Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (14 milliseconds)
English
Persian
odd
ضربهای که تعداد ضربات رایک عدد بیش از تعداد ضربات حریف درهر بخش میکند
odder
ضربهای که تعداد ضربات رایک عدد بیش از تعداد ضربات حریف درهر بخش میکند
oddest
ضربهای که تعداد ضربات رایک عدد بیش از تعداد ضربات حریف درهر بخش میکند
Other Matches
halved
مساوی بودن تعداد ضربات هر دو حریف در یک بخش ازبازی گلف
halve
مساوی بودن تعداد ضربات هر دو حریف در یک بخش ازبازی گلف
even par
انجام تعداد ضربات استاندارددر یک بخش یا تمام بخشای گلف
scorecards
کارت نشان دهنده تعداد ضربات بازیگر در هر بخش بازی گلف
scorecard
کارت نشان دهنده تعداد ضربات بازیگر در هر بخش بازی گلف
counted
تعداد جریانهای ضربهای شمردن
count
تعداد جریانهای ضربهای شمردن
counts
تعداد جریانهای ضربهای شمردن
counting
تعداد جریانهای ضربهای شمردن
combinatorics
محاسبه تعداد موارد یکسان تعداد راههای انجام یک کار ترکیب شناسی
outshoot
تعداد بیشتر و بهتر تیراندازی نسبت به حریف
forcing shot
ضربهای که حریف را واداربه دفاع میکند
drum roll
ضربات مداوم
drum rolls
ضربات مداوم
lay to
مبادله ضربات کردن
million instructions per second
اندازه سرعت پردازنده که تعداد دستوراتی که در ثانیه اجرا میکند را مشخص میکند
roundest
تعداد تیر تعداد شلیک دور
round
تعداد تیر تعداد شلیک دور
like as we lie
طرفین دارای ضربات مساوی
rat a tat tat
ضربات متوالی و تند زدن
rat a tat
ضربات متوالی و تند زدن
KO's
با ضربات متوالی از میدان بدرکردن
KO
با ضربات متوالی از میدان بدرکردن
rat-a-tat
ضربات متوالی و تند زدن
pit a pat
با ضربات تند و متوالی درحال ضربان
slugfest
مسابقهای که دران ضربات سنگین ردوبدل میشود
tamp
بوسیله ضربات متوالی بالا یا پایین راندن
beat
تعدادضربات پا دریکسری ضربات بازوی شناگر ضربه زدن
beats
تعدادضربات پا دریکسری ضربات بازوی شناگر ضربه زدن
page
تعداد صفحات که چاپگر در یک دقیقه چاپ میکند
pages
تعداد صفحات که چاپگر در یک دقیقه چاپ میکند
paged
تعداد صفحات که چاپگر در یک دقیقه چاپ میکند
clocks
تعداد باس هایی که ساعت هر ثانیه ایجاد میکند
clock
تعداد باس هایی که ساعت هر ثانیه ایجاد میکند
multiplexor
مداری که تعددی ورودی را به تعداد کمتری خروجی ترکیب میکند
mux
مداری که تعدادی ورودی را به تعداد کمتری خروجی ترکیب میکند
indegree
تعداد لبههای جهت دار که به سمت یک گره اشاره میکند
frequencies
تعداد دفعاتی که اشعه تصویر ردیف افقی پیکس ها را اسکن میکند
frequency
تعداد دفعاتی که اشعه تصویر ردیف افقی پیکس ها را اسکن میکند
Anyone can count the seeds in an apple, but only Gold can count the number of apples in a seed.
هر کسی نمی تواند تعداد دانه های داخل یک سیب را بشمارد اما فقط خدا می تواند تعداد سیب های نهفته در یک دانه را بشمارد
Web crawler
نرم افزاری که درهر صفحه وب جدید در اینترنت حرکت میکند و یک اندیس پایه روی محتوای هرصفحه ایجاد میکند
tapping
ضربت اهسته ضربات اهسته وپیوسته زدن شیر اب زدن به
tapped
ضربت اهسته ضربات اهسته وپیوسته زدن شیر اب زدن به
tap
ضربت اهسته ضربات اهسته وپیوسته زدن شیر اب زدن به
double
سیستمی که فرفیت ذخیره سازی دیسک را با دو برابر کردن تعداد بیتهای روی سطح دیسک دو برابر میکند
doubled
سیستمی که فرفیت ذخیره سازی دیسک را با دو برابر کردن تعداد بیتهای روی سطح دیسک دو برابر میکند
doubled up
سیستمی که فرفیت ذخیره سازی دیسک را با دو برابر کردن تعداد بیتهای روی سطح دیسک دو برابر میکند
densities
سیستمی که حجم ذخیره سازی درایو دیسک را با دو برابر کردن تعداد بیتهایی که روی سطح دیسک می توان گذاشت دو برابر میکند
density
سیستمی که حجم ذخیره سازی درایو دیسک را با دو برابر کردن تعداد بیتهایی که روی سطح دیسک می توان گذاشت دو برابر میکند
paul
تعداد کم
numbers
تعداد
magnitude
تعداد
number
تعداد
counting
تعداد ایمپولز
counts
تعداد ایمپولز
wheen
تعداد زیاد
counted
تعداد ایمپولز
population
[pop.]
