Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (35 milliseconds)
English
Persian
to revisit a subject of research
سوژه پژوهشی را دوباره بازدید کردن
Other Matches
physical inspection
بازدید سطحی از بدنه جنگ افزار یا وسیله بازدید بدنی بازدید تاسیسات
reopen
دوباره شروع کردن سراغاز دوباره کردن بازگشتن به سرفصل
reopened
دوباره شروع کردن سراغاز دوباره کردن بازگشتن به سرفصل
reopens
دوباره شروع کردن سراغاز دوباره کردن بازگشتن به سرفصل
reopening
دوباره شروع کردن سراغاز دوباره کردن بازگشتن به سرفصل
revived
دوباره دایر شدن دوباره رواج پیدا کردن نیروی تازه دادن
revives
دوباره دایر شدن دوباره رواج پیدا کردن نیروی تازه دادن
revive
دوباره دایر شدن دوباره رواج پیدا کردن نیروی تازه دادن
reeducate
دوباره تربیت و هدایت کردن دوباره اموزش دادن
reship
دوباره در کشتی گذاشتن دوباره حمل کردن
regaining
دوباره پیدا کردن دوباره رسیدن به
regain
دوباره پیدا کردن دوباره رسیدن به
regained
دوباره پیدا کردن دوباره رسیدن به
regains
دوباره پیدا کردن دوباره رسیدن به
redintegrate
دوباره درست کردن دوباره بر قرار کردن
inspection arms
سلاح برای بازدید حاضر بازدید اسلحه اسلحه رابازدید کنید
surveys
براورد کردن نقشه برداری کردن از مساحی کردن پیمودن بازدید
survey
براورد کردن نقشه برداری کردن از مساحی کردن پیمودن بازدید
surveyed
براورد کردن نقشه برداری کردن از مساحی کردن پیمودن بازدید
visiting correspondent
نماینده بازدید کننده مجاز نماینده مجاز رسانههای گروهی برای بازدید از صحنه عملیات یا قسمتهای ارتشی
examined
بازدید کردن
examines
بازدید کردن
see over
بازدید کردن
to return a visit
بازدید کردن
examine
بازدید کردن
reconnoitring
بازدید کردن
revisit
بازدید کردن
reconnoitres
بازدید کردن
reconnoitred
بازدید کردن
reconnoitre
بازدید کردن
reconnoiters
بازدید کردن
reconnoitering
بازدید کردن
revisited
بازدید کردن
examining
بازدید کردن
revisits
بازدید کردن
surveys
بازدید کردن
surveyed
بازدید کردن
revisiting
بازدید کردن
reconnoitered
بازدید کردن
survey
بازدید کردن
reconnoiter
بازدید کردن
research network
شبکه پژوهشی
research project
طرح پژوهشی
overhaul
سراسر بازدید کردن پیاده سوار کردن و بازدیدموتور
overhauled
سراسر بازدید کردن پیاده سوار کردن و بازدیدموتور
overhauls
سراسر بازدید کردن پیاده سوار کردن و بازدیدموتور
overhauling
سراسر بازدید کردن پیاده سوار کردن و بازدیدموتور
reviews
بازدید انتقاد کردن
survey
بررسی کردن بازدید
to revisit an issue
مسئله ای را بازدید کردن
review
بازدید انتقاد کردن
reviewing
بازدید انتقاد کردن
surveyed
بررسی کردن بازدید
surveys
بررسی کردن بازدید
reviewed
بازدید انتقاد کردن
to rehash something
وضعیتی را بازدید کردن
to revisit the situation
وضعیتی را بازدید کردن
checks
بازدید کردن رسیدگی کردن سر زدن بازداشت کردن
check
بازدید کردن رسیدگی کردن سر زدن بازداشت کردن
checked
بازدید کردن رسیدگی کردن سر زدن بازداشت کردن
earns
شبکه پژوهشی اکادمیک
earn
شبکه پژوهشی اکادمیک
grants
بورس تحصیلی یا پژوهشی
granted
بورس تحصیلی یا پژوهشی
grant
بورس تحصیلی یا پژوهشی
earned
شبکه پژوهشی اکادمیک
refer
مراجعه کردن بازدید مجدد
refers
مراجعه کردن بازدید مجدد
referred
مراجعه کردن بازدید مجدد
visit and search
بازدید و تجسس کردن ناو
to revisit something
بازدید کردن چیزی
[مجازی]
gam
گرد امدن بازدید کردن
step in
بازدید مختصر وکوتاهی کردن
courts of appeal
محکمه استیناف دادگاه پژوهشی
european academic research network
شبکه پژوهشی دانشگاهی اروپا
court of appeal
محکمه استیناف دادگاه پژوهشی
to revisit a criminal case
[judicial proceedings]
یک پرونده جنایی
[رسیدگی قضائی]
را بازدید کردن
rig the ship
فرمان ناو را برای بازدیداماده کنید اماده کردن ناوبرای بازدید
unregenerate
دوباره بنانشده دوباره تولید نشده گناهکار
unregenerated
دوباره بنانشده دوباره تولید نشده گناهکار
tempering (metallurgy)
بازپخت
[سخت گردانی]
[دوباره گرم کردن پس ازسرد کردن]
[فلز کاری]
revamp
دوباره وصله یا سرهم بندی کردن نو نما کردن
revamping
دوباره وصله یا سرهم بندی کردن نو نما کردن
revamps
دوباره وصله یا سرهم بندی کردن نو نما کردن
revamped
دوباره وصله یا سرهم بندی کردن نو نما کردن
