Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (10 milliseconds)
English
Persian
licensee
صاحب جواز یا امتیاز
licensees
صاحب جواز یا امتیاز
Other Matches
licensees
صاحب جواز
permit holder
صاحب جواز
licensee
صاحب جواز
licensees
صاحب جواز دارنده پروانه
licensee
صاحب جواز دارنده پروانه
licence owner
صاحب امتیاز
grantee
صاحب امتیاز
concessioner
صاحب امتیاز
concessionary
صاحب امتیاز
concessionaire
صاحب امتیاز
equites
سواره نظام صاحب امتیاز
jointer
صاحب شیره کش خانه صاحب مشروب فروشی
point after touchdown
[یک امتیاز با گذراندن توپ بر فراز دروازه با ضربه پا پس از کسب شش امتیاز با رسیدن به پشت خط پایان]
overtime
وقت نامحدودپس از تساوی در امتیاز 41برای کسب دو امتیاز
handicap
امتیاز برای ایجاد تعادل امتیاز تعادلی
handicaps
امتیاز برای ایجاد تعادل امتیاز تعادلی
handicap
مسابقه ارابه رانی با دادن امتیاز از محل شروع به نسبت مسابقه امتیاز دادن به شرکت کنندگان
handicaps
مسابقه ارابه رانی با دادن امتیاز از محل شروع به نسبت مسابقه امتیاز دادن به شرکت کنندگان
rugby point
امتیاز 3 یا 4 برای رساندن توپ به پشت خط پایان امتیاز 2 برای ضربه با پاوفرستان توپ از روی دروازه
badminton
بازی انفرادی یا دو نفره در زمین به طول 04/31 متر و عرض 01/6متر برای دونفره و 81/5متر در 01/6 متر برای انفرادی و شامل سه گیم وهر گیم 51 امتیاز برای مردان و 11 امتیاز برای زنان
permitting
جواز
patents
جواز
permits
جواز
laissez passer
جواز
license
جواز
licensing
جواز
permit
جواز
pass
جواز
indult
جواز
passed
جواز
passes
جواز
patenting
جواز
licenses
جواز
sanctioned
جواز
sanctions
جواز
sanctioning
جواز
licences
جواز
patented
جواز
licence
جواز
patent
جواز
sanction
جواز
immunity
جواز
revocability
جواز
permits
پروانه جواز
papering
جواز پروانه
safe-conducts
جواز امان
license
پروانه جواز
residence permit
جواز اقامت
permit
پروانه جواز
plevin
جواز امان
licensing
جواز شغل
licensing
پروانه جواز
license
جواز شغل
safe conducts
جواز امان
permitting
پروانه جواز
impermissibility
عدم جواز
conduct safe
جواز امان
licence
پروانه جواز
licence
جواز شغل
licences
پروانه جواز
licences
جواز شغل
canonicity
جواز شرعی
licenses
پروانه جواز
licenses
جواز شغل
bill of loading
جواز کشتی
passports
جواز سفر
papers
جواز پروانه
papered
جواز پروانه
paper
جواز پروانه
licencee
دارنده جواز
pass
جواز گذرنامه
passed
جواز گذرنامه
passes
جواز گذرنامه
kashruth
حالت جواز
kashrut
حالت جواز
justifiability
جواز شرعی
import licence
جواز واردات
passport
جواز سفر
permit of residence
جواز اقامت
immediacy
قرب جواز
permission to stay
جواز اقامت
safe conduct
جواز امان
permission to reside
جواز اقامت
permanent residence permit
جواز اقامت دائمی
indefinite leave to remain
[British E]
جواز اقامت دائمی
student residence permit
جواز اقامت دانشجوئی
registry
جواز ثبت کشتی
licentiate
دارای جواز لیسانسیه
licensor
اعطاء کننده جواز
licencor