تعداد مردم
count
تعداد ایمپولز
A smaller number . Fewer .
تعداد کمتر
volume
تعداد میزان
volumes
تعداد میزان
number of threads
تعداد پیچش ها
number of rounds
تعداد گلوله ها
work force
تعداد کارگر
quantity
تعداد زیاد
number of cycle
تعداد دوره ها
quantities
تعداد زیاد
small lot
نوبه کم تعداد
number of cycle
تعداد تناوبها
polled
تعداد رای دهندگان
paralleling
تعداد آدرسهای متصل به هم
count
تعداد امتیاز توپزن
parallels
تعداد آدرسهای متصل به هم
parallelling
تعداد آدرسهای متصل به هم
counted
تعداد امتیاز توپزن
parallelled
تعداد آدرسهای متصل به هم
number of componentes
تعداد سازندههای مستقل
polls
تعداد رای دهندگان
poll
تعداد رای دهندگان
day of supply
تعداد روزهای اماد
quantities
تعداد یا شماره چیزی
kajillion
[slang]
تعداد بسیار زیادی
thereabouts
در حدود آن میزان یا تعداد
day of absence
تعداد روزهای نهستی
number
[of something]
تعداد
[عده]
[چیزهایی]
atomicity
تعداد اتم در ملکول
day of duty
تعداد روزهای خدمت
cyclic rate
تعداد تیردر دقیقه
quantity
تعداد یا شماره چیزی
string
تعداد حروف یک رشته
counts
تعداد امتیاز توپزن
No small number of ...
تعداد زیادی
[از مردم]
parallel
تعداد آدرسهای متصل به هم
bpi
تعداد بایت در هر اینچ
birthrate
تعداد موالید زه وزاد
blocking factor
تعداد رکوردها در بلاک
paralleled
تعداد آدرسهای متصل به هم
version
تعداد گونههای یک محصول
versions
تعداد گونههای یک محصول
nests
تعداد توابع در یک تابع
nest
تعداد توابع در یک تابع
setting up
تعداد موضوعات مربوطه
counting
تعداد امتیاز توپزن
sets
تعداد موضوعات مربوطه
tpi
تعداد شیار در هر اینچ
precision
تعداد ارقام یک عدد
family size
تعداد افراد خانواده
width
تعداد حروف در یک صفحه یا خط
Quite a few people ...
تعداد زیادی
[از مردم]
set
تعداد موضوعات مربوطه
number of rounds
تعداد تیرهای شلیک شده
frequency
تعداد پریودها پریودیسیته وفور
cycle
تعداد دفعات تکرار یک حلقه
sums
کل تعداد موضوعات جمع شده با هم
counts
ایجاد جمع کل از تعداد موضوعات
frequencies
تعداد پریودها پریودیسیته وفور
bytes per inch
تعداد بایت ها در یک واحد اینچ
mainframe computer
مانند تعداد عملوند همزمان
strengths
توان رزمی تعداد نفرات
item
تعداد حروف و ارقام در داده
word
تعداد کلمات در فایل یا متن
pitches
تعداد حروف کم در یک اینچ از خط جا می شوند
worded
تعداد کلمات در فایل یا متن
pitch
تعداد حروف کم در یک اینچ از خط جا می شوند
toll
تعداد تلفات جنگی ضایعه
counting
ایجاد جمع کل از تعداد موضوعات
lpm
تعداد خطوط دردقیقه inutes
registration numbers
تعداد دفعات ثبت تیر
cycles
تعداد دفعات تکرار یک حلقه
count
ایجاد جمع کل از تعداد موضوعات
exposure adjustment knob
دکمه نمایش تعداد فیلم
wpm
تعداد کلمات دردقیقه inute
tolls
تعداد تلفات جنگی ضایعه
size of a statistical sample
[N]
تعداد کل داده های آماری
tolling
تعداد تلفات جنگی ضایعه
items
تعداد حروف و ارقام در داده
strength
توان رزمی تعداد نفرات
balanced line
تعادل تعداد مهاجمان در وسط
registration number
تعداد دفعات ثبت تیر
