Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (13 milliseconds)
English
Persian
bazer
سوارکاری که درکنار گاومیراند و او را در مسیری قرار میدهد تا گاوباز بهتربتواند روی ان بپرد
Other Matches
accent mark
علامتی که پس ازیک نت قرار میگیرد و نشان میدهد که نت در چه گامی قرار دارد
assemble
قرار دادن محصولات سخت افزاری و نرم افزاری درکنار هم از بخشهای کوچکتر
assembled
قرار دادن محصولات سخت افزاری و نرم افزاری درکنار هم از بخشهای کوچکتر
assembles
قرار دادن محصولات سخت افزاری و نرم افزاری درکنار هم از بخشهای کوچکتر
ToolTips
برنامهای که تحت ویندوز کار میکند و یک خط از متن را زیر یک نشانه نشان میدهد وقتی که کاربر نشانه را روی آن قرار میدهد
time
ثیر قرار میدهد
factor
ثیر قرار میدهد
switches
ثیر قرار میدهد
switched
ثیر قرار میدهد
switch
ثیر قرار میدهد
times
ثیر قرار میدهد
transaction
ثیر قرار میدهد.
timed
ثیر قرار میدهد
factors
ثیر قرار میدهد
coordinate
مقادیری که یک نقط ه را روی گراف یا نقشه قرار میدهد
balance
مدار الکتریکی که یک بار صحیح را روی خط ارتباطی قرار میدهد.
packing
برنامهای که داده را در فضاهای ذخیره سازی کوچک قرار میدهد
balances
مدار الکتریکی که یک بار صحیح را روی خط ارتباطی قرار میدهد.
cut
روشی که به صورت خودکار کاغذ را درون چاپگر قرار میدهد
cuts
روشی که به صورت خودکار کاغذ را درون چاپگر قرار میدهد
equitation
سوارکاری
hacking jackets
کت سوارکاری
hacking jacket
کت سوارکاری
horsemanship
سوارکاری
agendas
نرم افزاری که به کاربر اجازه میدهد که قرار ملاقاتهای یک روز را ضبط کند
staging light
چراغی که به راننده علامت میدهد که چرخهای اتومبیل درست روی خط قرار دارند
agenda
نرم افزاری که به کاربر اجازه میدهد که قرار ملاقاتهای یک روز را ضبط کند
card
وسیلهای که به طور خودکار کارت پانچ را درون دستگاه خواننده قرار میدهد
calendar program
ابزار نرم افزاری که به کاربر اجازه ورود و بررسی به قرار ملاقات ها میدهد
cards
وسیلهای که به طور خودکار کارت پانچ را درون دستگاه خواننده قرار میدهد
gambado
زنگار یا پا پیچ سوارکاری
flatbed
ماشین چاپ یا اسکن که کاغذ یا تصویر را در یک سطح صاف در حین پردازش قرار میدهد
assignments
دستور ابتدایی برنامه نویسی که یک متغیر را معادل با یک مقدار یا رشته یا حرف قرار میدهد
DD/D
نرم افزاری که لیستی از نوع و حالت دادههای پایگاه داده در اختیار قرار میدهد
assignment
دستور ابتدایی برنامه نویسی که یک متغیر را معادل با یک مقدار یا رشته یا حرف قرار میدهد
bullfighter
گاوباز
bullfighters
گاوباز
calendar program
ابزار نرم افزاری که به چندین کاربر اجازه بررسی قرار ملاقات ها وزمان بندیهای سایرین را میدهد
matadors
گاوباز اصلی
torero
گاوباز پیاده
matadors
گاوباز اسپانیولی
matador
گاوباز اصلی
matador
گاوباز اسپانیولی
game theory
این نظریه اغلب در تحلیل کردار انحصارچند جانبه بکار میرود واستراتژیهای مختلف را موردبررسی قرار میدهد
tabulator
بخشی از ماشین تایپ یا کلمه پرداز که کلمات و اعداد رابه صورت خودکار در ستون هایی قرار میدهد
cuadrilla
تیم مددکار گاوباز
encapsulated
دستور Post Script که یک تصویر یا صفحه را در یک فایل شرح میدهد که میتواند در یک برنامه گرافیکی یا DTP قرار داشته باشد
torero
گاوباز یا عضو تیم گاوبازی
port
وسیلهای که بین پورت ورودی /خروجی و چندین وسیله جانبی قرار دارد. و به کامپیوتر امکان دستیابی به تمام آنها را میدهد
sheet
سیستم نگهداری کاغذ که ورقههای کاغذ را یکباره در چاپگر قرار میدهد
sheets
سیستم نگهداری کاغذ که ورقههای کاغذ را یکباره در چاپگر قرار میدهد
dashes
مسیری را ادامه دادن
dash
مسیری را ادامه دادن
dashed
مسیری را ادامه دادن
along by
درکنار
by
درکنار
beside
درکنار
ashore
درکنار
sidelong
درکنار
besides
درکنار
scheduler
امکان نرم افزاری که به کاربر امکان مدیریت جلسات , قرار ملاقاتها یا استفاده از منابع میدهد.