اعطاء کننده جواز
registries
جواز ثبت کشتی
registries
جواز کشتی محضر
registry
جواز کشتی محضر
patent medicines
داروی دارای جواز وزارت بهداری
stratosphere
طبقه فوقانی جواز 11 کیلومتر ببالا
safe conducts
جواز عبور و مرور درمنطقه نظامی
safe conduct
جواز عبور و مرور درمنطقه نظامی
safe-conducts
جواز عبور و مرور درمنطقه نظامی
patent medicine
داروی دارای جواز وزارت بهداری
owner
صاحب
lord
صاحب
lords
صاحب
master
صاحب
mastered
صاحب
ownerless
بی صاحب
owners
صاحب
masters
صاحب
padrone
صاحب
clear-sighted
صاحب نظر
benefactor
صاحب خیر
benefactors
صاحب خیر
inviolable
صاحب حرمت
titled
صاحب لقب
employers
صاحب کار
employer
صاحب کار
building owner
صاحب کار
resolute
صاحب عزم
innkeeper
صاحب مسافرخانه
officers
صاحب منصب
officer
صاحب منصب
laird
صاحب زمین
lairds
صاحب زمین
innkeepers
صاحب مسافرخانه
housemother
زن صاحب خانه
housemothers
زن صاحب خانه
beneficent
صاحب کرم
signatories
صاحب امضا
signatory
صاحب امضا
landlady
زن صاحب ملک
landladies
زن صاحب ملک
landowners
صاحب ملک
landowner
صاحب ملک
assayer
صاحب عیار
official
صاحب منصب
waif
مال بی صاحب
planter
صاحب مزرعه
planters
صاحب مزرعه
manufacturers
صاحب کارخانه
masters
ارباب صاحب
mastered
ارباب صاحب
master
ارباب صاحب
manufacturer
صاحب کارخانه
master of the time
صاحب الزمان
titlist
صاحب سندمالکیت
restauranteur
صاحب رستوران
unowned
بی صاحب بیمالک
homeowner
صاحب خانه
homeowners
صاحب خانه
sovereigns
صاحب سیادت
office-holder
صاحب مقام
office-holders
صاحب مقام
seignior
صاحب تیول
Distinguished . Titled.
صاحب عنوان
stray
جانور بی صاحب
lessor
صاحب ملک
landholder
صاحب ملک
land lady
زن صاحب ملک
stock holder
صاحب سهم
monopolist
صاحب انحصار
no man's land
سرزمین بی صاحب
manufaturer
صاحب کارخانه
notary public
صاحب محضر
man of place
صاحب مقام
nursery man
صاحب قلمستان
of consequence
صاحب شان
officiary
صاحب منصب
owner of a property
صاحب ملک
liege
صاحب تیول
sharecropper
صاحب نسق
shipowner
صاحب کشتی
shop keeper
صاحب دکان
industrialist
صاحب صنعت
slaveholder
صاحب برده
straying
جانور بی صاحب
free ball
توپ بی صاحب
stockholders
صاحب سهم
stockholder
صاحب سهم
shareholders
صاحب سهم
in the saddle
صاحب اختیار
shareholder
صاحب سهم
man of place
صاحب منصب
in power
صاحب مقام
strays
جانور بی صاحب
feudatory
صاحب تیول
restaurateurs
صاحب رستوران
printers
صاحب چاپخانه
printer
صاحب چاپخانه
sovereign
صاحب سیادت
industrialists
صاحب صنعت
feudary
صاحب تیول
restaurateur
صاحب رستوران
arrentation
پروانه یا جواز بهره برداری ار اراضی جنگلی در ازای پرداخت اجاره سالانه معین
yachtsman
صاحب کشتی تفریحی
pooh bah
صاحب چندین مقام
newspaperman
صاحب وگرداننده روزنامه
housemother
زن صاحب پانسیون یا مهمانخانه
endowed
صاحب مال و مکنت
newspapermen
صاحب وگرداننده روزنامه
cotton spinner
صاحب کارخانه نخ ریسی
placeman
صاحب منصب اداری
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com