counted
ایجاد جمع کل از تعداد موضوعات
natality
تعداد زایش وموالید جدید
cycled
تعداد دفعات تکرار یک حلقه
sum
کل تعداد موضوعات جمع شده با هم
head count
تعداد مردم شمرده شده
head counts
تعداد مردم شمرده شده
man-hour
جمع تعداد ساعات کار
man-hours
جمع تعداد ساعات کار
multidimensional
تعداد آرایههای موازی به همراه عمق
character pitch
تعداد کاراکترها در واحد اینچ در یک خط متن
rate
تعداد خطاهایی که در یک زمان مشخص رخ میدهد
arrays
محدودیت برای تعداد اجزای یک آرایه
length
تعداد حروف ذخیره شده در یک فیلد
spate
تعداد خیلی زیاد هجوم بی مقدمه
fields
تعداد حروف که در یک فیلد میتواند باشد
pop out
تخته موج که به تعداد زیادتولید میشود
field
تعداد حروف که در یک فیلد میتواند باشد
rates
تعداد خطاهایی که در یک زمان مشخص رخ میدهد
lengths
تعداد حروف ذخیره شده در یک فیلد
fielded
تعداد حروف که در یک فیلد میتواند باشد
sortie number
تعداد هواپیماهای شرکت کننده در پرواز
forests
تعداد درختهای ساختار داده متصل
forest
تعداد درختهای ساختار داده متصل
polyploid
دارای کروموسومهایی چندبرابر تعداد اصلی
age of moon
تعداد روزهای گذشته از ماه جاری
tonner
کشتی دارای تعداد معینی فرفیت
magazines
تعداد صفحات در سیستم ویدیویی متنی
grossing
تعداد ضربه ها در هر بخش از بازی گلف
large scale raid
حمله ناگهانی تعداد زیاد پلیس
pack
تعداد دیسکهای مغناطیسی ثابت یا متغیر
magazine
تعداد صفحات در سیستم ویدیویی متنی
grossest
تعداد ضربه ها در هر بخش از بازی گلف
grosses
تعداد ضربه ها در هر بخش از بازی گلف
grosser
تعداد ضربه ها در هر بخش از بازی گلف
record
تعداد رکوردهای فایل ذخیره شده
small lot
نوبهای که تعداد مهمات یا خرج ان کم است
omission factor
تعداد متنهای مربوطه که در یک جستجو گم شدند
chips
تعداد قط عات روی یک PCB یا یک وسیله
gross
تعداد ضربه ها در هر بخش از بازی گلف
accuracy
هر قدر تعداد بیتها بیشتر باشد
quasi-
که نشان دهنده تعداد دستورات است
leukocytosis
افزایش تعداد گلبولهای سفید خون
array
محدودیت برای تعداد اجزای یک آرایه
packs
تعداد کارت پانچ ها یا دیسکهای مغناطیسی
chip
تعداد قط عات روی یک PCB یا یک وسیله
packs
تعداد دیسکهای مغناطیسی ثابت یا متغیر
grossed
تعداد ضربه ها در هر بخش از بازی گلف
pack
تعداد کارت پانچ ها یا دیسکهای مغناطیسی
Hamming code
تعداد ارقامی که در دو کلمه با طول یکسان متفاوتند
read
تعداد بایتها که خواننده در زمان مشخص می خواند
margins
تعداد اشتباهات که در متن یا محاسبه پذیرفته میشود
length
طول چیزی تعداد داده ها در یک متغیر یا لیست
load
تعداد کارهایی که ماشین باید کامل کند
reads
تعداد بایتها که خواننده در زمان مشخص می خواند
fill
تعداد میلههای افتاده بولینگ با گوی دوم
pumpkins
پرتابی که تعداد کمی از میلههای بولینگ را می اندازد
short side
خط بازیگران با تعداد کمتری بازیگر دهانه دروازه
thread count
[تعداد رشته نخ تار یا پود در یک طول مشخص]
margin
تعداد اشتباهات که در متن یا محاسبه پذیرفته میشود
loads
تعداد کارهایی که ماشین باید کامل کند
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com