English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (3 milliseconds)
English Persian
needle سوزن نازک آهنی روی چاپگر matrix-dot که یکی از نقاط را چاپ می گیرد
needled سوزن نازک آهنی روی چاپگر matrix-dot که یکی از نقاط را چاپ می گیرد
needles سوزن نازک آهنی روی چاپگر matrix-dot که یکی از نقاط را چاپ می گیرد
needling سوزن نازک آهنی روی چاپگر matrix-dot که یکی از نقاط را چاپ می گیرد
Other Matches
matrix الگوی نقاط که یک حرف را روی صفحه نمایش یا matrix-dot یا چاپگر لیزری نشان میدهد
matrixes الگوی نقاط که یک حرف را روی صفحه نمایش یا matrix-dot یا چاپگر لیزری نشان میدهد
letter quality printing چاپ با چاپگر matrix-dot که نوشتار با کیفیت بهتر دارد به خوبی ماشین تایپ با افزایش فاصله بین نقاط
overlaps سیستم تولید چاپ با کیفیت بهتر از چاپگر matrix-dot با جایگزین کردن خط حروف و تغییر مکان به آرامی به طوری که نقاط کمتر به نظر بیایند.
overlapped سیستم تولید چاپ با کیفیت بهتر از چاپگر matrix-dot با جایگزین کردن خط حروف و تغییر مکان به آرامی به طوری که نقاط کمتر به نظر بیایند.
overlap سیستم تولید چاپ با کیفیت بهتر از چاپگر matrix-dot با جایگزین کردن خط حروف و تغییر مکان به آرامی به طوری که نقاط کمتر به نظر بیایند.
prints بازوی متحرک در چاپگر wheel-daisy که حروف آهنی را روی ریبون چاپگر قرار میدهد ورودی کاغذ علامت می گذارد
printed بازوی متحرک در چاپگر wheel-daisy که حروف آهنی را روی ریبون چاپگر قرار میدهد ورودی کاغذ علامت می گذارد
print بازوی متحرک در چاپگر wheel-daisy که حروف آهنی را روی ریبون چاپگر قرار میدهد ورودی کاغذ علامت می گذارد
printhead 1-ردیف سوزن ها در چاپگر matrial-dot که حروف را به صورت مجموعهای از نقاط ایجاد میکند. 2-حالت فلزی یک حرف که برای چاپ حرف روی کاغذ در ریبون جوهری فشار داده شده است
wires چاپگر Matrix-dot
wire چاپگر Matrix-dot
clapper بخش مکانیکی چاپگر dot matrix که سوزنهای چاپ را می چرخاند به سوی ریبون تا حرفی را روی صفحه بنویسد
clappers بخش مکانیکی چاپگر dot matrix که سوزنهای چاپ را می چرخاند به سوی ریبون تا حرفی را روی صفحه بنویسد
lasers چاپگر به renalntion بالا که از منبع لیزر برای چاپ با کیفیت بالای حروف با الگوی matrix-clat روی کاغذ استفاده میشود.
laser چاپگر به renalntion بالا که از منبع لیزر برای چاپ با کیفیت بالای حروف با الگوی matrix-clat روی کاغذ استفاده میشود.
