Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 301 (14 milliseconds)
English
Persian
f. of the ear
سوراخ گوش
Search result with all words
card
ماشینی که در کارت پانچ سوراخ ایجاد میکند
cards
ماشینی که در کارت پانچ سوراخ ایجاد میکند
burrow
سوراخ زیرزمینی
burrowed
سوراخ زیرزمینی
burrowing
سوراخ زیرزمینی
burrows
سوراخ زیرزمینی
notch
شکاف چوبخط سوراخ کردن
notches
شکاف چوبخط سوراخ کردن
mesh
:سوراخ تور
mesh
سوراخ
meshes
:سوراخ تور
meshes
سوراخ
meshing
:سوراخ تور
meshing
سوراخ
socket
[وسیله با سوراخ هایی که ورودی در آن نصب میشود]
fat
قسمت عریض چمن دور سوراخ گلف
fats
قسمت عریض چمن دور سوراخ گلف
fatter
قسمت عریض چمن دور سوراخ گلف
fattest
قسمت عریض چمن دور سوراخ گلف
palette
لوحه سوراخ دار بیضی یامستطیل مخصوص رنگ امیزی نقاشی
palettes
لوحه سوراخ دار بیضی یامستطیل مخصوص رنگ امیزی نقاشی
down
به سوراخ انداخته شده
perforation
سوراخ
perforation
عمل سوراخ کردن ایجاد سوراخ
puncture
سوراخ
puncture
سوراخ کردن پنچر شدن
puncture
سوراخ شدن
puncture
سوراخ کردن شکست
punctured
سوراخ
punctured
سوراخ کردن پنچر شدن
punctured
سوراخ شدن
punctured
سوراخ کردن شکست
punctures
سوراخ
punctures
سوراخ کردن پنچر شدن
punctures
سوراخ شدن
punctures
سوراخ کردن شکست
puncturing
سوراخ
puncturing
سوراخ کردن پنچر شدن
puncturing
سوراخ شدن
puncturing
سوراخ کردن شکست
opening
جای خالی سوراخ
opening
سوراخ
openings
جای خالی سوراخ
openings
سوراخ
earth
حفره زیرزمینی روباه بیرون راندن روباه از سوراخ
earths
حفره زیرزمینی روباه بیرون راندن روباه از سوراخ
drop
گل پس از چرخیدن روی حلقه بسکتبال به زمین انداختن انداختن گوی گلف به سوراخ به زمین انداختن توپ پس ازبل گرفتن
dropped
گل پس از چرخیدن روی حلقه بسکتبال به زمین انداختن انداختن گوی گلف به سوراخ به زمین انداختن توپ پس ازبل گرفتن
dropping
گل پس از چرخیدن روی حلقه بسکتبال به زمین انداختن انداختن گوی گلف به سوراخ به زمین انداختن توپ پس ازبل گرفتن
drops
گل پس از چرخیدن روی حلقه بسکتبال به زمین انداختن انداختن گوی گلف به سوراخ به زمین انداختن توپ پس ازبل گرفتن
drill
سوراخ کردن چاه کندن
drill
سوراخ کردن
drilled
سوراخ کردن چاه کندن
drilled
سوراخ کردن
drills
سوراخ کردن چاه کندن
drills
سوراخ کردن
pool
سوراخ کردن
pooled
سوراخ کردن
pools
سوراخ کردن
borehole
سوراخ مته
borehole
سوراخ
boreholes
سوراخ مته
boreholes
سوراخ
putt
ضربت توپ گلف نزدیک سوراخ
putt
ضربه برای انداختن به سوراخ
putted
ضربت توپ گلف نزدیک سوراخ
putted
ضربه برای انداختن به سوراخ
putts
ضربت توپ گلف نزدیک سوراخ
putts
ضربه برای انداختن به سوراخ
putter
چوب مخصوص انداختن گوی به سوراخ
puttered
چوب مخصوص انداختن گوی به سوراخ
puttering
چوب مخصوص انداختن گوی به سوراخ
putters
چوب مخصوص انداختن گوی به سوراخ
rupture
شکافتن و سوراخ کردن به طور دایرهای
ruptures
شکافتن و سوراخ کردن به طور دایرهای
rupturing
شکافتن و سوراخ کردن به طور دایرهای
overture
سوراخ
overtures
سوراخ
away
بازی در زمین حریف گویی که دورتر ازگوی دیگر از سوراخ قراردارد و حق تقدم برای ضربه زدن پیدا میکند
sector
سوراخ در لبه دیسک برای نشان دادن محل اولین شیار
sectors
سوراخ در لبه دیسک برای نشان دادن محل اولین شیار
vending machine
