کردن تشبیه کردن
simulate
شبیه سازی کردن تشبیه کردن
simulating
شبیه سازی کردن تشبیه کردن
floor
کف سازی کردن
floored
کف سازی کردن
floors
کف سازی کردن
ordnance plant
کارخانجات اسلحه سازی یامهمات سازی
jagger
الت کنگره سازی یادندانه سازی
copied
بدل سازی کردن
simulating
وانمود سازی کردن
copies
بدل سازی کردن
simulate
وانمود سازی کردن
copy
بدل سازی کردن
copying
بدل سازی کردن
simulates
وانمود سازی کردن
calker
زیرپوش سازی کردن
jerry build
بنا سازی کردن
insculp
مجسمه سازی کردن
compaction
فشرده سازی متراکم کردن
bastardization
بدل سازی حرامزاده کردن
imagery
شبیه سازی عکاسی کردن
subvert
درون واژگون سازی کردن
subverting
درون واژگون سازی کردن
subverts
درون واژگون سازی کردن
subverted
درون واژگون سازی کردن
simulate
شباهت داشتن به شبیه سازی کردن
simulating
شباهت داشتن به شبیه سازی کردن
simulates
شباهت داشتن به شبیه سازی کردن
photoengrave
بوسیله عکاسی گراور سازی کردن
pre-treatment
عملیات مقدماتی و آماده سازی
[مثل شستشوی پشم قبل از رنگرزی و یا آماده سازی دار جهت چله کشی]
one level address
سازماندهی فضای ذخیره سازی که هر نوع رسانه ذخیره سازی یکسان رفتار می شوند
subjugation
مقهور سازی مطیع سازی
ouster
بی بهره سازی محروم سازی
formularization
کوتاه سازی ضابطه سازی
imagery
مجسمه سازی شبیه سازی
frustrations
خنثی سازی محروم سازی
frustration
خنثی سازی محروم سازی
irritancy
پوچ سازی باطل سازی
clearance
پاک سازی تایید صلاحیت تخلیه کردن
erasable
1-رسانه ذخیره سازی که قابل استفاده مجدد است . 2-ذخیره سازی موقت
saved
ذخیره سازی داده یا برنامه روی رسانه ذخیره سازی جانبی
saves
ذخیره سازی داده یا برنامه روی رسانه ذخیره سازی جانبی
save
ذخیره سازی داده یا برنامه روی رسانه ذخیره سازی جانبی
deleting
پاک کردن متن یا فایل از یک رسانه ذخیره سازی
deletes
پاک کردن متن یا فایل از یک رسانه ذخیره سازی
delete
پاک کردن متن یا فایل از یک رسانه ذخیره سازی
deleted
پاک کردن متن یا فایل از یک رسانه ذخیره سازی
symmetrical compression
سیستم فشرده سازی که همان توان پردازش و زمان را برای فشرده سازی و از حالت فشرده در آوردن تصویر نیاز دارد
compacting
کاهش فضای ذخیره سازی داده با کد کردن آن به روشهای مختلف
compacted
کاهش فضای ذخیره سازی داده با کد کردن آن به روشهای مختلف
pave
[صاف کردن و یکنواخت سازی لبه یا انتهای فرش با قیچی]
compact
کاهش فضای ذخیره سازی داده با کد کردن آن به روشهای مختلف
compacts
کاهش فضای ذخیره سازی داده با کد کردن آن به روشهای مختلف
media
کپی کردن داده از یک بایت رسانه ذخیره سازی به دیگری
storage
رسانه ذخیره سازی که قابل پاک کردن یا استفاده مجدد نیست
nonerasable storage
رسانه ذخیره سازی که قابل پاک کردن یا استفاده مجدد نیست
maintenance
فرآیند بهنگام سازی فایل با تغییر دادن یا اضافه کردن یا حذف ورودی ها
sorted
الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند
sort
الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند
sorts
الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند
hitting
