Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
English
Persian
breman system
سیستم برمن در گشایش انگلیسی
Other Matches
english opening
گشایش انگلیسی
carls' system
سیستم برمن
sicilian attack
حمله سیسیلی شطرنج گشایش انگلیسی شطرنج
barcza system
سیستم بارکزا در گشایش رتی
english system
سیستم انگلیسی
beshrewme
اف برمن
anglicization
انگلیسی منشی اتصاف بصفات و خصوصیات انگلیسی
beshrewme
لعنت برمن
anglicism
اصطلاح زبان انگلیسی انگلیسی مابی
woe is me
افسوس وای برمن
I wI'll be damned if I ll go .
لعنت برمن اگه بروم
I am in a tight corner . I am hard put to it .
قافیه برمن تنگ شده است
crash conversion
تبدیل یک سیستم به سیستم دیگر به وسیله به پایان بردن عملیات سیستم قدیمی به هنگام اجرا شدن سیستم جدید
lime juicer
ملوان انگلیسی انگلیسی
anglicizes
انگلیسی ماب شدن انگلیسی ماب کردن
anglicize
انگلیسی ماب شدن انگلیسی ماب کردن
anglicising
انگلیسی ماب شدن انگلیسی ماب کردن
anglicises
انگلیسی ماب شدن انگلیسی ماب کردن
anglicised
انگلیسی ماب شدن انگلیسی ماب کردن
anglicized
انگلیسی ماب شدن انگلیسی ماب کردن
anglicizing
انگلیسی ماب شدن انگلیسی ماب کردن
market socialism
سوسیالیسم مبتنی بر بازار سیستم اقتصادی که در ان وسایل تولید در مالکیت عمومی بوده اما نیروهای بازار در این سیستم مکانیسم هماهنگ کننده را بوجود می اورند . سیستم اقتصادی یوگسلاوی مثال مشخصی ازاین نوع سیستم میباشد
runs
اجرای سیستم کامپیوتری قدیمی وجدید با هم برای بررسی سیستم جدید پیش از اینکه تنها سیستم مورد استفاده شود
run
اجرای سیستم کامپیوتری قدیمی وجدید با هم برای بررسی سیستم جدید پیش از اینکه تنها سیستم مورد استفاده شود
sysgen
فرایند تغییر سیستم عامل عمومی دریافت شده ازفروشنده به سیستم مناسبی که نیازهای یکپارچه استفاده کننده را براورده می سازدتولید سیستم
blessed folder
در یک سیستم Apple Maciontosh پرونده سیستم که حاوی فایل هایی است که به طور خودکار در هنگام روشن شدن سیستم بار شدند
peripheral
که به سیستم کامپیوتری اصلی متصل است . 2-هر وسیلهای که امکان ارتباط بین سیستم و خودش را فراهم کند ولی توسط سیستم اجرا نمیشود
opening
گشایش
openings
گشایش
volume
گشایش
polish opening
گشایش
evolvement
گشایش
issuance credit
گشایش
first nights
گشایش شب
inauguration
گشایش
aperture
گشایش
apertures
گشایش
volumes
گشایش
first night
گشایش شب
joke opening
گشایش مضحک
orang utan opening
گشایش اورانگوتان
to unveil a statue
ایین گشایش
nimzovitch attack
گشایش لارسن
inverted opening
گشایش معکوس
larsen's opening
گشایش لارسن
anderssen opening
گشایش اندرسن
alapin's opening
گشایش الاپین
foot in the door
<idiom>
گشایش یا فرصت
orang utan opening
گشایش لهستانی
sokolsky opening
گشایش سوکولسکی
sokolsky opening
گشایش لهستانی
scotch opening
گشایش اسکاتلندی
bird's opening
گشایش برد
benko opening
گشایش بنکو
opening
افتتاح گشایش
saragossa opening
گشایش ساراگوسا
ponziani's opening
گشایش پونتسیانی
openings
افتتاح گشایش
orang utan opening
گشایش سوکولسکی
queen's fianchetto defence
گشایش لارسن شطرنج
credit application
تقاضای گشایش اعتبار
reti opening
گشایش رتی شطرنج
easy money policy
سیاست گشایش پول
ruy lopez opening
گشایش روی لوپس
normal opening
گشایش نرمال یا فرانسوی
bishops opening
گشایش فیل شطرنج
paris opening
گشایش پاریس شطرنج
arteriotomy
برش یا گشایش شریان
integrated
نرم افزار مثل سیستم عامل و پردازشگر کلمه که در سیستم کامپیوتری ذخیره شده است و طبق نیازهای سیستم است
gambit
قربانی پیاده شطرنج در گشایش
queen's pawn opening
گشایش پیاده وزیر شطرنج
from gambit
وامبی فروم در گشایش برد
gambits
قربانی پیاده شطرنج در گشایش
berlin defence
دفاع برلین در گشایش فیل شطرنج
salvtatorian
شاگردی که نطق گشایش یاتهنیت امیزرا اداکند
alfred wolf gambit
گامبی الفرد وولف در گشایش رتی شطرنج
advising bank
بانکی که گشایش اعتبار اسنادی رابه ذینفع
west coast computer faire
یک نمایشگاه تجاری بزرگ ریزکامپیوتر که سالانه درسان فرانسیسکو گشایش می یابد
standby
سیستم ثانویی سیستم اصلی , که وقتی سیستم اصلی خراب شود استفادهمی شود
standbys
سیستم ثانویی سیستم اصلی , که وقتی سیستم اصلی خراب شود استفادهمی شود
coupling
نوعی رابطه متقابل بین سیستم هایا خصوصیات یک سیستم
policonic projection
سیستم تصویر چند مخروطی سیستم تهیه نقشه چندمخروطی
desk accessory
در یک سیستم Apple Macitosh امکان افزوده که سیستم را بهبود میبخشد
bifuel propulsion
سیستم خروج گاز با فشارحاصله از دو نوع سوخت سیستم جت دو سوختی
chcp
در سیستم عاملهای OS \ MS DOS دستور سیستم که صفحه کد مورد استفاده را بیان میکند
download
فرایند انتقال اطلاعات از یک سیستم کامیپوتر مرکزی بزرگ به سیستم کامپیوترکوچک و دور
design phase
فرایند توسعه یک سیستم اطلاعاتی براساس نیازمندیهای سیستم از قبل تاسیس شده
native
کامپایلری که کد تولید میکند که روی سیستم مشابه سیستم جاری اجرا میشود.