sprocket holes
مجموعه سوراخ کوچک در هر لبه مجموعهای کاغذ که امکان چرخیدن و قرار گرفتن کاغذ در چاپگر میدهد
bioecology
رشتهای از محیط شناسی که روابط گیاهان و حیوانات رابا محیط اطراف خود موردبحث قرار میدهد
picador
عضو گروه گاوباز سوار نیزه دار
bridgeheads
پایگاه درکنار دریا
bridgehead
پایگاه درکنار دریا
get it all together
<idiom>
همه چیز درکنار هم
prints
بازوی متحرک در چاپگر wheel-daisy که حروف آهنی را روی ریبون چاپگر قرار میدهد ورودی کاغذ علامت می گذارد
printed
بازوی متحرک در چاپگر wheel-daisy که حروف آهنی را روی ریبون چاپگر قرار میدهد ورودی کاغذ علامت می گذارد
access mechanism
دستگاه مکانیکی در واحدذخیره دیسک که نوکهای مخصوص خواندن و نوشتن را روی شیارهای صحیح دیسک قرار میدهد مکانیزم دستیابی
print
بازوی متحرک در چاپگر wheel-daisy که حروف آهنی را روی ریبون چاپگر قرار میدهد ورودی کاغذ علامت می گذارد
mathematical school
مکتبی که مسائل اقتصادی را از دیدگاه ریاضی مورد تجزیه و تحلیل قرار میدهد از جمله اقتصاددانان این مکتب میتوان از استانلی جونز و لئون والراس نام برد
auto
الگویی از برخی برنامههای گرافیکی که یک تصویر بیتی را به برداری تبدیل میکند به این ترتیب که لبههای شکل را در تصویر قرار میدهد و اطراف آن خط می کشد
autos
الگویی از برخی برنامههای گرافیکی که یک تصویر بیتی را به برداری تبدیل میکند به این ترتیب که لبههای شکل را در تصویر قرار میدهد و اطراف آن خط می کشد
graveyard
مسیری که کسب امتیاز خوب روی ان مشکل است
cheesecake
مسیری در بولینگ که امتیازبه دست اوردن در ان اسان است
cheesecakes
مسیری در بولینگ که امتیازبه دست اوردن در ان اسان است
drag hunt
شکار با تازی در مسیری بابوی مصنوعی روباه بخاطرورزش
graveyards
مسیری که کسب امتیاز خوب روی ان مشکل است
burladero
دیوار چوبی محافظ هنگام تعقیب شدن گاوباز بوسیله گاو
kilian position
وضع ایستادن دواسکیت بازرقصنده درکنار هم
bowling alleys
مسیری که توپ بولینگ را در راستای آن به سوی هدف پرتاب میکنند
bowling alley
مسیری که توپ بولینگ را در راستای آن به سوی هدف پرتاب میکنند
flank
از جناح حمله کردن درکنار واقع شدن
flanking
از جناح حمله کردن درکنار واقع شدن
flanked
از جناح حمله کردن درکنار واقع شدن
adjacent
دو گرهای که توسط مسیری به هم وصل اند که هیچ گره دیگری به آن وصل نیست
track
در رهگیری هوایی یعنی " به نظر من هواپیمای دشمن روی مسیری است که داده شده است . "
tracks
در رهگیری هوایی یعنی " به نظر من هواپیمای دشمن روی مسیری است که داده شده است . "
tracked
در رهگیری هوایی یعنی " به نظر من هواپیمای دشمن روی مسیری است که داده شده است . "
logical
حرف یا کلمهای که عمل منط قی که انجام میدهد را شرح میدهد.