inks چاپگر کامپیوتر که رشتهای از نقاط جوهری با بار الکتریکی را به کاغذ می فرستد
ink چاپگر کامپیوتر که رشتهای از نقاط جوهری با بار الکتریکی را به کاغذ می فرستد
carbon ribbon ریبون پلاستیکی نازک با جوهر مشکلی که در چاپگر استفاده میشود
cane pattern طرح بندی که بصورت تکرار نقوش با نواری نازک به شکل بند کل متن را فرا می گیرد
bar automatic میله فولادی که به موازات ریل راه اهن کشیده میشودو وقتی که چرخ قطاری روی ان قرار می گیرد نقاط توقف و موقعیت را مشخص می نماید
hard sectoring می دیسک که هر شیار به سکتورهایی تقسیم میشود و گاهی توسط مجموعهای نقاط پانچ شده اطراف hub مرکزی صورت می گیرد که هر سوراخ شروع سکتور ران نشان میدهد
fanfold یک قسمت به یک جهت قسمت دیگر در جهت مخالف تا کاغذ به طور مناسب در چاپگر قرار گیرد
matrixes چاپگری که حروف توسط مجموعهای از نقاط کنار هم تولید می شوند و صفحه را خط به خط تولید می کنند. این چاپگر برای چاپ با ریبون یا thermal یا چاپ الکترواستاتیک به کار می رود
matrix چاپگری که حروف توسط مجموعهای از نقاط کنار هم تولید می شوند و صفحه را خط به خط تولید می کنند. این چاپگر برای چاپ با ریبون یا thermal یا چاپ الکترواستاتیک به کار می رود
acupunctuate با سوزن سوراخ کردن سوزن فروکردن
vertical control کنترل ارتفاع نقاط اندازه گیری تراز وارتفاع نقاط
gridding محدودیت ساختمان یک تصویرگرافیکی که مستلزم افتادن نقاط پایانی خطوط روی نقاط شبکه است
xerographic printer چاپگر تصویربردار از عکس چاپگر تصویر بردار
needle point سر سوزن سوزن دوزی
polar plot روش بردن نقاط روی نقشه یا مختصات قطبی تعیین محل نقاط به طریقه مختصات قطبی
erasable قطعه حافظه فقط خواندنی که توسط ولتاژ اعمال شده به سوزن نوشتن آن برنامه ریزی است و داده بهاین سوزن نوشتن اعمال میشود وتوسعه اشعه مافوق بنفش پاک میشود
wire matrix printer یک چاپگر برخوردی که علائم ماتریس نقطهای را در هربار علامت با فشردن انتهای سیم معینی بر روی نوارمرکبی و کاغذ چاپ میکند چاپگر ماتریسی سیمی
countershaft محور رابطه در یک رشته محور که بین محور ومتحرک قرار می گیرد تا نسبت سرعت زیادی را بوجود اوردو یا در محلی قرار گیرد که در ان اتصال مستقیم مشکل باشد
iron-clad روکش آهنی
tractor feed روش وارد کردن کاغذ در چاپگر که سوراخهای لبه کاغذ در دندانههای چاپگر قرار می گیرند تا کاغذ به جلو برود
download 1-بارکردن برنامه یا بخشی از داده ازمحدودهای ازکامپیوتر ها توسط خط تلفن . 2-بار کردن داده از CPU به کامپیوتر کوچک 3-ارسال نوشتار چاپگر ذخیره شده روی دیسک به چاپگر
feed روش وارد کردن کاغذ به چاپگر. دندانه چرخ چاپگر به دندانه سوراخهای لبه کاغذ متصل میشود
feeds روش وارد کردن کاغذ به چاپگر. دندانه چرخ چاپگر به دندانه سوراخهای لبه کاغذ متصل میشود
letter quality printer چاپگر با کیفیت حروف خوب چاپگر با کیفیت عالی
accomodation train راه آهنی که در ایستگاه های مختلف توقف میکند
trig list لیست نقاط نقشه برداری شده فهرست مختصات نقاط نقشه برداری شده
electrosensitive printer چاپگر حساس الکترونیکی چاپگر با حساسیت الکترونیکی