natives
کامپایلری که کد تولید میکند که روی سیستم مشابه سیستم جاری اجرا میشود.
demanded
نرم افزار سیستم که صفحات را از سیستم حافظه مجازی بازیابی میکند در صورت نیاز
tar
سیستم فشرده سازی فایل روی کامپیوتر که سیستم عامل Unix را اجرا میکند
ES IS
سیستم نهایی به سیستم میانی استاندار پروتکل OIS برای اینکه به کامپیوترهای میزبان
demands
نرم افزار سیستم که صفحات را از سیستم حافظه مجازی بازیابی میکند در صورت نیاز
demand
نرم افزار سیستم که صفحات را از سیستم حافظه مجازی بازیابی میکند در صورت نیاز
diabatic process
پوسهای در یک سیستم ترمودینامیک که در ان انتقال انرژی بین داخل و خارج سیستم صورت میگیرد
building block principle
طراحی سیستم برای ساختن سیستم بزرگتر modularity
three phase four wire system
سیستم سه فازه باسیم نقطه ستاره سیستم چهارسیمه
automatic levelling
سیستم متعادل کننده خودکارهواپیما سیستم ترازکننده خودکار
standbys
سیستم پشتیبان که در صورت خرابی سیستم فعال میشود
standby
سیستم پشتیبان که در صورت خرابی سیستم فعال میشود
system diagnostics
امکانات عیب شناسی سیستم تشخیص خرابی سیستم
bridges
سخت افزار یا نرم افزاری که به اجزای یک سیستم قدیمی اجازه استفاده در سیستم جدید میدهد
mttf
متوسط مدت زمانی که در ان سیستم یا مولفه سیستم بدون خطا کار کندFailure To Time ean
bridged
سخت افزار یا نرم افزاری که به اجزای یک سیستم قدیمی اجازه استفاده در سیستم جدید میدهد
bridge
سخت افزار یا نرم افزاری که به اجزای یک سیستم قدیمی اجازه استفاده در سیستم جدید میدهد
failures
بخشی از سیستم عامل که خودکار که موقعیت فعلی سیستم و دادههای مربوطه را حفظ میکند پس از تشخیص خطا
failure
بخشی از سیستم عامل که خودکار که موقعیت فعلی سیستم و دادههای مربوطه را حفظ میکند پس از تشخیص خطا
desktop
در یک سیستم Apple Macitoshفایل سیستم برای ذخیره سازی اطلاعات در باره فایلهای روی دیسک یا حجم
off load
انتقال کارها از یک سیستم کامپیوتری به سیستم دیگری که براحتی بار میشود قراردادن داده ها در یکدستگاه جانبی
lambert projection
سیستم لامبر یا سیستم نقشه برداری مخروطی
British
انگلیسی
English
انگلیسی
english woman
زن انگلیسی
Britisher
انگلیسی
Britons
انگلیسی
Briton
انگلیسی
Britishers
انگلیسی
johnny
انگلیسی
knuckle guard
انگلیسی
Englishmen
انگلیسی
knuckle bow
انگلیسی
limey
انگلیسی
limeys
انگلیسی
Englishman
انگلیسی
Englishwomen
انگلیسی
Englishwoman
انگلیسی
warm boot
شروع مجدد سیستم که معمولاگ سیستم عامل را هرباره بارمیکند ولی دیگر سخت افزار را بررسی نمیکند
expansion card
کارتی که به منظور نصب تراشه یا مدار اضافی به یک سیستم افزوده میشود تا این که قابلیت سیستم توسعه یابد
cleat
عایق انگلیسی
English altar
محراب انگلیسی
redcoat
سرباز انگلیسی
is a monetary sign
انگلیسی است
in plain english
به انگلیسی ساده
ale
ابجو انگلیسی
middle english
انگلیسی تا 0051میلادی
king's english
انگلیسی اصیل
english billiards
بیلیارد انگلیسی
jardin anglais
باغ انگلیسی
association croquet
کروکه انگلیسی
english self taught
خوداموز انگلیسی
anglophile
انگلیسی دوست
anglicization
انگلیسی مابی
British
زبان انگلیسی
arabic numeral
اعداد انگلیسی
johnny
مرد انگلیسی
english speaking
انگلیسی زبان
tommy atkins
سرباز انگلیسی
lime juicer
کشتی انگلیسی
HMS
کشتی انگلیسی
after the english f.