ماشین خود کاری که باانداختن پول در سوراخ ان جنس مورد لزوم از ان خارج میشود
vending machines
ماشین خود کاری که باانداختن پول در سوراخ ان جنس مورد لزوم از ان خارج میشود
polarized
اتصال لبه که یک سوراخ یا کلید دارد که مانع از نصب آن به صورت برعکس میشود
deuce
انداختن گوی گلف به سوراخ با دو ضربه دیوس
putting green
چمن سبز نزدیک محل سوراخ گلف
putting green
قسمت چمن نرم که در اخرهر بخش سوراخ در ان قراردارد
putting greens
چمن سبز نزدیک محل سوراخ گلف
putting greens
قسمت چمن نرم که در اخرهر بخش سوراخ در ان قراردارد
pilloried
نوعی الت شکنجه قدیمی که سر ودست مجرم رااز سوراخ کوچک تخته سنگی گذارنده وفشار میدادند
pillories
نوعی الت شکنجه قدیمی که سر ودست مجرم رااز سوراخ کوچک تخته سنگی گذارنده وفشار میدادند
pillory
نوعی الت شکنجه قدیمی که سر ودست مجرم رااز سوراخ کوچک تخته سنگی گذارنده وفشار میدادند
pillorying
نوعی الت شکنجه قدیمی که سر ودست مجرم رااز سوراخ کوچک تخته سنگی گذارنده وفشار میدادند
aperture
دهانه یا سوراخ
apertures
دهانه یا سوراخ
outage
سوراخ
outages
سوراخ
keyhole
سوراخ کلید
keyholes
سوراخ کلید
stick
سوراخ کردن نصب کردن
Other Matches
centred
سوراخ مرکزی که با سوراخ کد گذاری روی نوار پانچ شده در یک امتداد قرار دارند
center
سوراخ مرکزی که با سوراخ کد گذاری روی نوار پانچ شده در یک امتداد قرار دارند
centers
سوراخ مرکزی که با سوراخ کد گذاری روی نوار پانچ شده در یک امتداد قرار دارند
centre
سوراخ مرکزی که با سوراخ کد گذاری روی نوار پانچ شده در یک امتداد قرار دارند
centered
سوراخ مرکزی که با سوراخ کد گذاری روی نوار پانچ شده در یک امتداد قرار دارند
clair-voie
[پرچین با دیواره های مشبک که سوراخ سوراخ است.]
dilly bag
کیف دستی یا کیسه سوراخ سوراخ زنانه
to pink out leather
چرم را برای زیبایی سوراخ سوراخ کردن
fenestration
چیزی که سوراخ سوراخ یاروزنه داراست
float stone
سنگ اجرسای یکجورسنگ سوراخ سوراخ
sight
سوراخ روشنی رسان سوراخ دید
sights
سوراخ روشنی رسان سوراخ دید
cancellate
سوراخ سوراخ سوراخ سوراخ کردن
thirl
سوراخ سوراخ کردن دریدن
gruyere cheese
پنیر سوراخ سوراخ سوئیسی
foraminate
ثقبه دار سوراخ سوراخ
pinkest
سوراخ سوراخ کردن یا بریدن
pinker
سوراخ سوراخ کردن یا بریدن
pink
سوراخ سوراخ کردن یا بریدن
cancellate
سوراخ سوراخ اسفنجی
riddle
سوراخ سوراخ کردن
cancellated
سوراخ سوراخ اسفنجی
cancellous
سوراخ سوراخ اسفنجی
riddles
سوراخ سوراخ کردن
millepore
مرجان سوراخ سوراخ
grids
دریچه سوراخ سوراخ
swage block
قالب سوراخ سوراخ
grid
دریچه سوراخ سوراخ
breach
سوراخ رخنه کردن سوراخ کردن نفوذ در خطوط دشمن درگیری با دشمن
breached
سوراخ رخنه کردن سوراخ کردن نفوذ در خطوط دشمن درگیری با دشمن
breaches
سوراخ رخنه کردن سوراخ کردن نفوذ در خطوط دشمن درگیری با دشمن
slot
سوراخ
eyelet
سوراخ
eyelets
سوراخ
pecker
سوراخ کن
punches
سوراخ کن
leak
سوراخ
leaked
سوراخ
holes
سوراخ
boring
سوراخ
cribriform
سوراخ سوراخ
punched
سوراخ کن
punch
سوراخ کن
slotting
سوراخ
holing
سوراخ
holed
سوراخ
tap
سوراخ
tapped
سوراخ
hole
سوراخ
tapping
سوراخ
loop
سوراخ
looped
سوراخ
slots
سوراخ
loops
سوراخ
lace
پر از سوراخ
pinking
سوراخ
pigenhole
سوراخ
piercer
سوراخ کن
pertusion
سوراخ
perforator
سوراخ کن
spy hole
سوراخ
peep hole
سوراخ
mure
سوراخ