cable weft پود ضخیم [بعد از کامل شدن یک ردیف گره جهت محکم کردن آنها در اکثر فرش ها از یک پود نازک و سپس یک پود کلفت استفاده می شود در برخی مناطق نیز از دو پود نازک و یک پود کلفت بصورت یک در میان استفاده میکنند]
fuse وسیله محافظت الکتریکی حاوی قط عات کوچک آهنی که پس از عبور توان بالا از آن آب میشود
fused وسیله محافظت الکتریکی حاوی قط عات کوچک آهنی که پس از عبور توان بالا از آن آب میشود
infra red link روش استاندارد برای ارسال اطلاعات از اشعه نوری . که اغلب برای انتقال اطلاعات از کامپیوتر متحرک یا چاپگر یا صفحه نمایش به کار می رود. برای استفاده از ین خصوصیت کامپیوتر یا چاپگر باید پورت IrDA داشته باشد
IrDA روش استاندارد برای انتقال اطلاعات از طریق اشعه نوری . برای انتقال اطلاعات در کامپیوترهای قابل حمل یا PDA به یک چاپگر یا صفحه تصویر. برای این منظور کامپیوتر و چاپگر باید پورت IrDA داشته باشند
electrothermal printer چاپگری که نوک چاپ به همراه عناصر گرمایی -dot matrix برای فرم دادن به حروف کاغذهای حساس به الکتریسیته به کار می رود
hottest شبکه آهنی یا پوشش اطراف کامپیوتر که به منبع تغذیه وصل شده باشد و زمین نشده باشد
hot شبکه آهنی یا پوشش اطراف کامپیوتر که به منبع تغذیه وصل شده باشد و زمین نشده باشد
hotter شبکه آهنی یا پوشش اطراف کامپیوتر که به منبع تغذیه وصل شده باشد و زمین نشده باشد
field control نقاط کنترل نقشه برداری نقاط کنترل زمینی نقشه برداری
mos روش تولید و طراحی برای مدارهای مجتمع خاص با استفاده از هادیهای آهنی و اکسی روی نیمه هادی . و نیز مراجعه شود به MOSFET
metal oxide semiconductor روش تولید و طراحی برای خانوادههای خاصی از مدارهای مجتمع با استفاده از الگویی از هادیهای آهنی و اکسیر که روی نیمه هادی قرار دارند
needleful یک سوزن نخ
stilus سوزن
switch point سوزن
styluses سوزن
stylus سوزن
styli سوزن
bard سوزن
bards سوزن
needle سوزن
needled سوزن
needles سوزن
needling سوزن
electrosensitive کاغذ چاپ پوشیده شده از فلر که میتواند حروف را توسط گرما با نوک مخصوص چاپ -Ddot matrix نمایش میدهد
touch needle سوزن محک
needles سوزن پیکاپ
needled سوزن پیکاپ
test point سوزن ازمایشی
housewives سوزن دان
needling سوزن پیکاپ
needle سوزن پیکاپ
sailmaker's needle سوزن چادردوزی
pin ورودی با سه سوزن
pinned ورودی با سه سوزن
pinning ورودی با سه سوزن
prick خراش سوزن
pricked خراش سوزن
switched سوزن دوراهی
pricks خراش سوزن
inject سوزن زدن
injected سوزن زدن
injecting سوزن زدن
injects سوزن زدن
drilling pipe سوزن حفاری
switches سوزن دوراهی
firing pin سوزن اتش
darning needle سوزن رفوگری
pointsman سوزن بان
packing needle سوزن جوالدوزی
housewife سوزن دان
needle point نوک سوزن
pricking خراش سوزن
acicular سوزن وار
aciculate سوزن وار
aciform بشکل سوزن
belonephebia سوزن هراسی
catwhisker سوزن بلور
core nail سوزن هسته
firing pin سوزن ماشه
switch سوزن دوراهی
staple سوزن منگنه
whisker سوزن بلور
vga - سوزن یا پورت
darning neddle سوزن رفوگری
work baskets سبد سوزن و نخ
work basket سبد سوزن و نخ
sew سوزن کاری
the eye of the needle سوراخ سوزن
needled با سوزن تزریق کردن