به سبک انگلیسی ها
cleat knob
دگمه انگلیسی
In simple (plain) English.
به انگلیسی ساده
link encryption
خودکار کردن سیستم رمز اتصال سیستم رمز به یک سیستم مخابراتی خودکار
slices
مدت زمانی که به کاربر یا برنامه یاکا در یک سیستم چندکاره اختصاص داده شود. مدت زمانی که به یک کار در سیستم اشتراک زمانی داده شود یا در سیستم چند برنامهای
slice
مدت زمانی که به کاربر یا برنامه یاکا در یک سیستم چندکاره اختصاص داده شود. مدت زمانی که به یک کار در سیستم اشتراک زمانی داده شود یا در سیستم چند برنامهای
opens
1-سیستم غیراختصاصی که تحت کنترل شرکتی نیست . 2-سیستمی که به صورت ساخته شده که سیستم عاملهای مختلف می توانند با هم کار کنند
open
1-سیستم غیراختصاصی که تحت کنترل شرکتی نیست . 2-سیستمی که به صورت ساخته شده که سیستم عاملهای مختلف می توانند با هم کار کنند
teleran system
نوعی سیستم ناوبری که بااستفاده از رادارهای زمینی و سیستم تلویزیونی هواپیماهای سرگردان دراطراف محوطه فرودگاه را به باند هدایت میکند
opened
1-سیستم غیراختصاصی که تحت کنترل شرکتی نیست . 2-سیستمی که به صورت ساخته شده که سیستم عاملهای مختلف می توانند با هم کار کنند
system flowchart
نمودار گردش سیستم روندنمای سیستم
designation system
سیستم تعیین وسایل سیستم انتخاب
english words
واژه ها یا لغات انگلیسی
unite
سکه قدیم انگلیسی
large white
خوک سفید انگلیسی
anglicise
انگلیسی ماب شدن
old english
زبان انگلیسی قدیم
half and half
نوعی ابجو انگلیسی
zed
تلفظ انگلیسی حرف Z
broken english
انگلیسی دست و پا شکسته
limeys
سرباز یا ملوان انگلیسی
eeglish persian dictionary
فرهنگ انگلیسی به فارسی
limey
سرباز یا ملوان انگلیسی
structured english
انگلیسی ساخت یافته
unites
سکه قدیم انگلیسی
He is good at English.
انگلیسی اش خوب است
anglicise
انگلیسی ماب کردن
English bond
آجر چینی انگلیسی
The English speaking-countries.
کشورهای انگلیسی زبان
english thread
پیچ و مهره انگلیسی
uniting
سکه قدیم انگلیسی
anglo saxon
نژاد انگلیسی وساکنسونی
The English - speaking world.
دنیای انگلیسی زبان
masters
ترمینالی در شبکه که نسبت به سایرین تقدم دارد و توسط مدیر سیستم برای تنظیم سیستم یا انجام دستورات مقدم به کار می رود
mastered
ترمینالی در شبکه که نسبت به سایرین تقدم دارد و توسط مدیر سیستم برای تنظیم سیستم یا انجام دستورات مقدم به کار می رود
master
ترمینالی در شبکه که نسبت به سایرین تقدم دارد و توسط مدیر سیستم برای تنظیم سیستم یا انجام دستورات مقدم به کار می رود
compatibility
پنجره یا بخشی در سیستم عامل که برنامه هایی را که برای سیستم عاملهای متفاورت ولی مربوط به هم نوشته شده اند را میتواند اجرا کند
sten
مسلسل سبک 9 میلمتری انگلیسی
anglicizes
باداب و رسوم انگلیسی درامدن
british english
زبان انگلیسی رایج درانگلستان
cee
نام سومین حرف انگلیسی
anglicizing
باداب و رسوم انگلیسی درامدن
gringo
بیگانه خصوصا انگلیسی یا امریکایی
anglicises
باداب و رسوم انگلیسی درامدن
english garden
پارک انگلیسی
[قرن هجدهم]
anglicised
باداب و رسوم انگلیسی درامدن
s
نوزدهمین حرف الفبای انگلیسی
english speaking people
مردم یا ملل انگلیسی زبان
anglicising
باداب و رسوم انگلیسی درامدن
q
هفدهمین حرف الفبای انگلیسی
shropshire
نژادی از گوسفند بی شاخ انگلیسی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com