English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English Persian
blow with the open glove ضربه با دستکش باز بوکس
Other Matches
boxing gloves دستکش بوکس
boxing glove دستکش بوکس
sunday punch کاراترین ضربه در بوکس
straight blow ضربه مستقیم در بوکس
low blow ضربه بوکس خطا به پایین تراز کمر
hitting ضربه به توپ یا حریف ضربه بدنی به حریف برای خروج او از بازی ضربه
hits ضربه به توپ یا حریف ضربه بدنی به حریف برای خروج او از بازی ضربه
hit ضربه به توپ یا حریف ضربه بدنی به حریف برای خروج او از بازی ضربه
gloves دستکش
chevrons دستکش
gantlet دستکش
glove دستکش
chevron دستکش
gantelope دستکش بلند
wheel gloves دستکش رانندگی
webber دستکش ساز
glover دستکش ساز
kid gloves دستکش چرمی
muffled دستکش پوش
kid glove دستکش پوش
kid gloves دستکش جیر
gauntlets دستکش بلند
gantlope دستکش بلند
gauntlet دستکش بلند
mitts دستکش بلند
mitt دستکش بلند
mitt دستکش بیش بال
finger tab دستکش چرمی سوراخدارکمانگیر
mitts دستکش بیش بال
chevron دستکش ارم بازو
catching glove دستکش دروازه بان
chevrons دستکش ارم بازو
punts ضربه با پا باانداختن توپ بزمین و ضربه زدن پیش ازتماس ان با زمین
punted ضربه با پا باانداختن توپ بزمین و ضربه زدن پیش ازتماس ان با زمین
punt ضربه با پا باانداختن توپ بزمین و ضربه زدن پیش ازتماس ان با زمین
an iron hand in a valvet glove دست اهنین در دستکش مخملی
stick glove دستکش کلفت دروازه بان
gauntlets دستکش اهنی دعوت بمبارزه
gauntlet دستکش اهنی دعوت بمبارزه
glove stretcher اسباب گشادکردن پنجههای دستکش
A pair of shoes (gloves,socks). یک جفت کفش( دستکش ؟جوراب )
impluse response پاسخ ضربه رفتار ضربه تابع انتقال ایمپولز
Where is the mate ( companion ) of this glove ? لنگه دیگه این دستکش کجاست ؟
trap فاصله چرمی بین شست انگشتان دستکش
wrist قسمتی لباس یا دستکش که مچ دست رامی پوشاند
wrists قسمتی لباس یا دستکش که مچ دست رامی پوشاند
pugilism بوکس
boxing بوکس
box بوکس
boxes بوکس
knuckle duster بوکس باز
box wrench اچار بوکس
knuckle-dusters پنجه بوکس
knuckle-dusters بوکس باز
knuckle-duster پنجه بوکس
bout مسابقه بوکس
boxing ring رینگ بوکس
bouts مسابقه بوکس
ring رینگ بوکس
brass knuckles پنجه بوکس
box spanner اچار بوکس
knuckle-duster بوکس باز
boxer بوکس باز
stablemate هم تیمی بوکس
straight left چپ مستقیم در بوکس
pugilism بوکس بازی
knuckle duster پنجه بوکس
gym محل تمرین بوکس
sparring match مبارزه تمرینی بوکس
savate بوکس همراه با لگد
ropes طناب رینگ بوکس
punching bags کیسه شن تمرین بوکس
punching bag کیسه شن تمرین بوکس
kick boxing بوکس همراه با لگد
roped طناب رینگ بوکس
straight right راست مستقیم در بوکس
sparring partner یار تمرینی بوکس
punch ball گلابی تمرین بوکس
stopped استوپ داور بوکس
speedbag گلابی تمرین بوکس
rope طناب رینگ بوکس
headharness کلاه تمرین بوکس
gyms محل تمرین بوکس
manager مدیر مسابقه بوکس
stops استوپ داور بوکس
stopping استوپ داور بوکس
heavy bag کیسه شن تمرین بوکس
knock out با مشت یا بوکس ازپادراوردن
head gear کلاه تمرین بوکس
managers مدیر مسابقه بوکس