zone bits
بیتهای مخصوصی که درکنار بیتهای عددی برای نمایش کاراکترهای الفبایی بکار میروند
alignments
میخی که در سوراخی قرار می دهند تا دو وسیله متوازن قرار بگیرند
alignment
میخی که در سوراخی قرار می دهند تا دو وسیله متوازن قرار بگیرند
postures
چگونگی طرز ایستادن یا قرار گرفتن قرار دادن
posturing
چگونگی طرز ایستادن یا قرار گرفتن قرار دادن
postured
چگونگی طرز ایستادن یا قرار گرفتن قرار دادن
posture
چگونگی طرز ایستادن یا قرار گرفتن قرار دادن
without recourse
عبارتی که درفهر نویسی اسناد قابل انتقال بکار می رود و به وسیله ان فهر نویس مسئوولیت خودرا در برابر فهر نویسان بعدی نفی میکند و تنها خودرا در برابر کسی که سند رابرایش صادر کرده است مسئول قرار میدهد
dma
UPC ای که به کنترولی DMA اجازه ارسال داده روی باس در حین دورههای ساعت میدهد وقتی که دستورات داخلی یا NOP را انجام میدهد
graphics
پردازنده جانبی که سرعت نمایش را افزایش میدهد. محل پیکس ها را محاسبه میکند که خط c شکل را می سازند و آنها را نمایش میدهد
support
CI مخصوص که با cpu کار میکند و یک تابع جمع یا عملیات استاندارد را به سرعت انجام میدهد و سرعت پردازش را افزایش میدهد
surface mount technology
روش ساخت تختههای مدار که قط عات الکترونیکی مستقیماگ روی سطح تخته قرار دارند به جای اینکه در سوراخها قرار بگیرد و در آن محل جا شوند
writ of error
قرار یا حکم دادگاه که متضمن تصحیح اشتباه موجود در حکم یا قرار قبلی است
classifies
در یک کلاس قرار دادن یا در زیر مجموعههای مختلف قرار دادن
classify
در یک کلاس قرار دادن یا در زیر مجموعههای مختلف قرار دادن
classifying
در یک کلاس قرار دادن یا در زیر مجموعههای مختلف قرار دادن
supervisory
1-سیگنالی که نشان میدهد آیا مدار مشغول است یا خیر. 2-سیگنالی که وضعیت وسیله را نشان میدهد
HTML
مجموعهای از کدهای مخصوص که نحوه و نوعی که برای نمایش متن به کار می رود نشان میدهد و امکان ارتباط از طریق کلمات خاص درون متن به بخشهای دیگر متن یا متنهای دیگر میدهد
countershaft
محور رابطه در یک رشته محور که بین محور ومتحرک قرار می گیرد تا نسبت سرعت زیادی را بوجود اوردو یا در محلی قرار گیرد که در ان اتصال مستقیم مشکل باشد
piezoelectric
ویژگی برخی کریستالها که به هنگام اعمال ولتاژ به انهاتحت فشار قرار می گیرند یابه هنگام قرار گرفتن درمعرض فشار مکانیکی یک ولتاژ تولید می کنند
fibre over Etherenet
میدهد
worlds
میدهد
world
میدهد
the garden provides food
میدهد
readout
را میدهد
creditor's bill
به ورثه میدهد
periodic
که مرتب رخ میدهد
the ship leaks
کشتی اب تو میدهد
point
نشان میدهد
belly dancer
زنیکهرقصشکمانجام میدهد
periodical
که مرتب رخ میدهد
equanimity
قرار
concord
قرار
moonish
بی قرار
accords
قرار
accorded
قرار
writs
قرار
accord
قرار
dictums
قرار
dictum
قرار
rate
قرار
rates
قرار
accommodations
قرار
accommodation
قرار
at
از قرار
swage
قرار
arrangment
قرار
restless
بی قرار
writ
قرار
black smiths, top swage
قرار
arrangement
قرار
arrangements
قرار
decision
قرار
decisions
قرار
stipulation
قرار
variable
بی قرار
variables
بی قرار
at the rate of
از قرار
gunner
بازیگری که کمترپاس میدهد
fast
کیلو baud میدهد
you are advised that
به شما اگاهی میدهد
he pays his own money
پولش را خودش میدهد
What does this mean?
این چه معنی میدهد؟
fasts
کیلو baud میدهد
fastest
کیلو baud میدهد
fasted
کیلو baud میدهد
gunners
بازیگری که کمترپاس میدهد
sea mark
خطی که حدجزرومدرانشان میدهد
previous
آنچه زودتر رخ میدهد
it smells sour
بوی ترشیده میدهد
voter
کسی که رای میدهد
voters
کسی که رای میدهد
we are informed by him that
محترما` اگاهی میدهد که
what is the thir everning
امشب چه نشان میدهد
it gives off a bad odour
بوی بدی میدهد
decreeing
قرار دادگاه
tryst
قرار ملاقات
baffing wind
بادبی قرار
stand
قرار گرفتن
seemingly
از قرار معلوم
interlocutory decree
قرار اعدادی
encampment
قرار گاه
reportedly
به قرار مسموع
setting up
قرار دادن
lodges
قرار دادن
lodge
قرار دادن
it fell to my lot to go
قرار شد من بروم
agreed
قرار شده
encampments
قرار گاه
stipulation
قرار داد
lodged
قرار دادن
inquiet
بی قرار دل واپس
permanent mold
قرار می گیرند
bit mapped screen
RA قرار گیرد
stymied
قرار گرفتن
posit
قرار دادن
stymieing
قرار گرفتن
stymies
قرار گرفتن
make
قرار دادن
makes
قرار دادن
lay
قرار دادن
lays
قرار دادن
subcontract
قرار دادفرعی
to this effect
ازاین قرار
subcontracted
قرار دادفرعی
subcontracting
قرار دادفرعی
stymie
قرار گرفتن
evidently
از قرار معلوم
writ of attachment
قرار توقیف
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com