dog spike سوزن نوک گیر
needles با سوزن تزریق کردن
needles سوزن دوزی کردن
eye دهانه سوراخ سوزن
needle test of vicat ازمایش با سوزن ویکا
A sharp knife (pin , needle) چاقو (سوزن ) تیر
needling با سوزن تزریق کردن
needling سوزن دوزی کردن
needle سوزن دوزی کردن
needle book سوزن دان کتابی
needle lace کار سوزن دوزی
gas inlet valve needle سوزن شیرورودی بنزین
needled سوزن دوزی کردن
needlework کار سوزن دوزی
vaccine point سوزن ابله کوبی
eye گوشوارهای سوراخ سوزن
eyeing دهانه سوراخ سوزن
eyeing گوشوارهای سوراخ سوزن
eyes دهانه سوراخ سوزن
eyes گوشوارهای سوراخ سوزن
eying دهانه سوراخ سوزن
gate سوزن اتصال به یک FET
needle با سوزن تزریق کردن
gates سوزن اتصال به یک FET
drop on سوزن دوراهی خط اهن
eying گوشوارهای سوراخ سوزن
firing pin سوزن قفل اتش
needle سوزن سرنگ وگرامافون و غیره
tone arm الت سوزن نگهدار گرامافون
needles سوزن سرنگ وگرامافون و غیره
needled سوزن سرنگ وگرامافون و غیره
There is no room to throw a needle . <proverb> جاى سوزن انداختن نیست .
needling سوزن سرنگ وگرامافون و غیره
firing pin سوزن گلنگدن اسلحه اتشی
hypo سوزن تزریق زیر جلدی
palm and needle کفه چرمی ملوانی و سوزن
switchman سوزن بان راه اهن
hypodermic سوزن مخصوص تزریق زیر جلد
needleful نخی که یکبار درته سوزن میکنند
jack ورودی ای که از یک سوزن تشکیل شده باشد
jacks ورودی ای که از یک سوزن تشکیل شده باشد
etui جعبهء کوچک زینتی سوزن نخ و دکمه
prickling احساس سوزن سوزنی یا تیغ تیغی
hyodermic needle سوزن امپول یا تزریق زیر جلدی
hypodermics سوزن مخصوص تزریق زیر جلد
interactional points نقاط تلاقی
trio نقاط سه قلو
triads نقاط سه قلو
key points نقاط مهم
key points نقاط حساس
keop soo نقاط مرگ
trios نقاط سه قلو
keop soo نقاط حساس
triad نقاط سه قلو
isodose rate خط نقاط متحدالدوز
at all points در همه نقاط
interactional points نقاط تماس
lagrangian points نقاط لاگرانژی
bit mapped screen RA قرار گیرد
it gives me the hump جرم می گیرد
breadboard می صورت گیرد
plot ثبت مسیریا نقاط
dapple چیزی با نقاط رنگارنگ
plotted ثبت مسیریا نقاط
isoheyt خط شاخص نقاط هم باران
pin point تعیین دقیق نقاط
coordinates طول و عرض نقاط
isothermal نقاط هم حرارت اب دریا
primary masses نقاط مادی اولیه
coordinate code رمز مختصات نقاط
shoal نقاط کم عمق دریا
form line خط بین نقاط هم ارتفاع
vital points نقاط حساس بدن
apparent horizon افق حقیقی نقاط
kyusho نقاط حساس بدن
trig point نقاط مثلث بندی
shoals نقاط کم عمق دریا
plots ثبت مسیریا نقاط
geodetic control نقاط کنترل ژئودزی
what p do you receive? صدی چندمی گیرد
penful انچه در یک قلم جا گیرد
The fortune teller tells fortunes . فالگیر فال می گیرد
bow arm بازویی که کمان را می گیرد
laughter is infectious خنده همه را می گیرد
Our affairs are shaping well. کارها داردسروصورت می گیرد
what p do you receive? چند درصد می گیرد
needle work سوزن دوزی [برای تزئین حاشیه و یا طرح فرش]
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com