big bag کیسه شن تمرین بوکس
headguard کلاه تمرین بوکس
stop استوپ داور بوکس
cross ضربه هوک پس از ضربه حریف
crosses ضربه هوک پس از ضربه حریف
crosser ضربه هوک پس از ضربه حریف
crossest ضربه هوک پس از ضربه حریف
to burn rubber بوکس و باد کردن چرخ
to peel off [tires] بوکس و باد کردن چرخ
make-weights سر وزن رسیدن در بوکس وکشتی
bells زنگ در پایان هر روند بوکس
make-weight سر وزن رسیدن در بوکس وکشتی
make weight سر وزن رسیدن در بوکس وکشتی
road work دویدن جادهای در تمرین بوکس
slugfest بوکس بدون تاکتیک صحیح
bell زنگ در پایان هر روند بوکس
boxes بوکس بازی کردن سیلی زدن
peizefight مسابقه حرفهای بوکس باجایزه نقدی
neutral corner گوشههای رینگ بوکس درموقع استراحت
attendance of a doctor حضور پزشک روی رینگ بوکس
canvas پرده نقاشی کف رینگ بوکس یا کشتی
canvases پرده نقاشی کف رینگ بوکس یا کشتی
stance طرزایستادن در مقابل حریف بوکس کارگاه
stances طرزایستادن در مقابل حریف بوکس کارگاه
put away ابشار پرتاب به خارج رینگ بوکس
box بوکس بازی کردن سیلی زدن
sclaff ضربه چوب به زمین و سپس به گوی بجای ضربه مستقیم به گوی
ring stool چهارپایه مخصوص استراحت بین روندهای بوکس
roundest روند بوکس برابر 3 دقیقه زمان مسابقه تکواندو
marquis queensberry rules مجموعه قوانین و مقررات بوکس که در سال 6781میلادی وضع شد
round روند بوکس برابر 3 دقیقه زمان مسابقه تکواندو
apron چمن کوتاه اطراف سوراخ گلف قسمتی از کف رینگ بوکس
aprons چمن کوتاه اطراف سوراخ گلف قسمتی از کف رینگ بوکس
mitten دستکش دارای یک جابرای چهار انگشت ویکجابرای انگشت شست
mittens دستکش دارای یک جابرای چهار انگشت ویکجابرای انگشت شست
shank ضربه زدن به توپ با قوزک یاکنار پا ضربه زدن به گوی باعقب چوب گلف یا بدنه ان قسمتی از لنگر که طناب به ان وصل شود قسمتی از قلاب ماهیگیری بین سوراخ وانحنا
placekick ضربه به توپ کاشته شده ضربه کاشته
impluse ضربه
tits ضربه
hacks ضربه
pulse ضربه
pushes ضربه
impacts ضربه
shocked ضربه
brunt ضربه
head ضربه با سر
interrupter ضربه گر
double kick دو ضربه پی در پی
mishit ضربه بد
shocks ضربه
impact ضربه
pushed ضربه
hacked ضربه
impulses ضربه
surges ضربه
surged ضربه
shock ضربه
butting ضربه با سر
push ضربه
hack ضربه
impulse ضربه
surge ضربه
shockproof ضد ضربه
stroke ضربه
butt joint ضربه
pops ضربه
popped ضربه
stroked ضربه
pop ضربه
kicks ضربه
kicks ضربه با پا
kicking ضربه
strokes ضربه
collision ضربه
flap ضربه
blows ضربه
blow ضربه
thuds ضربه
thudding ضربه
thudded ضربه
bonks ضربه بر سر
bonking ضربه بر سر
bonked ضربه بر سر
bonk ضربه بر سر
shot ضربه
shots ضربه
thud ضربه
yee jupkki ضربه پا
pulsed ضربه
left ضربه چپ
whang ضربه
tit ضربه
collisions ضربه
sole of the foot kick ضربه با کف پا
kick ضربه با پا
antiknock ضد ضربه
strikeless بی ضربه
sole trap ضربه با کف پا
sole kick ضربه با کف پا
slugger ضربه زن
shock proof ضد ضربه
flaps ضربه
kick ضربه
kicking ضربه با پا
kicked ضربه
flapped ضربه
kicked ضربه با پا
stroking ضربه
deliver ضربه زدن
whipped ضربه زدن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com