داده بازیابی شده از حافظه پنهان و نه رسانه ذخیره سازی . برای بیان اینکه در زمان صرفه جویی شده و پنهان سازی مفید بوده است
hit
داده بازیابی شده از حافظه پنهان و نه رسانه ذخیره سازی . برای بیان اینکه در زمان صرفه جویی شده و پنهان سازی مفید بوده است
hits
داده بازیابی شده از حافظه پنهان و نه رسانه ذخیره سازی . برای بیان اینکه در زمان صرفه جویی شده و پنهان سازی مفید بوده است
sweep
تجسس منطقه با رادار مین روبی کردن پاک کردن منطقه عملیات پاک سازی
electronic
کامپیوتر دیجیتالی با قط عات الکترونیکی حالت ساده با CPU و حافظه اصلی و فضای ذخیره سازی و دستگاه ورودی / خروجی . که توسط قط عات الکترونیکی و مدارهای مجتمع پیاده سازی می شوند
desert
[طراحی محوطه سازی در قرن هجدهم میلادی با نگاه کردن به طبیعت وحشی و دست نخورده]
dump
1-دادهای که از یک وسیله به دیگری برای ذخیره سازی کپی شده است . 2-انتقال داده به دیسک برای ذخیره سازی . 3-چاپ محتوای کل یابخشی از داده در حافظه
Indeo
فناوری نرم افزاری ساخت Intel که به کامپیوتر امکان ذخیره سازی و اجرای تصاویر ویدیویی فشرده را میدهد با استفاده از روشهای نرم افزاری فشرده سازی
externals
روش مرتب سازی فایل حافظه جانبی مثل دیسک طبق منبع اصلی داده واز دیسک به عنوان حافظه جانبی حین ذخیره سازی استفاده میکند
external
روش مرتب سازی فایل حافظه جانبی مثل دیسک طبق منبع اصلی داده واز دیسک به عنوان حافظه جانبی حین ذخیره سازی استفاده میکند
addresses
قرار دادن محل داده در باس آدرس برای مشخص کردن کلمهای در حافظه یا رسانه ذخیره سازی که باید به آن دستیابی شود
addressed
قرار دادن محل داده در باس آدرس برای مشخص کردن کلمهای در حافظه یا رسانه ذخیره سازی که باید به آن دستیابی شود
address
قرار دادن محل داده در باس آدرس برای مشخص کردن کلمهای در حافظه یا رسانه ذخیره سازی که باید به آن دستیابی شود
To cook the books.
حساب بالاآوردن (حساب سازی کردن )
refresh
بهنگام سازی مرتب تصویری صفحه CRT با اسکن کردن هر پیکسل با اشعه تصویر برای اطمینان از اینکه تصویر قابل دیدنی است
document
عمل اسکن کردن متنهای کاغذی برای ایجاد OLR روی محتوای آن و ذخیره سازی آن روی دیسک به طوری که قابل جستجو باشد
documented
عمل اسکن کردن متنهای کاغذی برای ایجاد OLR روی محتوای آن و ذخیره سازی آن روی دیسک به طوری که قابل جستجو باشد
refreshed
بهنگام سازی مرتب تصویری صفحه CRT با اسکن کردن هر پیکسل با اشعه تصویر برای اطمینان از اینکه تصویر قابل دیدنی است
documenting
عمل اسکن کردن متنهای کاغذی برای ایجاد OLR روی محتوای آن و ذخیره سازی آن روی دیسک به طوری که قابل جستجو باشد
refreshes
بهنگام سازی مرتب تصویری صفحه CRT با اسکن کردن هر پیکسل با اشعه تصویر برای اطمینان از اینکه تصویر قابل دیدنی است
double
سیستمی که فرفیت ذخیره سازی دیسک را با دو برابر کردن تعداد بیتهای روی سطح دیسک دو برابر میکند
doubled
سیستمی که فرفیت ذخیره سازی دیسک را با دو برابر کردن تعداد بیتهای روی سطح دیسک دو برابر میکند
doubled up
سیستمی که فرفیت ذخیره سازی دیسک را با دو برابر کردن تعداد بیتهای روی سطح دیسک دو برابر میکند
conditioning
شرطی کردن شرطی سازی
densities