pitting
سوراخ سوراخ
pumiceous
سوراخ سوراخ
waterholes
سوراخ
waterhole
سوراخ
taphole
سوراخ
punctulate
سوراخ سوراخ
imperforate
بی سوراخ
foraminiferous
سوراخ سوراخ
orifices
سوراخ
orifice
سوراخ
broaching
سوراخ کن
leaks
سوراخ
broaches
سوراخ کن
broached
سوراخ کن
broach
سوراخ کن
abroach
سوراخ
foraminated
سوراخ سوراخ
foramen
سوراخ
finger hole
سوراخ
fenestra
سوراخ
edge perforated
لب سوراخ
drill hole
سوراخ
columbarium
سوراخ
broacher
سوراخ کن
awl
سوراخ کن
alveolar
سوراخ سوراخ
laces
پر از سوراخ
thirl
سوراخ
feed hole
سوراخ پیش بر
hole circle
گردی سوراخ
hammer drill
سوراخ کن ضربه ای
gonopore
سوراخ تناسلی
buttonholing
سوراخ دکمه
buttonholed
سوراخ دکمه
buttonhole
سوراخ دکمه
buttonholes
سوراخ دکمه
eyebolt
پیچ سر سوراخ
cross hole
سوراخ عرضی
diameter of bore
قطر سوراخ
drill hole
سوراخ مته
drilled grout hole
سوراخ تزریق
grout hole
سوراخ تزریق
hub bore
سوراخ توپی
delve
سوراخ کردن
manholes
سوراخ ادم رو
manhole
سوراخ ادم رو
formed hole
سوراخ نیمرخ
foraminate
سوراخ کردن
gores
سوراخ کردن
gored
سوراخ کردن
gore
سوراخ کردن
boring
سوراخ کردن
canaliculus
سوراخ باریک
pierce
سوراخ کردن
foraminate
سوراخ دار
foraminated
سوراخ دار
stabs
سوراخ کردن
stabbed
سوراخ کردن
stab
سوراخ کردن
delving
سوراخ کردن
delves
سوراخ کردن
delved
سوراخ کردن
spat
سوراخ کرد
incising
سوراخ کردن
goring
سوراخ کردن
pierces
سوراخ کردن
depth of hole
عمق سوراخ
foxhole
سوراخ روباه
pores
ریزه سوراخ
pores
سوراخ ریز
pore
ریزه سوراخ
pore
سوراخ ریز
loopholes
سوراخ دیدبانی
loophole
سوراخ دیدبانی
broaching
سوراخ کردن
center mark
مرکز سوراخ
center punch
مرکز سوراخ
foxholes
سوراخ روباه
perforated
سوراخ شده
impenetrable
سوراخ نشدنی
interstice
سوراخ ریز
plugs
سوراخ گیره
plugging
سوراخ گیره
plug
سوراخ گیره
auger
زمین سوراخ کن
basic hole
سوراخ مقدماتی
blind hole
سوراخ کور
blind hole
سوراخ مسدود
bottom hole
سوراخ اصلی
bunghole
سوراخ مقعد
broaches
سوراخ کردن
bore
قطر یک سوراخ
deep hole boring
سوراخ عمیق
deep hole drilling
سوراخ عمیق
bore
سوراخ مته
bore
سوراخ کردن
depth of borehole
عمق سوراخ
scuttling
سوراخ کردن
scuttles
سوراخ کردن
scuttled
سوراخ کردن
scuttle
سوراخ کردن
portholes
سوراخ برج
bores
سوراخ کردن
bores
سوراخ مته
chimney flow
سوراخ تنور
broached
سوراخ کردن
core hole
سوراخ هسته
broach
سوراخ کردن
pitted
سوراخ سوراخ چاله چاله
perforated
سوراخ دار
bores
قطر یک سوراخ
porthole
سوراخ برج
imperforable
سوراخ نشدنی
anuses
سوراخ کون
to pick a hole in
سوراخ کردن
perforating
سوراخ کردن
to pick a hole in
سوراخ کندن در
perforates
سوراخ کردن
perforate
سوراخ کردن
to poke a hole in any thing
سوراخ کردن
to set abroach
سوراخ کردن
slotting
درج یک شی در سوراخ
slotting
سوراخ طویل
transfix
سوراخ کردن
nostril
سوراخ بینی
nostrils
سوراخ بینی
wear a hole in
سوراخ کردن
thumbhole
سوراخ شستی
ticket punch
بلیت سوراخ کن
anus
سوراخ کون
to break open
سوراخ کردن
to burn a hole
سوراخ کردن
to drill through
سوراخ کردن
to punch a hole in
سوراخ کردن
slots
درج یک شی در سوراخ
slots
سوراخ طویل
tuyere
سوراخ هوا
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com