overpacking
دوباره لفاف کردن یا بسته بندی کردن
relayed
دوباره پخش کردن اعلام خبر کردن
relays
دوباره پخش کردن اعلام خبر کردن
relay
دوباره پخش کردن اعلام خبر کردن
double-check
<idiom>
دوباره چک کردن
refresh
دوباره پر کردن
refills
دوباره پر کردن
refilling
دوباره پر کردن
refill
دوباره پر کردن
replenished
دوباره پر کردن
refilled
دوباره پر کردن
replenishes
دوباره پر کردن
replenish
دوباره پر کردن
replenishing
دوباره پر کردن
refreshes
دوباره پر کردن
refreshed
دوباره پر کردن
loop
تابع یا مجموعه دستورات در برنامه کامپیوتر که دوباره و دوباره تکرار می شوند تا آزمایشی نشان دهد که به شرط مط لوب رسید و یا برنامه کامل شود
looped
تابع یا مجموعه دستورات در برنامه کامپیوتر که دوباره و دوباره تکرار می شوند تا آزمایشی نشان دهد که به شرط مط لوب رسید و یا برنامه کامل شود
loops
تابع یا مجموعه دستورات در برنامه کامپیوتر که دوباره و دوباره تکرار می شوند تا آزمایشی نشان دهد که به شرط مط لوب رسید و یا برنامه کامل شود
re strain
دوباره صاف کردن
redirects
دوباره راهنمایی کردن
reinstates
دوباره برقرار کردن
redirect
دوباره راهنمایی کردن
recalculate
دوباره حساب کردن
recommit
دوباره زندان کردن
redirecting
دوباره راهنمایی کردن
revises
دوباره چاپ کردن
reinstated
دوباره برقرار کردن
redeliver
دوباره مستخلص کردن
remarried
دوباره عروسی کردن
redefines
دوباره تعریف کردن
redefined
دوباره تعریف کردن
remarries
دوباره عروسی کردن
recompose
دوباره انشاء کردن
redefine
دوباره تعریف کردن
remarry
دوباره عروسی کردن
redefining
دوباره تعریف کردن
reinstate
دوباره برقرار کردن
revising
دوباره چاپ کردن
rephrased
دوباره عبارتبندی کردن
redevelop
دوباره پیشرفته کردن
reappraising
دوباره ارزیابی کردن
reappraises
دوباره ارزیابی کردن
reappraised
دوباره ارزیابی کردن
reappraise
دوباره ارزیابی کردن
oversrike
دوباره چاپ کردن
resurface
دوباره روکاری کردن
resurfaced
دوباره روکاری کردن
resurfaces
دوباره روکاری کردن
retake
دوباره تسخیر کردن
redirected
دوباره راهنمایی کردن
retaken
دوباره تسخیر کردن
retakes
دوباره تسخیر کردن
reproduce
دوباره چاپ کردن
redeveloped
دوباره پیشرفته کردن
redevelops
دوباره پیشرفته کردن
reliving
دوباره تجربه کردن
relives
دوباره تجربه کردن
relived
دوباره تجربه کردن
relive
دوباره تجربه کردن
rephrases
دوباره عبارتبندی کردن
rephrasing
دوباره عبارتبندی کردن
reschedule
دوباره برنامهریزی کردن
rescheduled
دوباره برنامهریزی کردن
redistributing
دوباره پخش کردن
redistributes
دوباره پخش کردن
reschedules
دوباره برنامهریزی کردن
redistributed
دوباره پخش کردن
rescheduling
دوباره برنامهریزی کردن
redistribute
دوباره پخش کردن
retaking
دوباره تسخیر کردن
reproduced
دوباره چاپ کردن
reproduces
دوباره چاپ کردن
re-examines
دوباره بازپرسی کردن
re-examined
دوباره بازپرسی کردن
re-examine
دوباره بازپرسی کردن
re examine
دوباره بازپرسی کردن
re sort
دوباره جور کردن
reassociate
دوباره متحد کردن
revaluing
دوباره ارزیابی کردن
reassociate
دوباره معاشرت کردن
reasure
دوباره بیمه کردن
rejuvenate
دوباره جوان کردن
rejuvenated
دوباره جوان کردن
rejuvenates
دوباره جوان کردن
rejuvenating
دوباره جوان کردن
reinstating
دوباره برقرار کردن
re-examining
دوباره بازپرسی کردن
re paving
دوباره فرش کردن
rewire
دوباره سیمکشی کردن
rewired
دوباره سیمکشی کردن
rewires
دوباره سیمکشی کردن
rewiring
دوباره سیمکشی کردن
reproducing
دوباره چاپ کردن
rephrase
دوباره عبارتبندی کردن
re establish
دوباره برپا کردن
redeveloping
دوباره پیشرفته کردن
revalues
دوباره ارزیابی کردن
revalued
دوباره ارزیابی کردن
revalue
دوباره ارزیابی کردن
re establish
دوباره تاسیس کردن
re export
دوباره صادر کردن
re form
دوباره درست کردن
rebind
دوباره صحافی کردن
revise
دوباره چاپ کردن
reorganises
دوباره متشکل کردن
reorganised
دوباره متشکل کردن
revisits
دوباره ملاقات کردن
regaining
دوباره تصرف کردن
regained
دوباره تصرف کردن
regain
دوباره تصرف کردن
reimport
دوباره وارد کردن
back fill
عمل دوباره پر کردن
rejuveoize
دوباره جوان کردن
reorganising
دوباره متشکل کردن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com