English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (5 milliseconds)
English Persian
nick شکاف دادن بریدگی
nicked شکاف دادن بریدگی
nicking شکاف دادن بریدگی
nicks شکاف دادن بریدگی
Other Matches
write protect notch شکاف حفافت از نوشتن بریدگی محافظ
joggles بریدگی اجر و امثال ان برای جلوگیری از لغزش تیزی یا شکاف اجر و چوب وغیره
joggled بریدگی اجر و امثال ان برای جلوگیری از لغزش تیزی یا شکاف اجر و چوب وغیره
joggle بریدگی اجر و امثال ان برای جلوگیری از لغزش تیزی یا شکاف اجر و چوب وغیره
joggling بریدگی اجر و امثال ان برای جلوگیری از لغزش تیزی یا شکاف اجر و چوب وغیره
cavitation بریدگی حاصله ازحرکت پروانه کشتی بریدگی شیار
sight window بریدگی بالای کمان برای جاگرفتن تیر و دادن دید بهتر
incise چاک دادن شکاف دادن
slashed چاک دادن شکاف دادن
slashes چاک دادن شکاف دادن
incised چاک دادن شکاف دادن
incises چاک دادن شکاف دادن
slash چاک دادن شکاف دادن
notch شکاف دادن
notches شکاف دادن
yerk هل دادن شکاف برداشتن
chap انتخاب کردن شکاف دادن
shear شکاف دادن قیچی کردن
gill slit شکاف دستگاه تنفس ماهی شکاف برانشی
v ring تصویر شکاف درجه تفنگ روی خال سیاه هدف برای نمره دادن به تیراندازی
incisure بریدگی
scores بریدگی
scored بریدگی
score بریدگی
jaggy بریدگی
incision بریدگی
jag بریدگی
jaggedness بریدگی
kerf بریدگی
kert بریدگی
hyphen بریدگی
gashes بریدگی
gashing بریدگی
incisions بریدگی
gash بریدگی
gashed بریدگی
notches بریدگی
hyphens بریدگی
detruncation بریدگی
notch بریدگی
gully اب بریدگی
gullies اب بریدگی
rifts بریدگی
gulleys اب بریدگی
scissor بریدگی
breaking بریدگی
rift بریدگی
scission بریدگی
corner cut بریدگی گوشه
dented دندانه بریدگی
cuts برش بریدگی
denting دندانه بریدگی
dent دندانه بریدگی
dents دندانه بریدگی
edge notched با بریدگی لبهای
cut تخفیف بریدگی
kert جای بریدگی با
dry gap bridge پل مخصوص اب بریدگی
ground water trench بریدگی اب زیرزمینی
cut برش بریدگی
cuts تخفیف بریدگی
gripping بریدگی برای گذراندن اب
grip بریدگی برای گذراندن اب
grips بریدگی برای گذراندن اب
gripped بریدگی برای گذراندن اب
boutonniere بریدگی یاشکاف جای دکمه
inlaid work [نقش تزئینی فقط با استفاده از یک نوع مواد در بریدگی، تورفتگی یا فرورفتگی دیوار]
reducing تحویل دادن کاهش دادن تنزل دادن تقلیل دادن
reduces تحویل دادن کاهش دادن تنزل دادن تقلیل دادن
reduce تحویل دادن کاهش دادن تنزل دادن تقلیل دادن
cracks شکاف
nicks شکاف
crack شکاف
rift شکاف
cleft palate شکاف سق
incisure شکاف
split شکاف
t slot شکاف " T "
groove شکاف
fisure شکاف
buttressing شکاف
craze شکاف
suture شکاف
overture شکاف
grooves شکاف
overtures شکاف
tear شکاف
head slot شکاف هد
cleft palates شکاف سق
buttresses شکاف
incisions شکاف
gaps شکاف
rifts شکاف
eyes شکاف
notch شکاف
eying شکاف
nick شکاف
fractions شکاف
fraction شکاف
nicked شکاف
notches شکاف
gap شکاف
nicking شکاف
eye شکاف
eyeing شکاف
fissures شکاف
slots شکاف
break شکاف
chik شکاف
slotting شکاف
apertures شکاف
slot شکاف
clift شکاف
breaks شکاف
cleft شکاف
clefts شکاف
slithers شکاف
slithering شکاف
slithered شکاف
slither شکاف
chap شکاف
lacuna شکاف
chinks شکاف
slashes شکاف
slashed شکاف
multifid شکاف شکاف
slash شکاف
aperture شکاف
chinking شکاف
chinked شکاف
chink شکاف
fracture شکاف
interstice شکاف
fractured شکاف
arm slit شکاف
fractures شکاف
fracturing شکاف
cloot شکاف سم
chine شکاف
break through شکاف
scarring شکاف
buttress شکاف
insection شکاف
slits شکاف
slit شکاف
scar شکاف
scarred شکاف
fairlead شکاف
chasms شکاف
incision شکاف
scars شکاف
chasm شکاف
crazes شکاف
hiatus شکاف
seams شکاف
raking شکاف
crevices شکاف
buttressed شکاف
rakes شکاف
rake شکاف
fissure شکاف
seam شکاف
crevice شکاف
main gap شکاف اصلی
trenchancy نفوذ شکاف
horn gap شکاف سرنایی
aximez شکاف پنجره
ajimez شکاف پنجره
crack شکاف برداشتن
crack شکاف سنگ
inflationary gap شکاف تورمی
aperture شکاف دید
apertures شکاف دید
regional gap شکاف منطقهای
bird's-mouth شکاف سه گوشه
production gap شکاف تولید
regional gap شکاف ناحیهای
crack شکاف ضربت
tooth gap شکاف دندانه
arrow-loop شکاف تهویه
notched شکاف دار
notchy شکاف دار
lacunose شکاف دار
notch شکاف ایجادکردن
kibed دارای شکاف
fission شکاف هستهای
phase splitter فاز شکاف
notches شکاف ایجادکردن
cuts شکاف معبر
crevasse شکاف یخی
crevasse شکاف یخچالی
rear sight شکاف درجه
cracks شکاف ضربت
cracks شکاف سنگ
cracks شکاف برداشتن
crevasse شکاف عمیق
chap شکاف [در پوست]
crevasses شکاف یخی
crevasses شکاف یخچالی
crevasses شکاف عمیق
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com