سیستمی که حجم ذخیره سازی درایو دیسک را با دو برابر کردن تعداد بیتهایی که روی سطح دیسک می توان گذاشت دو برابر میکند
density
سیستمی که حجم ذخیره سازی درایو دیسک را با دو برابر کردن تعداد بیتهایی که روی سطح دیسک می توان گذاشت دو برابر میکند
list
1-محاسبه مجموعهای از موضوعات داده مثل جمع و حذف و مرتب کردن و بهنگام سازی ورودی ها. 2LISP- یا زبان سطح بالا برای پردازش لیست دستورات یا داده و در یک محیط هوش مصنوعی
individuation
تک سازی
deflexion
خم سازی
local anasthesia
سر سازی
padding
له سازی
retortion
کج سازی
flooring
کف سازی
retortion
خم سازی
stylization
مد سازی
individualization
تک سازی
repk lection
پر سازی
individualised
تک سازی
flection
خم سازی
individualising
تک سازی
individualize
تک سازی
individualized
تک سازی
idolization
بت سازی
individualizes
تک سازی
individualizing
تک سازی
bridge building
پل سازی
individualises
تک سازی
bridgework
پل سازی
truncation
بی سر سازی
compaction
تو پر سازی
pavement
کف سازی
pavements
کف سازی
optimality
بهینه سازی
segmentation
قطعه سازی
gunsmithery
تفنگ سازی
grillwork
سبد سازی
irreticence
فاش سازی
packs
فشرده سازی
verthrow
سرنگون سازی
wearisomeness
کسل سازی
pack
فشرده سازی
sedimentation
رسوب سازی
tracucement
بدنام سازی
heterodyne reception
زنه سازی
statues
پیکر سازی
pacification
ارام سازی
harmonization
هم اهنگ سازی
torrefaction
خشک سازی
inurement
معتاد سازی
invalidation
باطل سازی
atomization
ریز سازی
irksomeness
کسل سازی
torrefaction
برشته سازی
versification
نظم سازی
versification
قافیه سازی
verbalization
فعل سازی
grillwork
شبکه سازی
glasswork
شیشه سازی
vitrification
شیشه سازی
road construction
جاده سازی
insulate
عایق سازی
insulates
عایق سازی
road building
جاده سازی
retrenchment
مستحکم سازی
asphalt paving
جاده سازی
gemination
جفت سازی
lamponery
هجونامه سازی
sensitization
حساس سازی
neutralization
خنثی سازی
suppression
موقوف سازی
separatism
جدا سازی
smoothing
صاف سازی
bonification
به سازی محیط
gold beating
زرورق سازی
haematogenesis
خون سازی
insulating
عایق سازی
gnomonics
فن شاخص سازی
glycogenesis
گلیکوژن سازی
viniculture
شراب سازی
ordering
مرتب سازی
reviviscence
زنده سازی
simplifications
ساده سازی
vitiation
تباه سازی
graphics
نگاره سازی
simplification
ساده سازی
notations
نماد سازی
sanguification
خون سازی
rubefaction
قرمز سازی
impregnation
ابستن سازی
belittlement
کم ارزش سازی
inebriation
مست سازی
flooring
مصالح کف سازی
road making
راه سازی
immortalization
جاوید سازی
polarization
قطبی سازی
inflection
خم سازی خمیدگی
typification
علامت سازی
truncation
ناقص سازی
inflections
خم سازی خمیدگی
ruggedization
با دوام سازی
bellfounding
زنگ سازی
saponification
صابون سازی
inculcation
جایگیر سازی
individualization
منفرد سازی
tubulation
لوله سازی
individualization
فرد سازی
frame-ups
پرونده سازی
scenography
مجلس سازی
individuation
جدا سازی
sacrfing
جفت سازی
saccharification
قند سازی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com